جدیدترین مطالب

توافق صلح لبنان؛ تثبیت‌کننده اشغال

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: توافق سه‌جانبه واشنگتن، با گره‌زدن پایان اشغال به شروط سیاسی و امنیتی، بیش از آنکه صلحی پایدار را رقم بزند، اشغال را تثبیت می‌کند.

تلاش چین برای بازآفرینی نظم جدید جهانی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: پکن برخلاف قدرت‌های کلاسیک، نظم مطلوب خود را نه با اشغال سرزمین‌ها، بلکه با فناوری، سرمایه، استانداردگذاری و حکمرانی دیجیتال پیگیری می‌کند.

افول نفوذ سنتی پاریس در ساحل آفریقا

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: قطع روابط دیپلماتیک بورکینافاسو و فرانسه، صرفاً یک بحران دوجانبه نیست، بلکه نشانه‌ای از شتاب گرفتن افول نفوذ سنتی پاریس در آفریقای غربی و بازآرایی موازنه قدرت در منطقه ساحل محسوب می‌شود.

افول هژمونی آمریکا و ابتکارات جهانی چین از منظر آمریکای لاتین

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «ابتکارات جهانی چین به عنوان یک چالش مهم برای نظم بین‌المللی تحت سلطه غرب ظهور کرده‌اند، با این حال پیامدهای نظری آنها برای آمریکای لاتین و کارائیب (LAC) هنوز مورد بررسی قرار نگرفته است. به طور کلی، تحقیقات موجود، روابط چین و کشورهای جنوب جهان را از طریق پارادایم‌های الهام گرفته از وابستگی یا رقابت ژئوپلیتیک چارچوب‌بندی می‌کنند، که هر دو بازتولید نوعی جبر ساختاری است که تحلیل معنادار از عاملیت منطقه‌ای را مسدود می‌کند.

واکاوی نظم امنیتی جدید در منطقه

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت مهمان: تهاجم نظامی اخیر ایالات متحده و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران در ماه‌های آغازین سال ۲۰۲۶، فراتر از یک تنش دوره‌ای، به عنوان کاتالیزور بازآرایی بنیادین نظم ژئوپلیتیک خاورمیانه عمل کرده است.

Loading

أحدث المقالات

توافق صلح لبنان؛ تثبیت‌کننده اشغال

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: توافق سه‌جانبه واشنگتن، با گره‌زدن پایان اشغال به شروط سیاسی و امنیتی، بیش از آنکه صلحی پایدار را رقم بزند، اشغال را تثبیت می‌کند.

تلاش چین برای بازآفرینی نظم جدید جهانی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: پکن برخلاف قدرت‌های کلاسیک، نظم مطلوب خود را نه با اشغال سرزمین‌ها، بلکه با فناوری، سرمایه، استانداردگذاری و حکمرانی دیجیتال پیگیری می‌کند.

افول نفوذ سنتی پاریس در ساحل آفریقا

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: قطع روابط دیپلماتیک بورکینافاسو و فرانسه، صرفاً یک بحران دوجانبه نیست، بلکه نشانه‌ای از شتاب گرفتن افول نفوذ سنتی پاریس در آفریقای غربی و بازآرایی موازنه قدرت در منطقه ساحل محسوب می‌شود.

پیامدهای قطع احتمالی کمک نظامی آمریکا به رژیم صهیونیستی

شورای راهبردی آنلاین-رصد: « اظهارات ترامپ در پاسخ به واکنش تند مقامات اسرائیلی به توافق اولیه برای پایان دادن به جنگ با ایران که گفته بود «از نحوه رفتار اسرائیل با لبنان خوشحال نیستم. اگر من دخالت نمی‌کردم، اسرائیل خیلی وقت پیش نابود شده بود»، نشان‌دهنده پایین‌ترین سطح روابط آمریکا و اسرائیل در دوران ریاست‌جمهوری ترامپ بود. اختلاف آن‌ها اساسی است. ترامپ مصمم به پایان دادن جنگ با ایران است و ایران نیز روشن ساخته که توافق صلح تنها در صورتی ممکن است که اسرائیل عملیاتش را علیه حزب‌الله، متحد ایران، در لبنان متوقف کند. به‌نظر می‌رسد یادداشت تفاهم اخیر بین آمریکا و ایران به‌صراحت بیان می‌کند که پایان جنگ در لبنان بخشی از یک توافق جامع‌تر است.

افول هژمونی آمریکا و ابتکارات جهانی چین از منظر آمریکای لاتین

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «ابتکارات جهانی چین به عنوان یک چالش مهم برای نظم بین‌المللی تحت سلطه غرب ظهور کرده‌اند، با این حال پیامدهای نظری آنها برای آمریکای لاتین و کارائیب (LAC) هنوز مورد بررسی قرار نگرفته است. به طور کلی، تحقیقات موجود، روابط چین و کشورهای جنوب جهان را از طریق پارادایم‌های الهام گرفته از وابستگی یا رقابت ژئوپلیتیک چارچوب‌بندی می‌کنند، که هر دو بازتولید نوعی جبر ساختاری است که تحلیل معنادار از عاملیت منطقه‌ای را مسدود می‌کند.

واکاوی نظم امنیتی جدید در منطقه

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت مهمان: تهاجم نظامی اخیر ایالات متحده و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران در ماه‌های آغازین سال ۲۰۲۶، فراتر از یک تنش دوره‌ای، به عنوان کاتالیزور بازآرایی بنیادین نظم ژئوپلیتیک خاورمیانه عمل کرده است.

Loading

احتمال انقلاب در عربستان؟

۱۳۹۵/۰۳/۱۲ | موضوعات

شورا آنلاین – ترجمه: اندیشکده سیاست های خاورنزدیک واشنگتن با مقایسه رفتارهای جانشین ولیعهد عربستان با جمال مبارک پسر دیکتاتور مخلوع مصر و همچنین اوضاع و شرایط اجتماعی و اقتصادی این دو کشور نتیجه گرفته که دیر یا زود بادهای تغییر و انقلاب عربستان سعودی را نیز درمی نوردد.

حسین نجاح، رئیس بخش بین الملل روزنامه الاخبار مصر در تحلیلی که اندیشکده سیاست های خاورنزدیک واشنگتن منتشر کرد، نوشت: در پی انقلاب 25 ژانویه سال 2011  مصر که چند هفته پس از «انقلاب یاسمین» تونس رخ داد‌ و به سرنگونی حسنی مبارک، رئیس جمهور اسبق مصر منجر شد، ترس و وحشت کشورهای عربی خلیج فارس و در صدر آنها عربستان سعودی را  که نگران کشیده شدن اعتراضات به این کشور بود، فراگرفت.

از این رو، سران سعودی به سرعت به فکر کنترل هرگونه نشانه خشم و غضب در میان جوانان خود افتادند. در همین راستا، ملک عبد الله بن عبد العزیز، پادشاه وقت عربستان سعودی مجموعه ای از تصمیمات اقتصادی و اجتماعی را برای جذب جوانان و گروه های محروم اتخاذ کرد.

در بعد خارجی نیز، عربستان سعودی تلاش کرد از حسنی مبارک پشتیبانی کند و تا آخرین لحظه در کنار وی ایستاد تا آنکه در نهایت ناگزیر شد اعلام کند به فرایند انتقال قدرت در مصر احترام می گذارد، ولی به محض آنکه جنبش 30 ژوئن 2013 به سرنگونی محمد مرسی، رئیس جمهور اسلام گرای مصر منجر شد، ملک عبد الله فورا حمایت قاطع اقتصادی و سیاسی خود را از مصر اعلام کرد.

پس از چند سال سردرگمی در روند انقلاب های عربی، به نظر می رسد عربستان سعودی، به ویژه با تغییر پادشاه آن و به قدرت رسیدن ملک سلمان بن عبد العزیز، اطمینان یافته است که رسیدن انقلاب به سرزمینش بعید است. اما با دقت در تحولات اخیر که عربستان شاهد آن است و با ارتباط دادن آن به درس های تاریخی که خیلی با آن فاصله ندارد و مشخصا در مصر که – قبلا – اوج گرفتن قدرت جمال مبارک، پسر رئیس جمهور مخلوع مصر، عامل مستقیمی در اعتراضات مردمی منجر به سرنگونی پدرش بود، می توان به این نتیجه رسید که نشانه هایی وجود دارد که حاکی است این مسئله در عربستان سعودی در لباس جدیدی در حال تکرار است و احتمال وقوع یک انقلاب در این کشور – ظرف چند سال آینده – ‌که همه ارکان آن را به لرزه در بیاورد، بعید نیست.

رشد سیاسی سریع شاهزاده محمد بن سلمان، پسر پادشاه عربستان و جانشین ولیعهد این کشور، یادآور رشد سیاسی جمال مبارک و حمایت نامحدود حسنی مبارک از او و قرار دادن همه امکانات کشور در خدمت وی و بلندپروازی های سیاسی اوست، به گونه ای که جمال مبارک – ‌ظرف چند سال – ‌به مرد اول در مصر تبدیل شد و همه بخش ها و ادارات کشور برای خشنود کردن وی و جلب حمایت او از یکدیگر سبقت می گرفتند.

در خصوص شاهزاده جوان سعودی، مسئله تنها به انتصاب وی به عنوان جانشین ولیعهد منحصر نمی شود، بلکه سمت وزیر دفاع نیز به وی واگذار شده و به این ترتیب امکانات نظامی نیز در اختیار او قرار گرفته است. لذا او در نخستین تصمیم گیری‌هایش، وارد جنگ علیه یمن شد، هر چند تاکنون جز تحلیل بردن امکانات و منابع عربستان سعودی، عملا نتیجه قابل ذکری نداشته است.

این شاهزاده جوان به همین بسنده نکرد، بلکه به شکل ناگهانی و غافلگیر کننده در اواسط دسامبر 2015 دست به تشکیل آنچه آن را «ائتلاف اسلامی برای مبارزه با تروریسم» نامید، زد. مسئله ای که موجب شگفتی و تعجب همه متحدانی شد که اسامی شان در این ائتلاف ذکر شده بود. (چرا که خودشان هم از عضویتشان در این ائتلاف خبر نداشتند!) به نظر من، وی صرفا برای آنکه خود را به عنوان مرد قدرتمند این مقطع نشان دهد، چنین کاری کرد.

شاهزاده جوان سعودی، در کنار این قدرت نظامی تلاش کرد قدرت اقتصادی نیز به دست بیاورد. از این رو، پدرش او را به سمت معاون دوم نخست وزیر و رئیس شورای امور اقتصادی، شورایی که هم اکنون مسئول تعیین سیاست های اقتصادی این کشور است، منصوب کرد.

محمد بن سلمان به منظور تاکید بر جایگاه و سلطه اش بر اقتصاد عربستان، در آوریل 2015، طرح «چشم انداز عربستان 2030» را به منظور بازسازی ساختار اقتصادی این کشور ارائه کرد.

آنگونه که خبرگزاری بلومبرگ در آوریل 2016 نوشت، این قدرت گرفتن و اشتهای شاهزاده سعودی برای در اختیار گرفتن قدرت نظامی و سلطه اقتصادی و حتی شکل دهی به سیاست خارجی عربستان سعودی، موجب شد دیپلمات های غربی به محمد بن سلمان لقب «آقای همه چیز» بدهند.

جالب آنکه جمال مبارک نیز در پنج سال ماقبل سرنگونی پدرش، همین نقش را با اندکی تفاوت ایفاء کرد، زیرا او نیز بر حیات اقتصادی سلطه یافت و تجار را دور خود جمع کرد و معمار طرح خصوصی سازی در مصر بود که دچار فسادی گسترده شده بود.

یک شباهت دیگر میان جمال مبارک و میان شاهزاده «محمد بن سلمان» که اخیرا به شدت تلاش می کند از طریق گفتگو با برخی رسانه های غربی، جایگاهی برای خود در خارج از کشور دست و پا کند، وجود دارد.

این همان چیزی است که جمال مبارک انجام داد، چرا که جمال در ذهن خودش باور داشت که حمایت غرب یا اعتراض نکردن غربی ها به او، نقش زیادی در رسیدنش به قدرت ایفاء‌ خواهد کرد. از این رو، جمال مبارک در خارج به عنوان مردی اقتصادی که قادر به خارج کردن مصر از بحران های اقتصادی و آزاد کردن اقتصاد مصر از طریق فروش اموال و دارایی های این کشور و لغو یارانه ها است، به تصویر کشیده شد که همین امر موجب شکل گرفتن خشم گسترده از او در دل مصری ها شد.

این شاهزاده جوان سعودی نیز خبرگزاری بلومبرگ را برای همین منظور برگزید، زیرا این خبرگزاری با انتشار دو گفتگو با وی در بخش های مختلف تصویری از شاهزاده محمد بن سلمان‌ ترسیم کرده که گویی منجی اقتصاد رو به ورشکستگی عربستان است.

همان طور که جمال مبارک تلاش کرد با تاسیس جمعیت «نسل آینده» از مسئله جوانان بهره برداری سیاسی کند و شروع به آموزش دادن جوانان و اهتمام ورزیدن به رهبری جوانان کرد، محمد بن سلمان نیز همین رویکرد را در بازی با رویای جوانان از طریق ایجاد موسسه خیریه «مسک» در پیش گرفته است. این موسسه نیز تلاش می کند با مشارکت نهادهای بزرگ بین المللی مانند دانشگاه کهن و باسابقه «هاروارد» زمینه تربیت رهبران جوان و رهبران آینده از میان جوانان را برای آنها فراهم و از آنها حمایت کند.

علاوه بر مشابهت مسیر و رویکردی که این دو نفر در پیش گرفتند، شرایط اجتماعی کشورهای‌شان نیز در برخی ابعاد با هم مشابه است. مهم‌ترین ابعاد این مشابهت به نظر من، افزایش نرخ بیکاری در میان جوانان مصری است که دو سوم جمعیت این کشور را تشکیل می دهند و در سال 2011 نرخ بیکاری در میان آنها به حدود 21 درصد رسید، جوانان عربستان سعودی نیز که دو سوم جمعیت این کشور را تشکیل می دهند از همین مشکل بیکاری گسترده رنج می برند، زیرا آخرین آمارها نشان می دهد نرخ بیکاری در این کشور بالغ بر 11 درصد شده است.

آنچه خطر مسئله بیکاری را نشان می دهد تاثیر گسترده ویدیو کلیپ یک پزشک سعودی بر جوانان این کشور است که در آن وی مدرک دانشگاهی خود را می سوزاند. این ویدیو به سرعت موجب به راه افتادن موج گسترده ای در فضای مجازی برای بیان خشم خود از بیکاری شد.

به این شرایط مشابه (میان مصر و عربستان) باید تعداد زیاد جوانان سعودی را اضافه کرد که برای تحصیل به آمریکا و کشورهای غربی سفر کرده اند که بیش از یکصد هزار تن برآورد می شوند و این نسل از جوانان پس از آنکه مدت‌ها در این جوامع زندگی کرده اند اکنون در حال بازگشت به کشور هستند و در شکل دهی به آینده عربستان نقش خواهند داشت، زیرا نگاه آنها به مسائل پس از بازگشت به کشور تغییر خواهد کرد.

ناظران مسائل عربستان، با توجه به مطالب پیش گفته، نمی توانند فراموش کنند که عضویت در شبکه اجتماعی توئیتر که یکی از عوامل به حرکت درآمدن آب های راکد در زندگی سیاسی و اجتماعی منطقه بوده است، در این کشور ـ در مقایسه با بقیه جوامع جهان ـ بیشترین رشد را داشته است.

بنابراین، همه این شاخص های ذکر شده، نشان می دهد که عربستان سعودی بدون آنکه متوجه باشد یا به شکست جمال مبارک «آقای همه چیز» در مصر، یا «احمد علی عبد الله صالح» در یمن، یا «سیف الاسلام قذافی» در لیبی، یا … توجه کند در همان مسیر آنها حرکت می کند.

آیا سرنوشت کشور دارای نظام سلطنت با جمهوری(های عربی) تفاوت خواهد داشت، یا بادهای تغییر به ناچار به سمت این کشور نیز خواهد وزید؟ این چیزی است که گذشت زمان که حامل حوادث غافلگیر کننده است، دیر یا زود آن را روشن خواهد کرد، حتی اگر برخی ها فکر کنند که چنین اتفاقی دیرهنگام رخ خواهد داد.

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *