جدیدترین مطالب
رزمایش مشترک چین و روسیه و تبادل تجربیات جنگ اوکراین؛ پیامی راهبردی برای آمریکا و متحدین آن
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: اعلام برگزاری رزمایش سالانه مشترک دریایی چین و روسیه در اقیانوس آرام، در نگاه نخست خبری تکراری به نظر میرسد؛ زیرا دو کشور طی سالهای اخیر بهطور منظم چنین تمرینهایی را برگزار کردهاند. با این حال، اهمیت این رزمایش نه در اصل برگزاری آن، بلکه در جایگاهش در روندی بلندمدت نهفته است؛ روندی که از تعمیق همکاریهای نظامی مسکو و پکن، تغییر الگوهای بازدارندگی و حرکت تدریجی نظام بینالملل به سوی ساختاری چندقطبی حکایت دارد. از این منظر، این رزمایش بیش از آنکه تمرینی عملیاتی برای یک مأموریت مشخص باشد، ابزاری برای ارسال پیامهای راهبردی به ایالات متحده و متحدان آن محسوب میشود.
أحدث المقالات
رزمایش مشترک چین و روسیه و تبادل تجربیات جنگ اوکراین؛ پیامی راهبردی برای آمریکا و متحدین آن
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: اعلام برگزاری رزمایش سالانه مشترک دریایی چین و روسیه در اقیانوس آرام، در نگاه نخست خبری تکراری به نظر میرسد؛ زیرا دو کشور طی سالهای اخیر بهطور منظم چنین تمرینهایی را برگزار کردهاند. با این حال، اهمیت این رزمایش نه در اصل برگزاری آن، بلکه در جایگاهش در روندی بلندمدت نهفته است؛ روندی که از تعمیق همکاریهای نظامی مسکو و پکن، تغییر الگوهای بازدارندگی و حرکت تدریجی نظام بینالملل به سوی ساختاری چندقطبی حکایت دارد. از این منظر، این رزمایش بیش از آنکه تمرینی عملیاتی برای یک مأموریت مشخص باشد، ابزاری برای ارسال پیامهای راهبردی به ایالات متحده و متحدان آن محسوب میشود.
پیامها و پیامدهای راهبردی شکستن محاصره یمن

حمید خوشآیند – کارشناس مسائل منطقه
پس از نزدیک به ۱۱ سال محاصره هوایی صنعا از سوی ائتلاف سعودی – آمریکایی، سرانجام در سوم تیرماه ۱۴۰۵، یک فروند هواپیمای غیرنظامی ایرانی در فرودگاه بینالمللی صنعا به زمین نشست. این پرواز، نخستین پرواز مستقیم از تهران به صنعا طی بیش از یک دهه گذشته بود که با استقبال گسترده مردم یمن در میدان السبعین همراه شد.
اقدام ایران در شکستن محاصره یمن، نشانه ورود پرونده یمن به مرحلهای تازه در ابعاد انسانی، سیاسی و راهبردی است. استقبال گسترده مردمی از این پرواز نیز نشان داد که موضوع صرفاً به بازگشایی یک مسیر محدود حملونقل مربوط نمیشود، بلکه شکستهشدن یکی از مهمترین نمادهای محاصره یمن را نمایندگی میکند.
شکستن محاصره؛ از جنبه انسانی و انساندوستانه
نخستین و مهمترین سطح تحلیل این تحول، بعد انسانی آن است. هواپیمای ایرانی ماهانایر که در سوم تیرماه در صنعا به زمین نشست، بیش از ۲۰۰ شهروند یمنی از جمله بیماران، مجروحان و افراد سرگردان را جابهجا کرد. محاصره فرودگاه صنعا تا پیشازاین، بنا بر آمارهای منتشرشده، به مرگ بیش از یک و نیم میلیون بیمار، از جمله هزاران کودک و نوزاد، به دلیل کمبود داروهای تخصصی و نبود امکان دسترسی به مراکز درمانی منجر شده است. همچنین سازمان ملل برآورد کرده است که در سال ۲۰۲۶ حدود ۲۳ میلیون و ۱۰۰ هزار نفر، معادل ۶۵ درصد جمعیت یمن، به کمکهای بشردوستانه نیاز خواهند داشت.
از این منظر، فرود هواپیمای ایرانی را باید پیش از هر چیز پاسخی به یک نیاز ضروری انباشته انسانی دانست؛ نیازی ضروری که سالها با ملاحظات امنیتی و سیاسی نادیده گرفته شده بود. با تداوم جابجایی در این مسیر هوایی، بخشی از رنج انسانی تحمیل شده بر جامعه یمن کاهش خواهد یافت و همزمان، مشروعیت و راهبرد محاصرهکنندگان بیشازپیش با چالش روبهرو خواهد شد.
بااینحال، اهمیت این رخداد به همین بعد محدود نمیشود. آنچه این پرواز را به نقطه عطفی در تحولات منطقه تبدیل میکند، امکان تبدیل آن به یک پل هوایی پایدار میان تهران و صنعا است. استقبال و اظهارات مقامات یمنی درباره استمرار پروازها و آغاز روند شکستن کامل محاصره فرودگاه صنعا نیز نشان میدهد که این اقدام میتواند آغازی برای شکلگیری یک کریدور ارتباطی جدید باشد.
در ادبیات ژئوپلیتیکی، بازگشایی یک مسیر ارتباطی در شرایط منازعه، صرفاً یک تحول حملونقلی نیست بلکه میتواند به بازتعریف قدرت منجر شود. در این چارچوب، گشایش مسیر مستقیم تهران – صنعا، زمان، هزینه و مخاطره ارتباط با یمن را به طور محسوسی کاهش میدهد و ظرفیت بازیگری صنعا را در معادلات منطقهای ارتقا میبخشد.
بازآرایی عمق راهبردی جبهه مقاومت
در سطحی گستردهتر، شکستن محاصره هوایی صنعا را باید در چارچوب بازآرایی عمق راهبردی جبهه مقاومت تحلیل کرد. ایجاد یک مسیر هوایی فعال میان ایران و یمن، پیوند مؤثرتر میان دو سر یک محور ژئوپلیتیکی مهم، از خلیجفارس تا بابالمندب را تقویت میکند. چنین تحولی بیش از آنکه یک تغییر تاکتیکی باشد، نشانه تلاش برای تثبیت یک نظم جدید ارتباطی در غرب آسیا است که در آن، بازیگران مقاومت میکوشند محدودیتهای تحمیلشده از سوی آمریکا و متحدان منطقهای آن را بهتدریج بیاثر کنند.
در این چارچوب، صنعا به یکی از حلقههای مهم هندسه بازدارندگی منطقهای تبدیل میشود. هر اندازه مسیرهای ارتباطی این بازیگر امنتر و پایدارتر شوند، ظرفیت اثرگذاری آن بر پروندههای دریای سرخ، بابالمندب و حتی امنیت انرژی نیز افزایش خواهد یافت. ازاینرو، گشایش این مسیر هوایی را باید بخشی از تغییر در هندسه قدرت منطقهای ارزیابی کرد.
ازسویدیگر، این تحول از تغییر موازنه قدرت در یمن نیز حکایت دارد. در سالهای ابتدایی جنگ، ائتلاف سعودی توان آن را داشت که اراده خود را بر آسمان یمن تحمیل کند و هرگونه تلاش برای شکستن محاصره را متوقف سازد؛ اما اکنون شرایط دگرگون شده است. توسعه توانمندیهای نظامی یمن و ارتقای ظرفیتهای پدافندی و تهاجمی آن، هزینه جلوگیری از بازگشایی مسیرهای ارتباطی را برای طرف مقابل به طور محسوسی افزایش داده است.
این تحول نشان میدهد که یمن از وضعیت آسیبپذیری مطلق عبور کرده و به مرحلهای از بازدارندگی فعال وارد شده است. پاسخهای متقابل نیروهای یمنی به حملات علیه زیرساختهای خود، بهویژه در حوزه فرودگاهی، بیانگر آن است که معادله جدید بر پایه «هزینهسازی متقابل» شکل گرفته است. برایناساس، شکستن محاصره را باید نتیجه ظهور توازن جدیدی دانست که امکان تحمیل اراده یکجانبه را کاهش داده است.
پیامهای منطقهای و چشمانداز پیشرو
گشایش کریدور هوایی تهران – صنعا برای آمریکا و متحدان منطقهای آن پیام روشنی دارد؛ اینکه محاصره دیگر ابزار مطمئن و کمهزینهای برای مهار یمن محسوب نمیشود. اگر در گذشته انسداد مسیرهای هوایی میتوانست بهعنوان اهرمی برای فرسایش داخلی و وادارکردن صنعا به امتیازدهی عمل کند، اکنون همان ابزار به عاملی برای شکلگیری واکنشهای راهبردی متقابل تبدیل شده است.
این تحول، همزمان حامل یک پیام بازدارنده نیز است. یمن امروز، نهتنها در سطح سرزمینی، بلکه با اتکا به موقعیت راهبردی خود در بابالمندب، میتواند به بخشی از موازنهسازی گستردهتر در برابر فشارهای خارجی تبدیل شود. ازاینرو، هرگونه تلاش برای بازگرداندن شرایط به وضعیت گذشته، با احتمال افزایش تنش در سطوحی فراتر از جغرافیای یمن همراه خواهد بود.
در مجموع، شکستن محاصره هوایی صنعا را باید نقطه عطفی مهم در جنگ یمن و معادلات منطقهای دانست. این رخداد، از یک سو پاسخی معنادار به یک بحران انسانی مزمن بود و ازسویدیگر، زمینه شکلگیری یک کریدور راهبردی جدید میان تهران و صنعا را فراهم کرد. با استمرار این روند، محاصرهای که سالها بهعنوان ابزار فشار علیه مردم یمن به کار گرفته میشد، بهتدریج کارآمدی خود را از دست خواهد داد و در مقابل، جایگاه راهبردی صنعا در معادلات منطقهای بیشازپیش تقویت خواهد شد. از این منظر، فرود هواپیمای ایرانی در صنعا را باید آغاز مرحلهای تازه در روند شکستن محاصره و بازتعریف موازنه قدرت در حوزه یمن دانست.
0 Comments