جدیدترین مطالب
واقعیت های پیمان سهجانبه مکه
شورای راهبردی آنلاین – گفتگو: امضای توافق مکه میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه، پرسشهایی درباره آینده ساختار امنیتی منطقه و جایگاه این کشورها در معادلات غرب آسیا ایجاد کرده است. آیا این توافق میتواند به یک سازوکار واقعی دفاع جمعی تبدیل شود یا بیش از آنکه ظرفیت نظامی جدیدی ایجاد کنند، کارکرد سیاسی و بازدارنده دارد؟
أحدث المقالات
واقعیت های پیمان سهجانبه مکه
شورای راهبردی آنلاین – گفتگو: امضای توافق مکه میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه، پرسشهایی درباره آینده ساختار امنیتی منطقه و جایگاه این کشورها در معادلات غرب آسیا ایجاد کرده است. آیا این توافق میتواند به یک سازوکار واقعی دفاع جمعی تبدیل شود یا بیش از آنکه ظرفیت نظامی جدیدی ایجاد کنند، کارکرد سیاسی و بازدارنده دارد؟
پیامدهای توافق هستهای آمریکا و عربستان

کیانوش شاهرودی – کارشناس مسائل هستهای
چارچوب حقوقی و شروط سیاسی توافق
وزیر انرژی آمریکا و همتای سعودی او در ۲۲ ژوئیه ۲۰۲۶، سند همکاری هستهای غیرنظامی موسوم به «موافقتنامه ۱۲۳» را امضا کردند. این توافق سیساله، چارچوب حقوقی همکاری شرکتهای آمریکایی در توسعه صنعت هستهای عربستان را فراهم میکند. بااینحال، یک روز بعد، دونالد ترامپ اعلام کرد اجرای توافق به پیوستن ریاض به «پیمان ابراهیم» و عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی مشروط خواهد بود؛ شرطی که در متن اعلامشده توافق مطرح نشده بود و عربستان نیز تحقق آن را به پیشرفت در مسیر تشکیل دولت فلسطینی منوط کرده است.
این وضعیت، ابهام مهمی درباره رابطه میان تعهدات حقوقی توافق و شروط سیاسی بعدی ایجاد کرده است. در واقع، امنیت و همکاری هستهای در رویکرد کنونی واشنگتن، بیش از گذشته با اولویتهای ژئوپلیتیکی آمریکا پیوند خورده است و پرسش درباره آثار حقوقی یک موضعگیری رسانهای بر سند امضاشده همچنان باقیمانده است.
غنیسازی؛ تفاوت با الگوی امارات
متن کامل توافق هنوز به طور عمومی منتشر نشده و درباره جزئیات غنیسازی نیز گزارشهای متفاوتی وجود دارد. بااینحال، گزارشهای منتشرشده نشان میدهند که مسئله غنیسازی به یکی از مهمترین نقاط اختلاف تبدیل شده است و امکان دستیابی عربستان به ظرفیت غنیسازی در چارچوب توافق مورد بحث قرار گرفته است.
در صورت تحقق چنین ظرفیتی، تفاوت این توافق با الگوی توافق هستهای آمریکا و امارات در سال ۲۰۰۹ اهمیت ویژهای پیدا میکند؛ زیرا امارات در آن توافق از غنیسازی اورانیوم و بازفراوری سوخت صرفنظر کرد. در مقابل، چارچوب جدید واشنگتن و ریاض، حتی اگر فعالیتهای حساس هستهای را تحت ترتیبات نظارتی قرار دهد، مرزهای متفاوتی را برای همکاری ترسیم میکند. برخی گزارشها نیز از نبود برخی سازوکارهای نظارتی تقویتشده در توافق جدید خبر دادهاند.
ازاینرو، مسئله اصلی صرفاً دستیابی عربستان به انرژی هستهای نیست، بلکه ایجاد سابقهای جدید برای برخورد آمریکا با برنامههای هستهای کشورهای منطقه است. گذار از یک معیار نسبتاً روشن در مورد امارات به چارچوبی متفاوت برای عربستان میتواند هنجارهای عدم اشاعه را با ابهام بیشتری مواجه کرده موجب تحریک دیگر کشورها گردد.
انگیزههای ژئوپلیتیکی؛ فراتر از تأمین انرژی
همکاری هستهای آمریکا و عربستان را نمیتوان صرفاً با نیازهای انرژی ریاض توجیه نمود. جنگ اخیر علیه ایران و تشدید بیثباتی منطقهای، آسیبپذیری متحدان آمریکا را در برابر حملات موشکی و پهپادی آشکار کرده و درباره اعتبار چتر امنیتی واشنگتن پرسشهایی ایجاد کرده است. در چنین شرایطی، طرح همکاری هستهای با عربستان میتواند بخشی از تلاش آمریکا برای حفظ نفوذ خود در منطقه و تثبیت روابط راهبردی با ریاض ارزیابی شود.
در مقابل، عربستان نیز با توسعه برنامه هستهای خود به دنبال تنوعبخشی به ظرفیتهای راهبردی و کاهش وابستگی به یک ضامن امنیتی واحد است. مقامهای سعودی پیشتر بر علاقه ریاض به غنیسازی اورانیوم تأکید کرده بودند و بنابراین، توافق ۲۰۲۶ را میتوان تلاشی برای پاسخ به این خواست در چارچوبی تحت نظارت آمریکا دانست. این رویکرد برای واشنگتن نیز مزیت دارد؛ زیرا در صورت حرکت عربستان به سمت غنیسازی، حفظ نقش آمریکا در طراحی، فناوری و نظارت میتواند امکان اثرگذاری بیشتر بر مسیر برنامه هستهای ریاض را فراهم کند.
رقابت هستهای؛ از غرب آسیا تا شرق
رقابت هستهای کنونی به غرب آسیا محدود نمیشود و در سطح جهانی نیز نشانههایی از تضعیف هنجارهای پیشین مشاهده میشود. مؤسسه آلمانی «SWP» در ارزیابی خود به ادعاهای آمریکا درباره احتمال انجام آزمایشهای هستهای پنهانی از سوی چین و روسیه اشاره کرده است. واشنگتن طی سالهای گذشته احتمال نقض هنجارهای بینالمللی از طریق آزمایشهای زیرزمینی را مطرح کرده، هرچند شواهد موجود درباره برخی موارد قطعی نیستند.
همزمان، خود آمریکا نیز در دوره دولتهای ترامپ چند بار موضوع ازسرگیری آزمایشهای هستهای را بررسی کرده است. چنین اقدامی میتواند بهجای تقویت موقعیت واشنگتن، انگیزه چین و روسیه را برای توسعه بیشتر ظرفیتهای هستهای افزایش دهد. در چنین شرایطی، همکاری هستهای آمریکا با عربستان از یک تناقض راهبردی برخوردار میشود؛ واشنگتن از تضعیف هنجارهای عدم اشاعه در شرق آسیا ابراز نگرانی میکند، اما در غرب آسیا با ارائه چارچوبی متفاوت برای همکاری هستهای با ریاض، همان هنجارها را با آزمونی تازه مواجه میسازد.
شبکه برق آسهآن؛ گسترش رقابت به زیرساخت انرژی
رقابت بر سر فناوری هستهای و نفوذ ژئوپلیتیکی، به زیرساختهای انرژی نیز گسترش یافته است. بحران انرژی ناشی از اختلال در مسیرهای دریایی، آسیبپذیری کشورهای جنوب شرق آسیا را در برابر شوکهای خارجی برجسته کرده و اهمیت «شبکه برق آسهآن» را افزایش داده است. برنامه همکاری انرژی آسهآن برای سالهای ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰ نیز توسعه همکاریهای منطقهای انرژی و حرکت به سمت یکپارچگی بیشتر شبکههای برق را دنبال میکند.
انرژی هستهای نیز در کنار انرژیهای تجدیدپذیر میتواند در تأمین برق پایدار این منطقه نقش پیدا کند. چین و آمریکا هر دو ظرفیتهای فناورانه و اقتصادی قابلتوجهی برای همکاری با کشورهای آسهآن دارند و ازاینرو، شبکه برق منطقهای و همکاری هستهای میتواند به عرصهای تازه برای رقابت نفوذ تبدیل شود. این روند نشان میدهد که رقابت هستهای دیگر صرفاً به تسلیحات محدود نیست و به فناوری، زیرساخت انرژی و مسیرهای توسعه اقتصادی نیز کشیده شده است.
از طرف دیگر ایجاد ظرفیت جدید هستهای در منطقه غرب آسیا میتواند محاسبات امنیتی منطقه را پیچیدهتر کند، بهویژه اگر عربستان در آینده به ظرفیت غنیسازی دست یابد. همچنین شرط عادیسازی روابط ریاض با رژیم صهیونیستی، در صورت تحقق، میتواند همکاریهای امنیتی و راهبردی میان این دو بازیگر را گسترش دهد و بر موازنه منطقهای اثر بگذارد. ازسویدیگر، تضعیف معیارهای یکسان در زمینه عدم اشاعه میتواند فضای دیپلماتیک پیرامون برنامه هستهای ایران را پیچیدهتر کند؛ زیرا تفاوت در نحوه برخورد آمریکا با برنامههای هستهای کشورهای منطقه، پرسشهایی درباره دوگانگی معیارهای واشنگتن ایجاد میکند.
بااینحال، ارزیابی نهایی این پیامدها به انتشار متن کامل توافق، روشنشدن حدود غنیسازی و سازوکارهای نظارتی و همچنین سرنوشت شرط پیوستن عربستان به پیمان ابراهیم وابسته است. آنچه در شرایط کنونی روشنتر به نظر میرسد، ورود غرب آسیا به مرحلهای تازه از رقابت بر سر فناوری هستهای است؛ مرحلهای که در آن اهداف صلحآمیز، محاسبات امنیتی و رقابت قدرتها بیش از گذشته درهمتنیده شدهاند و میتوانند بر موازنه راهبردی منطقه اثر بگذارند.
0 Comments