شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: برخلاف ادعای دولت ترامپ مبنی بر اینکه از حمله رژیم اسرائیل به قطر بیاطلاع بوده و در انجام آن نقشی نداشته، واقعیت این است که رژیم صهیونیستی با چراغ سبز آمریکا، کشوری را هدف قرار داد که از پیشگامان عادیسازی روابط با این رژیم بود. این یک فرض مسلم است که رژیم صهیونیستی بهویژه در زمینه اقدامات نظامی و امنیتی علیه یک کشور متحد آمریکا بدون هماهنگی با دولت آمریکا دست به هیچ اقدامی نمیزند.
برسام محمدی – کارشناس مسائل منطقه
حمله به قطر یک پیام واضح برای تمام کشورهای عربی، به ویژه امارات، بحرین، عربستان، اردن و عراق و همچنین ترکیه ارسال میکند که هیج کشوری در منطقه امن نیست و آنها در تیررس اقدامات نظامی رژیم صهیونیستی قرار دارند. تحت هیچ شرایطی، امنیت یا حاکمیت کشورهای عربی و اسلامی که حتی با تلآویو مناسبات اقتصادی، سیاسی، نظامی و امنیتی نیز دارند، از سوی این رژیم احترام گذاشته نمیشود.
شایان ذکر است که قطر در سال ۱۹۹۶ با رژیم صهیونیستی روابط تجاری برقرار کرد که اولین رابطه در میان تمام کشورهای شبه جزیره عربستان پس از عادی سازی روابط عمان و رژیم صهیونیستی و همزمان با پیمان صلح این رژیم و اردن بود، اما به دلیل جنگ غزه، قطر روابط خود را قطع کرد.
حمله رژیم صهیونیستی به قطر نشان میدهد که وضعیت امنیتی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در پرتو تهدیدهای رژیم صهیونیستی با یک تناقض جدی و راهبردی مواجه است. از یک سو، این کشورها با مدرنسازی نیروهای مسلح خود از طریق خرید تسلیحات پیشرفته که عمدتاً از ایالات متحده آمریکا و کشورهای اروپایی انجام میشود، به دنبال افزایش توان بازدارندگی و تأمین امنیت ملی خود هستند. از سوی دیگر، تمامیت ارضی و حاکمیت آنها در معرض بزرگترین و مستقیمترین تهدید امنیتی و نظامی، از سوی رژیم صهیونیستی متحد اصلی آمریکا است.
رژیم اسرائیل با نقض مکرر حاکمیت هوایی و دریایی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، ایجاد شبکه جاسوسی و اطلاعاتی گسترده در این کشورها و ترور شهروندان و مقامات آنها، نشان داده که برای پیشبرد اهداف خود هیچ خط قرمز و قاعده حقوقی را برای خود قائل نیست.
از طرف دیگر، واشنگتن به عنوان تأمینکننده اصلی سلاح برای این کشورها قرار دارد. ایالات متحده، با قراردادهای کلان فروش تسلیحات، وابستگی امنیتی این کشورها را به خود عمیقتر کرده است. اما با تحمیل شروط پنهان و آشکار در این قراردادها، هرگونه استفاده از این تسلیحات را بر علیه اصلیترین متحد راهبردی آمریکا در منطقه یعنی رژیم اسرائیل، ممنوع میکند.
این امر یک تله امنیتی ایجاد کرده است؛ سلاحهای خریداری شده، تنها برای سناریوهای محدودی قابل استفاده هستند و در واقع، توانایی این کشورها برای دفاع از خود در برابر مهمترین و واقعیترین تهدید منطقه یعنی رژیم صهیونیستی را از آنها سلب میکند. این وضعیت، حاکمیت ملی و حق ذاتی دفاع از خود این کشورها را به طور جدی تحت الشعاع قرار داده و آنها را در یک موقعیت ناتوانی و انفعال نگه میدارد.
در نتیجه، رژیم صهیونیستی که میداند عواقب عملیاتی و سیاسی خاصی از جانب این کشورها متوجه آن نخواهد شد، به رفتارهای تهاجمی خود ادامه میدهد.
ادامه این وضعیت نه تنها امنیت خلیج فارس را تضعیف میکند، بلکه موازنه قدرت منطقه را به نفع تل آویو مخدوش کرده و هرگونه چشمانداز برای ایجاد یک نظم امنیت جمعی مستقل در منطقه را از بین میبرد.
در حال حاضر مهمترین راه برونرفت از این بنبست، بازنگری اساسی در دکترین امنیتی این کشورها و حرکت به سمت اتحادهای امنیتی درونمنطقهای و خارج از چارچوب تحمیلی واشنگتن است. تنها در این صورت است که امکان کنترل سرنوشت امنیتی کشورهای عربی و اسلامی تحقق یافته و رژیم صهیونیستی را برای انجام اقدامات نظامی علیه این کشورها با چالشها و هزینههای بالا مواجه میسازد.
درمجموع، حمله رژیم اسرائیل به قطر به روشنی نشان داد که بزرگترین و مستقیمترین تهدید امنیتی برای تمامیت ارضی کشورهای منطقه حتی کشورهایی که با تلآویو رابطه دارند، رژیم صهیونیستی است. اگرچه برای مقابله با اقدامات متجاوزانه و تهدیدهای رژیم صهیونیستی علیه متحدان عربی هم یک مانع بزرگ وجود دارد زیرا واشنگتن به عنوان تأمینکننده اصلی سلاح برای این کشورها، هرگز اجازه استفاده از این تسلیحات را بر علیه متحد راهبردی خود یعنی رژیم صهیونیستی نخواهد داد.
0 Comments