شورای راهبردی آنلاین- گفتگو: یک پژوهشگر مسائل غرب آسیا گفت: جنگ ۱۲ روزه رژیم اسرائیل علیه ایران، علیرغم ماهیت تهاجمی و خسارتبار آن، میتواند به فرصتی راهبردی برای کشورمان بدل شود؛ فرصتی برای مشروعیتبخشی به سیاستهای دفاعی و تقویت گفتمان مقاومت در نظام بینالملل. در جهانی که افکار عمومی، نقشی روزافزون در جهتدهی به سیاستها دارد، روایتسازی مؤثر از این جنگ، کلید تبدیل تهدید به فرصت است. ایران میتواند با تکیه بر دیپلماسی عمومی و رسانههای فراملی، حملات رژیم اسرائیل را بهعنوان نقض فاحش حقوق بینالملل معرفی کند و بر حق مشروع خود در دفاع و بازدارندگی تأکید نماید. همچنین با بازنمایی چهرهای منطقی، مقاوم و مظلوم از خود، زمینه افزایش همدلی منطقهای و جهانی را فراهم سازد. در نهایت، این جنگ میتواند بستری برای اجماع داخلی، انسجام محور مقاومت و بازتعریف جایگاه ایران بهعنوان بازیگری مسئول در معادلات امنیتی منطقه باشد.
جنگ ۱۲ روزه و مشروعیتبخشی به سیاستهای دفاعی ایران
سیدرضا قزوینی غرابی در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی اظهار داشت: «جنگ ۱۲ روزه فرصتی راهبردی برای ایران فراهم کرده تا مشروعیت سیاستهای دفاعی خود را در نهادهای بینالمللی، بهویژه در سازمان ملل متحد و شورای امنیت، تقویت کند.»
پژوهشگر مسائل غرب آسیا در ادامه میگوید: «ایران میتواند با استناد به ماده ۵۱ منشور ملل متحد، که حق دفاع مشروع را به رسمیت میشناسد، حملات رژیم صهیونیستی را بهعنوان مصداق بارز تجاوز معرفی کند. ارائه مستندات جامع، شامل تصاویر، گزارشها و آمار دقیق از خسارات وارده به زیرساختهای غیرنظامی مانند بیمارستانها، مدارس و مناطق مسکونی، همراه با تلفات انسانی، میتواند افکار عمومی جهانی را تحت تأثیر قرار دهد. این شواهد، نقض قوانین بینالمللی جنگ توسط رژیم اسرائیل را برجسته کرده و زمینه را برای درخواست تشکیل کمیتههای تحقیقاتی مستقل فراهم میکند. چنین کمیتههایی میتوانند حقانیت مواضع ایران را تأیید کرده و رژیم اسرائیل را در جایگاه متهم قرار دهند.»
به باور این کارشناس، «ایران همچنین میتواند با همکاری کشورهای همسو، قطعنامههایی را در مجمع عمومی سازمان ملل به تصویب برساند که تجاوزات رژیم آپارتاید اسرائیل را محکوم و بر لزوم احترام به حاکمیت ایران تأکید کند. طرح دعوی در دیوان بینالمللی دادگستری نیز گزینهای مهم برای پیگیری حقوقی این موضوع است.» به گفته او، «این اقدامات نهتنها سیاستهای دفاعی ایران را مشروع نشان میدهد، بلکه اهرمی برای مذاکرات آینده درباره امنیت منطقهای و برنامه هستهای فراهم میکند.» وی معتقد است که، «ایران باید با ارائه چهرهای مسئول و پایبند به قوانین بینالمللی، حمایت کشورهای در حال توسعه را جلب نماید تا از انزوای مورد نظر و مطلوب آمریکا و رژیم اسرائیل فاصله بگیرد. این راهبرد، جایگاه ایران را در نظام جهانی تثبیت کرده و از بحران ایجاد شده برای تقویت اعتبار و نفوذ خود بهرهبرداری کند.»
روایتسازی درست در رسانههای داخلی و بینالمللی
سیدرضا قزوینی غرابی پیرامون ارائه چهرهای دفاعمحور و مظلوم از ایران در جنگ ۱۲ روزه را هم پیشنهاد میدهد که، «رسانهها باید روایتهایی هدفمند و با ادبیات جهانی و بین المللی تولید کنند. چرا که اهتمام به این نوع ادبیات بسیار مهم است و برای تحقق آن نیاز به بهرهگیری از ابزارهای به روز و مدرن و فاخر است.»
پژوهشگر مسائل غرب آسیا خاطر نشان میکند: «در سطح بینالمللی، ایران باید از شبکههای اجتماعی و رسانههای مستقل بهره ببرد تا پیام خود را به گوش جهانیان برساند. روایت اصلی باید این باشد که اقدامات ایران تنها پاسخی دفاعی به تجاوزات رژیم اسرائیل بوده است. انتشار گزارشهای معتبر از سازمانهای حقوق بشری که نقض قوانین جنگی توسط این رژیم را تأیید میکنند، به این روایت اعتبار میبخشد.»
به گفته این کارشناس، «برگزاری کنفرانسهای مطبوعاتی با حضور خبرنگاران خارجی، تولید محتوای چندزبانه در پلتفرمهایی مانند یوتیوب و توییتر و استفاده از اینفلوئنسرها میتواند انحصار رسانهای غرب را تضعیف کند. تأکید بر خسارات وارده به غیرنظامیان و زیرساختهای حیاتی، همراه با شفافیت در ارائه اطلاعات، ایران را قربانی تجاوز نشان میدهد.» وی عنوان میدارد که، «این راهبرد نهتنها افکار عمومی جهانی را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه روایتهای خصمانه رژیم اسرائیل را تضعیف میکند. ایران باید با ساخت روایتی منسجم و متقاعدکننده، هم در داخل و هم در خارج، حمایت مردمی را جلب کرده و فشارهای بینالمللی را کاهش دهد. این تلاش، تصویر ایران را بهعنوان کشوری صلحجو و مسئول، بازسازی میکند.»
نقش دیپلماسی عمومی ایران در دوران پساجنگ
سیدرضا قزوینی غرابی به دیپلماسی عمومی ایران پس از جنگ ۱۲ روزه هم میپردازد و معتقد است: «باید با هدف بازسازی تصویر کشور و خنثیسازی روایتهای منفی رژیم اسرائیل یک دیپلماسی عمومی بازطراحی شود. استفاده از ابزارهای نرم مانند تبادلات فرهنگی، برگزاری جشنوارههای بینالمللی فیلم و موسیقی و دعوت از شخصیتهای برجسته جهانی به ایران، میتواند نگرشهای منفی را تغییر دهد. تقویت حضور در شبکههای اجتماعی و رسانههای دیجیتال نیز حیاتی است؛ راهاندازی کارزارهای آنلاین با هشتگهای مرتبط و همکاری با اینفلوئنسرهای بینالمللی، پیام ایران را مستقیماً به مخاطبان جهانی منتقل میکند.»
پژوهشگر مسائل غرب آسیا تاکید دارد: «همکاری با سازمانهای غیردولتی و نهادهای مدنی بینالمللی میتواند حمایت مردمی را افزایش دهد. تأکید بر ارزشهای مشترک مانند صلح، عدالت و حقوق بشر، همراه با انتشار مقالات تحلیلی در نشریات معتبر جهانی، همدلی عمومی را تقویت میکند. برگزاری کنفرانسهای بینالمللی و نشستهای گفت وگو با حضور کارشناسان و دیپلماتها نیز فضایی برای تبیین مواضع ایران فراهم میکند.»
وی یادآورمیشود که «تربیت و به کارگیری دیپلماتهای جوان و متخصص در حوزه دیپلماسی عمومی، کارایی این تلاشها را بالا میبرد. هدف اصلی باید ارائه ایران بهعنوان کشوری صلحطلب و قربانی تجاوز باشد، نه عامل تنش.»
این کارشناس میگوید: «ایران میتواند با گسترش ارتباطات فرهنگی و علمی با دیگر کشورها، سوءتفاهمها را کاهش داده و پلهای جدیدی برای همکاری ایجاد کند. این رویکرد، روایتهای خصمانه رژیم اسرائیل را تضعیف کرده و جایگاه ایران را در افکار عمومی جهانی بهبود میبخشد. با سرمایهگذاری در این راهبرد، ایران میتواند از تلاشهایی که برای منزوی کردن آن صورت میگیرد، خارج شده و حمایتهای گستردهتری برای اهداف خود جلب کند.»
به باور قزوینی غرابی، «دیپلماسی عمومی بازطراحیشده، ابزاری قدرتمند برای تبدیل چالشهای جنگ به فرصتهای بلندمدت خواهد بود. البته باید اذعان کرد که به دلیل سالها، روایتسازی دروغین رسانهای علیه ایران و تراکم انبوهی از ذهنیت های ساخته شده علیه جمهوری اسلامی ایران، این اقدامات زمانبر است و پیچیدگیهای خود را دارد.»
این تحلیلگر اعتقاد دارد: «زبان یک عنصر زنده، مهم و اساسی در انتقال مفاهیم و روایت های بشری به هم نوعان است. از این رو ضرورت توجه به عنصر زبان برای گفت وگوی مشترک با جهان بسیار اهمیت دارد.» هر چند که به اذعان این کارشناس، افق این موضوع طولانی مدت خواهد بود، اما از منظر وی، «پرورش نسلی از شهروندانی که به زبان های مانند انگلیسی و عربی مسلط باشند، میتواند به انتقال مفاهیم و روایتهای ناب ایرانی به ملتهای منطقه و جهان مؤثر واقع شود.»
تهدیدهای بالقوه در بهرهبرداری نادرست از جنگ برای ایران
سیدرضا قزوینی غرابی تاکید دارد: «بهرهبرداری نادرست از جنگ ۱۲ روزه میتواند تهدیدهایی جدی برای ایران ایجاد کند، از جمله انزوای بینالمللی، تشدید تحریمها و تضعیف جایگاه منطقهای. برای مثال، استفاده از ادبیات تهاجمی بهجای تأکید بر دفاع مشروع، ممکن است افکار عمومی جهانی را علیه ایران تحریک کند. همچنین، عدم شفافیت در ارائه اطلاعات یا بزرگنمایی غیرواقعی خسارات، میتواند به شایعات و تبلیغات منفی دامن زده و اعتبار ایران را خدشهدار کند.»
به گفته این تحلیلگر، «برای تبدیل این تهدیدها به فرصت، ایران باید رویکردی هوشمندانه و چندجانبه اتخاذ کند. در سطح منطقهای، تقویت روابط با همسایگان از طریق نشستهای امنیت جمعی و پیشنهاد همکاریهای اقتصادی، ایران را بهعنوان نیرویی ثباتبخش معرفی میکند. این اقدامات میتواند اعتمادسازی کرده و از تنشهای منطقهای بکاهد.»
پژوهشگر مسائل غرب آسیا خاطر نشان میکند: «در سطح بینالمللی، مشارکت فعال در نهادهای جهانی و ارائه پیشنهادهای سازنده برای حل بحرانها، ایران را بازیگری مسئول نشان میدهد. تأکید بر چندجانبهگرایی و اصلاح ساختارهای بینالمللی، حمایت کشورهای در حال توسعه را جلب میکند.»
وی می گوید: «سرمایهگذاری در دیپلماسی عمومی، مانند گسترش تبادلات فرهنگی و علمی، سوءتفاهمها را کاهش داده و زمینهساز همکاریهای جدید میشود.»
قزوینی غرابی تاکید دارد: «این راهبرد، تهدیدهای ناشی از سوءاستفاده از جنگ را به فرصتی برای تقویت جایگاه ایران تبدیل میکند و با مدیریت دقیق روایتها و اقدامات دیپلماتیک، ایران میتواند از این بحران بهعنوان سکویی برای افزایش نفوذ خود در منطقه و جهان استفاده کند و حتی روابطش را با جامعه بینالمللی بهبود بخشد.»
0 Comments