جدیدترین مطالب

چرخش اوراسیایی هند: چرایی اهمیت یافتن بیشتر آسیای مرکزی برای هند

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «سال‌هاست که آسیای مرکزی برای هند از نظر راهبردی اهمیت داشته، اما دسترسی به آن دشوار بوده است. پاکستان مسیرهای زمینی مستقیم را مسدود کرده، افغانستان همچنان بی‌ثبات است و اتصال ترانزیتی اوراسیا نیز محدود مانده است. سیاست «ارتباط با آسیای مرکزی» هند از همان ابتدا این محدودیت‌ها را شناسایی کرد و توسعه اتصال فیزیکی را در کانون رویکرد منطقه‌ای خود قرار داد. اما امروز، شوک‌های ژئوپلیتیکی دهلی‌نو را واداشته‌اند تا با فوریت بیشتری به اوراسیا بنگرد.»

توافق صلح لبنان؛ تثبیت‌کننده اشغال

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: توافق سه‌جانبه واشنگتن، با گره‌زدن پایان اشغال به شروط سیاسی و امنیتی، بیش از آنکه صلحی پایدار را رقم بزند، اشغال را تثبیت می‌کند.

تلاش چین برای بازآفرینی نظم جدید جهانی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: پکن برخلاف قدرت‌های کلاسیک، نظم مطلوب خود را نه با اشغال سرزمین‌ها، بلکه با فناوری، سرمایه، استانداردگذاری و حکمرانی دیجیتال پیگیری می‌کند.

افول نفوذ سنتی پاریس در ساحل آفریقا

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: قطع روابط دیپلماتیک بورکینافاسو و فرانسه، صرفاً یک بحران دوجانبه نیست، بلکه نشانه‌ای از شتاب گرفتن افول نفوذ سنتی پاریس در آفریقای غربی و بازآرایی موازنه قدرت در منطقه ساحل محسوب می‌شود.

افول هژمونی آمریکا و ابتکارات جهانی چین از منظر آمریکای لاتین

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «ابتکارات جهانی چین به عنوان یک چالش مهم برای نظم بین‌المللی تحت سلطه غرب ظهور کرده‌اند، با این حال پیامدهای نظری آنها برای آمریکای لاتین و کارائیب (LAC) هنوز مورد بررسی قرار نگرفته است. به طور کلی، تحقیقات موجود، روابط چین و کشورهای جنوب جهان را از طریق پارادایم‌های الهام گرفته از وابستگی یا رقابت ژئوپلیتیک چارچوب‌بندی می‌کنند، که هر دو بازتولید نوعی جبر ساختاری است که تحلیل معنادار از عاملیت منطقه‌ای را مسدود می‌کند.

Loading

أحدث المقالات

چرخش اوراسیایی هند: چرایی اهمیت یافتن بیشتر آسیای مرکزی برای هند

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «سال‌هاست که آسیای مرکزی برای هند از نظر راهبردی اهمیت داشته، اما دسترسی به آن دشوار بوده است. پاکستان مسیرهای زمینی مستقیم را مسدود کرده، افغانستان همچنان بی‌ثبات است و اتصال ترانزیتی اوراسیا نیز محدود مانده است. سیاست «ارتباط با آسیای مرکزی» هند از همان ابتدا این محدودیت‌ها را شناسایی کرد و توسعه اتصال فیزیکی را در کانون رویکرد منطقه‌ای خود قرار داد. اما امروز، شوک‌های ژئوپلیتیکی دهلی‌نو را واداشته‌اند تا با فوریت بیشتری به اوراسیا بنگرد.»

توافق صلح لبنان؛ تثبیت‌کننده اشغال

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: توافق سه‌جانبه واشنگتن، با گره‌زدن پایان اشغال به شروط سیاسی و امنیتی، بیش از آنکه صلحی پایدار را رقم بزند، اشغال را تثبیت می‌کند.

تلاش چین برای بازآفرینی نظم جدید جهانی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: پکن برخلاف قدرت‌های کلاسیک، نظم مطلوب خود را نه با اشغال سرزمین‌ها، بلکه با فناوری، سرمایه، استانداردگذاری و حکمرانی دیجیتال پیگیری می‌کند.

افول نفوذ سنتی پاریس در ساحل آفریقا

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: قطع روابط دیپلماتیک بورکینافاسو و فرانسه، صرفاً یک بحران دوجانبه نیست، بلکه نشانه‌ای از شتاب گرفتن افول نفوذ سنتی پاریس در آفریقای غربی و بازآرایی موازنه قدرت در منطقه ساحل محسوب می‌شود.

پیامدهای قطع احتمالی کمک نظامی آمریکا به رژیم صهیونیستی

شورای راهبردی آنلاین-رصد: « اظهارات ترامپ در پاسخ به واکنش تند مقامات اسرائیلی به توافق اولیه برای پایان دادن به جنگ با ایران که گفته بود «از نحوه رفتار اسرائیل با لبنان خوشحال نیستم. اگر من دخالت نمی‌کردم، اسرائیل خیلی وقت پیش نابود شده بود»، نشان‌دهنده پایین‌ترین سطح روابط آمریکا و اسرائیل در دوران ریاست‌جمهوری ترامپ بود. اختلاف آن‌ها اساسی است. ترامپ مصمم به پایان دادن جنگ با ایران است و ایران نیز روشن ساخته که توافق صلح تنها در صورتی ممکن است که اسرائیل عملیاتش را علیه حزب‌الله، متحد ایران، در لبنان متوقف کند. به‌نظر می‌رسد یادداشت تفاهم اخیر بین آمریکا و ایران به‌صراحت بیان می‌کند که پایان جنگ در لبنان بخشی از یک توافق جامع‌تر است.

Loading

چشم انداز تنش آمریکا و چین

۱۳۹۷/۰۶/۳۱ | دیدگاه, یادداشت

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: به دنبال روی کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا از جمله مناسباتی که دستخوش تغییرات عمده قرار گرفت، مناسبات چین و آمریکا بود؛ تا جایی که حتی امروزه برخی عنوان «جنگ تجاری میان چین و آمریکا» را برای روابط تجاری دو کشور به کار می‌برند.

اسماعیل بشری/ کارشناس مسائل شرق آسیا

در مقطع فعلی، آمریکا و چین از بزرگ‌ترین قدرت‌های اقتصادی دنیا به رغم گفت‌وگوهای مصالحه‌جویانه برای حل اختلافات  تجاری، دور جدیدی از افزایش تعرفه‌های تنبیهی گمرکی را علیه واردات یکدیگر به اجرا گذاشته‌اند.

یک مسئله جدی که بین آمریکا و چین وجود دارد مازاد تراز بازرگانی است که به نفع پکن است. یعنی کالاهای صادراتی چین به آمریکا خیلی بیشتر از کالاهای وارداتی از آمریکا است. مسئله دیگر هم اینکه چین به صورت مصنوعی ارزش یوآن را پایین نگه می‌داشت و در نتیجه تولید کالای چینی به صرفه بود. چین بدین روش خیلی آسان و به صرفه، کالا تولید و به آمریکا صادر می‌کرد و انباشت ذخیره ارزی چین در آمریکا بسیار افزایش یافته بود؛ به طوریکه آمریکا نسبت به این موضوع احساس خطر می‌کرد. به همین دلیل شاهد بودیم که اخیرا دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا تهدید کرد در صورتی که چین مازاد تجاری مبادلات خود با آمریکا را کاهش ندهد بر روی تمام کالاهای وارداتی چین تعرفه بیشتری وضع خواهد کرد. مازاد تجاری چین در مبادلات خود با آمریکا ۳۳۵ میلیارد دلار است. همچنین در جریان بحران‌های اخیر که پیش آمد نیز بحث بر سر این بود که اگر چین بخشی از ذخایر ارزی خود را از آمریکا خارج کند، آمریکا دچار بحران‌های شدیدی خواهد شد. چراکه چین با هدف رفع بحران مالی در آمریکا اوراق قرضه زیادی خریداری کرده بود.

اما با روی کار آمدن دونالد ترامپ شرایط تغییر کرد؛ ترامپ با وجودیکه نسبت به تمام این مشکلات آگاه است، اما به ملاحظات میان پکن و واشنگتن توجهی ندارد. از ابتدا نیز شعار ترامپ «اول آمریکا» بود و همه چیز را برای کشور خود می‌خواست. لذا معتقد بود که چرا باید در چین سرمایه‌گذاری کنند و این کشور سود ببرد اما کارگرهای آمریکایی بیکار بمانند. بنابراین رئیس‌جمهور آمریکا تصمیم گرفت با هدف رفع بیکاری یک سری تعرفه‌ها بر کالاهای خارجی اعمال کند. در این میان عمده‌ترین کشورهایی که به آمریکا صادرات انجام می‌دادند کشورهای اروپایی، کانادا و چین بودند. درنتیجه ترامپ روی کالاهایی همچون آلومینیوم و فولاد تعرفه‌های سنگینی بست و کشورهای اروپایی، کانادا و چین نیز مقابله به مثل کردند و روی کالاهای وارداتی از آمریکا تعرفه‌های سنگین بستند.

مسئله دیگری که میان آمریکا و چین حائز بررسی است بحران در کره شمالی است؛ در این خصوص واشنگتن روی کمک‌های پکن خیلی حساب کرده بود و تصورش بر این بود که چین با فشار بر کره شمالی به روند مذاکرات خلع سلاح کمک خواهد کرد.

اما بعد از ماجراهای اخیر در حوزه جنگ تجاری، آمریکا گله‌مند است که چین فشارهای لازم را بر پیونگ‌یانگ وارد نمی‌آورد. البته این رویکرد چین کاملا طبیعی است. زیرا وقتی دو کشور با هم به مشکل برمی‌خورند هر طرفی سعی می‌کند از ابزارهایی که در اختیار دارد برای تحت فشار قرار دادن طرف مقابل استفاده کند.

البته سرانجام تنش میان پکن و واشنگتن هنوز مشخص نیست؛ لااقل تا زمانی که شخصی چون ترامپ در ایالات متحده آمریکا بر سر کار است نمی‌توان پیش‌بینی کرد که تحولات و مناسبات این کشور با دیگر کشورهای جهان به چه سمتی پیش خواهد رفت. ترامپ نه دوستی‌هایش مشخص است به کجا ختم می‌شود و نه دشمنی‌هایش. همچنانکه در بحث کره شمالی شاهد بودیم با وجودیکه رئیس‌جمهور آمریکا با چه فضاسازی وارد مذاکرات با رهبر کره شمالی شد اما در نهایت فعلا این مذاکرات هیچ دستاورد مشخصی نداشته و حتی بعضا شاهد اظهارنظرهای انتقادی دو طرف نسبت به یکدیگر هستیم. در خصوص چین نیز اگر در آمریکا تحولاتی رخ دهد و به عنوان مثال در انتخابات میان دوره‌ای کنگره، جمهوریخواهان اکثریت را از دست بدهند که به معنای کاهش قدرت ترامپ خواهد بود شرایط تغییر می‌کند. حتی اگر جمهوریخواهان تندرو در انتخابات پیش‌رو از نمایندگی مجلس سنا یا نمایندگان عزل شوند و به‌جای آنها نمایندگان میانه‌روتری روی کار بیایند در تصمیم‌گیری‌های واشنگتن در قبال تمام کشورهای دنیا از جمله چین موثر است. یعنی ممکن است در صورت متعادل‌تر شدن کرسی‌های کنگره شاهد آن باشیم که سیاست‌های تنش‌زای آمریکا در عرصه جهانی کاهش پیدا کند. چین نیز در انتظار آن است که این انتخابات برگزار شود و سپس تصمیم جدی‌تری در خصوص روابط و مناسباتش با آمریکا اتخاذ کند.

شاید اگر ترکیب کنگره تغییر محسوسی نکند و یا حتی افرادی تندروتر روی کار بیایند و ترامپ هم بخواهد همین سیاست‌ها را پیش ببرد، از این پس جنگ تجاری واشنگتن با پکن نیز شدت بیشتری به خود بگیرد.

البته این نکته را نباید از نظر دور داشت که ترامپ یک تاجر است و سیاست‌های وی نیز تاجرمآبانه است. بنابراین سود و زیان تصمیماتی که اتخاذ می‌کند را می‌سنجد و اگر متوجه شود که این جنگ تعرفه‌ها به نفع سیاست‌هایش در عرصه داخلی مانند رونق اقتصادی، کاهش بیکاری و افزایش اشتغال نیست احتمالا رویکرد و سیاست‌هایش را تغییر خواهد داد. در کوتاه مدت البته تاحدودی این سیاست‌ها بر اوضاع اقتصادی داخلی آمریکا تاثیرات مثبت برجای گذاشته اما برخی معتقد هستند که در بلندمدت ممکن است این سیاست‌ها نتیجه عکس بدهد و موجب انزوای بیشتر آمریکا شود. در نهایت نیز دیگر کشورهای صنعتی دنیا، نوع رابطه تجاری خود با آمریکا را تغییر دهند که این مسئله در بلندمدت به ضرر ایالات متحده خواهد بود.

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *