جدیدترین مطالب

افول نفوذ سنتی پاریس در ساحل آفریقا

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: قطع روابط دیپلماتیک بورکینافاسو و فرانسه، صرفاً یک بحران دوجانبه نیست، بلکه نشانه‌ای از شتاب گرفتن افول نفوذ سنتی پاریس در آفریقای غربی و بازآرایی موازنه قدرت در منطقه ساحل محسوب می‌شود.

افول هژمونی آمریکا و ابتکارات جهانی چین از منظر آمریکای لاتین

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «ابتکارات جهانی چین به عنوان یک چالش مهم برای نظم بین‌المللی تحت سلطه غرب ظهور کرده‌اند، با این حال پیامدهای نظری آنها برای آمریکای لاتین و کارائیب (LAC) هنوز مورد بررسی قرار نگرفته است. به طور کلی، تحقیقات موجود، روابط چین و کشورهای جنوب جهان را از طریق پارادایم‌های الهام گرفته از وابستگی یا رقابت ژئوپلیتیک چارچوب‌بندی می‌کنند، که هر دو بازتولید نوعی جبر ساختاری است که تحلیل معنادار از عاملیت منطقه‌ای را مسدود می‌کند.

واکاوی نظم امنیتی جدید در منطقه

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت مهمان: تهاجم نظامی اخیر ایالات متحده و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران در ماه‌های آغازین سال ۲۰۲۶، فراتر از یک تنش دوره‌ای، به عنوان کاتالیزور بازآرایی بنیادین نظم ژئوپلیتیک خاورمیانه عمل کرده است.

تحلیلی بر شراکت راهبردی آمریکا و هند

شورای راهبردی آنلاین-رصد: توافق هسته‌ای غیرنظامی سال ۲۰۰۸ میان آمریکا و هند روابط دو طرف را از سطح سنتی به مشارکت راهبردی و تحول‌آفرین تبدیل کرد. این توافق نشان داد که حل حساسترین اختلافات دوجانبه امکان‌پذیر است و اعتماد را در بالاترین سطوح رهبری ایجاد نمود. کارشناسان هشدار میدهند که احیای شتاب این رابطه، نیازمند پروژه‌های همکاری جسورانه جدید در فناوری‌های راهبردی و توافق تجاری جامع و بازسازی اعتماد در سطوح بالاست.

نگاهی به سیاست جدید ترامپ در قبال بالکان غربی

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «گزارش جدید دولت ترامپ درباره سیاست آمریکا در قبال بالکان غربی با این جمله آغاز می‌شود: «ارتقاء، ثبات و پیشبرد منافع اقتصادی آمریکا در بالکان غربی، آمریکا را امن‌تر، قوی‌تر و مرفه‌تر می‌کند.» این گزارش هفت صفحه‌ای ضمن حمایت از این دیدگاه جدید که کشورهای این منطقه برای انجام کارهای بیشتر برای خودشان تلاش‌کنند، بر ادامه بسیاری از جنبه‌های تعامل آمریکا در این منطقه تأکید می‌کند، به مسائل محلی، مانند جرایم سازمان‌یافته، می‌پردازد و در عین حال چشم‌انداز ژئوپلیتیک بزرگ‌تری را ترسیم می‌کند که شامل روسیه و چین است.»

معنای توافقات دفاعی اخیر کشورهای عرب خلیج فارس با اوکراین برای روسیه و منطقه چیست؟

شورای راهبردی آنلاین-رصد: « اوکراین از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، تلاش کرده است تجربه میدانی خود را به یک دارایی در سیاست خارجی تبدیل کند. اعزام تیم‌های نظامی به کشورهای خلیج(فارس) برای کمک به رهگیری پهپادها و ارائه مشاوره پدافند هوایی، همراه با توافق‌های دفاعی با قطر، عربستان و امارات، این تصور را در برخی محافل غربی ایجاد کرده که کشورهای خلیج(فارس) در حال فاصله گرفتن از روسیه و نزدیک شدن به اوکراین هستند. اما آنچه در حال رخ دادن است، نه یک تغییر ژئوپلیتیک علیه مسکو، بلکه یک راهبرد تنوع‌بخشی عملگرایانه است. پادشاهی‌های خلیج(فارس) در حال جایگزین کردن اوکراین به جای روسیه نیستند، بلکه اوکراین را به مجموعه‌ رو به گسترش گزینه‌های امنیتی، فناوری و دیپلماتیک خود اضافه می‌کنند.»

Loading

أحدث المقالات

افول نفوذ سنتی پاریس در ساحل آفریقا

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: قطع روابط دیپلماتیک بورکینافاسو و فرانسه، صرفاً یک بحران دوجانبه نیست، بلکه نشانه‌ای از شتاب گرفتن افول نفوذ سنتی پاریس در آفریقای غربی و بازآرایی موازنه قدرت در منطقه ساحل محسوب می‌شود.

پیامدهای قطع احتمالی کمک نظامی آمریکا به رژیم صهیونیستی

شورای راهبردی آنلاین-رصد: « اظهارات ترامپ در پاسخ به واکنش تند مقامات اسرائیلی به توافق اولیه برای پایان دادن به جنگ با ایران که گفته بود «از نحوه رفتار اسرائیل با لبنان خوشحال نیستم. اگر من دخالت نمی‌کردم، اسرائیل خیلی وقت پیش نابود شده بود»، نشان‌دهنده پایین‌ترین سطح روابط آمریکا و اسرائیل در دوران ریاست‌جمهوری ترامپ بود. اختلاف آن‌ها اساسی است. ترامپ مصمم به پایان دادن جنگ با ایران است و ایران نیز روشن ساخته که توافق صلح تنها در صورتی ممکن است که اسرائیل عملیاتش را علیه حزب‌الله، متحد ایران، در لبنان متوقف کند. به‌نظر می‌رسد یادداشت تفاهم اخیر بین آمریکا و ایران به‌صراحت بیان می‌کند که پایان جنگ در لبنان بخشی از یک توافق جامع‌تر است.

افول هژمونی آمریکا و ابتکارات جهانی چین از منظر آمریکای لاتین

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «ابتکارات جهانی چین به عنوان یک چالش مهم برای نظم بین‌المللی تحت سلطه غرب ظهور کرده‌اند، با این حال پیامدهای نظری آنها برای آمریکای لاتین و کارائیب (LAC) هنوز مورد بررسی قرار نگرفته است. به طور کلی، تحقیقات موجود، روابط چین و کشورهای جنوب جهان را از طریق پارادایم‌های الهام گرفته از وابستگی یا رقابت ژئوپلیتیک چارچوب‌بندی می‌کنند، که هر دو بازتولید نوعی جبر ساختاری است که تحلیل معنادار از عاملیت منطقه‌ای را مسدود می‌کند.

واکاوی نظم امنیتی جدید در منطقه

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت مهمان: تهاجم نظامی اخیر ایالات متحده و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران در ماه‌های آغازین سال ۲۰۲۶، فراتر از یک تنش دوره‌ای، به عنوان کاتالیزور بازآرایی بنیادین نظم ژئوپلیتیک خاورمیانه عمل کرده است.

تحلیلی بر شراکت راهبردی آمریکا و هند

شورای راهبردی آنلاین-رصد: توافق هسته‌ای غیرنظامی سال ۲۰۰۸ میان آمریکا و هند روابط دو طرف را از سطح سنتی به مشارکت راهبردی و تحول‌آفرین تبدیل کرد. این توافق نشان داد که حل حساسترین اختلافات دوجانبه امکان‌پذیر است و اعتماد را در بالاترین سطوح رهبری ایجاد نمود. کارشناسان هشدار میدهند که احیای شتاب این رابطه، نیازمند پروژه‌های همکاری جسورانه جدید در فناوری‌های راهبردی و توافق تجاری جامع و بازسازی اعتماد در سطوح بالاست.

نگاهی به سیاست جدید ترامپ در قبال بالکان غربی

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «گزارش جدید دولت ترامپ درباره سیاست آمریکا در قبال بالکان غربی با این جمله آغاز می‌شود: «ارتقاء، ثبات و پیشبرد منافع اقتصادی آمریکا در بالکان غربی، آمریکا را امن‌تر، قوی‌تر و مرفه‌تر می‌کند.» این گزارش هفت صفحه‌ای ضمن حمایت از این دیدگاه جدید که کشورهای این منطقه برای انجام کارهای بیشتر برای خودشان تلاش‌کنند، بر ادامه بسیاری از جنبه‌های تعامل آمریکا در این منطقه تأکید می‌کند، به مسائل محلی، مانند جرایم سازمان‌یافته، می‌پردازد و در عین حال چشم‌انداز ژئوپلیتیک بزرگ‌تری را ترسیم می‌کند که شامل روسیه و چین است.»

Loading
انرژی؛ ابزاری برای امنیت سازی

نگاه امنیتی اسرائیل به حوزه انرژی

۱۳۹۵/۰۸/۱۸ | موضوعات

شورای راهبردی آنلاین – رسانه ها: ماهیت امنیتی رژیم صهیونیستی موجب شده است مقامات این رژیم از همه مسائل در راستای امنیت سازی استفاده نمایند، انرژی جدیدترین ابزاری است که تل‌آویو برای عادی‌سازی، مشروعیت‌زایی منطقه‌ای و تغییر ژئوپلیتیک قدرت در غرب آسیا از آن بهره گرفته است.

الله کرم مشتاقی

ماهیت غیرطبیعی و نامشروع رژیم صهیونیستی در تأسیس، دولت سازی و ملت‌سازی موجب شده است امنیت و مشروعیت در نقطه کانونی سیاست‌های خارجی این رژیم قرار گیرد به‌گونه‌ای که به سختی می‌توان مرزی بین سیاست‌های امنیتی این رژیم با تعاملات اقتصادی، فرهنگی، تجاری و سیاسی این رژیم با کشورهای شرق آسیا و شمال اروپا ترسیم کرد. به عبارتی سیاست‌هایی که «پیوست امنیتی» نداشته باشند از دستور کار مقامات تل‌آویو کنار گذاشته می‌شوند.

کشف و استخراج گاز در میادین گازی دریای مدیترانه موجب شده است، این ماده حیاتی به ابزاری برای احقاق سیاست‌های امنیتی و برنامه‌های مشروعیت بخش برای تل‌آویو تبدیل شود. صهیونیست‌ها تلاش دارند خود را از یک رژیم وابسته به انرژی، به قطب تولید گازی در منطقه­ی مدیترانه تبدیل نماید. مقامات تل‌آویو به دنبال آن‌اند که علاوه بر کاستن از تنگناهای امنیتی و نجات خود از تحریم‌های احتمالی منطقه‌ای-بین‌المللی، از «سلاح گاز» در تقویت روابط و مشروعیت زایی در منطقه استفاده نمایند.

1- بررسی راهبرد و سیاست رژیم صهیونیستی در حوزه انرژی

دیپلماسی انرژی تلاشی است برای عبور از محدودیت‌های تکنولوژیک، بازاریابی، اکتشاف، استخراج و سرمایه‌گذاری خارجی[1] این مسئله برای رژیم صهیونیستی علاوه بر موارد بیان شده، ماهیتی حیات‌بخش نیز دارد به عبارتی آنچه در ورای دیپلماسی انرژی و تعاملات اقتصادی برای این رژیـم اهمیـت دارد کاهش دغدغه‌های امنیتی و کسب مشروعیت سیاسی از طریق دیپلماسـی انـرژی و ایجـاد وابستگی متقابل است[2].

رژیم صهیونیستی از لحاظ مصرف نفت در منطقه­ی شرق مدیترانه در مقام اول و در مصرف گاز رتبه دوم را در اختیار دارد، با وجود این مصرف انبوه، این رژیم کماکان وارد کننده انرژی محسوب می‌شود و تلاش‌های آن برای کشف و استخراج نفت در دو دهه اخیر در سرتاسر سرزمین‌های اشغالی از بلندی‌های جولان و سواحل بحر المیت گرفته تا تمامی سواحل مدیترانه و بیابان‌های نقب تقریباً بی‌نتیجه بوده است، در ژانویه 2016 تخمین زده شده است که تنها حدود 14 میلیون بشکه نفت در میادین نفتی شناسایی شده‌ی این رژیم موجود است[3]، آخرین حفاری و کشف نفت از سوی رژیم صهیونیستی مربوط به ماه می 2016 در میدان نفتی هاتروریم[4] واقع در منطقه‌ای بیابانی نقب در حد فاصل شهر دیمونا (مرکز تأسیسات هسته‌ای رژیم) و دریای مرده است. برآورد می‌شود بین 7 تا 11 میلیون بشکه نفت در این میدان موجود است[5]، یعنی چیزی کمتر از صادرات 3 روز نفت ایران.

رژیم صهیونیستی در حال حاضر بیش از 95% از نفت مصرفی خود را وارد می‌کند، این رژیم تا سال 2015 روزانه 250 هزار بشکه نفت وارد می‌کرده است، مقامات صهیونیستی تلاش دارند برای قطع وابستگی، مصرف خود را از حوزه نفت به گاز تغییر دهند. در واقع فقدان منابع نفتی و هزینه‌بر بودن انتقال نفت به این رژیم موجب شده است مقامات تل‌آویو به فکر راه‌حل دیگری برای تأمین انرژی مورد نیاز خود باشند، بهترین گزینه برای آنان گاز است.

برخلاف ناکامی رژیم صهیونیستی در دست‌یابی به ذخایر نفت، تلاش‌های این رژیم طی 15 سال اخیر برای اکتشاف و بهره‌برداری گاز با موفقیت‌هایی همراه بوده است. تا پیش از کشف و بهره‌برداری گاز در سرزمین‌های اشغالی، این رژیم عمده احتیاجات خود را از طریق خط لوله العریش- اشکلون تأمین می‌کرده است، بندرالعریش در استان سینای شمالی مصر و بندر اشکلون در 5 کیلومتری شمال نوار غزه قرار دارد و سالانه 2 میلیارد مترمکعب گاز از طریق این خط لوله از مصر به رژیم صهیونیستی صادر می‌شد[6]. پس از آغاز بیداری اسلامی و سقوط حسنی مبارک، لوله‌های انتقال گاز به رژیم صهیونیستی بارها مورد حمله و انفجار قرار گرفت، ترس مقامات صهیونیست از بیداری اسلامی و تکرار حوادثی مثل سقوط دیکتاتور تونس و مصر موجب شد این رژیم حرکت در راستای خودکفایی انرژی که از اواخر دهه 90 شروع کرده بود را با سرعت فوق‌العاده‌ای افزایش دهد، به‌گونه‌ای که عمده‌ی کشف میدان‌های گازی سرزمین‌های اشغالی و بهره‌برداری از آنان به سال‌های بعد از بیداری اسلامی مربوط می‌شود.

2- ذخایر گازی رژیم صهیونیستی

از سال 2000 که میدان گازی ماری- ب در دریای مدیترانه در حد فاصل مرز آبی نوار غزه و سرزمین‌های اشغالی کشف شد تا سال 2013 که ذخایر این میدان به پایان رسید، رژیم صهیونیستی 40% از نیازهای داخلی خود را از این میدان تأمین می‌کرد.

میدان گازی تامار در آب‌های مدیترانه و در نزدیکی حیفا، یکی از اصلی‌ترین میادین بزرگ گازی رژیم صهیونیستی است که در سال 2009 کشف و از سال 2013 مورد بهره‌برداری قرار گرفت، این میدان هم‌اکنون تمام نیاز سوخت صنعتی و نیمی از برق رژیم را تأمین می‌کند، در سال 2013 میدان کوچک‌تری در 8 کیلومتری جنوب غربی تامار کشف شد که تخمین زده می‌شود 700 میلیارد مترمکعب گاز را در خود جای داده است.

اما مهم‌ترین میدان گازی کشف شده توسط رژیم صهیونیستی که به‌نوعی مکمل میدان گازی تامار بوده و با بهره‌برداری از آن، این رژیم به بازیگری تأثیرگذار در حوزه انرژیِ کشورهای ساحلی مدیترانه تبدیل خواهد شد، میدان گازی لویاتان نام دارد که در فاصله 130 کیلومتری حیفا و در عمق 1500 متری آب‌های مدیترانه واقع شده است[7]. کشف این میدان گازی که یکی از بزرگ‌ترین اکتشافات حوزه انرژی هیدروکربن در 10 سال اخیر محسوب می‌شود می‌تواند تأثیر به سزایی در خودکفایی رژیم صهیونیستی در این حوزه و علاوه بر آن ایجاد تغییرات بنیادین در روابط خارجی تل‌آویو با قاهره و آنکارا گردد.

در کنار این میادین گازی، کشف و بهره‌برداری از میادینی چون کاریش، تانین، رُی و افرودایت[8] در شمال و نوآ[9] در جنوب مرزهای آبی رژیم صهیونیستی با مدیترانه، 45 تریلیون مترمکعب گاز را در اختیار این رژیم قرار می‌دهد و پیش بینی می‌شود دو برابر این میزان نیز در سال‌های بعد مورد کشف و استخراج قرار گیرند.

یکی از جدیدترین میادین گازی کشف شده میدان‌های دانیل شرقی و غربی[10] است که در ژانویه 2016 کشف شد، برآورد می‌شود این میدان‌ها که در آب‌های بخش میانی مرز رژیم صهیونیستی با مدیترانه قرار دارند در مجموع 9 تریلیون مترمکعب گاز در اختیار این رژیم قرار دهند[11].

سازمان زمین‌شناسی آمریکا، با استفاده داده‌ها حفاری و بررسی آمارهای زمین‌شناسی منطقه مدیترانه تخمین زده است حدود 1 میلیارد و 700 میلیون بشکه نفت و 122 تریلیون مترمکعب گاز در منطقه لوانت موجود است که کماکان مورد کشف و بهره‌برداری قرار نگرفته است، این سازمان پیش بینی کرده در صورت کشف و بهره‌برداری میادین گازی در دریای مدیترانه که بخش وسیعی از آن در اختیار رژیم صهیونیستی است ژئوپلیتیک منطقه دستخوش تحول و تنش خواهد شد[12]، کما اینکه در حال حاضر نیز تنش‌هایی بین کشورهای هم‌جوار این حوزه یعنی قبرس، ترکیه، سوریه، لبنان، غزه، مصر و رژیم صهیونیستی بر سر دست اندازی‌های غیرقانونی تل‌آویو بر میادین و ذخایر این منطقه وجود دارد.

3- بررسی مختصر برنامه صادرات گاز رژیم صهیونیستی به کشورهای منطقه

رژیم صهیونیستی از سال 2012 برنامه صادرات گاز خود را آغاز کرده است، این رژیم علاوه بر صادرات گاز، فروش تکنولوژی پیشرفته‌ی مورد استفاده در کشف و استخراج نفت و گاز را در دستور کار قرار داده است. در فوریه 2013 موافقت‌نامه‌ای بین رژیم صهیونیسـتی و قبـرس به امضا رسید که بر اساس آن 30% از حقوق کاوش و استحصال منطقه ویژه اقتصادی قبرس به شرکت‌های گاز و نفـت صهیونیستی واگذار شده است.

ژوئن 2013 کابینه راست‌گرای رژیم صهیونیستی تصویب کرد که دولت می‌تواند 40% از ذخایر گازی خود را صادر نماید، هفت ماه بعد در ژانویه 2014 این رژیم طی قراردادی با دولت خودگردان فلسطین تأمین گاز ساکنان کرانه باختری را از میدان گازی لویاتان بر عهده گرفت، کمی بعد با امضای قراردادی با اردن برای انتقال گاز از میدان تامار به این کشور مبادرت کرد، این قرارداد که تل‌آویو را برای 15 سال متعهد می‌سازد 66 میلیارد مترمکعب از نیازهای گازی اردن را تأمین کند، از سال 2016 عملیاتی شده است.

در اواخر 2014 و در پی کشف میادین متعدد گازی از سوی این رژیم، اتحادیه اروپا مذاکرات خود را برای تأسیس خط لوله گازی برای انتقال گاز سرزمین‌های اشغالی از طریق قبرس و یونان به اروپا آغاز کرد. یک سال بعد در نوامبر 2015 رژیم صهیونیستی از آمادگی خود برای صادرات انبوه گاز به ترکیه، اردن، یونان و سایر کشورهای اروپای شرقی خبر داد.

در اواخر ژانویه 2016 رژیم صهیونیستی طی قراردادی 18 ساله به مبلغ 1 میلیارد و 300 میلیون دلار، متعهد شد 6 میلیارد مترمکعب به ترکیه صادر نماید، روابط تل‌آویو و آنکارا که از سال 2010 به سردی گراییده بود، 5 ماه پس از این قرارداد رسماً به حالت عادی بازگشت.

رژیم صهیونیستی در سپتامبر 2016 طی قراردادی به مبلغ 10 میلیارد دلار متعهد شده است گاز مورد استفاده شرکت برق اردن را به مدت 15 سال تأمین کند، با انعقاد این قرارداد رژیم صهیونیستی به بزرگ‌ترین تأمین کننده گاز اردن تبدیل شده است[13]. در همین ماه مقامات صهیونیستی گفتگوهای خود را با قاهره برای صادرات گاز این رژیم به مصر آغاز کردند، این در حالی بود که تا پیش از سال 2012 رژیم صهیونیستی وارد کننده گاز مصر بود[14].

4- اهداف و پیامدهای تعاملات گازی و تأثیر آن بر مشروعیت منطقه‌ای رژیم صهیونیستی

بخش اعظم سیاست‌های خارجی رژیم صهیونیستی در غرب آسیا و شمال آفریقا معطوف به امنیت سازی برای این رژیم و تلاش تل‌آویو برای بقا است، مقامات صهیونیست سیاست، فرهنگ، جامعه، اقتصاد و اساساً هر بعد دیگری از روابط منطقه‌ای خود را از زاویه امنیت می‌نگرند. مهم‌ترین دلیل تلاش‌های این رژیم در گسترش دیپلماسی انرژی و روابط اقتصادی در درجه اول خروج از انزوا و عادی‌سازی روابط با کشورهای منطقه و تسری روابط از حوزه‌های تکنولوژیک، تجاری، صنعتی و انرژی به سطوح سیاسی و دیپلماتیک است. مقامات صهیونیستی در نظر دارند با ایجاد وابستگی متقابل و گره زدن منافع کشورهای منطقه و فرا منطقه با خود، به عادی‌سازی روابط منطقه‌ای خویش بپردازد.

اگر مشروعیت زایی و عادی‌سازی روابط با کشورهای منطقه را مهم‌ترین هدف سیاست‌های رژیم صهیونیستی در حوزه انرژی در منطقه شرق آسیا بدانیم، تلاش این رژیم برای نفوذ در حوزه شمال مدیترانه یعنی ورود به بازارهای اروپای شرقی را باید در تمایل این رژیم برای خودکفایی و عدم تمرکز مطلق به غرب دانست.

رژیم صهیونیستی از سال 2009 و حضور نوراستگرایان صهیونیست در قدرت، تلاش بی‌وقفه‌ای را برای کاهش اتکای خود به غرب و گسترش روابط با آفریقا، شرق آسیا، شبه‌قاره هند و شرق اروپا آغاز کرده است، انعقاد قراردادهای نظامی با هند، گسترش روابط اقتصادی با چین، سفر نتانیاهو به آفریقا برای اولین بار در 28 سال اخیر و البته پیوند با حوزه شرق اروپا از طریق برنامه‌های گازی از این زاویه قابل تحلیل است.

رژیم صهیونیستی در سال‌های اخیر درصدد است یک بلوک منطقه‌ای جدید با همکاری قبرس و یونان ایجاد نماید[15]، تا ضمن استفاده از آن به‌عنوان اهرم فشار به ترکیه، پیوندهای انرژی خود را با اروپا گسترش دهد.

این رژیم همچنین تلاش دارد از فضای پسابرجام و تنش‌های اخیر بین ایران و کشورهای عربی به نفع خود استفاده کند[16]، تل‌آویو حوزه انرژی را بهترین وسیله برای نزدیکی به کشورهای عربی به شمار می‌آورد.

نتیجه

ماهیت امنیتی رژیم صهیونیستی موجب شده است مقامات این رژیم از همه مسائل در راستای امنیت سازی استفاده نمایند، انرژی جدیدترین ابزاری است که تل‌آویو برای عادی‌سازی، مشروعیت‌زایی منطقه‌ای و تغییر ژئوپلیتیک قدرت در غرب آسیا از آن بهره گرفته است. این رژیم با کشف و استخراج و صادرات نفت و گاز که عموماً در آب‌های مدیترانه در مرزهای غربی سرزمین‌های اشغالی واقع ‌شده‌اند اهداف متعددی را دنبال می‌کند، در مرحله اول علاوه بر افزایش درآمد، خروج از تنگنای انرژی و خنثی نمودن تحریم‌های احتمالی را در برنامه‌های خود دارد. دوم، با گسترش تعاملات خود در حوزه انرژی به‌مرور زمان آن را به موضوعات سیاسی، دیپلماتیک و امنیتی تسری بخشد و بدین ترتیب هدف سوم یعنی کسب مشروعیت منطقه‌ای را محقق سازد.

رژیم صهیونیستی همچنین با برقراری تعامل گازی با ترکیه و شرق اروپا درصدد است خود را از اتکای مطلق به غرب خارج سازد و از سوی دیگر خود را به‌عنوان رقیبی در مقابل جمهوری اسلامی برای فروش گاز به مشتریان اروپایی معرفی کند.

پی نوشت ها:

[1] – ابراهیم متقی، دیپلماسی انرژی ایران؛ الگوها و روندها، تهران: موسسه مطالعات انرژی، 1390، صص 4-18.

[2] – امیر نیاکوئی و داوود کریمی پور، “دیپلماسی انرژی اسرائیل: مبانی و اهداف منطقه‌ای”، فصلنامه تحقیقات سیاسی و بین‌المللی، بهار 1394، شماره 22، ص 30.

[3] – اداره اطلاعات انرژی آمریکا، به آدرس:

http://www.eia.gov/beta/international/analysis.cfm?iso=ISR

[4] – Hatrurim

[5] – Hillel Koren,” The Hatrurim license is estimated to hold seven million barrels of oil”,globes.co.il, Published on 1September 2016, See in http://www.globes.co.il/en/article-large-oil-find-reported-near-dead-sea-1001120747

[6] – Stefano Casertano, The Politics of Oil, theeuropean-magazine.com, Publish on 16 June 2012, See in http://www.theeuropean-magazine.com/522-casertano-stefano/717-israels-energy-policy

[7] – John Reed,”Israel set to become major gas exporter”,Financial Times, Published on 6 November 2013, See in https://www.ft.com/content/82e01bda-4518-11e3-b98b-00144feabdc0

[8] – Carish,Tanin,Royee and Aphrodite

[9] – Noa

[10] – Daniel East and Daniel West fields

[11] – Ari Rabinovitch, Israeli group finds signs of large east Mediterranean gas field, websait REUTERS, Published on Sun Jan 17, 2016, See in: http://www.reuters.com/article/israel-natgas-idUSL8N15107K

[12] – William Engdahl,”Israel’s Levant Basin—a new geopolitical curse?”, voltairenet.org, Publish on 20 FEBRUARY 2012, See in http://www.voltairenet.org/article172827.html

[13] – Hana Levi Julian, Israel’s Leviathan Consortium and Jordan Sign $10b, 15-Year Gas Deal, jewishpress.com, on 26 September 2016, See in http://www.jewishpress.com/news/breaking-news/israels-leviathan-consortium-and-jordan-sign-10b-15-year-gas-deal/2016/09/26/

[14] – خبرگزاری تسنیم، سفر هیئت اسرائیلی به قاهره برای بررسی صادرات گاز طبیعی،1 مهر 1395، قابل مشاهده در آدرس:

http://www.tasnimnews.com/fa/news/ 1395/07/01/1193194

[15] – Arye Mekel, A new geopolitical bloc is born: Israel, Greece and Cyprus, jpost.com, Published on 21 february 2016, See in http://www.jpost.com/Opinion/A-new-geopolitical-bloc-is-born-Israel-Greece-and-Cyprus-445645

[16] – سعید ساسانیان،” پیامد مخرب همگرایی عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی بر امنیت ملی ایران چیست؟”، پژوهشگاه راهبردی تبیین، منتشرشده در تاریخ 11 مرداد 1395، قابل بازیابی به آدرس:

http://tabyincenter.ir/index.php/menu-examples/child-items-5/1395051103

منبع: فارس

انتشار یادداشت به معنای رد یا تایید نظرات نویسنده از سوی پایگاه اینترنتی شورای راهبردی روابط خارجی نیست.

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *