جدیدترین مطالب
أحدث المقالات
سناریوهای پیشروی درگیری نظامی حزبالله و رژیم صهیونیستی

مهران مالداری – دبیر اندیشکده مطالعات رژیم صهیونیستی دانشگاه امام صادق (ع)
پس از آغاز جنگ هفت اکتبر، رژیم صهیونیستی با موجی از حملات مواجه شد که گرچه بهزعم برخی کارشناسان توفیقاتی در بازپسگیری اراضی اشغالی حاصل نشد؛ اما این قبیل اقدامات به نقطه عطفی جهت به چالش کشیدن دکترین نظامی – امنیتی رژیم اسرائیل تبدیل شد. رژیم اسرائیل که در سالیان گذشته راهبردهای نظامی – امنیتی خود را مبتنی بر دفاع تهاجمی برساخته بود و در سراسر دنیا شعار دموکراسی در عین تامین امنیت و حفظ تمامی اراضی اشغالی سر میداد به این نتیجه رسید که ساختار امنیتی خود را بر روی آب سوار کرده است.
قطعاً یکی از مؤلفههای امنیت روانی برای شهرکنشینان، رؤیای شکستناپذیری ارتش صهیونیستی بوده است که این رویا با اسیر شدن ۲۵۲ شهرکنشین به کابوسی سهمگین تبدیل شد و این یعنی فروریختن یکی از ستونهای اصلی امنیت روانی جامعه اسرائیل که دکترین فعلی این رژیم در حفاظت از آن ناتوان بوده است.
جنگ غزه، دوران جدید بازیگری حزبالله لبنان
در هفتههای اخیر، حزبالله با برخی اقدامات بازدارنده مانند جمعآوری و انتشار اطلاعات پایگاههای رژیم اسرائیل و یا برخی اقدامات نظامی هدفمند علیه ابزار جاسوسی صهیونیستها در شمال، توانست به سه هدف دست یابد. نخست، افزایش اقتدار نظامی خود و بهرخکشیدن آن جهت افزایش بازدارندگی در نتیجه پیشرفت امکانات فنی. دوم فشار به رژیم اسرائیل جهت تمرکززدایی از رفح و غزه. سوم ابطال تصور غیرممکنبودن درگیری میان رژیم اسرائیل و حزبالله جهت فشار بر روی مقامات این رژیم و شهرکنشینان.
از میان موارد مطرح شده، مورد سوم از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ چرا که دومین ستون از ستونهای امنیت ملی رژیم اسرائیل یعنی توانایی تأمین امنیت در اراضی اشغالی با شکست مواجه شد و فروریخت؛ بهطوری که طبق آمارهای منتشر شده، حدود ۹۵۰۰۰ شهرکنشین بر اثر حملات حزبالله در شمال مجبور به ترک شهرکهای خود شدهاند که این امر جدای از به خطر انداختن امنیت روانی جامعه اسرائیل، سبب تحمیل میلیاردها دلار زیان به اقتصاد سرزمینهای اشغالی شده است.

آمار افزایشی تنش نظامی میان رژیم اسرائیل و حزبالله از تاریخ ۱۵ مارس ۲۰۲۳ (۲۴ اسفند ۱۴۰۱) تا ۲۷ اوت ۲۰۲۳ (۵ شهریور ۱۴۰۲)
چالشهای تصمیمگیری در رژیم صهیونیستی در قبال حزبالله لبنان
با مفروض قراردادن مطالب فوق، این سؤال مطرح میشود که واکنش رژیم اسرائیل در قبال اقدامات حزبالله برای بازیابی بازدارندگی خود چیست؟ فرماندهان میدانی و ستادی ارتش رژیم صهیونیستی، بارها به یحتمل بودن گزینه رویارویی همهجانبه نظامی با حزبالله تأکید داشتهاند؛ اما برخی از چالشهای احتمالی موجب دستبهعصا شدن کابینه میشود. یکی از سناریوهای پیشروی رژیم اسرائیل در صورت مواجهه نظامی با حزبالله، مسئله انرژی است. بهزعم رئیس شرکت توزیع برق اسرائیل، در صورت درگیری همهجانبه میان اسرائیل و حزبالله، حزبالله لبنان قادر به انهدام بخش وسیعی از شبکه توزیع برق در مناطق شمالی اراضی اشغالی خواهد بود که هم اکنون برای آن زمان، هیچ برنامه جایگزینی وجود ندارد و شمال پس از ۷۲ ساعت قطعی برق غیرقابلسکونت خواهد بود. این اظهارات با واکنش وزیر انرژی همراه شد که در مصاحبه مطبوعاتی خود اعلام داشت که رژیم اسرائیل درصدد یافتن راهحلی برای جبران این مشکل است. چالش دیگری که این روزها، مقامات ارشد رژیم اسرائیل را در مواجهه با حزبالله محتاطتر کرده است، احتمال وقوع یک جنگ تمامعیار است. مقامات رژیم اسرائیل باوجوداینکه بارها از احتمال رویارویی همهجانبه با حزبالله خبر دادهاند و دکترین ضاحیه (رویکرد تنبیهی که با هدف قراردادن مراکز غیرنظامی و افراد غیرنظامی لبنان در صدد افزایش بازدارندگی هستند) را برنامه اصلی خود برای مقابله با حزبالله میداند؛ اما از آثار جبرانناپذیر اقتصادی، امنیتی، اجتماعی و گسترش بحران در منطقه خاورمیانه که منجر به درگیری با ایران شود، نگران است. علاوه بر این، چالش مهم دیگری هم که باید به آن توجه داشت، این است که رژیم اسرائیل دیگر همپیمانان سابق خود را در صحنه کارزار با لبنان به همراه نخواهد داشت. درواقع، مقامات ارشد امنیتی و سیاسی ایالات متحده آمریکا تا کنون بارها رژیم اسرائیل را از گسترش درگیری در مرزهای شمالی منع کردهاند و این مسئله نیز یکی از مهمترین چالشهای این رژیم جهت تصمیمگیری برای آغاز جنگ با لبنان است.
سناریوهای محتمل رژیم اسرائیل در قبال حزبالله
به نظر میرسد رژیم صهیونیستی باتوجهبه ملاحظات فوقالذکر با ۴ سناریو در مواجهه با حزبالله روبروست که البته تحقق هریک از آنها به متغیرهای بسیار پیچیدهای وابسته است.
سناریوی اول: حذف تدریجی
پس از آنکه ارتش اسرائیل نتوانست توفیقات چندانی از اشغال زمینی غزه و رفح حاصل کند، بهترین تصمیم برای کابینه رژیم صهیونیستی آن است که با عقبنشینی ارتش و به کنترل در آوردن حاکمیت امنیتی مناطقی چون رفح و غزه، اشراف اطلاعاتی خود را جهت سازماندهی شبکهای از ترورهای هدفمند از سران جبهه مقاومت برای انتقامجویی از عوامل عملیات طوفانالاقصی و عقیمسازی گروههای مقاومت فلسطینی بهکار گیرد. البته باید در نظر داشت که این اقدامات تنها در حوزه فلسطین نبوده و قطعاً اهدافی از حزبالله و حتی ایران، تا حد زیادی در معادلات آتی منطقه تأثیرگذار خواهد بود. اما بااینحال، بازخوردهایی که رژیم صهیونیستی در این سری از عملیات گرفت نهتنها نشاندهنده بهبود شرایط نبود؛ بلکه خود این اقدامات بهمثابه محرکی در افزایش میزان گستردگی و تسریع بهپایانرسیدن صبر استراتژیک عمل کرده است که نمونهای از آن در عملیات وعده صادق بهخوبی به نمایش گذاشته شد. نکته حائز اهمیت آن است که تجربهای که رژیم اسرائیل در ماههای گذشته به دست آورد، میتواند عاملی تعیینکننده در این حملات باشد، بهطوریکه شرایط جنگ غزه را به شیوهای مدیریت کند که با حذف تنی چند از افراد مهم گروههای مقاومت غیر از فرماندهان ارشد نظامی، اما تأثیرگذار به اهداف خود برسد. در این صورت، این قبیل اقدامات برای جبهه مقاومت در ترازوی هزینه – فایده، صرفه گسترش جنگ را نخواهد داشت درحالیکه رژیم اسرائیل به اهداف فنی خود در لجستیک جنگ خواهد رسید. این سناریو احتمال زیادی برای وقوع خواهد داشت.
سناریوی دوم: خطای محاسباتی مارپیچ انتقام
در این سناریو ارتش اسرائیل کماکان در غزه و رفح بهدنبال دستگیری عوامل مؤثر حماس خواهند بود؛ اما تنشهای مرزهای شمالی ممکن است هر دو طرف درگیری را دچار یک خطای راهبردی کند، بهطوریکه در مارپیچ انتقام، مورد حملات نظامی مرزی قرار گیرند و این درگیریهای مرزی منجر به تشدید عمودی بحران شود. در این صورت ارتش رژیم صهیونیستی با بهکارگیری اصل غافلگیری در ساعات اولیه، اقدام به بمباران مناطق وسیعی از لبنان که احتمال میرود برخی از مقامات حزبالله، زرادخانههای موشکی و تونلهای مقاومت در آنجا باشد، خواهد کرد. خشونت این جنگ همهجانبه، کمتر نخواهد شد، مگر زمانی که رژیم اسرائیل نیروهای حزبالله را به آنسوی رودخانه لیتانی براند و حائلی میان مرزهای خود برای امنیت بیشتر ایجاد کند. اما باید توجه داشت که چنین اقدام ماجراجویانهای تمام متحدین حزبالله را وارد کارزار خواهد کرد، بهطوریکه ظرف تنها چند روز خاورمیانه شعلهور شده و احتمال رویارویی ایران و متحدین رژیم صهیونیستی افزایش خواهد یافت.
سناریوی سوم: جنگ پیشگیرانه
مقامات آمریکایی بارها در اعلام مواضع خود به عدم تمایل درگیری در مرزهای شمالی اراضی اشغالی تأکید داشته و طرفین را هم به خویشتنداری دعوت کردهاند؛ اما باید توجه داشت با فشار برخی از اعضای تندرو کابینه و نارضایتیهای اجتماعی ممکن است رژیم صهیونیستی در حملهای پیشگیرانه به جنگی تمامعیار ورود کند. این سناریو با تحرکات نظامی ماه گذشته رژیم صهیونیستی در تضاد است، چرا که اساساً این رژیم تا زمانی که در جنوب به نتیجهای نرسیده باشد، توان و امکان گشایش جبهه نبرد دیگری را ندارد. از طرفی، مقامات ارشد حزبالله بارها اذعان داشتهاند که به دنبال افزایش تنش و درگیری همهجانبه نیستند.
سناریوی چهارم: آتشبس و تنشزدایی
رژیم صهیونیستی برای اولینبار پس از اعلام موجودیت خود تجربه جنگ بیش از ۹ ماه را داشته است و این امر فرصت و محدودیتهایی برای این رژیم به همراه داشته است. یکی از این محدودیتها، اعتراضات خانوادههای اسرا و جامعه اسرائیل است که روزبهروز بر شکاف میان دولت و مردم اسرائیل میافزاید. رژیم اسرائیل جهت سامان دادن به اوضاع داخلی و فرار روبهجلو از فشار خانواده اسرا حاضر به پذیرش آتشبس خواهد شد. در صورت وقوع این سناریو، پایان درگیریهای شمال که قطعاً بخشی از شروط آتشبس رژیم اسرائیل خواهد بود، فرصت کوتاهی به طرفین جهت ترمیم آثار درگیری خواهد داد. در این بازه زمانی، انتظار میرود مناقشات طرفین با میانجیگری فرانسه و آمریکا حل شود و حزبالله نیروهای خود را تا ۸ مایل از مرزها دور کند. اما نکته آن است که چرا دقیقاً ۸ مایل؟ علت این ۸ مایل به موشکهای زمینبهزمین و ضد زره حزبالله در کلاس کورنت و دهلاویه بازمیگردد که سبب شده است رژیم صهیونیستی این تجهیزات را مانعی بر سر پیشرویی تاکتیکی خود در مرزهای شمالی ببیند و سعی دارد نیروهای حزبالله را تاجایی که امکان دارد دور کند تا از گزند این تسلیحات در امان بماند. اما بهطورکلی این سناریو دوراز انتظار خواهد بود، چرا که با فرض پایانیافتن جنگ، عمر سیاسی نتانیاهو پایان خواهد یافت.
کلام آخر
در سالیان اخیر، حزبالله توان نظامی خود را در مرزهای جنوبیاش چند برابر کرده که پس از عملیات طوفانالاقصی، از آن به خوبی بهره برده است. حزبالله ظرف تقریباً یک سال گذشته در نبرد با رژیم صهیونیستی توانست ضربات مهلکی بر پیکر بدنه امنیتی – نظامی این رژیم وارد نماید. همانطور که در سناریوهای فوق ذکر شد، در صورت تحقق هریک از این موارد، دکترین امنیتی ایجابی رژیم صهیونیستی با نارسایی مواجه شده و این رژیم چارهای جز تجدیدنظر در سیاستهای امنیتی خود ندارد.
0 Comments