شورای راهبردی آنلاین-رصد: «در کشورهای عضو اتحادیه اروپا به شکست حزب ویکتور اوربان در انتخابات پارلمانی مجارستان بهعنوان یک تحول ژئوپلیتیک مهم نگاه میشود که جایگاه روسیه را در اروپا تضعیف میکند. این دیدگاه بهویژه از سوی دونالد توسک، نخستوزیر لهستان، ابراز شده است.»
دمیتری ترنین، رئیس «شورای امور بینالملل روسیه» در یادداشتی که در وبسایت این اندیشکده منتشر شد، نوشت: «البته چنین برداشتی کاملاً اغراقآمیز است. اوربان هرگز یک سیاستمدار طرفدار روسیه نبود. او یک ملیگرای میانهروی مجارستانی بوده و هست. ارتباطات اوربان با مسکو همواره در جهت تأمین منافع مجارستان، بهویژه در بخش انرژی، انجام میگرفت. اختلافش با کییف نیز نه بهدلیل همدلی با روسیه، بلکه ناشی از نادیده گرفتن منافع مجارستان از سوی اوکراین در زمینه انرژی و رفتار با اقلیت مجارستانی در ترانس کارپاتیا بوده است.
نباید فراموش کرد که بوداپست در دوره اوربان، به بستههای تحریمی اتحادیه اروپا علیه روسیه رأی مثبت داد و مجارستان به صورت یک عضو عموما وفادار به ناتو باقی ماند، در عین حال اوربان به عنوان نزدیکترین متحد فکری ترامپ در اروپا در نظر گرفته میشد. اگر کسی در اروپا متحد خود را از دست داده باشد، آن شخص رئیسجمهور ایالات متحده است.
تغییر قدرت در بوداپست البته پیامدهایی خواهد داشت. دولت جدید مجارستان احتمالاً وتوی وام ۹۰ میلیارد یورویی به کییف را لغو خواهد کرد و بدینترتیب بروکسل را از نیاز به استفاده از «راهکارهای خلاقانه» از پیش تدارکدیده شده بینیاز میسازد. در حال حاضر در کییف، کنار رفتن دشمن شخصی زلنسکی را جشن میگیرند، اما این شادیها احتمالاً دوام چندانی نخواهد داشت. احساسات فروکش میکنند و منافع به عنوان ملاک اصلی محاسبات جایگاه خود را حفظ خواهد کرد.
همانطور که پیتر ماگیار، رهبر حزب پیروز اعلام کرد، نیازهای اقتصاد مجارستان ادامه گفتوگو با روسیه در خصوص مسائل انرژی را اجتنابناپذیر میکند. در واقع، این موضوع اصلی گفتوگوها در مسکو با اوربان و وزیر خارجهاش بوده است. دولت جدید احتمالاً رویارویی کمتری با دیوانسالاری بروکسل خواهد داشت، اما میتوان انتظار داشت که مسیر «حاکمیتگرایانه» مجارستان تا حد زیادی بدون تغییر باقی بماند.
از نگاه روسیه، تغییر قدرت در مجارستان تحول عمدهای ایجاد نمیکند. فضای روابط دو طرف احتمالاً تا حدی خشکتر و سردتر خواهد شد، اما عملگرایی همچنان حاکم خواهد بود. دقیقاً بر همین مبنا، یعنی روابط عملگرایانه با دولتهای مستقل، نه بر پایه یک ساختار ایدئولوژیک بلوکمحور، میتوان روابط با کشورهای اوراسیای غربی (به عبارت دیگر، اروپا) را در بلندمدت توسعه داد. مجارستان از این نظر نمونه خوبی است.
0 Comments