جدیدترین مطالب

کره شمالی عرصه رقابت چین و روسیه

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «رهبر چین در تلاش است تا با نفوذ روسیه در کره شمالی مقابله و جایگاه کشورش را به عنوان مرکز ثقل آسیا حفظ کند.»

بحران آب در آسیای مرکزی؛ تهدیدی برای امنیت منطقه

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «کمبود آب در پنج کشور آسیای مرکزی همچنان رو به تشدید است. این بحران اکنون به مرحله‌ای رسیده که حتی دو کشور بالادست، یعنی قرقیزستان و تاجیکستان که پیش‌تر از آنها به‌عنوان کشورهای دارای «مازاد آب» یاد می‌شد، دیگر آب کافی برای انتقال بیشتر به سه کشور پایین‌دست، یعنی قزاقستان، ترکمنستان و ازبکستان که با کمبود آب مواجه‌اند، در اختیار ندارند.

تحلیلی بر به‌رسمیت‌شناختن نسل‌کشی ارامنه از سوی رژیم صهیونیستی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: در شرایطی که منطقه غرب آسیا به‌ویژه در ماه‌های اخیر دستخوش پیچیده‌ترین تحولات سیاسی و امنیتی در نیم‌قرن اخیر است، تصمیم ناگهانی کابینه رژیم صهیونیستی برای به‌رسمیت‌شناختن نسل‌کشی ارامنه توسط ترکیه که با محکومیت و مخالفت شدید آنکارا و باکو روبرو شده، سؤال برانگیز است.

ناتو پس از جنگ رمضان؛ ائتلافی دچار بحران هویت و سردرگمی راهبردی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: جنگ تجاوزکارانه اخیر ایالات متحده و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران، نه تنها ناتو را تقویت نکرد، بلکه ناتوانی‌های ساختاری، شکاف‌های عمیق و بحران هویت این ائتلاف را بیش از پیش عریان ساخت.

چرخش اوراسیایی هند: چرایی اهمیت یافتن بیشتر آسیای مرکزی برای هند

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «سال‌هاست که آسیای مرکزی برای هند از نظر راهبردی اهمیت داشته، اما دسترسی به آن دشوار بوده است. پاکستان مسیرهای زمینی مستقیم را مسدود کرده، افغانستان همچنان بی‌ثبات است و اتصال ترانزیتی اوراسیا نیز محدود مانده است. سیاست «ارتباط با آسیای مرکزی» هند از همان ابتدا این محدودیت‌ها را شناسایی کرد و توسعه اتصال فیزیکی را در کانون رویکرد منطقه‌ای خود قرار داد. اما امروز، شوک‌های ژئوپلیتیکی دهلی‌نو را واداشته‌اند تا با فوریت بیشتری به اوراسیا بنگرد.»

Loading

أحدث المقالات

کره شمالی عرصه رقابت چین و روسیه

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «رهبر چین در تلاش است تا با نفوذ روسیه در کره شمالی مقابله و جایگاه کشورش را به عنوان مرکز ثقل آسیا حفظ کند.»

بحران آب در آسیای مرکزی؛ تهدیدی برای امنیت منطقه

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «کمبود آب در پنج کشور آسیای مرکزی همچنان رو به تشدید است. این بحران اکنون به مرحله‌ای رسیده که حتی دو کشور بالادست، یعنی قرقیزستان و تاجیکستان که پیش‌تر از آنها به‌عنوان کشورهای دارای «مازاد آب» یاد می‌شد، دیگر آب کافی برای انتقال بیشتر به سه کشور پایین‌دست، یعنی قزاقستان، ترکمنستان و ازبکستان که با کمبود آب مواجه‌اند، در اختیار ندارند.

تحلیلی بر به‌رسمیت‌شناختن نسل‌کشی ارامنه از سوی رژیم صهیونیستی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: در شرایطی که منطقه غرب آسیا به‌ویژه در ماه‌های اخیر دستخوش پیچیده‌ترین تحولات سیاسی و امنیتی در نیم‌قرن اخیر است، تصمیم ناگهانی کابینه رژیم صهیونیستی برای به‌رسمیت‌شناختن نسل‌کشی ارامنه توسط ترکیه که با محکومیت و مخالفت شدید آنکارا و باکو روبرو شده، سؤال برانگیز است.

ناتو پس از جنگ رمضان؛ ائتلافی دچار بحران هویت و سردرگمی راهبردی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: جنگ تجاوزکارانه اخیر ایالات متحده و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران، نه تنها ناتو را تقویت نکرد، بلکه ناتوانی‌های ساختاری، شکاف‌های عمیق و بحران هویت این ائتلاف را بیش از پیش عریان ساخت.

چرخش اوراسیایی هند: چرایی اهمیت یافتن بیشتر آسیای مرکزی برای هند

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «سال‌هاست که آسیای مرکزی برای هند از نظر راهبردی اهمیت داشته، اما دسترسی به آن دشوار بوده است. پاکستان مسیرهای زمینی مستقیم را مسدود کرده، افغانستان همچنان بی‌ثبات است و اتصال ترانزیتی اوراسیا نیز محدود مانده است. سیاست «ارتباط با آسیای مرکزی» هند از همان ابتدا این محدودیت‌ها را شناسایی کرد و توسعه اتصال فیزیکی را در کانون رویکرد منطقه‌ای خود قرار داد. اما امروز، شوک‌های ژئوپلیتیکی دهلی‌نو را واداشته‌اند تا با فوریت بیشتری به اوراسیا بنگرد.»

Loading

فشار افکار عمومی برای توقف همکاری نظامی با رژیم‌ صهیونیستی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: به‌دنبال تشدید جنایات جنگی رژیم‌صهیونیستی در لبنان و فلسطین و همچنین جنگ‌افروزی‌هایی که باعث تضعیف پایه‌های صلح و ثبات و امنیت پایدار در منطقه شده که پیامدهای بسیار مخرب اقتصادی، امنیتی و سیاسی در سطح جهان داشته است، برای نخستین بار از زمان تأسیس رژیم اسرائیل در سال ۱۹۴۸، موجی از فشارهای هماهنگ و فزاینده در اروپا برای توقف همکاری نظامی با این رژیم شکل گرفته است؛ موجی که متأثر از تشدید مخالفت افکار عمومی اروپا با اقدامات جنایتکارانه رژیم‌صهیونیستی در غرب آسیا است.

برسام محمدی – کارشناس مسائل منطقه

آنچه این روند را از اعتراضات پیشین متمایز می‌سازد، نه فقط گستردگی و سرعت آن، بلکه عبور از مرز خشم صرفاً مردمی و ورود به عرصه اقدامات رسمی دولت‌هاست. جنایات جنگی در غزه، لبنان و اخیراً تهاجم وحشیانه به ایران و ارتکاب جنایات جنگی با حمله به مناطق مسکونی، زیرساخت‌های حیاتی، مراکز انرژی و …، خط قرمزی را در افکار عمومی اروپا ایجاد کرده که دیگر نمی‌توان با شعارهای کلی و بیانیه‌های محتاطانه، آن را مدیریت کرد.

اسپانیا به عنوان پیشگام این حرکت، رسماً لغو توافق همکاری نظامی با رژیم‌صهیونیستی را در دستور کار قرار داده است. این اقدام اسپانیا که سال‌ها از حامیان نسبی حقوق فلسطینیان بود، اکنون رنگ و بوی عملی به خود گرفته و از حالت نمادین خارج شده است. اما شگفت‌انگیزتر از آن، تحول در مواضع فرانسه و ایتالیا است. پاریس که همواره خود را متحدی راهبردی برای رژیم صهیونیستی می‌دانست، پس از حملات این رژیم به لبنان و هدف قرار گرفتن صلح‌بانان فرانسوی در این کشور، مواضعی اتخاذ کرده که رسانه‌های صهیونیستی آن را ضداسرائیلی توصیف می‌کنند. حتی راست‌گرایان ایتالیا به رهبری جورجیا ملونی، برخلاف تمام پیش‌بینی‌های مرسوم، توافقنامه همکاری دفاعی خود با رژیم‌صهیونیستی را به حالت تعلیق درآورده‌اند. اگرچه آلمان و ایتالیا فعلاً پیشنهاد اسپانیا برای لغو توافق اتحادیه اروپا با رژیم‌صهیونیستی را متوقف کرده‌اند، اما این مسأله تأثیری در روند رو به رشد اسرائیل‌ستیزی در اروپا نخواهد داشت. این واقعیت که دولت‌های اروپایی که بعضاً سابقه‌ حمایت‌های سختگیرانه از رژیم صهیونیستی داشتند، سرانجام متوجه این مسأله شده‌اند که همکاری با این رژیم برای آن‌ها مشکل‌زا شده است.

در سطح فراحکومتی، ابتکار شهروندی «عدالت برای فلسطین» در شهرهای اروپایی، ظرف تنها سه ماه، بیش از یک میلیون امضا جمع‌آوری کرده است که فراتر از یک طومار ساده اینترنتی، به شاخصی از تغییر نسلی در نگرش اروپایی‌ها به مسئله فلسطین تبدیل شده است. همزمان، بیش از ۳۵۰ مقام پیشین اروپایی، از دیپلمات‌ها تا ژنرال‌ها و وزیران، خواستار تعلیق توافق شراکت اتحادیه اروپا و رژیم‌صهیونیستی شده‌اند. این حجم از اجماع میان نخبگان سیاسی و امنیتی پیشین اروپا، امری بی‌سابقه بوده و این پیام روشن را به دولت‌های کنونی دارد: حمایت بی‌قید و شرط از رژیم‌صهیونیستی دیگر یک ضرورت یا واقع‌بینی راهبردی تلقی نمی‌شود، بلکه اقدامی هزینه‌ساز است.

علل تبدیل این خشم عمومی به اقدام سیاسی رسمی، ریشه در دو عامل دارد: نخست، ناتوانی رژیم‌صهیونیستی در ارائه روایتی قانع‌کننده از عملیات نظامی و جنایات جنگی خود که تلفات غیرنظامیان و تخریب زیرساخت‌های حیاتی در غزه و لبنان و حتی ایران را توجیه کند. تصاویر پخش‌شده از بمباران بیمارستان‌ها، مدارس و اردوگاه‌های آوارگان، حتی سخت‌ترین حامیان غرب را در شرایط سخت قرار داده است. دوم، رشد چشمگیر آگاهی عمومی در اروپا نسبت به استانداردهای دوگانه در سیاست خارجی کشورهای غربی. شهروندان اروپایی به خوبی درک می‌کنند که همان اصول حقوق بشری که در اوکراین با قاطعیت از آن دفاع می‌شود، در غزه و لبنان به راحتی نادیده گرفته می‌شود. این تناقض آشکار، مشروعیت سیاست خارجی اروپا را در نگاه افکار عمومی خدشه‌دار کرده است.

ارزیابی پیامدهای این روند نشان می‌دهد که نظام بین‌الملل با یک نقطه عطف تاریخی روبرو است. برخلاف دوره‌های پیشین تنش – مانند جنگ ۲۰۰۶ لبنان یا عملیات‌های غزه در ۲۰۰۸ و ۲۰۱۴ – این بار نه فقط کشورهای چپ‌گرا یا اسکاندیناوی، بلکه ائتلافی از چپ تا راست در اروپا علیه سیاست‌های رژیم‌صهیونیستی متحد شده‌اند. ایتالیا، مجارستان و اتریش که تا همین اواخر متحدان وفادار تل‌آویو در شورای اروپا محسوب می‌شدند، اکنون یا سکوت کرده‌اند یا مواضعی انتقادی اتخاذ کرده‌اند. این اجماع جدید، قدرت مانور لابی‌های رژیم‌صهیونیستی در بروکسل و پایتخت‌های اروپایی را به شدت کاهش داده است.

افتراق میان واکنش دولت‌ها و افکار عمومی نیز نکته مهمی است. در بسیاری از کشورهای اروپایی، دولت‌ها با تأخیر و تحت تاثیر فشار مردمی مجبور به واکنش شده‌اند. فرانسه و آلمان که سابقه طولانی در سرکوب اعتراضات حامیان فلسطین دارند، اکنون ناچار به انتقاد از رژیم‌صهیونیستی شده‌اند. این نشان می‌دهد که دیگر نمی‌توان حیات خلوت دیپلماتیکی برای رژیم‌صهیونیستی در اروپا در نظر گرفت؛ جایی که دولت‌ها در پشت درهای بسته حمایت کنند و در برابر افکار عمومی تظاهر به بی‌طرفی نمایند. شکاف میان نخبگان سیاسی و شهروندان در حال بسته شدن است، اما این بار به نفع مطالبات مردمی.

با این حال، نباید از دشواری‌های مسیر پیش‌رو غافل شد. آلمان همچنان به عنوان یکی از سرسخت‌ترین حامیان رژیم‌صهیونیستی باقی مانده و ایالات متحده نیز با وتوی قطعنامه‌های شورای امنیت، از فروپاشی کامل حمایت دیپلماتیک از تل‌آویو جلوگیری می‌کند. علاوه بر این، توافقنامه‌های همکاری اتحادیه اروپا و رژیم‌صهیونیستی شامل بندهایی است که لغو یک‌جانبه آن را پرهزینه و پیچیده می‌کند. با این همه، روند کنونی نشان می‌دهد که حتی دولت‌های محتاط اروپایی نیز مجبور به انطباق تدریجی با خواست عمومی هستند. با رسمیت‌بخشی به کشور فلسطین توسط اسپانیا، ایرلند و نروژ گرفته تا فراخواندن سفرا و توقف فروش سلاح، اروپا در حال عبور از بیانیه‌های سیاسی به اقدامات عملی است.

در مجموع، آنچه امروز در اروپا می‌گذرد، بازگشت به وضع پیشین را غیرممکن می‌سازد. حتی اگر جنگ در غزه و لبنان فروکش کند، سطح بی‌اعتمادی و مطالبه‌گری در اروپا به سطح قبل از ۲۰۲۳ باز نخواهد گشت. رژیم‌صهیونیستی برای همیشه بخش قابل توجهی از سرمایه نمادین و سیاسی خود را در اروپا از دست داده است. این خبری بسیار ناامیدکننده برای جایگاه و آینده این رژیم در غرب به شمار می‌رود، اما از منظر حقوق بین‌الملل و عدالت، می‌توان آن را نقطه پایانی بر یک استثنای تاریخی تلقی کرد که دیگر تاب تحمل ندارد.

0 Comments