جدیدترین مطالب
افول هژمونی آمریکا و ابتکارات جهانی چین از منظر آمریکای لاتین
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «ابتکارات جهانی چین به عنوان یک چالش مهم برای نظم بینالمللی تحت سلطه غرب ظهور کردهاند، با این حال پیامدهای نظری آنها برای آمریکای لاتین و کارائیب (LAC) هنوز مورد بررسی قرار نگرفته است. به طور کلی، تحقیقات موجود، روابط چین و کشورهای جنوب جهان را از طریق پارادایمهای الهام گرفته از وابستگی یا رقابت ژئوپلیتیک چارچوببندی میکنند، که هر دو بازتولید نوعی جبر ساختاری است که تحلیل معنادار از عاملیت منطقهای را مسدود میکند.
أحدث المقالات
پیامدهای قطع احتمالی کمک نظامی آمریکا به رژیم صهیونیستی
شورای راهبردی آنلاین-رصد: « اظهارات ترامپ در پاسخ به واکنش تند مقامات اسرائیلی به توافق اولیه برای پایان دادن به جنگ با ایران که گفته بود «از نحوه رفتار اسرائیل با لبنان خوشحال نیستم. اگر من دخالت نمیکردم، اسرائیل خیلی وقت پیش نابود شده بود»، نشاندهنده پایینترین سطح روابط آمریکا و اسرائیل در دوران ریاستجمهوری ترامپ بود. اختلاف آنها اساسی است. ترامپ مصمم به پایان دادن جنگ با ایران است و ایران نیز روشن ساخته که توافق صلح تنها در صورتی ممکن است که اسرائیل عملیاتش را علیه حزبالله، متحد ایران، در لبنان متوقف کند. بهنظر میرسد یادداشت تفاهم اخیر بین آمریکا و ایران بهصراحت بیان میکند که پایان جنگ در لبنان بخشی از یک توافق جامعتر است.
افول هژمونی آمریکا و ابتکارات جهانی چین از منظر آمریکای لاتین
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «ابتکارات جهانی چین به عنوان یک چالش مهم برای نظم بینالمللی تحت سلطه غرب ظهور کردهاند، با این حال پیامدهای نظری آنها برای آمریکای لاتین و کارائیب (LAC) هنوز مورد بررسی قرار نگرفته است. به طور کلی، تحقیقات موجود، روابط چین و کشورهای جنوب جهان را از طریق پارادایمهای الهام گرفته از وابستگی یا رقابت ژئوپلیتیک چارچوببندی میکنند، که هر دو بازتولید نوعی جبر ساختاری است که تحلیل معنادار از عاملیت منطقهای را مسدود میکند.
درسهایی از شکست نظامی قدرتهای مختلف در افغانستان

وبسایت اندیشکده آمریکایی رند در یادداشتی نوشت: اگرچه مشابهتهایی بین افغانستان و ویتنام وجود دارد، اما از مداخلات گذشته دیگر قدرتها میتوان درسهایی آموخت. جنگهای متعدد بریتانیا در افغانستان نه به دلیل شباهت تمدنی آن به ایالاتمتحده، بلکه به دلیل اعتمادبهنفس بیشازحد آنها به پیروزی، بسیار آموزنده است.
انگلیسیها اولین بار در سال 1839 با هدف برکناری حاکم افغان که با روسیه همکاری میکرد، به افغانستان حمله کردند و یک دولت حائل تحت تسلط بریتانیا بین قلمرو روسیه و هند ایجاد کردند؛ اما در طی دو سال بعدی، افغانهای ناراضی از اشغالگران خارجی، بهصورت دورهای به آنها حمله کرده و درنهایت، علیه آنها اعلان جهاد کردند که درنتیجه آن، گروهی از افغانها، مقامات و سربازان انگلیسی کشته شدند. تلاش اولیه برای مذاکره با رهبر شورشیان منجر به قتل مذاکرهکنندگان بریتانیایی شد و اجساد آنها در خیابانها کشیده شدند. پسازآن نیروهای انگلیسی با بالا بردن پرچم سفید شهر را تخلیه کردند.
انگلیسیها 40 سال بعد دوباره به افغانستان حمله کردند اما باز هم شکست خوردند.
بهطور خلاصه، در یک دوره 80 ساله، انگلیسیها بارها و بارها علیه ارتش افغانستان جنگ کردند. آنها همواره فکر میکردند که این کشور را فتح کردهاند، اما با نتیجهای غیرازاین مواجه میشدند. چنانکه آنها در مقایسه با ایالاتمتحده چندین برابر بیشتر تلفات داشتهاند. برخی از دلایل این ناکامیهای مکرر بریتانیا در افغانستان توسط یک خبرنگار به نام وینستون چرچیل که در برخی از این درگیریها حضور داشت، شرح دادهشده بود. گزارشهای او از مناطق مرزی حاوی توصیفات جالبی بود. علیرغم تعصبات قرن نوزدهمی، وی به مردم افغانستان بهعنوان «مردمی مقاوم، جنگجو، شجاع و توانمند» احترام گذاشت و خاطرنشان کرد که «هر مرد افغانی یک سرباز است».
چرچیل معتقد بود که وحشیگری آنها بیانتها نبوده و قدرت جنگی آنها که با شور و حرارت مذهبی نیز آمیخته فقط و فقط علیه بیگانگان است. او همچنین به توانایی شگفتآور آنها در استفاده مؤثر از سرزمینها و استحکامات طبیعی و همچنین بهرهگیری از آخرین سلاحهای آن زمان اشاره کرده بود.
مداخله ایالاتمتحده و متحدانش در افغانستان، ازجمله مداخلات بریتانیا در سالهای 1839-1919، اکنون تبدیل به تاریخ شده است. ایالاتمتحده که به نظر میرسید طی چند ماه افغانستان را فتح کرده است، در طول دو دهه نتوانست این کار را انجام دهد. مردان عصبانی و کینهتوز، با شور و اشتیاق مذهبی خود با تمام توان در برابر آنها ایستادگی کردند که نتیجه آن، مرگ هزاران نفر از نظامیان آمریکایی، متحدان آن و افغانها، بوده است. بدون شک درسهای این شکست 20 ساله مانند جنگ ویتنام برای دههها موردبحث قرار خواهد گرفت. بااینحال، شاید اولین درس ساده این باشد که با بهرهگیری از تجربیات بریتانیاییها، شوروی و آمریکا، دیگر نباید در امور افغانستان دخالت کرد.
0 Comments