جدیدترین مطالب
افول هژمونی آمریکا و ابتکارات جهانی چین از منظر آمریکای لاتین
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «ابتکارات جهانی چین به عنوان یک چالش مهم برای نظم بینالمللی تحت سلطه غرب ظهور کردهاند، با این حال پیامدهای نظری آنها برای آمریکای لاتین و کارائیب (LAC) هنوز مورد بررسی قرار نگرفته است. به طور کلی، تحقیقات موجود، روابط چین و کشورهای جنوب جهان را از طریق پارادایمهای الهام گرفته از وابستگی یا رقابت ژئوپلیتیک چارچوببندی میکنند، که هر دو بازتولید نوعی جبر ساختاری است که تحلیل معنادار از عاملیت منطقهای را مسدود میکند.
تحلیلی بر شراکت راهبردی آمریکا و هند
شورای راهبردی آنلاین-رصد: توافق هستهای غیرنظامی سال ۲۰۰۸ میان آمریکا و هند روابط دو طرف را از سطح سنتی به مشارکت راهبردی و تحولآفرین تبدیل کرد. این توافق نشان داد که حل حساسترین اختلافات دوجانبه امکانپذیر است و اعتماد را در بالاترین سطوح رهبری ایجاد نمود. کارشناسان هشدار میدهند که احیای شتاب این رابطه، نیازمند پروژههای همکاری جسورانه جدید در فناوریهای راهبردی و توافق تجاری جامع و بازسازی اعتماد در سطوح بالاست.
نگاهی به سیاست جدید ترامپ در قبال بالکان غربی
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «گزارش جدید دولت ترامپ درباره سیاست آمریکا در قبال بالکان غربی با این جمله آغاز میشود: «ارتقاء، ثبات و پیشبرد منافع اقتصادی آمریکا در بالکان غربی، آمریکا را امنتر، قویتر و مرفهتر میکند.» این گزارش هفت صفحهای ضمن حمایت از این دیدگاه جدید که کشورهای این منطقه برای انجام کارهای بیشتر برای خودشان تلاشکنند، بر ادامه بسیاری از جنبههای تعامل آمریکا در این منطقه تأکید میکند، به مسائل محلی، مانند جرایم سازمانیافته، میپردازد و در عین حال چشمانداز ژئوپلیتیک بزرگتری را ترسیم میکند که شامل روسیه و چین است.»
معنای توافقات دفاعی اخیر کشورهای عرب خلیج فارس با اوکراین برای روسیه و منطقه چیست؟
شورای راهبردی آنلاین-رصد: « اوکراین از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، تلاش کرده است تجربه میدانی خود را به یک دارایی در سیاست خارجی تبدیل کند. اعزام تیمهای نظامی به کشورهای خلیج(فارس) برای کمک به رهگیری پهپادها و ارائه مشاوره پدافند هوایی، همراه با توافقهای دفاعی با قطر، عربستان و امارات، این تصور را در برخی محافل غربی ایجاد کرده که کشورهای خلیج(فارس) در حال فاصله گرفتن از روسیه و نزدیک شدن به اوکراین هستند. اما آنچه در حال رخ دادن است، نه یک تغییر ژئوپلیتیک علیه مسکو، بلکه یک راهبرد تنوعبخشی عملگرایانه است. پادشاهیهای خلیج(فارس) در حال جایگزین کردن اوکراین به جای روسیه نیستند، بلکه اوکراین را به مجموعه رو به گسترش گزینههای امنیتی، فناوری و دیپلماتیک خود اضافه میکنند.»
أحدث المقالات
پیامدهای قطع احتمالی کمک نظامی آمریکا به رژیم صهیونیستی
شورای راهبردی آنلاین-رصد: « اظهارات ترامپ در پاسخ به واکنش تند مقامات اسرائیلی به توافق اولیه برای پایان دادن به جنگ با ایران که گفته بود «از نحوه رفتار اسرائیل با لبنان خوشحال نیستم. اگر من دخالت نمیکردم، اسرائیل خیلی وقت پیش نابود شده بود»، نشاندهنده پایینترین سطح روابط آمریکا و اسرائیل در دوران ریاستجمهوری ترامپ بود. اختلاف آنها اساسی است. ترامپ مصمم به پایان دادن جنگ با ایران است و ایران نیز روشن ساخته که توافق صلح تنها در صورتی ممکن است که اسرائیل عملیاتش را علیه حزبالله، متحد ایران، در لبنان متوقف کند. بهنظر میرسد یادداشت تفاهم اخیر بین آمریکا و ایران بهصراحت بیان میکند که پایان جنگ در لبنان بخشی از یک توافق جامعتر است.
افول هژمونی آمریکا و ابتکارات جهانی چین از منظر آمریکای لاتین
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «ابتکارات جهانی چین به عنوان یک چالش مهم برای نظم بینالمللی تحت سلطه غرب ظهور کردهاند، با این حال پیامدهای نظری آنها برای آمریکای لاتین و کارائیب (LAC) هنوز مورد بررسی قرار نگرفته است. به طور کلی، تحقیقات موجود، روابط چین و کشورهای جنوب جهان را از طریق پارادایمهای الهام گرفته از وابستگی یا رقابت ژئوپلیتیک چارچوببندی میکنند، که هر دو بازتولید نوعی جبر ساختاری است که تحلیل معنادار از عاملیت منطقهای را مسدود میکند.
تحلیلی بر شراکت راهبردی آمریکا و هند
شورای راهبردی آنلاین-رصد: توافق هستهای غیرنظامی سال ۲۰۰۸ میان آمریکا و هند روابط دو طرف را از سطح سنتی به مشارکت راهبردی و تحولآفرین تبدیل کرد. این توافق نشان داد که حل حساسترین اختلافات دوجانبه امکانپذیر است و اعتماد را در بالاترین سطوح رهبری ایجاد نمود. کارشناسان هشدار میدهند که احیای شتاب این رابطه، نیازمند پروژههای همکاری جسورانه جدید در فناوریهای راهبردی و توافق تجاری جامع و بازسازی اعتماد در سطوح بالاست.
نگاهی به سیاست جدید ترامپ در قبال بالکان غربی
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «گزارش جدید دولت ترامپ درباره سیاست آمریکا در قبال بالکان غربی با این جمله آغاز میشود: «ارتقاء، ثبات و پیشبرد منافع اقتصادی آمریکا در بالکان غربی، آمریکا را امنتر، قویتر و مرفهتر میکند.» این گزارش هفت صفحهای ضمن حمایت از این دیدگاه جدید که کشورهای این منطقه برای انجام کارهای بیشتر برای خودشان تلاشکنند، بر ادامه بسیاری از جنبههای تعامل آمریکا در این منطقه تأکید میکند، به مسائل محلی، مانند جرایم سازمانیافته، میپردازد و در عین حال چشمانداز ژئوپلیتیک بزرگتری را ترسیم میکند که شامل روسیه و چین است.»
جنگ الحدیده و تغییر معادلات جنگ در یمن

جعفر قنادباشی*
هم مقامات امارات و هم مقامات عربستان سعودی در ماههای اخیر بر این تصور بودند که با حمایتهای نظامی و مستقیم فرانسه و آمریکا میتوانند از طریق اشغال بندر الحدیده، برگ برندهای را برای تغییر شرایط جنگ به دست آورند و از آن با هدف فراهم آوردن مقدمات لازم برای پایان آبرومندانه جنگ یمن بهرهبرداری کنند، اما آنچه که در حدیده اتفاق افتاد تمام خوشبینی آنها را نسبت به توانمندیشان برای معادلات جنگ یمن نقش بر آب کرد و به طور شگفتآوری برای بار دیگر آنها نه تنها شکست بزرگی را تجربه کردند بلکه از لحاظ سیاسی و بینالمللی نیز در موقعیت دشوارتری قرار گرفتند. چراکه جایگاه جغرافیایی و موقعیت اقتصادی بندر الحدیده به گونهای است که اجرای عملیات نظامی در آن توانست به یک موضوع مهم منطقهای تبدیل و قابلیتهای دفاعی و ظرفیتهای بازدارندگی مردم یمن را به خوبی به نمایش بگذارد. باید توجه داشت که بندر الحدیده از موقعیت استراتژیکی برخوردار است؛ در واقع، الحدیده به عنوان گلوگاهی برای مردم یمن محسوب می شود که آنها از طریق آن میتوانند به صورت نسبی محاصره فراگیر عربستان سعودی علیه خود را بشکنند. این بدان معناست که بسیاری از کمکهای انسان دوستانه و بشردوستانه از سراسر جهان که تحت نظارت سازمان ملل و نهادهای بین المللی قرار دارد، از طریق الحدیده به دست مردم یمن میرسد و لذا سعودیها به علت عدم تسلط بر الحدیده نمیتوانند مانع از دستیابی مردم یمن به این کمکها شوند.
برهمین اساس، پر واضح است که الحدیده به عنوان محل تنفس مردم محاصره شده یمن محسوب میشود و همین مسأله موجب شده تا خشم سعودیها و متحدان آنها برانگیخته شود. به همین دلیل است که عربستان سعودی و امارات متحده عربی به صورت مشترک حملات پردامنه خود به الحدیده را کلید زدند تا این گلوگاه و این گذرگاه کمک رسانی را بر مردم یمن مسدود سازند.
این در حالی است که طی این عملیات، نیروهای مسلح عربستان و امارات و همچنین واحدهای نظامی فرانسه و آمریکا نه تنها در عرصه زمینی بلکه در عرصه دریایی و در عرصه نبردهای موشکی کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت نیز ناکامیهای فراوانی را متحمل شدند. از جمله نشانههای روشن فرو رفتن امارات و عربستان به عمق این باتلاق سه ساله به کارگیری سازمان ملل در این عرصه برای ایجاد نقش میانجیگری بود. شاید طی مدت سه سال گذشته هیچ گاه سازمان ملل و شخص دبیر کل آن و همچنین فرستاده ویژه این سازمان به اندازه چند هفته گذشته در عرصه یمن نقشآفرینی نکرده بودند. درواقع ماموریت آنها از جانب مقامات سعودی و همچنین مقامات غربی آن بود که آنچه را که در عملیات اشغال الحدیده تحقق نیافته بود از طریق سازمان ملل محقق کنند.

کوشش سازمان ملل بر این بود که تحت عنوان واگذاری نظارت این سازمان بر بندر الحدیده، تسلط جنبش انصارالله و نیروهای مردمی یمن بر این بندر پایان یابد و در عرصه عمل این بندر ابتدا به نیروهای بینالمللی و سپس به عربستان و امارات واگذار شود. البته این موضوع تنها یک بخش از فعالیتهای سازمان ملل برای همکاری با ریاض و ابوظبی تلقی میشود چرا که بخش دیگر کوششهای این سازمان آن بود تا با عنوان نظارت بر بندر الحدیده محاصره سه ساله این کشور را به طور جدیتری عملی ساخته و از این طریق، مقدمات لازم برای امتیازگیری از مردم یمن و اجرای یک سلسله برنامههای سیاسی و نظامی مورد نظر ارتجاع عربی را فراهم کند.
در حال حاضر با توجه به شرایط موجود و معادلات حاکم بر صحنه نبرد، میتوان گفت که عربستان و امارات هیچ راه دیگری برای رهایی از بن بست موجود پیش پای خود ندارند و با توجه به انسجام داخلی موجود در یمن و همچنین قابلیتهای نظامی و سیاسی جنبش انصارالله ناگزیر خواهند بود تا لااقل در مرحله نخست به بخشی از خواستههای مردم یمن تن دردهند. البته دنیای غرب تلاش دارد تا از طریق انواع فشارها به همپیمانان انصارالله در منطقه و همچنین ایفای انواع حمایتها از ارتجاع عربی از تحقق پیروزی نهایی مردم یمن جلوگیری کند.
همچنین در جنگ یمن به رغم مفاد منشور سازمان ملل متحد مبنی بر کمکرسانی به کشوری که مورد اشغال قرار گرفته و برخلاف دیگر معاهدات بینالمللی که کمک به متجاوز را محکوم میداند، دولتهای اروپایی نه تنها از فروش انواع سلاحهای پیشرفته به عربستان خودداری نکردند بلکه در این عرصه بیش از گذشته به فروش مقادیر قابل ملاحظهای از تسلیحات پیشرفته به عربستان مبادرت کردند. این در حالی است که عربستان بر اساس دیدگاه کارشناسان حقوقی و بینالمللی در سه عرصه نسلکشی، پاکسازی قومی و جنایات بزرگ جنگی متهم اصلی است و طبیعتا در چنین شرایطی ضروری است تا دیگر دولتهای منطقه در مذاکرات دوجانبه و چند جانبه به این موضوع مهم بپردازند.
کارشناس مسائل خاورمیانه*
0 Comments