شورای راهبردی آنلاین - یادداشت: سیاست متفاوتی که اروپاییها در قبال جنگ آمریکا علیه ایران اتخاذ کردهاند، به اختلافاتی که میان دو طرف در چند سال گذشته به خصوص در دولت دونالد ترامپ ایجاد شده است، بازمیگردد.
مرتضی مکی-کارشناس مسائل اروپا
ایران، یکی از اختلافاتی است که طی یک سال و نیم اخیر بین دو سوی آتلانتیک پررنگتر شده است. حمله روسیه به اوکراین، اروپاییها را با چالشهای امنیتی جدی مواجه کرد. اروپاییها تصور میکردند که با قدرت نرم میتوانند روسیه را تحت کنترل و مدیریت خود درآورند. دیدگاه متفاوتی از آمریکا داشتند و بر آن بودند تا با گسترش چتر نظامی ناتو در شرق اروپا و جمهوریهای شوروی سابق، روسیه را در مرزهای خود مهار کنند. ولی در نهایت با تحریک آمریکاییها در جهت پذیرش اوکراین در پیمان ناتو، عملا معادلات و محاسبات سیاسی و امنیتی به جایی منتهی شد که روسیه در فوریه 2022 به اوکراین حمله کرد و اروپاییها را در یک وضعیت غیرمنتظره و اجتنابناپذیر قرار داد. به گونهای که اروپا ناگزیر به مواجهه با روسیه در اوکراین شد. لذا اگر دونالد ترامپ روی کار نمیآمد، شاید اختلاف کمی میان واشنگتن و بروکسل بر سر مسئله اوکراین وجود داشت، اما با بازگشت ترامپ به کاخ سفید این اختلافات خیلی پررنگ شد. از این جهت که رئیسجمهور آمریکا به دنبال سیاستهای یکجانبهگرایانه در خصوص حوزه اوکراین بود و تصور میکرد در یک فاصله زمانی کوتاه میتواند به جنگ اوکراین پایان دهد، اما در عمل این مسئله تحقق پیدا نکرد. چرا که جنگ روسیه در اوکراین متغیرهای زیادی داشت که تاحدودی دست ترامپ را برای پیشبرد اهدافش بسته نگه میداشت. همین موضوع نیز باعث شد که رویکردهای یکجانبه دونالد ترامپ در مذاکره با روسیه درباره جنگ به نتایج مورد انتظار نرسد و روند پرتنشی میان اروپا و آمریکا در بیش از یک سال گذشته رقم بخورد. موضوع تعرفههای اقتصادی و تجاری که رئیسجمهور آمریکا بر اکثر کالاهای صادراتی بر اروپا اتخاذ کرد نیز بر پیچیده شدن روابط فراآتلانتیکی اروپا-آمریکا دامن زد. در این بین، در جنگ اخیر آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران، تاحدودی اروپا با واشنگتن همراهی کرد. زیرا چالشهای بین ایران و اروپا در چند سال گذشته بر سر رویدادهای پاییز 1401 و همکاریهای ایران و روسیه که اروپا آن را عملا یک تهدید امنیتی تلقی میکرد، پرونده روابط تهران-بروکسل را پیچیده و سختتر کرده بود. تاحدی که حتی فردریش مرتس، صدراعظم آلمان در جریان جنگ 12 روزه همدلی بسیاری با آمریکا و رژیم اسرائیل داشت و گفت که کار کثیف ما را اسرائیلیها انجام دادند. ولی این سیاست دولتهای اروپایی در قبال جنگ 40 روزه با جمهوری اسلامی ایران تغییر کرد. چرا که واکنشهای منطقهای که ایران نسبت به این تجربه داشت و تبعات جهانی این جنگ، اروپا را وادار به اتخاذ موضع متفاوتی در قبال جنگ 40 روزه کرد و درخواست ترامپ برای همراهی آنها در مورد باز کردن تنگه هرمز یا محاصره دریایی ایران با پاسخ مثبت مواجه نشد. زیرا هیچ افق روشنی در این جنگ برای اروپاییها متصور نبود که بخواهند با توجه به آن، با آمریکا و رژیم اسرائیل همسویی و همراهی داشته باشند.
برخی دولتهای اروپایی به ویژه مقامهای سابق اروپا به صراحت و با شفافیت زیادی در این خصوص اعلام موضع کردند.
ضمن اینکه تبعات اقتصادی جنگ 40 روزه برای اروپا بیشتر از آمریکا بود و این تبعات اقتصادی، پیامدهای سیاسی و اجتماعی را برای اروپای به شدت آسیبپذیر و مستاصل به دنبال داشت. پیروزی حزب راستگرای اصلاح در انتخابات محلی انگلیس، نشانهای از پیامدهای اقتصادی وضعیت شکننده دولتهای اروپایی است که با توجه به بسته شدن تنگه هرمز آسیبپذیرتر هم شدهاند.
درواقع به عقیده بسیاری از مقامات اروپا، آمریکاییها اقداماتی انجام میدهند که هزینه آن را دولتهای اروپایی باید بپردازند. این موارد، متغیرهایی بود که دولتهای اروپایی را بر آن داشت که موضع متفاوتی از آمریکا در قبال جنگ 40 روزه اتخاذ کنند. البته این بدان معنا نیست که آنها همسو و همراه با ایران هستند بلکه وضعیت سیاسی، اقتصادی و امنیتی اروپا، آنها را بر آن میداشت که باوجود آنکه میدانستند این موضع میتواند بر شراکت امنیتی اروپا و آمریکا و پیمان امنیتی ناتو آسیب وارد کند، چنین موضع و سیاستی اتخاذ کنند. باید توجه داشت که هرگونه همدلی و همسویی با آمریکاییها در افکار عمومی اروپا که در جنگ اخیر به شدت مخالف ایالات متحده هستند، میتواند پیامدهای سیاسی و اجتماعی برای این کشورها به همراه داشته باشد. اروپاییها به ویژه کشورهای همراه با آمریکا مانند انگلیس، لهستان، ایتالیا و اسپانیا که در سال 2003 نیرو به عراق اعزام کردند، فراموش نکردهاند که در جریان جنگ آمریکا تا چه حد ضربه خوردند و حتی دولتهای حاکم به دلیل این همراهی سقوط کردند. این وضعیت باعث شده دولتهای اروپایی در شرایطی که تاثیر بسیار کمی بر تحولات منطقه دارند، تلاش کنند تا مواضعی را اتخاذ کنند که کمترین آسیب را متوجه آنها کند و در ضمن کمترین تنش را بین اروپا و آمریکا به دنبال داشته باشد.
0 Comments