جدیدترین مطالب
وخامت اوضاع در تنگه هرمز و چشمانداز مبهم برای خروج آمریکا از آن
شورای راهبردی آنلاین-رصد: با گذشت چند ماه از آغاز جنگ آمریکا و ایران، و در حالی که آتشبسی که به سختی یک ماه دوام آورده بود، در حال فروپاشی است، دلیل چندانی ندارد که باور کنیم مسیر این درگیری به زودی تغییر خواهد کرد. بازارهای نفت و مصرفکنندگان باید برای بدترین سناریوهای ممکن آماده شوند و بپذیرند که اکنون «وضعیت عادی» خیالی متعلق به گذشته است.
موازنه در زنجیره گلوگاهها؛ از بازدارندگی دریاپایه تا دیپلماسی متکثر
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تحولات اخیر در جغرافیای سیاسی غرب آسیا، از افزایش تنشها در خلیج فارس تا تحرکات موشکی و پهپادی در دریای سرخ و هشدار اخیر کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا درباره تهدید آزادی کشتیرانی، نشاندهنده یک تغییر الگوی کلیدی است؛ جنگ آمریکا و ایران از صورت یک تقابل منطقهای و محلی خارج شده و دو گذرگاه حیاتی برای اقتصاد جهان یعنی تنگه هرمز و تنگه بابالمندب را به یکدیگر پیوند داده است.
أحدث المقالات
وخامت اوضاع در تنگه هرمز و چشمانداز مبهم برای خروج آمریکا از آن
شورای راهبردی آنلاین-رصد: با گذشت چند ماه از آغاز جنگ آمریکا و ایران، و در حالی که آتشبسی که به سختی یک ماه دوام آورده بود، در حال فروپاشی است، دلیل چندانی ندارد که باور کنیم مسیر این درگیری به زودی تغییر خواهد کرد. بازارهای نفت و مصرفکنندگان باید برای بدترین سناریوهای ممکن آماده شوند و بپذیرند که اکنون «وضعیت عادی» خیالی متعلق به گذشته است.
موازنه در زنجیره گلوگاهها؛ از بازدارندگی دریاپایه تا دیپلماسی متکثر
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تحولات اخیر در جغرافیای سیاسی غرب آسیا، از افزایش تنشها در خلیج فارس تا تحرکات موشکی و پهپادی در دریای سرخ و هشدار اخیر کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا درباره تهدید آزادی کشتیرانی، نشاندهنده یک تغییر الگوی کلیدی است؛ جنگ آمریکا و ایران از صورت یک تقابل منطقهای و محلی خارج شده و دو گذرگاه حیاتی برای اقتصاد جهان یعنی تنگه هرمز و تنگه بابالمندب را به یکدیگر پیوند داده است.
جنگ روایتها؛ ابزاری برای رقابت ژئوپلیتیکی

شیرزاد عسکری – کارشناس امور رسانه
در گذشته، قدرت در سیاست بینالملل عمدتاً با معیارهای سختی مانند ارتش، اقتصاد، قلمرو و توان بازدارندگی سنجیده میشد؛ اما در دهههای اخیر، لایهای پنهان اما تعیینکننده به ساختار قدرت افزوده شده است که بسیاری از معادلات سنتی را دگرگون کرده است. این لایه همان «جنگ روایتها» است؛ رقابتی بر سر معنا، ادراک، مشروعیت و تصویرسازی از واقعیتهای سیاسی. در این میدان جدید، آنچه تعیین کننده است نه صرفاً رخدادها، بلکه نحوه روایت و تفسیر آنهاست.
رسانهها، شبکههای اجتماعی، تولیدات فرهنگی، ابزارهای هوش مصنوعی و حتی ورزش و هنر، همگی به بخشی از این میدان نبرد تبدیل شدهاند. دولتها دیگر صرفاً با اتکا به سیاست خارجی کلاسیک یا ابزارهای نظامی عمل نمیکنند، بلکه به طور فزایندهای در حال سرمایهگذاری بر روی قدرت نرم، دیپلماسی عمومی و مدیریت ادراک هستند. در چنین شرایطی، مرز میان سیاست داخلی و سیاست خارجی نیز به شکل بیسابقهای کمرنگ شده است.
از قدرت سخت تا مهندسی ادراک
یکی از مهمترین تحولات نظام بینالملل، انتقال تدریجی از قدرت سخت به قدرت ادراکی است. در این چارچوب، توانایی شکلدادن به برداشت دیگران از یک کشور، بهاندازه توان نظامی یا اقتصادی اهمیت یافته است. روایتها میتوانند مشروعیت دولتها را تقویت یا تضعیف کنند، ائتلافها را شکل دهند یا فروبپاشند و حتی مسیر سیاستهای تحریمی یا مداخلهجویانه را هموار یا مسدود سازند.
در این میان، رسانههای بینالمللی و پلتفرمهای دیجیتال نقش تعیینکنندهای ایفا میکنند. سرعت گردش اطلاعات، امکان دستکاری محتوا و استفاده از فناوریهای نوین مانند هوش مصنوعی، باعث شده است که جنگ روایتها به یک حوزه پیچیده و چندلایه تبدیل شود. دیگر صرفاً حقیقت مهم نیست، بلکه «قاببندی حقیقت» اهمیت بیشتری یافته است.
بررسیهای جدید درباره عملکرد سامانههای هوش مصنوعی نیز نشان میدهد که حتی فناوریهایی که ظاهراً بیطرف تلقی میشوند، میتوانند حامل سوگیریهای ساختاری باشند. این مسئله نشان میدهد که جنگ روایتها دیگر محدود به رسانههای سنتی نیست، بلکه به زیرساختهای فناوری نیز گسترش یافته است.
فرهنگ، ابزار خاموش سیاست خارجی
یکی از ابعاد کمتر دیده شده جنگ روایتها، نقش فرهنگ در سیاست خارجی است. فرهنگ نهتنها بازتاب هویت ملی کشورهاست، بلکه به ابزاری برای نفوذ سیاسی و شکلدهی به افکار عمومی جهانی تبدیل شده است. ادبیات، سینما، موسیقی، ورزش و حتی سبک زندگی، همگی در این میدان ایفای نقش میکنند.
در بسیاری از موارد، نفوذ فرهنگی از نفوذ سیاسی مؤثرتر عمل میکند، زیرا به صورت غیرمستقیم و تدریجی ذهن مخاطب را شکل میدهد. به عنوان نمونه، قدرت نرم برخی کشورها از طریق زبان، رسانه و تولیدات فرهنگی در مناطق مختلف جهان گسترش یافته و به ایجاد شبکههای همدلانه یا وابستگیهای هویتی منجر شده است.
ورزش نیز به یکی از ابزارهای مهم این جنگ نرم تبدیل شده است. رویدادهای ورزشی جهانی نهتنها رقابتهای ورزشی، بلکه صحنههایی برای نمایش قدرت ملی، مشروعیت سیاسی و تصویرسازی بینالمللی هستند. دولتها از این فضا برای تقویت برند ملی و افزایش نفوذ فرهنگی خود بهره میبرند.
مشروعیت سیاسی در عصر رقابت روایتها
در گذشته، مشروعیت سیاسی عمدتاً از درون ساختارهای داخلی دولتها ناشی میشد. اما امروز، مشروعیت بهشدت تحتتأثیر ادراکات بینالمللی قرار گرفته است. روایتهایی که درباره یک کشور در سطح جهانی شکل میگیرد، میتواند بر ثبات داخلی، روابط خارجی و حتی اقتصاد آن کشور اثر بگذارد.
در این چارچوب، جنگ روایتها به ابزاری برای رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. دولتها تلاش میکنند روایتهای رقیب را تضعیف کرده و روایتهای مطلوب خود را تقویت کنند. این فرایند نهتنها در زمان بحرانها، بلکه در شرایط عادی نیز ادامه دارد.
نمونههای متعددی نشان میدهد که چگونه روایتهای رسانهای میتوانند تصویر یک کشور را در افکار عمومی جهانی دگرگون کنند. در این میان، نقش شبکههای فراملی، رسانههای دیجیتال و تولیدکنندگان محتوای مستقل نیز به طور فزایندهای اهمیت یافته است. این بازیگران گاه میتوانند حتی از دولتها نیز اثرگذارتر عمل کنند.
جنگ شناختی؛ مرز جدید امنیت ملی
با گسترش فناوریهای ارتباطی و دیجیتال، جنگ روایتها وارد مرحلهای جدید شده است که میتوان آن را «جنگ شناختی» نامید. در این مرحله، هدف تنها انتقال پیام نیست، بلکه تغییر درک و تصمیمگیری مخاطب است. بهعبارتدیگر، ذهن انسان به میدان اصلی رقابت تبدیل شده است.
هوش مصنوعی، الگوریتمهای توصیهگر، شبکههای اجتماعی و تحلیل کلاندادهها، همگی ابزارهایی هستند که میتوانند در شکلدهی به افکار عمومی نقش ایفا کنند. این ابزارها امکان هدفگیری دقیق مخاطبان، تولید محتوای شخصیسازیشده و مدیریت جریان اطلاعات را فراهم میکنند.
در چنین شرایطی، امنیت ملی دیگر صرفاً به مرزهای جغرافیایی محدود نمیشود، بلکه شامل حفاظت از فضای اطلاعاتی و شناختی جامعه نیز میشود. دولتها ناچارند راهبردهای جدیدی برای مقابله با عملیات اطلاعاتی، دستکاری روایتها و جنگ روانی تدوین کنند.
جنگ روایتها نشان میدهد که سیاست بینالملل وارد مرحلهای شده است که در آن، معنا بهاندازه قدرت کلاسیک اهمیت دارد. رقابت میان دولتها دیگر صرفاً بر سر سرزمین یا منابع نیست، بلکه بر سر ذهنها، ادراکها و روایتها جریان دارد. در این نظم جدید، کشورهایی موفقتر خواهند بود که بتوانند روایتهای منسجم، جذاب و معتبر از خود در سطح جهانی ارائه دهند و همزمان در برابر روایتهای رقیب بهتر مقاومت کنند. قدرت در عصر حاضر تنها در توان نظامی یا اقتصادی خلاصه نمیشود، بلکه در توانایی شکلدادن به واقعیت ادراک شده توسط دیگران نیز تعریف میشود.
به همین دلیل، جنگ روایتها نه یک پدیده حاشیهای، بلکه یکی از محورهای اصلی سیاست خارجی معاصر است؛ محوری که در آینده نیز نقش آن در تعیین موازنه قدرت جهانی بیشازپیش افزایش خواهد یافت.
0 Comments