شورای راهبردی آنلاین-رصد: «متخصصان برنامهریزی نظامی در چین، چندین دهه است که لجستیک را عامل تعیینکننده در هرگونه عملیات علیه تایوان و در سراسر منطقه وسیع ایندوپاسیفیک در نظر گرفتهاند. حفظ عملیات گسترده در سراسر تنگه تایوان مستلزم جابهجایی و تأمین نیروها تحت فشار شدید خواهد بود که این امر لجستیک را هم به یک آسیبپذیری حیاتی و هم به یک اولویت برای اصلاحات تبدیل میکند.»
جرالد ماکو در یادداشتی که در وبسایت «موسسه سیاست راهبردی استرالیا» (ASPI) منتشر شد، نوشت: چین در حال حاضر سرمایهگذاری بزرگی روی این فرض انجام داده است که هوش مصنوعی میتواند راهحل این چالش باشد. ارتش چین در حال ادغام هوش مصنوعی با سامانههای لجستیک خود برای پشتیبانی از چیزی است که آن را «جنگ هوشمندسازیشده» مینامد. ابزارهای هوش مصنوعی نوید بهبود در پیشبینی تقاضا، مسیریابی و تخصیص تجهیزات و تدارکات را میدهند. نیروهای مسلح چین همچنین از هوش مصنوعی برای «نگهداری و تعمیرات قابل پیشبینی» استفاده میکنند تا واحدهای لجستیک بتوانند خرابی تجهیزات را پیشبینی و تعمیرات را قبل از وقوع خرابیها برنامهریزی کنند.
«نیروی پشتیبانی لجستیک مشترک» که در سال ۲۰۱۶ و در چارچوب اصلاحات نظامی چین تأسیس شد، بهعنوان فرماندهی متمرکز لجستیک ارتش این کشور عمل میکند و مسئول هماهنگی پشتیبانی میان تمام شاخههای نیروهای مسلح است. این نیرو مراکز و انبارهای پشتیبانی در سطح مناطق عملیاتی را مدیریت کرده و همزمان دادهها را از واحدهای نظامی، پایگاهها و پیمانکاران غیرنظامی دریافت میکند تا طرحهای پشتیبانی و حفظ توان رزمی در چند منطقه عملیاتی را تدوین کند. چین این رویکرد را «لجستیک مشترک هوشمند» مینامد؛ مدلی که در آن دادههای سامانههای نظامی و غیرنظامی در قالب طرحهای یکپارچه پشتیبانی در سراسر مناطق عملیاتی تلفیق میشوند. تمرکز اخیر این کشور بر ترکیب سامانههای اطلاعاتی با کاربردهای هوش مصنوعی برای ایجاد فرآیندهای برنامهریزی خودکارتر بوده است.
رزمایشهای ارتش چین در مناطق مرتفع، مرزی و ساحلی، شبکههایی از حسگرها را آزمایش کردهاند که اطلاعات لحظهای را به پلتفرمهای هوش مصنوعی ارسال میکنند. این سامانهها برای پیشبینی نیازهای لجستیکی و کمک به زمانبندی عملیات طراحی شدهاند. همچنین از پهپادهای باری و خودروهای زمینی بدون سرنشین قابل ردیابی برای انتقال تدارکات با حداقل نظارت انسانی استفاده میشود، در حالی که ابزارهای زمانبندی مبتنی بر هوش مصنوعی با هدف کاهش فاصله زمانی میان درخواست یک یگان و رسیدن تجهیزات به آن توسعه یافتهاند.
یکی از ارکان اصلی رویکرد چین، راهبرد «ادغام نظامی ـ غیرنظامی» است. شرکتهای تجاری بخش قابل توجهی از فناوریهای نظامی، پلتفرمهای داده و ظرفیت حملونقل مورد نیاز ارتش را تأمین میکنند. شبکههای حملونقل غیرنظامی، بنادر و زیرساختهای ارتباطی نیز در برنامهریزی لجستیک نظامی ادغام شدهاند. همزمان، شبکههای حسگر و پلتفرمهای هوش مصنوعی به ساختارهای موجود لجستیکی متصل میشوند و این امکان را فراهم میکنند که برنامهریزان نظامی، شبکه ملی حملونقل کالا و زیرساختهای دیجیتال را به عنوان امتداد سامانه تأمین نظامی در نظربگیرند. این رویکرد به نیروهای مسلح چین اجازه میدهد بهجای ایجاد سامانههای مستقل نظامی، از ظرفیتهای تجاری موجود نیز بهره بگیرند.
از جمله کاربردهای مشخص این فناوری میتوان به «سامانه اینترنت اشیای سوخت نظامی» اشاره کرد که با استفاده از حسگرها، موجودی و توزیع سوخت را بهصورت لحظهای پایش میکند. در زمان صلح، این تحولات از تغییرات متعددی در نحوه انجام وظایف لجستیکی پشتیبانی میکنند. برنامهریزی میتواند حجم بیشتری از دادههای نظامی و غیرنظامی را دربر گیرد و موجودی انبارها نیز از طریق پیشبینی دقیقتر با دقت بیشتری مدیریت شود. همچنین، داراییهای حملونقل تجاری کشور را میتوان در دورههای آموزشی یا هنگام افزایش ناگهانی نیازها، بهصورت منظمتر و سازمانیافتهتر بسیج کرد.
ارتش چین برای تقویت حملونقل چندوجهی با شرکتهای لجستیکی و تجارت الکترونیک غیرنظامی همکاری کرده و با ارائهدهندگان بزرگ خدمات حملونقل توافقنامههایی امضا کرده است تا در رزمایشها و شرایط اضطراری از جابهجایی نیروها و تدارکات در مسافتهای طولانی پشتیبانی کنند. هدف این توافقها، بهبود هماهنگی میان مناطق عملیاتی مختلف و فراهم کردن امکان انتقال سریعتر منابع در واکنش به تغییر اولویتهاست. برنامهریزان نظامی چین این تحولات را راهی برای کاهش اتلاف منابع، تسریع در تأمین مجدد و استفاده کارآمدتر از ظرفیتهای محدود لجستیکی معرفی میکنند.
هدف پکن ایجاد سامانهای لجستیکی است که بتواند عملیات پیدرپی با سرعت و شدت بیشتر را در حوزههای مختلف نبرد پشتیبانی کند. ارتش چین امیدوار است با کاهش تاخیرهایی که در گذشته بر برنامهریزی و اجرای عملیات پیدرپی تأثیر میگذاشت، این هدف را محقق سازد. بر اساس این دیدگاه، دادههای بیشتر، خودکارسازی گستردهتر و دسترسی به ظرفیتهای تجاری، به فرماندهان اجازه خواهد داد نیروها را سریعتر و در مسافتهای طولانیتر از آنچه سامانههای سنتی امکانش را فراهم میکرد، جابهجا و پشتیبانی کنند. ادغام ظرفیت و فناوریهای بخش تجاری با نیاز های ارتش بهعنوان راهی برای دستیابی به «توسعه جهشی» و کاهش فاصله با ارتشهای پیشرفتهتر، بهویژه ایالات متحده، معرفی میشود.
در مقابل، ایالات متحده مفاهیمی را برای لجستیک در محیط مورد مناقشه در اولویت قرار داده است که بر پراکندگی ذخایر، ارتباطات نظامی مستحکمتر و کاهش وابستگی به شبکههای تجاری در مناطق مقدم تأکید دارد. برنامهریزی آمریکا معمولاً هزینههای بیشتر در زمان صلح را برای محدود کردن مواجهه پس از شروع درگیری میپذیرد. این رویکرد بر این فرض استوار است که شبکه لجستیکی در عملیاتهای پراکنده با اختلالات جدی روبهرو خواهند شد.این امر منجر به تاکید بیشتر بر خودکفایی بیشتر و زنجیرههای تأمین تحت کنترل نیروی نظامی در مناطق مقدم تأکید میشود، نه بر اتکا به سامانههای تجاری.
در چین، این تحولات در حال دگرگون کردن شیوه برنامهریزی، جابهجایی و پشتیبانی نیروها در زمان صلح و همچنین آمادگی برای عملیات پرشتابتر هستند. اینکه این تغییرات در نهایت در زمان جنگ موجب تقویت یا محدود شدن توان لجستیکی ارتش چین شوند، به میزان تابآوری این سامانههای جدید در شرایط نبرد و مواجهه با اخلال و فشار بستگی خواهد داشت.
0 Comments