جدیدترین مطالب
خشکسالی دانوب؛ تهدیدی برای تامین برق اروپای مرکزی
شورای راهبردی آنلاین- رصد: «خشکسالی بیسابقه حوضه دانوب در تابستان ۲۰۲۶، نه یک ناهنجاری فصلی، بلکه نقطه عطفی در امنیت انرژی اروپای مرکزی و شرقی است. همزمانی کاهش تولید نیروگاههای هستهای مجارستان و رومانی با افت شدید برقآبی صربستان و اتریش، فرضیه جبران کسری برق از طریق همسایگان را باطل کرده و نشان میدهد که وابستگی منطقه به یک نظام رودخانهایِ آسیبپذیر، نیازمند بازطراحی بنیادین در تأمین مالی، مکانیابی و هماهنگی زیرساختهای انرژی است.»
انتخاب های حیاتی در هند و اقیانوسیه
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «از آنجا که آسیا همسایهی جدانشدنی چین است، مسلما منطقهای است که تغییرات عمده در سیاست خارجی آمریکا و سیاست متحدانش در رابطه با آن میتواند بیشترین پیامد را برای آیندهی نظم بینالمللی به همراه داشته باشد. دولت چین این باور را که باید قدرت بزرگ مسلط در آسیا باشد، جانداخته، در حالی که آمریکا معتقد است آسیا باید آزاد و باز (به عبارت دیگر: بدون سلطهی چین) باقی بماند.»
سبزگرایی اقتصاد چین و تضعیف اهرم فشار اوپک
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «هنگامی که وزیران هفت کشور کلیدی عضو اوپک پلاس در دوم اوت ۲۰۲۶ اعلام کردند که تولید نفت برای ماه سپتامبر ۱۸۸ هزار بشکه در روز افزایش خواهد یافت، بازارهای مالی از لندن تا نیویورک بار دیگر به روال همیشگی بازگشتند. تحلیلگران میزان افزایش تولید، پایبندی اعضا به «بیانیه همکاری» و تاثیر این تصمیم بر قیمتهای کوتاهمدت نفت را بررسی و ارزیابی کردند که آیا این تعدیل میتواند قیمتهای آتی کوتاهمدت را تثبیت کند یا خیر؟ این رویکرد، بازار جهانی نفت را همچون ترازنامهای حساس در نظر میگیرد که در آن شیرهای عرضه، سلامت اقتصادی کشورهای صنعتی را تعیین میکنند.»
ملزومات دستیابی آمریکا و هند به توافق تجاری
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «طبق یک ضربالمثل، یکی از تعاریف دیوانگی این است که یک کار را بارها و بارها انجام دهید، اما منتظر رسیدن به نتایجی متفاوت باشید. این عبارت در مورد مذاکرات تجاری بینالمللی، بهویژه زمانی که مذاکرهکنندگان هر بار به دنبال توافق هستند، اما هیچکدام از طرفین در مورد مسائل مهم کوتاه نمیآیند، مناسب است. به عنوان مثال، اتحادیه اروپا و هند، سالها صرف مذاکره در مورد توافقنامه تجارت آزاد (FTA) کردند که به نظر میرسید به جایی نمیرسد و باعث طرح این پرسش شد که اگر هیچ چیز اساسی تغییر نکرده است، چرا باید به دنبال توافق باشیم؟
أحدث المقالات
خشکسالی دانوب؛ تهدیدی برای تامین برق اروپای مرکزی
شورای راهبردی آنلاین- رصد: «خشکسالی بیسابقه حوضه دانوب در تابستان ۲۰۲۶، نه یک ناهنجاری فصلی، بلکه نقطه عطفی در امنیت انرژی اروپای مرکزی و شرقی است. همزمانی کاهش تولید نیروگاههای هستهای مجارستان و رومانی با افت شدید برقآبی صربستان و اتریش، فرضیه جبران کسری برق از طریق همسایگان را باطل کرده و نشان میدهد که وابستگی منطقه به یک نظام رودخانهایِ آسیبپذیر، نیازمند بازطراحی بنیادین در تأمین مالی، مکانیابی و هماهنگی زیرساختهای انرژی است.»
انتخاب های حیاتی در هند و اقیانوسیه
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «از آنجا که آسیا همسایهی جدانشدنی چین است، مسلما منطقهای است که تغییرات عمده در سیاست خارجی آمریکا و سیاست متحدانش در رابطه با آن میتواند بیشترین پیامد را برای آیندهی نظم بینالمللی به همراه داشته باشد. دولت چین این باور را که باید قدرت بزرگ مسلط در آسیا باشد، جانداخته، در حالی که آمریکا معتقد است آسیا باید آزاد و باز (به عبارت دیگر: بدون سلطهی چین) باقی بماند.»
سبزگرایی اقتصاد چین و تضعیف اهرم فشار اوپک
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «هنگامی که وزیران هفت کشور کلیدی عضو اوپک پلاس در دوم اوت ۲۰۲۶ اعلام کردند که تولید نفت برای ماه سپتامبر ۱۸۸ هزار بشکه در روز افزایش خواهد یافت، بازارهای مالی از لندن تا نیویورک بار دیگر به روال همیشگی بازگشتند. تحلیلگران میزان افزایش تولید، پایبندی اعضا به «بیانیه همکاری» و تاثیر این تصمیم بر قیمتهای کوتاهمدت نفت را بررسی و ارزیابی کردند که آیا این تعدیل میتواند قیمتهای آتی کوتاهمدت را تثبیت کند یا خیر؟ این رویکرد، بازار جهانی نفت را همچون ترازنامهای حساس در نظر میگیرد که در آن شیرهای عرضه، سلامت اقتصادی کشورهای صنعتی را تعیین میکنند.»
ملزومات دستیابی آمریکا و هند به توافق تجاری
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «طبق یک ضربالمثل، یکی از تعاریف دیوانگی این است که یک کار را بارها و بارها انجام دهید، اما منتظر رسیدن به نتایجی متفاوت باشید. این عبارت در مورد مذاکرات تجاری بینالمللی، بهویژه زمانی که مذاکرهکنندگان هر بار به دنبال توافق هستند، اما هیچکدام از طرفین در مورد مسائل مهم کوتاه نمیآیند، مناسب است. به عنوان مثال، اتحادیه اروپا و هند، سالها صرف مذاکره در مورد توافقنامه تجارت آزاد (FTA) کردند که به نظر میرسید به جایی نمیرسد و باعث طرح این پرسش شد که اگر هیچ چیز اساسی تغییر نکرده است، چرا باید به دنبال توافق باشیم؟
پیمان دفاعی مکه و ظهور ساختار امنیتی بومی در غرب آسیا

اصغر موسوی – کارشناس مسائل غرب آسیا
از بیاعتمادی به آمریکا تا رقابت با رژیم صهیونیستی
شکلگیری پیمان دفاعی مکه در ۷ اوت ۲۰۲۶ میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان، میتواند واکنشی مستقیم به فروپاشی تدریجی نظم امنیتی مبتنی بر حضور نظامی آمریکا در غرب آسیا ارزیابی شود. رویدادهای سالهای ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶، از جمله حملات مستقیم رژیم صهیونیستی و پیوستن آمریکا به جنگ علیه ایران و دفاع مشروع ایران، نشان داد که پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه دیگر نه یک سپر دفاعی، بلکه هدفی مشروع در کشورهای میزبان برای ایران و متحدانش محسوب میشوند.
این پیمان در واقع نتیجه ناکامی طرحهای پیشین برای ایجاد یک «ناتوی غرب آسیایی» است؛ طرحهایی که دربردارنده تلاشهای عربی در سال ۲۰۱۵ تا ابتکارات دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ و حتی پیشنهاد بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی بودند. همه این طرحها به دلیل رقابتهای درونی، عدمپذیرش رهبری مصر، اختلافات ژئوپلیتیکی و مهمتر از همه، بیاعتمادی به رژیم صهیونیستی بهعنوان ضامن امنیت، به شکست انجامید.
آنچه پیمان مکه را از ابتکارات پیشین متمایز میکند، خاستگاه درونی آن و عدم نقش مستقیم آمریکا یا رژیم صهیونیستی در طراحی آن است. این پیمان واکنشی به رقابت قدرتهایی مانند آمریکا و اروپا با چین و روسیه است و کشورهای میانی منطقه نمیتوانند گروگان این کشمکشها باقی بمانند.
بااینحال، اهداف اعضای این پیمان یکسان نیست. عربستان سعودی که فاقد ارتش قدرتمندی مانند ترکیه یا بازدارندگی هستهای پاکستان است، آسیبپذیرترین عضو محسوب میشود. ترکیه نیز به دنبال متحدانی برای مقابله با نفوذ رژیم صهیونیستی در شرق مدیترانه و همچنین تهدیدات ناشی از گروههای کرد است. پاکستان نیز با بهرهگیری از جمعیت عظیم، موقعیت استراتژیک و زرادخانه هستهای خود، در جایگاه ویژهای قرار دارد و به دنبال دسترسی به فناوری نظامی ترکیه و حمایت مالی عربستان است.
پاکستان بهعنوان ستون فقرات این پیمان، نقشی دوگانه ایفا میکند. از یک سو، با اعزام هشت هزار سرباز، جنگندهها و سامانههای پدافندی به عربستان در ماه مه ۲۰۲۶، بازدارندگی عملی خود را به نمایش گذاشته است. ازسویدیگر، باتکیهبر زرادخانه هستهای خود، به این ائتلاف مشروعیتی بازدارنده در بالاترین سطح میبخشد و آن را از یک توافق منطقهای به توافقی با پیامدهای ژئوپلیتیکی جهانی تبدیل میکند.
در این میان، ابراز تمایل بنگلادش برای پیوستن به این پیمان از اهمیت ویژهای برخوردار است. بنگلادش بهعنوان یک کشور پرجمعیت مسلمان با اقتصادی روبهرشد، میتواند به این ائتلاف وزن سیاسی و جمعیتی ببخشد و آن را از یک پیمان سه کشوری به یک بلوک اسلامی – آسیایی تبدیل کند. نقش بنگلادش در این معادله بیش از آنکه نظامی باشد، سیاسی و راهبردی است. پیوستن بنگلادش به این پیمان که با حمایت احتمالی مصر نیز همراه خواهد شد، میتواند جرقهای برای شکلگیری یک هسته امنیتی گستردهتر در جهان اسلام باشد که وابستگی به قدرتهای فرامنطقهای را کاهش دهد. همانطور که در منابع اشاره شده است، ترکیه پیشتاز دعوت از مصر برای پیوستن به این ائتلاف بوده و این موضوع از چشماندازی فراتر از سه عضو اولیه حکایت دارد.
بااینحال، مسیر گسترش این پیمان با موانعی جدی روبهروست. رقابت تاریخی عربستان و ترکیه، اختلافنظر بر سر مسائل منطقهای مانند لیبی و سوریه و نگاه متفاوت به گروههای اخوانالمسلمین، همچنان بهعنوان چالشهای درونی پابرجاست. پیمان مکه بیش از آنکه یک ائتلاف نظامی تمامعیار باشد، یک ابزار هماهنگی سیاسی و امنیتی است که میتواند به یک ساختار امنیتی بومی تبدیل شود، بهشرط آنکه اعضای آن بتوانند بر اختلافات تاریخی خود فائق آیند و تعریف روشنی از منافع مشترک خود ارائه دهند.
تهدید یا فرصت؟
تحلیل محتوای پیمان نشان میدهد که برخلاف برخی گمانهزنیهای رسانههای عبری و غربی که ایران را یکی از عوامل اصلی شکلگیری این ائتلاف معرفی کردهاند، اما در متن آن تهدیدی علیه تهران مطرح نشده است. وزیر خارجه ترکیه صراحتاً اعلام کرده که تعریف مشترکی از «تهدید» در این پیمان وجود ندارد و هر کشور برای خنثیسازی «ریسکهای خاص خود» به آن پیوسته است.
از منظر راهبردی، میتوان این پیمان را نه یک تهدید، بلکه یک فرصت بالقوه برای ثبات منطقهای ارزیابی کرد. پیمان مکه نشاندهنده بلوغ کشورهای منطقه برای مسئولیتپذیری در قبال امنیت خود و حرکت به سمت یک ساختار امنیتی درونزا است؛ ساختاری که با نهتنها منافع ایران در تضاد نیست، بلکه ایران میتواند نقشآفرینی متناسبی در آن داشته باشد.
در شرایطی که آمریکا بهعنوان بازیگری غیرقابلاعتماد شناخته میشود، این پیمان میتواند بستری برای گفتوگو و همکاریهای امنیتی منطقهای فراگیر، مشابه آنچه در قالب «پلتفرم ۳+۳» برای قفقاز جنوبی دنبال میشود، فراهم آورد. همچنین، همانطور که تحلیلگران اشاره کردهاند، کشورهای منطقه بهخوبی میدانند که اگر ایران نقش برجسته و شایستهای نداشته باشد، رژیم صهیونیستی به قدرت منطقهای تبدیل خواهد شد که موازنه را به هم زده و تهدیدی برای آنان خواهد بود؛ بنابراین، یک ایران قوی میتواند بهعنوان یک وزنه تعادل در برابر جاهطلبیهای تلآویو عمل کند.
بااینحال، این فرصت بدون چالش نیست. هرگونه تلاش احتمالی برای گسترش پیمان بهگونهای که به ائتلافی علیه ایران تبدیل شود، میتواند به تشدید تقابل و بیثباتی بیشتر بینجامد. در نهایت، واکنش ایران به این پیمان تا حد زیادی به رفتار عملی اعضای آن و نه صرفاً متن آن بستگی خواهد داشت.
0 Comments