جدیدترین مطالب

افول نفوذ سنتی پاریس در ساحل آفریقا

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: قطع روابط دیپلماتیک بورکینافاسو و فرانسه، صرفاً یک بحران دوجانبه نیست، بلکه نشانه‌ای از شتاب گرفتن افول نفوذ سنتی پاریس در آفریقای غربی و بازآرایی موازنه قدرت در منطقه ساحل محسوب می‌شود.

افول هژمونی آمریکا و ابتکارات جهانی چین از منظر آمریکای لاتین

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «ابتکارات جهانی چین به عنوان یک چالش مهم برای نظم بین‌المللی تحت سلطه غرب ظهور کرده‌اند، با این حال پیامدهای نظری آنها برای آمریکای لاتین و کارائیب (LAC) هنوز مورد بررسی قرار نگرفته است. به طور کلی، تحقیقات موجود، روابط چین و کشورهای جنوب جهان را از طریق پارادایم‌های الهام گرفته از وابستگی یا رقابت ژئوپلیتیک چارچوب‌بندی می‌کنند، که هر دو بازتولید نوعی جبر ساختاری است که تحلیل معنادار از عاملیت منطقه‌ای را مسدود می‌کند.

واکاوی نظم امنیتی جدید در منطقه

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت مهمان: تهاجم نظامی اخیر ایالات متحده و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران در ماه‌های آغازین سال ۲۰۲۶، فراتر از یک تنش دوره‌ای، به عنوان کاتالیزور بازآرایی بنیادین نظم ژئوپلیتیک خاورمیانه عمل کرده است.

تحلیلی بر شراکت راهبردی آمریکا و هند

شورای راهبردی آنلاین-رصد: توافق هسته‌ای غیرنظامی سال ۲۰۰۸ میان آمریکا و هند روابط دو طرف را از سطح سنتی به مشارکت راهبردی و تحول‌آفرین تبدیل کرد. این توافق نشان داد که حل حساسترین اختلافات دوجانبه امکان‌پذیر است و اعتماد را در بالاترین سطوح رهبری ایجاد نمود. کارشناسان هشدار میدهند که احیای شتاب این رابطه، نیازمند پروژه‌های همکاری جسورانه جدید در فناوری‌های راهبردی و توافق تجاری جامع و بازسازی اعتماد در سطوح بالاست.

نگاهی به سیاست جدید ترامپ در قبال بالکان غربی

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «گزارش جدید دولت ترامپ درباره سیاست آمریکا در قبال بالکان غربی با این جمله آغاز می‌شود: «ارتقاء، ثبات و پیشبرد منافع اقتصادی آمریکا در بالکان غربی، آمریکا را امن‌تر، قوی‌تر و مرفه‌تر می‌کند.» این گزارش هفت صفحه‌ای ضمن حمایت از این دیدگاه جدید که کشورهای این منطقه برای انجام کارهای بیشتر برای خودشان تلاش‌کنند، بر ادامه بسیاری از جنبه‌های تعامل آمریکا در این منطقه تأکید می‌کند، به مسائل محلی، مانند جرایم سازمان‌یافته، می‌پردازد و در عین حال چشم‌انداز ژئوپلیتیک بزرگ‌تری را ترسیم می‌کند که شامل روسیه و چین است.»

معنای توافقات دفاعی اخیر کشورهای عرب خلیج فارس با اوکراین برای روسیه و منطقه چیست؟

شورای راهبردی آنلاین-رصد: « اوکراین از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، تلاش کرده است تجربه میدانی خود را به یک دارایی در سیاست خارجی تبدیل کند. اعزام تیم‌های نظامی به کشورهای خلیج(فارس) برای کمک به رهگیری پهپادها و ارائه مشاوره پدافند هوایی، همراه با توافق‌های دفاعی با قطر، عربستان و امارات، این تصور را در برخی محافل غربی ایجاد کرده که کشورهای خلیج(فارس) در حال فاصله گرفتن از روسیه و نزدیک شدن به اوکراین هستند. اما آنچه در حال رخ دادن است، نه یک تغییر ژئوپلیتیک علیه مسکو، بلکه یک راهبرد تنوع‌بخشی عملگرایانه است. پادشاهی‌های خلیج(فارس) در حال جایگزین کردن اوکراین به جای روسیه نیستند، بلکه اوکراین را به مجموعه‌ رو به گسترش گزینه‌های امنیتی، فناوری و دیپلماتیک خود اضافه می‌کنند.»

Loading

أحدث المقالات

افول نفوذ سنتی پاریس در ساحل آفریقا

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: قطع روابط دیپلماتیک بورکینافاسو و فرانسه، صرفاً یک بحران دوجانبه نیست، بلکه نشانه‌ای از شتاب گرفتن افول نفوذ سنتی پاریس در آفریقای غربی و بازآرایی موازنه قدرت در منطقه ساحل محسوب می‌شود.

پیامدهای قطع احتمالی کمک نظامی آمریکا به رژیم صهیونیستی

شورای راهبردی آنلاین-رصد: « اظهارات ترامپ در پاسخ به واکنش تند مقامات اسرائیلی به توافق اولیه برای پایان دادن به جنگ با ایران که گفته بود «از نحوه رفتار اسرائیل با لبنان خوشحال نیستم. اگر من دخالت نمی‌کردم، اسرائیل خیلی وقت پیش نابود شده بود»، نشان‌دهنده پایین‌ترین سطح روابط آمریکا و اسرائیل در دوران ریاست‌جمهوری ترامپ بود. اختلاف آن‌ها اساسی است. ترامپ مصمم به پایان دادن جنگ با ایران است و ایران نیز روشن ساخته که توافق صلح تنها در صورتی ممکن است که اسرائیل عملیاتش را علیه حزب‌الله، متحد ایران، در لبنان متوقف کند. به‌نظر می‌رسد یادداشت تفاهم اخیر بین آمریکا و ایران به‌صراحت بیان می‌کند که پایان جنگ در لبنان بخشی از یک توافق جامع‌تر است.

افول هژمونی آمریکا و ابتکارات جهانی چین از منظر آمریکای لاتین

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «ابتکارات جهانی چین به عنوان یک چالش مهم برای نظم بین‌المللی تحت سلطه غرب ظهور کرده‌اند، با این حال پیامدهای نظری آنها برای آمریکای لاتین و کارائیب (LAC) هنوز مورد بررسی قرار نگرفته است. به طور کلی، تحقیقات موجود، روابط چین و کشورهای جنوب جهان را از طریق پارادایم‌های الهام گرفته از وابستگی یا رقابت ژئوپلیتیک چارچوب‌بندی می‌کنند، که هر دو بازتولید نوعی جبر ساختاری است که تحلیل معنادار از عاملیت منطقه‌ای را مسدود می‌کند.

واکاوی نظم امنیتی جدید در منطقه

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت مهمان: تهاجم نظامی اخیر ایالات متحده و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران در ماه‌های آغازین سال ۲۰۲۶، فراتر از یک تنش دوره‌ای، به عنوان کاتالیزور بازآرایی بنیادین نظم ژئوپلیتیک خاورمیانه عمل کرده است.

تحلیلی بر شراکت راهبردی آمریکا و هند

شورای راهبردی آنلاین-رصد: توافق هسته‌ای غیرنظامی سال ۲۰۰۸ میان آمریکا و هند روابط دو طرف را از سطح سنتی به مشارکت راهبردی و تحول‌آفرین تبدیل کرد. این توافق نشان داد که حل حساسترین اختلافات دوجانبه امکان‌پذیر است و اعتماد را در بالاترین سطوح رهبری ایجاد نمود. کارشناسان هشدار میدهند که احیای شتاب این رابطه، نیازمند پروژه‌های همکاری جسورانه جدید در فناوری‌های راهبردی و توافق تجاری جامع و بازسازی اعتماد در سطوح بالاست.

نگاهی به سیاست جدید ترامپ در قبال بالکان غربی

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «گزارش جدید دولت ترامپ درباره سیاست آمریکا در قبال بالکان غربی با این جمله آغاز می‌شود: «ارتقاء، ثبات و پیشبرد منافع اقتصادی آمریکا در بالکان غربی، آمریکا را امن‌تر، قوی‌تر و مرفه‌تر می‌کند.» این گزارش هفت صفحه‌ای ضمن حمایت از این دیدگاه جدید که کشورهای این منطقه برای انجام کارهای بیشتر برای خودشان تلاش‌کنند، بر ادامه بسیاری از جنبه‌های تعامل آمریکا در این منطقه تأکید می‌کند، به مسائل محلی، مانند جرایم سازمان‌یافته، می‌پردازد و در عین حال چشم‌انداز ژئوپلیتیک بزرگ‌تری را ترسیم می‌کند که شامل روسیه و چین است.»

Loading

کوزوو؛ موضوع نمایش انتخاباتی ترامپ

شورای راهبردی آنلاین – رصد: توافق بی‌برنامه کاخ سفید کار چندانی برای پیشبرد گفت‌و‌گوها در قبال کوزوو انجام نمی‌دهد؛ اما بهای بالایی دارد. با وجود غیرقابل‌پیش‌بینی بودن مذاکرات، از همان ابتدا یک مسئله درباره تلاش آمریکا برای عادی‌سازی روابط صربستان و کوزوو روشن بود: این مذاکرات به لحاظ محتوا کم‌اهمیت، اما به‌شدت تبلیغاتی بود.

ماجدا روج در تحلیلی که وب‌سایت اندیشکده شورای روابط خارجی اروپا منتشر کرد، نوشت: بنابراین جای تعجبی ندارد که نتیجه مذاکرات – دو سند که به‌طور جداگانه به امضای هر طرف رسید- بازتاب سطحی بودن و فقدان برنامه‌ریزی در خصوص آن بود. بازگویی آنچه کوزوو و صربستان قبلاً درباره‌اش موافقت کرده بودند و هدف اصلی توافق در کاخ سفید بود، ضرورتاً به پیشبرد گفت‌وگوها منجر نمی‌شود، بلکه کمپین انتخاب مجدد دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا را به پیش می‌برد.

کوزوو و صربستان درگذشته توافقات و بیانیه‌های متعددی را امضا کردند. اما باوجودی که این توافق توجهات سیاسی را در سطح بالا به خود جلب کرد، ریچارد گرنل، سفیر آمریکا نتوانست طرف‌ها را برای صدور یک بیانیه واحد همراه کند و این امر پرسش‌هایی را درباره وضعیت حقوقی اسناد امضا شده به وجود آورد و بازتاب شلختگی ناشی از اولویت قائل شدن برای سرعت و اجرای نمایش و نه برای محتوا است.

جای تعجبی ندارد که هر یک از طرف‌ها این نشست را با روایت خودشان برای مصرف داخلی ترک کردند. کاخ سفید مدعی پیروزی در پیشبرد روند صلح در یک مناقشه طولانی‌مدت شد. الکساندر ووچیچ، رئیس‌جمهور صربستان این نشست را نشستی دوجانبه با واشنگتن با هدف بهبود روابط دوجانبه تفسیر کرد. درعین‌حال کوزوو آن را یک پیروزی نامید زیرا توانست به رسمیت شناخته شدن از جانب اسرائیل را به دست آورد.

هیچ‌یک از این پیروزی‌های مفروض، گفت‌وگوهای کوزوو و صربستان را به‌هیچ‌وجه پیش نبرد.

برخلاف ادعای گرنل در این خصوص که آمریکا چیزی جدید و خلاقانه به دست آورده است، اغلب این تعهدات قبل از این هم در قالب چارچوب مذاکرات اتحادیه اروپا و روند برلین یا ابتکاراتی مستقل ازجمله پروژه‌های زیرساختی، همکاری منطقه‌ای، ایستگاه‌های مرزی، به رسمیت شناختن مدارک و اشخاص گمشده و آوارگان داخلی وجود داشت.

برخی از پروژه‌های زیرساختی مانند بزرگراه معروف به صلح در دست اجرا هستند و اتحادیه اروپا بودجه آن را تأمین می‌کند. توافق زیرساختی مربوط به راه‌آهن که گرنل به دست آورد و بلگراد و پریستینا را به هم متصل می‌کند، از طریق معرفی مسیرهای جایگزین در مسیرهای غیرعملیاتی راه‌آهن در تونلی صعب‌العبور که در سال ۱۹۹۹ بمباران شد، با ابتکاری که سرمایه‌گذاری آن را اتحادیه اروپا تأمین می‌کند، رقابت می‌کند.

مطمئناً تحولات جدیدی نیز وجود دارد ازجمله به رسمیت شناختن کوزوو توسط اسرائیل، اما ارتباطی به گفت‌وگو با صربستان ندارد بلکه بیشتر به آرزوی ترامپ برای جلب رضایت پایگاه انجیلی خودش ربط دارد.

جنبه منفی بسته معروف به بسته اسرائیل این است که هر دو طرف را با خطر دور شدن بیشتر از اتحادیه اروپا روبه‌رو می‌کند زیرا مستلزم آن است که صربستان و کوزوو در بیت‌المقدس سفارت باز کنند. این‌که آیا آن‌ها در واقعیت چنین کاری را انجام خواهند داد یا خیر، مسئله‌ای متفاوت است اما وقتی مسئله به همسویی سیاست خارجی آن‌ها با اتحادیه اروپا مربوط شود، مشکلات بیشتری را برای هر دو طرف ایجاد خواهد کرد.

سخنگوی اتحادیه اروپا در اظهارنظری درباره این بسته گفته است که هرگونه اقدام دیپلماتیک که موضع مشترک اتحادیه اروپا در قبال بیت‌المقدس را زیر سؤال ببرد، باعث نگرانی جدی و تأسف است.

به همین ترتیب تعهد به استفاده از دستگاه‌های نظارتی و اطلاعاتی آمریکا می‌تواند روند الحاق را برای صربستان و کوزوو تضعیف کند. البته این سؤال مطرح است که آن‌ها تا چه اندازه به پیوستن به اتحادیه اروپا باور دارند. بااین‌حال مادامی‌که در این بازی حاضر باشند، این‌گونه انحراف‌ها از مطالبات اتحادیه اروپا موضوع مهمی خواهد بود.

یک مؤلفه جدید دیگر این است که آمریکا وعده می‌دهد، در صربستان و کوزوو نقشی بزرگ‌تر را ازجمله از طریق سرمایه‌گذاری ایفا کند اما این‌که مقامات مربوطه به سرمایه‌گذاری در این منطقه چقدر علاقه دارند و چطور باید آن‌ها را به سرمایه‌گذاری در آنجا مجبور کرد، اصلاً مشخص نیست.

اگر از منظری خوش‌بینانه به موضوع نگاه کنیم این‌که به‌این‌ترتیب رهبران کوزوو و صربستان بر تعهدات گذشته خود دوباره تأکید کردند، توجه سیاسی در سطحی بالا به آن جلب شد و اسرائیل کوزوو را به رسمیت شناخته است.

اما به چه قیمتی؟ آیا ارزشش را دارد؟ گرنل برای رسیدن به این توافق به سقوط دولت اصلاح‌طلب آلبین کورتی، نخست‌وزیر سابق کوزوو کمک کرد، دونالد ترامپ جونیور را به تهدید به خروج سربازان آمریکایی از کوزوو واداشت و یک اختلافات ترانس آتلانتیک را عمیق‌تر کرد که مطمئناً سیاستمداران منطقه‌ای از آن سوءاستفاده خواهند کرد. این‌یک دیپلماسی غیرحرفه‌ای است و خسارتی را به بار آورده که هرگونه دستاورد را کم‌اهمیت می‌سازد.

چالش واقعی در گفت‌وگوی کوزوو-صربستان، مانند هر جای دیگری در این منطقه، به اجرای تعهدات مربوط می‌شود، نه به واداشتن رهبران به امضای آن تعهدات. توافقات منطقه‌ای بی‌شماری که بسیار بهتر از این توافق آماده‌شده بودند، هنوز به اجرا در نیامده‌اند.

اگر کاخ سفید علاقه‌مند است تضمین کند که شروط موردتوافق در این موافقت‌نامه، تفاوتی را ایجاد خواهد کرد، باید با وزارت امور خارجه و اتحادیه اروپا درباره محتوا، برنامه‌ریزی، تأمین بودجه و مشوق‌ها همکاری نزدیکی داشته باشد.

منظور این نیست که اتحادیه اروپا تمامی پاسخ‌ها را در اختیار دارد. اتحادیه اروپا در سال‌های اخیر بسیار منفعل و فاقد یک راهبرد در خصوص چگونگی تشویق به پایبندی بوده است. اهداف سیاسی اروپا در این منطقه، اغلب فقط درنتیجه فشار شدید آمریکا برای واداشتن طرف‌ها به پایبندی حاصل شده است؛ اما تصور واشنگتن مبنی بر اینکه با دخالت بدون برنامه، تمرکز راهبردی یا هماهنگی با اتحادیه اروپا، اوضاع را در مسیر درست خود قرار خواهد داد، بسیار نادرست است.

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *