جدیدترین مطالب
رزمایش مشترک چین و روسیه و تبادل تجربیات جنگ اوکراین؛ پیامی راهبردی برای آمریکا و متحدین آن
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: اعلام برگزاری رزمایش سالانه مشترک دریایی چین و روسیه در اقیانوس آرام، در نگاه نخست خبری تکراری به نظر میرسد؛ زیرا دو کشور طی سالهای اخیر بهطور منظم چنین تمرینهایی را برگزار کردهاند. با این حال، اهمیت این رزمایش نه در اصل برگزاری آن، بلکه در جایگاهش در روندی بلندمدت نهفته است؛ روندی که از تعمیق همکاریهای نظامی مسکو و پکن، تغییر الگوهای بازدارندگی و حرکت تدریجی نظام بینالملل به سوی ساختاری چندقطبی حکایت دارد. از این منظر، این رزمایش بیش از آنکه تمرینی عملیاتی برای یک مأموریت مشخص باشد، ابزاری برای ارسال پیامهای راهبردی به ایالات متحده و متحدان آن محسوب میشود.
أحدث المقالات
رزمایش مشترک چین و روسیه و تبادل تجربیات جنگ اوکراین؛ پیامی راهبردی برای آمریکا و متحدین آن
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: اعلام برگزاری رزمایش سالانه مشترک دریایی چین و روسیه در اقیانوس آرام، در نگاه نخست خبری تکراری به نظر میرسد؛ زیرا دو کشور طی سالهای اخیر بهطور منظم چنین تمرینهایی را برگزار کردهاند. با این حال، اهمیت این رزمایش نه در اصل برگزاری آن، بلکه در جایگاهش در روندی بلندمدت نهفته است؛ روندی که از تعمیق همکاریهای نظامی مسکو و پکن، تغییر الگوهای بازدارندگی و حرکت تدریجی نظام بینالملل به سوی ساختاری چندقطبی حکایت دارد. از این منظر، این رزمایش بیش از آنکه تمرینی عملیاتی برای یک مأموریت مشخص باشد، ابزاری برای ارسال پیامهای راهبردی به ایالات متحده و متحدان آن محسوب میشود.
واکاوی روابط چین و سوریه و پیامدهای تحولات سوریه برای چین

نیمی ازحق وتوهای چین در شورای امنیت به نفع سوریه
جاناتان فولتون در تحلیلی که در وب سایت اندیشکده آمریکایی «شورای آتلانتیک» منتشر شد، نوشت: واضحترین دلیل این فرض که سوریه برای پکن مهم بوده، توسل چین به حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل در مقاطع حساس جنگ داخلی سوریه در حمایت از رژیم اسد بوده است. چین هشت مرتبه قطعنامههای شورای امنیت در رابطه با جنگ داخلی سوریه را وتو کرد، و این امری قابل توجه است زیرا پکن تا کنون تنها 16 مرتبه از حق وتوی خود استفاده کرده است. این که نیمی از وتوهای پکن صرف جلوگیری از سرنگونی دولت اسد شده، به این ایده که چین برای دولت او اهمیت قائل بوده است، اعتبار میبخشد.
به احتمال زیاد علت حمایت چین از رژیم اسد بیشتر تهدیدات مفروض بوده است؛ نه وابستگی پکن به خانواده اسد. زمانی که بهار عربی آغاز شد، چین با ناآرامیهای داخلی زیادی روبرو بود. اوضاع در تبت و سینکیانگ برای حزب کمونیست چین غیرقابل تحمل بود و در سال 2010 به طور متوسط با 500 «حادثه جمعی» (عبارت توصیفی حزب کمونیست برای اعتراضات در چین) روبرو بود. انقلابهای جهان عرب احساس آسیبپذیری را در میان رهبران حزب کمونیست چین تشدید کرد.
جنگ داخلی سوریه واکنش پکن به بهار عربی را پیچیدهتر کرد. هزاران اویغور عمدتا از سین کیانگ به سوریه سفر کردند تا در کنار القاعده علیه دولت سوریه بجنگند. برای حزب کمونیست، دورنمای جنگیدن این شورشیان در سوریه و سپس بازگشتشان به وطن بسیار دردسرساز بود. در یک مقاله خبری آسوشیتدپرس در سال 2017 از یکی از مبارزان اویغور این طور نقل شد: «برای ما اهمیتی نداشت که جنگ چگونه پیش میرود و اسد کیست. فقط میخواستیم نحوه استفاده از سلاحها را یاد بگیریم و سپس به چین بازگردیم.» بنابراین، یک دولت شکست خورده در سوریه، پیامدهای بالقوه جدی برای پکن داشت.
دلیل دیگر اهمیت بقای اسد برای چین، افزایش تعاملات دوجانبه میان چین و سوریه بود. اسد در ژانویه 2022 اعلام کرد که سوریه به ابتکار «کمربند و جاده» پیوسته است. این امر منطقی به نظر میرسید زیرا «کمربند و جاده» با قراردادهای مربوط به زیرساخت مرتبط است و سوریه پس از یک دهه جنگ نیاز مبرمی به زیرساخت داشت. با این حال، این فرض که موسسات چینی مایل به تامین مالی پروژههای بیسود در محیطهای پرخطر بودند، از سال 2017 با واقعیت انطباقی نداشت. در واقع، چین از سال 2010 هیچ قرارداد یا سرمایهگذاری عمدهای در سوریه انجام نداده بود. سطح ناچیز تجارت بین دو کشور این واقعیت را به شکلی بهتر نشان میدهد. در 15 سال گذشته نقطه اوج تجارت چین و سوریه در سال 2011 با ارزش تقریبی دو میلیارد دلار بود. این رقم در سال 2022، تنها 541 میلیون دلار بود. شرکتهای چینی در خاورمیانه بازارهای جذاب بسیاری دارند که سوریه یکی از آنها نبوده است.
اسد در سپتامبر 2023 برای شرکت در بازیهای آسیایی از چین بازدید کرد و طی آن دیدار قرارداد مشارکت راهبردی چین و سوریه را امضا کرد. اما مشارکت راهبردی با اتحاد فاصله زیادی داشت. این مکانیسم پکن برای تمرکز بر حوزههای مورد علاقه متقابل بدون ارائه تعهدی جز همکاری در موضوعات مناسب است. همه اینها به این معناست که مشارکت راهبردی سوریه چندان معنادار نبود و از زمان اعلام آن، اقدامات کمی برای تقویت روابط دوجانبه انجام شده بود. بنابراین، روابط چین و سوریه از آن چیزی که در اخبار به نظر میرسید اهمیت کمتری داشت.
به طور کلی حضور چین در خاورمیانه، در کوتاه مدت تغییر چندانی نخواهد داشت. چین در درجه اول یک بازیگر اقتصادی در خاورمیانه است و روابطش با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و مصر ستونهای سیاست منطقهای این کشور است. رویدادهای سوریه تأثیر جدی در این خصوص نخواهد داشت.
آیا حمایت چین از اسد، پکن را در معرض ضربات رهبران جدید سوریه قرار خواهد داد؟ سوریهایی که عکسهای اسد خندان را در کنار شی جینپینگ، رهبر چین دیدند، بدون شک از مشروعیت بخشیدن به او توسط چین و حمایت پکن از حکومت اسد در شورای امنیت با توسل به حق وتو، ناراحت هستند. در عین حال، چین از نگاه مردم سوریه در فهرست منفورترین بازیگران خارجی قرار ندارد. ممکن است دولت آینده سوریه به همان شیوهای به چین نگاه کند که طالبان نگاه میکرد: یک کشور احتمالا مفید اما نه ضرورتا قابل اعتماد. اگر هیئت تحریر الشام در ایجاد روابط با آمریکا و اروپا مشکل داشته باشد، ممکن است رهبران جدید سوریه تمایل داشته باشند که روابط چین با رژیم قدیم سوریه را نادیده بگیرند زیرا به دنبال شرکای بینالمللی هستند.
به طور خلاصه باید گفت که پایان دوره اسد، خاورمیانه را برای پکن پیچیدهتر میکند، اما باعث تضعیف حضور منطقهای چین یا تهدید مهمترین روابط منطقهای آن نخواهد بود.
0 Comments