جدیدترین مطالب

رقابت راهبردی آمریکا و چین در جنوب جهانی در عرصه فناوری

شورای راهبردی آنلاین- رصد:‌ «رقابت آمریکا و چین برای رهبری جهانی در عرصه علم و فناوری، به جنوب جهانی گسترش یافته است؛ منطقه‌ای که کشورهای آن در پیگیری منافع توسعه‌ای و اقتصادی خود، لزوما حاضر به همسویی با یکی از دو قدرت نیستند. گزارشی راهبردی با تاکید بر اهمیت این کشورها در رقابت این دو قدرت در عرصه فناوری، استدلال می‌کند که آمریکا برای حفظ موقعیت خود باید همکاری‌ها در عرصه فناوری، سرمایه‌گذاری و اعتمادسازی با کشورهای جنوب جهانی را تقویت کند و در عین حال، از اتکای بیش از حد به ابزارهای قهری بپرهیزد.»

نقش امارات در بی‌ثباتی‌ها و جنگ‌های نیابتی در شاخ آفریقا

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «وضعیت به‌سرعت رو به وخامت در «شاخ آفریقا» را دیگر نمی‌توان مجموعه‌ای از درگیری‌های پراکنده و محلی دانست؛ این وضعیت به یک بحران امنیتی جهانی تبدیل شده که نیازمند توجه فوری بازیگران بین‌المللی است.»

پیمان مکه و بازتعریف گزینه‌های دفاعی منطقه‌ای

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «در حالی که «پیمان دفاعی مشترک مکه» بحث‌هایی را درباره اینکه آیا پاکستان بار دیگر مجبور به ورود به جنگ در خاورمیانه می‌شود یا خیر برانگیخته، معنای واقعی آن این است که آیا این توافق در صورت حمله به یکی از شرکا، فضایی برای مانور به اسلام‌آباد می‌دهد یا خیر؟»

علت تداوم سوء تفاهم غرب در درک اهمیت و جایگاه بریکس

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «بریکس، که  در ابتدا به آن با نگاه طنزآمیز و به‌عنوان نوعی «انبوه نام‌های اختصاری توخالی» در عصر جهانی‌شدن برخورد ‌شد و بعدها نسخه‌ای ضعیف‌تر از باشگاه‌های جهانی مانند گروه ۷ تلقی شد، در سال‌های اخیر، به‌ویژه از سوی دونالد ترامپ، به‌عنوان تهدیدی بالقوه برای سلطه دلار آمریکا مورد توجه قرار گرفته و رسانه‌های غربی نیز در آستانه اجلاس ۲۰۲۶ بر اختلافات داخلی آن تمرکز کرده‌اند. با این حال، همه این برداشت‌ها اهمیت واقعی بریکس یعنی نقش آن به‌عنوان الگویی اولیه از نظم چندقطبی در حال ظهور را نادیده می‌گیرند.»

تحلیلی بر اخراج نیروهای آمریکایی از عراق و پیامدهای احتمالی آن

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: خروج نیروهای آمریکایی از عراق، پایان حضور نظامی مستقیم واشنگتن در این کشور را رقم زده است؛ اما اهرم‌های مالی، سیاسی و امنیتی آمریکا همچنان می‌تواند بر آینده این کشور اثرگذار و مشکل‌آفرین باشد.

موفقیت‌ها و چالش‌های همکاری روسیه و آفریقا پس از اجلاس سران ۲۰۲۳

شورای راهبردی آنلاین-رصد: سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه در ماه ژوئیه و در آستانه سومین نشست روسیه و آفریقا که قرار است در پایان ماه اکتبر برگزار شود، به آفریقا سفر و از اتیوپی، نیجر، موزامبیک و بوروندی دیدار کرد. نخستین اجلاس روسیه و آفریقا در سال ۲۰۱۹ با حضور هر ۵۴ کشور آفریقایی برگزار شد و ۴۵ کشور در سطح سران دولت‌ها در اجلاس شرکت کردند؛ در حالی که در دومین نشست، ۴۷ کشور و ۲۷ رئیس دولت حضور داشتند. در ۲۰ ژوئیه سال جاری، حضور بیش از ۳۰ کشور آفریقایی در سومین نشست تایید شد. کارشناسان معتقدند که سومین نشست بیشتر جنبه‌ای تشریفاتی خواهد داشت، زیرا معیار سنجش موفقیت این اجلاس به‌تدریج از تعداد شرکت‌کنندگان به ارزیابی گام‌های عملی‌شده برای تعمیق همکاری‌ها تغییر یافته است.»

روسیه، آمریکا و چین: سه ضلع مثلث در عصر مناقشه

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «مثلث راهبردی» چارچوبی شناخته‌شده برای توصیف ماهیت نظام معاصر قدرت‌های بزرگ است که روابط میان مسکو، واشنگتن و پکن آن را شکل می‌دهد. تحولات سیاسی امروز بار دیگر مثلث قدرت‌های بزرگ را به صحنه اصلی بازمی‌گرداند.

Loading

أحدث المقالات

رقابت راهبردی آمریکا و چین در جنوب جهانی در عرصه فناوری

شورای راهبردی آنلاین- رصد:‌ «رقابت آمریکا و چین برای رهبری جهانی در عرصه علم و فناوری، به جنوب جهانی گسترش یافته است؛ منطقه‌ای که کشورهای آن در پیگیری منافع توسعه‌ای و اقتصادی خود، لزوما حاضر به همسویی با یکی از دو قدرت نیستند. گزارشی راهبردی با تاکید بر اهمیت این کشورها در رقابت این دو قدرت در عرصه فناوری، استدلال می‌کند که آمریکا برای حفظ موقعیت خود باید همکاری‌ها در عرصه فناوری، سرمایه‌گذاری و اعتمادسازی با کشورهای جنوب جهانی را تقویت کند و در عین حال، از اتکای بیش از حد به ابزارهای قهری بپرهیزد.»

نقش امارات در بی‌ثباتی‌ها و جنگ‌های نیابتی در شاخ آفریقا

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «وضعیت به‌سرعت رو به وخامت در «شاخ آفریقا» را دیگر نمی‌توان مجموعه‌ای از درگیری‌های پراکنده و محلی دانست؛ این وضعیت به یک بحران امنیتی جهانی تبدیل شده که نیازمند توجه فوری بازیگران بین‌المللی است.»

پیمان مکه و بازتعریف گزینه‌های دفاعی منطقه‌ای

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «در حالی که «پیمان دفاعی مشترک مکه» بحث‌هایی را درباره اینکه آیا پاکستان بار دیگر مجبور به ورود به جنگ در خاورمیانه می‌شود یا خیر برانگیخته، معنای واقعی آن این است که آیا این توافق در صورت حمله به یکی از شرکا، فضایی برای مانور به اسلام‌آباد می‌دهد یا خیر؟»

علت تداوم سوء تفاهم غرب در درک اهمیت و جایگاه بریکس

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «بریکس، که  در ابتدا به آن با نگاه طنزآمیز و به‌عنوان نوعی «انبوه نام‌های اختصاری توخالی» در عصر جهانی‌شدن برخورد ‌شد و بعدها نسخه‌ای ضعیف‌تر از باشگاه‌های جهانی مانند گروه ۷ تلقی شد، در سال‌های اخیر، به‌ویژه از سوی دونالد ترامپ، به‌عنوان تهدیدی بالقوه برای سلطه دلار آمریکا مورد توجه قرار گرفته و رسانه‌های غربی نیز در آستانه اجلاس ۲۰۲۶ بر اختلافات داخلی آن تمرکز کرده‌اند. با این حال، همه این برداشت‌ها اهمیت واقعی بریکس یعنی نقش آن به‌عنوان الگویی اولیه از نظم چندقطبی در حال ظهور را نادیده می‌گیرند.»

تحلیلی بر اخراج نیروهای آمریکایی از عراق و پیامدهای احتمالی آن

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: خروج نیروهای آمریکایی از عراق، پایان حضور نظامی مستقیم واشنگتن در این کشور را رقم زده است؛ اما اهرم‌های مالی، سیاسی و امنیتی آمریکا همچنان می‌تواند بر آینده این کشور اثرگذار و مشکل‌آفرین باشد.

موفقیت‌ها و چالش‌های همکاری روسیه و آفریقا پس از اجلاس سران ۲۰۲۳

شورای راهبردی آنلاین-رصد: سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه در ماه ژوئیه و در آستانه سومین نشست روسیه و آفریقا که قرار است در پایان ماه اکتبر برگزار شود، به آفریقا سفر و از اتیوپی، نیجر، موزامبیک و بوروندی دیدار کرد. نخستین اجلاس روسیه و آفریقا در سال ۲۰۱۹ با حضور هر ۵۴ کشور آفریقایی برگزار شد و ۴۵ کشور در سطح سران دولت‌ها در اجلاس شرکت کردند؛ در حالی که در دومین نشست، ۴۷ کشور و ۲۷ رئیس دولت حضور داشتند. در ۲۰ ژوئیه سال جاری، حضور بیش از ۳۰ کشور آفریقایی در سومین نشست تایید شد. کارشناسان معتقدند که سومین نشست بیشتر جنبه‌ای تشریفاتی خواهد داشت، زیرا معیار سنجش موفقیت این اجلاس به‌تدریج از تعداد شرکت‌کنندگان به ارزیابی گام‌های عملی‌شده برای تعمیق همکاری‌ها تغییر یافته است.»

روسیه، آمریکا و چین: سه ضلع مثلث در عصر مناقشه

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «مثلث راهبردی» چارچوبی شناخته‌شده برای توصیف ماهیت نظام معاصر قدرت‌های بزرگ است که روابط میان مسکو، واشنگتن و پکن آن را شکل می‌دهد. تحولات سیاسی امروز بار دیگر مثلث قدرت‌های بزرگ را به صحنه اصلی بازمی‌گرداند.

Loading
ابزار ترور داعش برای نابودی کشورهای چند فرهنگی

هدف “داعش” از حملات تروریستی در کشورهای اروپایی

۱۳۹۵/۱۰/۰۵ | موضوعات

شورای راهبردی آنلاین- رسانه ها:"داعش" برای نابود کردن کشورهای چند فرهنگی ای مانند آلمان از ترور استفاده می کند و راست افراطی به این گروه کمک می کند. هدف "داعش" از حملات تروریستی، تحریک کشورهای اروپایی به "آزار" مسلمانان داخل این کشورها، به تلافی قتل عام مردم اروپایی غربی است.

 در تلاش ما برای یافتن هویت کسانی که در کشتارهای جمعی که “داعش” در اروپا مرتکب می شود، دست دارند، کاری بسیار ساده لوحانه انجام  می شود. آری، ما باید نام آن افراد را بدانیم. بی تردید ما باید بدانیم همسران یا والدین آنها چه فکر می کنند. آیا آنها می دانند؟ کسی که روز دوشنبه در برلین با کامیون دست به کشتار مردم زد، چگونه با “داعش” ارتباط برقرار کرد؟ یا فقط دستورالعمل سیاسی این گروه را دریافت کرده بود؟ پس از کشتارهای جمعی باتاکلن و قتل عام کامیونی در نیس، ما همان پرسش ها را مطرح کردیم. بنا بر این، اکنون می پرسیم: آیا آخرین مظنون (یعنی انیس امری، جنایتکار تونسی) راننده آدمکش کامیون برلین بود؟

اما هیچ گاه خود را به زحمت نیانداختیم که این سؤال را بپرسیم که هدف “داعش” از این کارها چیست. آیا این اقدام استفاده از تدبیر جنگی «ترور» بود («ترور» واژه ای بد معنا است که موجب می شود از هر گونه تفکر منطقی که در پس این کشتارها قرار دارد، دور شویم) یا راهبرد و تلاش سیاسی آگاهانه ای است که هدف آن ایجاد بحرانی ریشه دار در جوامع اروپای غربی است.
و پاسخ ساده این پرسش این است که این اقدام، راهبرد بود. «منطقه خاکستری»، عبارتی که “داعش” حدود دو سال پیش ابداع کرد و برای نخستین بار آن را در نشریه فرانسوی زبان این گروه به کار برد؛ نشریه ای که بدیهی است هدف آن مسلمانانی بود که شاید ١٠ درصد جمعیت فرانسه را تشکیل  می دهند. فرانسه کشوری است که بیشترین تعداد مسلمانان اروپا در آنجا زندگی می کنند. “داعش” خواستار نابودی «منطقه خاکستری» شد که آن را کشورهای غربی (“صلیبی”، “مسیحی” و …) تعریف کرد که تعداد زیادی از مهاجران مسلمان در آن کشورها زندگی می کنند. مسلمانان باید بر ضد کشورهای اروپایی خود (و اگر شهروند نیستند، کشورهای میزبان خود) انقلاب کنند و در داخل این کشورها درگیری ایجاد کنند.
هدف، تحریک کشورهای اروپایی به «آزار و اذیت» مسلمانان در داخل این کشورها، به تلافی کشتار دسته شهروندان (به احتمال زیاد غیر مسلمان) اروپای غربی بود. در واقع، برای «داعش» مهم نبود که قربانیانش مسلمان باشند (زیرا مسلمانانی که در اروپا زندگی می کنند، فقط «مرتدهایی» هستند که خود را با جوامع غیر اسلامی سازگار کرده و برای منافع اقتصادی یا سیاسی، قوانین نادین گرای آنها را پذیرفته اند). بنابر نسخه فرانسوی «دابق» [نشریه «داعش»] در ابتدای سال ٢٠١٥ میلادی، مسلمانان اروپا در پروازی جمعی از دست «صلیبی های» کینه توز، به خلافت «دولت اسلامی» مهاجرت می کنند و از این طریق از رنج و آزار دولت ها و شهروندان صلیبی رها می شوند.»
به عبارت دیگر، آنها می خواستند غیر مسلمانان اروپا را به طرد میلیون ها هم وطن مسلمان خود تحریک کنند. خیزش پیروان (هر چند اندک) «داعش» موجب کشتار جمعی [مسلمانان اروپا] به دست «مسیحیان» این قاره می شود. راهبرد این بوده و معلوم است که همچنان نیز ادامه دارد. این راهبرد موفقیت هایی نیز داشته است. کشتارهای جمعی که به نام «داعش» انجام می شود، موجب افزایش ظهور گروه های راست افراطی هم در اروپای غربی و هم در اروپای شرقی، و غلیان احساسات ضد مسلمانان / ضد مهاجران و افزایش تلاش کسانی برای رسیدن به قدرت شده است که
می خواهند بر ضد مسلمانان تبعیض قائل شوند (یا آنها را «آزار دهند»). بنا بر این آنگلا مرکل، که سال گذشته، برای یک میلیون پناهنده ای که در اروپا به دنبال سرپناهی می گشتند، فرشته نجات بود، خود اکنون (با مخالفت با ردای سیاهی که زنان مسلمان می پوشند) ردای سیاه شیطان را بر تن کرده است. بی تردید دکتر فاستوس شخصیتی در فرهنگ عامه آلمان بود (فردی که روح خود را به شیطان فروخت) که مدت ها پیش از آن که کریستوفر مارلو نمایشنامه ای به این نام بنویسد، وجود داشت.
اما راهبرد «داعش» سابقه بسیار جدیدتری از مرد (یا زنی) دارد که روح خود را به شیطان فروخته باشد. نخست یک نکته احتیاطی: هیچ رابطه ای میان «داعش» و مردی که بسیاری او را بزرگ ترین انگلیسی تاریخ می دانند، وجود ندارد. اما زمانی که انگلیس به عنوان تنها کشوری که در سال ١٩٤٠ میلادی، هنوز در مقابل آلمان نازی مسلح بود، وینستون چرچیل بر این باور بود که مردم کشورهای اشغال شده اروپا باید بر ضد اشغال گران نازی به پا خیزند. وی بر این باور بود (البته نه بدون علت) که مردم اروپای غربی در پذیرش نقش مردم اشغال شده آرامی که زیر سلطه آلمان زندگی می کنند، بیش از حد مسالمت آمیز رفتار کرده اند و با ارتش هیتلر و گشتاپو سازگار شده و همکاری کرده اند.
حق با چرچیل بود. مردم فرانسه، دانمارک، هلند و بلژیک که زیر فشار فجایع اقتصادی و نیز نظامی خرد شده بودند، آن قدر گرفتار حفظ خانواده ها و سیر کردن شکم فرزندان خود بودند که وقتی برای فکر کردن درباره شورش نداشتند. افزون بر آن، آنها می دانستند (همان طور که چرچیل هم می دانست) هر گونه مقاومت مسلحانه ای در برابر اشغال گری آلمان بی درنگ به کشتار گروگان ها، ویرانی روستاها، اعدام افراد، تبعید و کشتار جمعی می انجامد (همان «آزار و اذیتی» که بدیهی است که «داعش» آرزو دارد با ادامه حملات خود به قاره اروپا و در واقع به انگلیس، دامن مسلمانان اروپا را بگیرد؛ گرچه خیالی باطل است).
اما چرچیل بی رحم بود. او به هاف دالتون، وزیر جنگ اقتصادی خود گفت «و اکنون اروپا را به آتش بکشید.» دالتون کسی بود که «اجرای عملیات ویژه نجات خلبابانی که هواپیماهای آن ها در خاک اروپا توسط سرنگون شده بود بر عهده داشت این عملیات دیگر مبارزانی را نیز که آلمان ها در پی یافتن آن ها بودند شامل می شد» (SOE) را آغاز کرد و بهره برداری فوق العاده و تهورآمیز او از قاچاق اسلحه، کمین ها و کارشکنی (که بسیاری از همکاران چرچیل آن را آشکارا «تروریسم» می دانستند) به شکست های بزرگ، انتقامجویی از شهروندان، مرگ بسیاری از انسان های بی گناه و تاریخی پر از شکست (و نه آن طور که فیلم های سیاه و سفید پس از جنگ سعی می کردند درباره اقدام متهورانه SOE به تماشاگران سینما بقبولانند، پیروزی) انجامید. چرچیل سیاست او را «ابزار نوینی در جنگ» خواند. اسپانیا درست از همین ابزار در جریان جنگ شبه جزیره، «چریک ها»، استفاده کرده بود. چرچیل به عنوان دانشجوی تاریخ، به خوبی از نتایج وحشتناک آن برای شهروندان آگاه بود. [فرانسیسکو] گویا [نقاش اسپانیایی] رنج آنها را در همه آن سال ها به تصویر کشید.
اما روی شادتر این مقایسه، روشن است. سیاست چرچیل که هر چند ظالمانه بود، اما در آن زمان برای خود او توجیه شده بود، کارگر نیافتاد. حملات تروریستی که آلمانی ها در اروپای شرقی انجام داده بودند، پیش از آن که مقاومت مسلحانه در برابر حاکمیت آنها به مشکلی جدی برای اشغال گران نازی تبدیل شد، سال ها طول کشید و مردم اروپای غربی امروز، گر چه شاید بسیاری از راست ها تلاش می کنند با استفاده از نفرت آنها از مسلمانان برای خود رأی جمع کنند، نازی نیستند – اگرچه «داعش» می خواهد آنها نازی باشند. «صلیبی ها» از ٦٠٠ سال پیش دیگر وجود نداشته اند. میلیون ها مسلمان را نمی توان به این علت که «داعش» آنها را مرتد می داند، مرتد خواند. آنها می خواهند در اروپا زندگی کنند.
افزون بر این، مسلمانان جهان اسلام، در سال گذشته موقعیت داشتند به خلافت «داعش» بپیوندند. آنها می توانسته اند بیابان های رقه و موصل را طی کنند تا به «خلیفه» البغدادی بپیوندند. اما این کار را انجام ندادند. در عوض، سوار قطار شدند و به آلمان رفتند؛ و این اقدام هنوز هم بزرگ ترین شکستی است که «داعش» در این دو سال و اندی متحمل شده است.
“داعش” نمی تواند رویگردانی آنها را از خود، فقط به این علت که تعداد اندکی از آدمکشان خود را در میان پناهندگان جا داده است، به پیروزی تبدیل کند؛ ولو این که “امری” سال گذشته به جای جهان عرب از ایتالیا آمد و اروپایی ها می توانند با روی گرداندن از آن هموطنان غیر مسلمان، در واقع متحدان «داعش»، که سیاست انتقام جویی و نژاد پرستی را پیش می برند، به شکست هر چه بیشتر «داعش» کمک کنند. این راست های افراطی در آلمان (و در فرانسه و هلند و، آری، در انگلیس،) هستند که «داعش» اکنون برای ویران کردن «منطقه خاکستری» به آنها تکیه کرده است.

منبع: اداره کل رسانه های خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی 

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *