جدیدترین مطالب

چگونگی تلاش خاورمیانه برای ایجاد فضای مانور در حوزه هوش مصنوعی

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «پیشرفت فوتبال مراکش نمونه‌ای از تحولی است که سال‌ها دور از توجه رسانه‌ها شکل گرفت. صعود این کشور به نیمه‌نهایی جام جهانی ۲۰۲۲ و تساوی برابر برزیل در جام جهانی ۲۰۲۶، نتیجه سرمایه‌گذاری بلندمدت در زیرساخت‌ها، آموزش و توسعه نهادی بود، نه یک اتفاق یا شگفتی. همین الگو در حوزه هوش مصنوعی نیز در حال تکرار است و خاورمیانه در مرکز این تحول قرار دارد.»

هفت درس تهاجم نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «هفت درس از تهاجم نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران نشان می‌دهد که قدرت‌های بزرگ ممکن است عقب‌نشینی کنند، دیپلماسی همچنان کارساز و بازدارندگی هسته‌ای در حال تحول بوده، اما خروج از بحران همچنان دشوارتر از ورود به آن است.»

چرایی ناکارآمدی راهبرد نظامی واشنگتن

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: واشنگتن با نادیده گرفتن ظرفیت‌های بازدارندگی و اهرم‌های اقتصاد سیاسی ایران، در تنگه هرمز به بن‌بستی راهبردی رسیده که ابزار نظامی قادر به برون‌رفت از آن نیست.

شاخصه‌های انتخاب میان انتخاب جنگ یا دیپلماسی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تحلیل سیاست خارجی زمانی معتبر است که تصمیم‌ها را بر پایه اطلاعات و شرایط زمان اتخاذ آن‌ها ارزیابی کند، نه بر مبنای نتایجی که تنها پس از پایان بحران آشکار شده‌اند.

پیام‌ها و پیامدهای راهبردی شکستن محاصره یمن

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: فرود نخستین پرواز مستقیم تهران به صنعا پس از بیش از یک دهه، صرفاً یک رخداد حمل‌ونقلی معمول نیست؛ بلکه تحولی انسانی، سیاسی و راهبردی با پیامدهایی فراتر از جغرافیای یمن محسوب می‌شود.

نقش قدرت‌های نوظهور در بازنویسی قواعد نظم جهانی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: قدرت‌های متوسط همچون هند، ترکیه، استرالیا و برخی کشورهای خلیج‌فارس دیگر بازیگران حاشیه‌ای نیستند، بلکه با دیپلماسی موازنه‌گر، در حال بازتعریف معادلات قدرت جهانی هستند.

Loading

أحدث المقالات

چگونگی تلاش خاورمیانه برای ایجاد فضای مانور در حوزه هوش مصنوعی

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «پیشرفت فوتبال مراکش نمونه‌ای از تحولی است که سال‌ها دور از توجه رسانه‌ها شکل گرفت. صعود این کشور به نیمه‌نهایی جام جهانی ۲۰۲۲ و تساوی برابر برزیل در جام جهانی ۲۰۲۶، نتیجه سرمایه‌گذاری بلندمدت در زیرساخت‌ها، آموزش و توسعه نهادی بود، نه یک اتفاق یا شگفتی. همین الگو در حوزه هوش مصنوعی نیز در حال تکرار است و خاورمیانه در مرکز این تحول قرار دارد.»

هفت درس تهاجم نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «هفت درس از تهاجم نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران نشان می‌دهد که قدرت‌های بزرگ ممکن است عقب‌نشینی کنند، دیپلماسی همچنان کارساز و بازدارندگی هسته‌ای در حال تحول بوده، اما خروج از بحران همچنان دشوارتر از ورود به آن است.»

چرایی ناکارآمدی راهبرد نظامی واشنگتن

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: واشنگتن با نادیده گرفتن ظرفیت‌های بازدارندگی و اهرم‌های اقتصاد سیاسی ایران، در تنگه هرمز به بن‌بستی راهبردی رسیده که ابزار نظامی قادر به برون‌رفت از آن نیست.

شاخصه‌های انتخاب میان انتخاب جنگ یا دیپلماسی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تحلیل سیاست خارجی زمانی معتبر است که تصمیم‌ها را بر پایه اطلاعات و شرایط زمان اتخاذ آن‌ها ارزیابی کند، نه بر مبنای نتایجی که تنها پس از پایان بحران آشکار شده‌اند.

پیام‌ها و پیامدهای راهبردی شکستن محاصره یمن

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: فرود نخستین پرواز مستقیم تهران به صنعا پس از بیش از یک دهه، صرفاً یک رخداد حمل‌ونقلی معمول نیست؛ بلکه تحولی انسانی، سیاسی و راهبردی با پیامدهایی فراتر از جغرافیای یمن محسوب می‌شود.

نقش قدرت‌های نوظهور در بازنویسی قواعد نظم جهانی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: قدرت‌های متوسط همچون هند، ترکیه، استرالیا و برخی کشورهای خلیج‌فارس دیگر بازیگران حاشیه‌ای نیستند، بلکه با دیپلماسی موازنه‌گر، در حال بازتعریف معادلات قدرت جهانی هستند.

Loading

تاب‌آوری راهبردی ایران در برابر تجاوزات آمریکا و رژیم صهیونیستی و بازآرایی معادلات در منطقه

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «سیاستگذاران کشورهای حاشیه خلیج(فارس) در محافل خصوصی به این نتیجه رسیده اند که ایران با وجود تمام خساراتی که در جنگ با آمریکا و اسرائیل متحمل شده، این جنگ را از نظر راهبردی نباخته است.»

امیر هنجنی از اعضای اندیشکده «کویینسی» در یادداشتی که در وب‌سایت این اندیشکده منتشر شد، نوشت: «هنوز سلاح‌ها بر فراز خلیج‌فارس خاموش نشده‌اند، اما دولت‌های عضو شورای همکاری خلیج(‌فارس) از هم‌اکنون مشغول انجام همان کاری هستند که همواره در دوره‌های آشوب انجام داده‌اند: سنجیدن شرایط، پرهیز از وابستگی به یک طرف و آماده شدن برای جهانی که دیگر شباهتی به گذشته ندارد. جنگ علیه ایران مهم‌ترین رخداد بی‌ثبات‌کننده منطقه از زمان انقلاب ۱۹۷۹ تا کنون بوده است. این جنگ آرایش سیاسی منطقه را دگرگون خواهد کرد. کشورهای شورای همکاری به سوی یک قدرت یا ائتلاف خاص متمایل نخواهند شد. آنها همان کاری را خواهند کرد که دولت‌های کوچک دارای صندوق‌های ثروت ملی عظیم و خاطرات تلخ از خیانت‌های گذشته همواره انجام می‌دهند: ریسک خود را میان چند بازیگر و چند گزینه تقسیم خواهند کرد.

اما ناچارند پیش از آن، با واقعیتی روبه‌رو شوند که در بیانیه‌های رسمی خود از آن اجتناب کرده‌اند: ایران، با وجود تمام خساراتی که متحمل شده، از نظر راهبردی این جنگ را نباخته است. این نتیجه‌گیری ناراحت‌کننده است، اما همان برداشتی است که سیاستگذاران خلیج(فارس) در محافل خصوصی به آن رسیده‌اند.

به آنچه ایران به نمایش گذاشت، توجه کنید. این کشور هم‌زمان با ایالات متحده و اسرائیل وارد جنگ شد. حملات سنگینی به زیرساخت‌های هسته‌ای این کشور وارد شد، فرماندهان ارشد نظامی خود را از دست داد و نیروهای متعارفش آسیب جدی دیدند. با این حال، توانست برای هفته‌ها تنگه هرمز را مسدود و حدود یک‌پنجم عرضه جهانی نفت را مختل کند. همچنین بارانی از موشک‌ و پهپاد بر تمامی کشورهای شورای همکاری فروریخت و فرودگاه‌ها، هتل‌ها و تأسیسات نفتی را هدف قرار داد.

ایران محدودیت‌های بازدارندگی آمریکا به‌عنوان یک سپر حفاظتی برای شرکایش در خلیج(فارس) را به آشکارترین شکل ممکن نمایان کرد. برای کشوری که دهه‌ها تحت تحریم بوده و بودجه دفاعی آن تنها بخشی کوچک از هزینه‌های سالانه آمریکا در منطقه است، این نتیجه یک شکست متعارف محسوب نمی‌شود. بلکه نمایشی از تاب‌آوری راهبردی بود که همسایگان ایران آن را فراموش نخواهند کرد.

کشورهای شورای همکاری اکنون با حقیقت ناخوشایند دیگری درباره خودشان نیز روبه‌رو هستند. با وجود صدها میلیارد دلار هزینه برای خرید سامانه‌های تسلیحاتی آمریکایی، نتوانستند به‌طور کامل از زیرساخت‌های غیرنظامی خود محافظت کنند. پهپادهای ایرانی از سد دفاعی عبور کردند. تصویری که کشورهای خلیج‌(فارس) طی دهه‌ها به‌عنوان مقصدی امن برای سرمایه‌گذاری ساخته بودند و میلیاردها دلار سرمایه خارجی جذب کرده بود، ضربه‌ای خورده که هیچ میزانی از اطمینان‌بخشی رسمی نمی‌تواند به سرعت آن را جبران کند.

آسیب‌پذیری فقط یک به حوزه نظامی مربوط نمی‌شود؛ بلکه به وضعیت اقتصادی نیز مرتبط است. در عین حال، ابزارهای قدرت منطقه‌ای ایران، هرچند تضعیف شده‌اند، اما از بین نرفته‌اند. حزب‌الله آسیب دیده اما نابود نشده است. حوثی‌ها در طول جنگ نشان دادند که با امکانات محدود نیز می‌توانند خطوط کشتیرانی خلیج(فارس) را تهدید کنند. نفوذ ایران در عراق نیز تا حد زیادی دست‌نخورده باقی مانده است.

هیچ‌یک از این موارد به این معنا نیست که کشورهای شورای همکاری از سر ترس به دنبال سازش با ایران خواهند رفت. بلکه به این معناست که از روی واقع‌گرایی چنین خواهند کرد. ایران از منطقه حذف نخواهد شد. این کشور خلیج‌فارس را با آنها شریک است و در بحرین، کویت و استان شرقی عربستان جوامع شیعه‌ای دارد که از درجات مختلف اهمیت سیاسی برخوردارند. آشتی عربستان و ایران با میانجیگری چین در سال ۲۰۲۳ الگویی برای مدیریت روابط با تهران از طریق دیپلماسی به جای تقابل فراهم کرد. این الگو از بین نرفته است، زیرا اکنون هر دو طرف بیش از گذشته از پیامدهای گزینه جایگزین آگاه شده‌اند. یک دولت شکست‌خورده در ساحل شمالی خلیج(فارس) با سلاح‌های رهاشده و سرزمین‌های بدون کنترل به سود هیچ‌کس نیست. یک جمهوری اسلامی که بتوان با آن تجارت کرد، نتیجه‌ای بسیار قابل مدیریت‌تر خواهد بود.

اکنون به روابط با آمریکا نگاه کنیم. واشنگتن بدون مشورت معنادار با کشورهای خلیج(فارس) وارد جنگ شد. تنها ۴۸ ساعت پس از حملات ۲۸ فوریه، این کشورها خود را در معرض موشک‌های ایران یافتند. پیام تهران روشن بود: نزدیکی به قدرت آمریکا به معنای امنیت نیست؛ بلکه به معنای تبدیل شدن به هدف است.

کشورهای شورای همکاری چتر امنیتی آمریکا را کنار نخواهند گذاشت. باید انتظار توافق‌های بزرگ جدید دفاعی و ادغام بیشتر نظامی را در ماه‌های آینده داشت. کشورهای خلیج(‌فارس) در حوزه تجهیزات و فناوری امنیتی به آمریکا نزدیک‌تر خواهند شد، اما از نظر سیاسی از سیاست خارجی واشنگتن فاصله بیشتری خواهند گرفت. درخواست‌های آینده آمریکا برای استفاده از حریم هوایی، پایگاه‌ها یا حمایت دیپلماتیک برای عملیات نظامی، با شروط بسیار بیشتری نسبت به گذشته مواجه خواهد شد.

کشورهای خلیج(فارس) در سال ۲۰۰۳ مشاهده کردند که آمریکا صدام حسین را سرنگون کرد و سپس دو دهه صرف مدیریت پیامدهای آن شد. آنها از این جنگ نیز همان درس را می‌گیرند. قدرت نظامی آمریکا واقعی است، اما تداوم و پیگیری راهبردی آن قابل اعتماد نیست. همین شکاف میان توان نظامی و سنجش راهبردی آمریکا است که باعث شده کشورهای شورای همکاری روابط تجاری گسترده‌ای با چین برقرار کنند، کانال‌های ارتباطی خود را با روسیه حفظ کنند و سیاست خارجی خود را کاملا حول اولویت‌های واشنگتن تنظیم نکنند.

مسئله اسرائیل پیچیده‌تر است. پیش از ۲۸ فوریه، عادی‌سازی روابط عربستان و اسرائیل فرآیندی کند و پرهزینه از نظر سیاسی برای ریاض بود. جنگ ایران این وضعیت را تغییر داده، اما نه در جهتی که واشنگتن انتظار دارد. فناوری دفاع موشکی اسرائیل در جنگ عملکرد خوبی داشت و چند کشور شورای همکاری اکنون تجربه مستقیم همکاری با توان نظامی اسرائیل را به‌عنوان عاملی در حفاظت از خود دارند. اما خود اسرائیل نیز در برابر موشک‌های ایران آسیب‌پذیر بود و رویکرد نظامی گسترده آن در منطقه، هزینه سیاسی عادی‌سازی روابط را برای افکار عمومی عرب افزایش داده است. عادی‌سازی روابط عربستان و اسرائیل همچنان بعید به نظر می‌رسد، زیرا مستلزم تعهدی معتبر از سوی آمریکا به تشکیل کشور فلسطین است. محمد بن سلمان به خوبی می‌داند که بدون چنین تعهدی هیچ پشتوانه داخلی برای این توافق نخواهد داشت. درخواست علنی دونالد ترامپ برای عادی‌سازی روابط پس از جنگ، چندان قانع‌کننده به نظر نمی‌رسد.

آنچه از مجموع این تحولات پدیدار می‌شود، خلیج(فارسی) است که مستقل‌تر از هر زمان دیگری در تاریخ معاصر خود عمل می‌کند و در عین حال بیش از هر زمان دیگری به شکنندگی خود آگاه شده است؛ هرچند رهبران آن هرگز این موضوع را علنا نخواهند پذیرفت. کشورهای شورای همکاری این جنگ را انتخاب نکردند، اما هزینه‌های آن را پرداختند. آنها مشاهده کردند که یک رقیب منطقه‌ای توانست در برابر قدرتمندترین ارتش جهان مقاومت کند و همچنان خسارات سنگینی به همسایگان خود وارد سازد. همچنین دیدند که اصلی‌ترین ضامن امنیت آنها به‌صورت یک‌جانبه عمل کرد و منافع راهبردی اسرائیل را محور جنگی قرار داد که هزینه‌هایش عمدتا بر دوش کشورهای شورای همکاری افتاد.

پاسخ آنها تغییر اردوگاه نخواهد بود. بلکه اتخاذ سیاست خارجی منضبط‌تر، مشروط‌تر و مبتنی بر منافع ملی بیشتر از سوی دولت‌هایی خواهد بود که با پرداخت هزینه‌ای سنگین آموخته‌اند هیچ قدرت خارجی نمی‌تواند جایگزین کامل قضاوت راهبردی خودشان شود. آمریکا همچنان شریک امنیتی اول آنها باقی خواهد ماند. چین همچنان شریک اقتصادی‌ای خواهد بود که هیچ‌کس مایل به از دست دادن آن نیست. روسیه نیز همچنان بازیگری تأثیرگذار در بازارهای انرژی خواهد بود که خلیج فارس نمی‌تواند آن را نادیده بگیرد.

و ایران همچنان یک واقعیت جغرافیایی و جمعیتی است که باید مدیریت شود، نه حذف. کشورهای خلیج فارس این رویکرد را ابداع نکرده‌اند؛ آنها دهه‌هاست که به آن عمل می‌کنند. جنگ علیه ایران فقط دلایل بیشتر و فوریت بیشتری برای ادامه این مسیر در اختیارشان قرار داده است.

0 Comments