جدیدترین مطالب
از جنگ تجاری تا رویارویی ژئوپلیتیک: علل دشواربودن عادی سازی روابط آمریکا و چین
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «آغاز جنگ تجاری میان آمریکا و چین در ژانویه ۲۰۱۸، نقطه عطفی در روابط دو کشور بود؛ بهطوری که مسائل تجاری و اقتصادی، تنشها را تشدید و آن را به رقابتی ژئوپلیتیک و پیچیده تبدیل کردند. سخنرانی مایک پمپئو، وزیر امور خارجه پیشین آمریکا، در «کتابخانه و موزه ریاستجمهوری نیکسون» نمادی از این تحول به شمار میرود. پیام این سخنرانی آن بود که دوران عادیسازی روابط میان واشنگتن و پکن که از دهه ۱۹۷۰ آغاز شده بود، به پایان رسیده و عصر رقابت میان «چین کمونیست» و «جهان آزاد» آغاز شده است.»
نگاهی به روابط دفاعی اتحادیه اروپا-آمریکا
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «روابط امنیتی و دفاعی اتحادیه اروپا و آمریکا از دیرباز نقشی محوری در امنیت اروپا داشته است. واشنگتن از طریق ناتو، قابلیتهای نظامی کلیدی و تضمینهای امنیتی، بهویژه در زمینه اطلاعات، نظارت و شناسایی (ISR)، فرماندهی و کنترل، سوخترسانی هوایی، ترابری راهبردی هوایی و حملات دوربرد، در اختیار اروپا قرار داده است.»
أحدث المقالات
از جنگ تجاری تا رویارویی ژئوپلیتیک: علل دشواربودن عادی سازی روابط آمریکا و چین
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «آغاز جنگ تجاری میان آمریکا و چین در ژانویه ۲۰۱۸، نقطه عطفی در روابط دو کشور بود؛ بهطوری که مسائل تجاری و اقتصادی، تنشها را تشدید و آن را به رقابتی ژئوپلیتیک و پیچیده تبدیل کردند. سخنرانی مایک پمپئو، وزیر امور خارجه پیشین آمریکا، در «کتابخانه و موزه ریاستجمهوری نیکسون» نمادی از این تحول به شمار میرود. پیام این سخنرانی آن بود که دوران عادیسازی روابط میان واشنگتن و پکن که از دهه ۱۹۷۰ آغاز شده بود، به پایان رسیده و عصر رقابت میان «چین کمونیست» و «جهان آزاد» آغاز شده است.»
نگاهی به روابط دفاعی اتحادیه اروپا-آمریکا
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «روابط امنیتی و دفاعی اتحادیه اروپا و آمریکا از دیرباز نقشی محوری در امنیت اروپا داشته است. واشنگتن از طریق ناتو، قابلیتهای نظامی کلیدی و تضمینهای امنیتی، بهویژه در زمینه اطلاعات، نظارت و شناسایی (ISR)، فرماندهی و کنترل، سوخترسانی هوایی، ترابری راهبردی هوایی و حملات دوربرد، در اختیار اروپا قرار داده است.»
رویکرد چين در ليبی؛ بیطرفی و كسب منافع اقتصادی

سندی الکوتامی در یادداشتی که وب سایت اندیشکده کارنگی آن را منتشر کرد، نوشت: هنگامی که در سال 2011 مردم لیبی علیه معمر قذافی اعتراض کردند، چین در شورای امنیت سازمان ملل به مداخله نظامی رأی ممتنع داده و منطقه پرواز ممنوع و حملات هوایی به رهبری ناتو به نیروهای دولتی را سریعا محکوم کرد. چین با بیطرفی حساب شده در لیبی و در کل منطقه، مخالفت شدید خود را در پوشش نگرانی از «فاجعه انسانی» پیچید. این سیاست بیطرفی از آن زمان حکمفرما بوده است.
از زمان سقوط رژیم قذافی، مداخله چین در لیبی بر نفوذ اقتصادی و دیپلماسی پشت پرده متمرکز شده است. بلندپروازیهای تجاری و بیم از گرفتاری نظامی، اساس این فعالیت چین بوده است. با این حال، برخلاف پایبندی اکید پکن به اصول احتیاط و درگیری محدود، چین در مورد واقعیتهای محلی هوشیار بوده، رویکرد خود را مطابق با شرایط متغیر بازتنظیم کرده و از پیامدهای نامعلوم جنگ به نفع خود بهره برداری کرده است.
ریشه سیاست عدم مداخله چین در لیبی
چین منافع تجاری خود در لیبی را مدتها پیش از آغاز جنگ این کشور حفظ کرده است. در سال 2011 در مواجهه با گسترش اعتراضات، چین مداخله نظامی به رهبری ناتو را رد کرده و به دنبال حفظ روابط اقتصادی خود بود. چین در این دیدگاه خود با روسیه شریک بود. در نتیجه، سیاستهای چین-روسیه در خصوص لیبی و همچنین، سوریه و ایران همگرایی داشته و چین غالبا از سیاست مسکو پیروی میکرد.
این رفتار چین تحرکات بعدی آن در لیبی را توجیه میکند. رای ممتنع چین در شورای امنیت سازمان ملل، مانع از اتخاذ موضعی سخت در لیبی شده و به آن امکان داد تا از یک طرف، حملات هوایی به رژیم قذافی را محکوم کند و از طرف دیگر تشکیلات سیاسی مخالفان دولت (شورای موقت ملی) را در نهایت به عنوان تنها قدرت مشروع در لیبی به رسمیت بشناسد.
چگونگی سازگاری چین با چنددستگی در لیبی
در طول گذار قدرت از «شورای موقت ملی» به «کنگره سراسری ملی» و در نهایت به «دولت وفاق ملی»، چین توجه خود را به رسمیترین و متمرکزترین تشکیلات دولتی در لیبی متمرکز کرده است. با این حال، هنگامی که ژنرال حفتر عملیات نظامی از شرق لیبی را آغاز کرد، این کشور وارد جنگ داخلی ثانویهای شد. این جنگ، لیبی را به دو اردوگاه سیاسی مخالف تقسیم کرد: دولت حفتر در شرق و دولت مخالف او در طرابلس. بار دیگر، بیثباتی و دودستگی در لیبی، رویکرد چین در این کشور را پیچیدهتر ساخت.
با مشاهده چشمانداز چنددستگی در لیبی و با توجه به تجارب سال 2011، چین سیاست احتیاط و بیطرفی در پیش گرفته و به ایجاد تنوع در دیپلماسی و اقتصاد پرداخت. چین رسما از دولت وفاق ملی حمایت میکند. دولت وفاق ملی برای چین شریکی جذاب است. دولت وفاق ملی هنوز کنترل بانک مرکزی لیبی را در اختیار دارد و از توانایی امضای قراردادها، توزیع سرمایه به شرکا و تخصیص صندوقها برخوردار است که همه اینها نیازمندیهای شریکی معتبر برای پکن محسوب میشوند.
اگر دولت متحد حفتر در شرق حساب ارزی خود را تاسیس کند و ظرفیت مالی آن بر دولت وفاق ملی بچربد، چین احتمالا روابط خود با دولت مستقر در شرق را نیز تقویت خواهد کرد. چین هم اکنون نیز چشمانداز توافق با حفتر را آغاز کرده و کانالهای اقتصادی را باز نگه داشته است. بیطرفی چین و جیب پر از پول آن، این کشور را برای دولت وفاق ملی و دولت حفتر در شرق به شریکی جذاب تبدیل کرده است.
چین روی کسی شرط نمیبندد
لیبی تنها کشور جنگ زده نیست که چین به جای حمایت از جناحی خاص یا تلاش برای پایان دادن به جنگ، به دنبال دستاوردهای کوچک اقتصادی است، بلکه در عراق، یمن و سوریه نیز چین از اتحاد با جناحهای رقیب امتناع و توانایی خود در رقابت برای کسب قراردادهای پسا جنگ را حفظ کرده است. چین در کشورهای باثبات نیز به پیشبرد قدرت اقتصادی خویش پرداخته و به بزرگترین منبع سرمایهگذاری خارجی در خاورمیانه و بزرگترین شریک تجاری این منطقه تبدیل شده است.
برای دولت چین، طرح جاده و کمربند مهمترین ابزار دستیابی به اهداف این کشور در ارتقای موقعیت اقتصادی و ژئوپلیتیکی خود در سراسر جهان محسوب میشود. در لیبی، راهبرد چین در راستای رویکرد منطقهای و حتی جهانی این کشور است. چین خود را گرفتار جنگ لیبی نکرده و بدون توجه به نتیجه جنگ، مشغول بهرهبرداری از آن است.
همچنین، چین در فرآیندهای جهانی نیز سرمایهگذاری کرده تا موقعیت ابرقدرتی خود را در جهان ارتقا بخشد. با توجه به عقبنشینی آمریکا از صحنه بینالمللی، چین پیشقدم شده و در واکنش به بحران همهگیری کرونا ویروس، به 82 کشور از جمله لیبی کمک کرده است. بخشی از راهبرد چین در لیبی همچنان ثابت مانده است: هنگام تعدیل منافع متباین، مسیری که مخالفان کمتری دارد، جذابیت و منافع بیشتری خواهد داشت – این مسیر عمدتا مسیر بیطرفی است. در میان بازیگران اصلی بینالمللی در لیبی، چین به طور روزافزون از پشت صحنه وارد میدان شده و بدون توجه به نتیجه جنگ در روی زمین، به پیشبرد منافع خویش میپردازد.
0 Comments