شورای راهبردی آنلاین – گزارش: امنیت انرژی، شریان حیاتی اقتصاد سیاسی اروپا است و هرگونه اختلال در آن، تابآوری قاره سبز را به چالش میکشد. در معماری جدید امنیت انرژی، خاورمیانه کانون ثقل عرضه باقی مانده است، اما نکته مغفول، نقش محوری ایران به عنوان ضامن ثبات یا عامل اختلال است.
تهران نه تنها بر تنگه هرمز تسلط دارد، بلکه عمق راهبردی منطقه را نیز در اختیار دارد. بنابراین، امنیت انرژی اروپا و ثبات اقتصادی شورای همکاری خلیج فارس، به صورت ناگسستنی به عدم تنش با ایران گره خورده است.
این نوشتار با واکاوی تازهترین مقالات راهبردی در این باره، تبیین میکند که چرا نادیده گرفتن ایران، خودکشی اقتصادی برای اروپا و بیثباتی برای منطقه است و چرا تهران شریان حیاتی این معادله محسوب میشود.
در بعد انرژی، اروپا اگرچه وابستگی خود به گاز روسیه را کاهش داده، اما این تغییر مصرف، مخاطرات را برای اروپا از بین نبرده، بلکه این مخاطرات پیکربندی مجددی به خود گرفتهاند.
گزارش اندیشکده شورای آتلانتیک با عنوان «مدیترانه شرقی نمیتواند جایگزین گاز روسیه یا خلیج فارس شود» تصریح میکند که گاز مدیترانه شرقی «نمىتواند در مقیاس بزرگ جایگزین گاز روسیه شود. ارزش آن به ایجاد امکان انعطافپذیرى، تنوعبخشى و پاسخگویى در زمان فشار بازار نهفته است».
این یعنی اروپا همچنان برای تأمین پایه انرژی خود به خلیج فارس وابسته است و نمیتواند به طور کامل روی گزینههای جایگزین حساب باز کند.
گزارش اندیشکده آلمانی سیاست بینالملل با عنوان «اروپا در تنگنای خاورمیانه» آمار هشداردهندهای ارائه میدهد: «حدود یکپنجم مصرف نفت جهانی — تقریباً ۲۰ میلیون بشکه در روز —، به اضافه سهم قابلتوجهی از تجارت جهانی گاز طبیعی مایع، از تنگه هرمز عبور میکند».
همانطور که روند اخیر در جنگی که آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران به راه انداختند، نشان داده است هرگونه تنش با ایران که منجر به اختلال در هرمز شود، مستقیماً شریان تنفسی اروپا را مسدود میکند. بنابراین، ایران به عنوان گلوگاه انرژی، اهرمی فراتر از قدرت نظامی دارد که امنیت قاره اروپا را زیر انگشتان آن قرار میدهد و هیچ مسیر جایگزینی برای دور زدن این واقعیت ژئوپلیتیک وجود ندارد.
از منظر اقتصاد بینالملل، ثبات کشورهای حوزه خلیج فارس نیز بدون تعامل با ایران ناممکن است. جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی، هزینههای سنگینی را به اقتصادهای این کشورها تحمیل کرده و آنها را در موقعیت دشواری قرار داده است.
گزارش فارن پالیسی این فوکوس با عنوان «اقتصادهای شورای همکاری خلیج فارس با چالشهای جنگ مواجه هستند» به نقل از شیخ حمد بن جاسم آل ثانی اشاره میکند که شورای همکاری خلیج فارس «ابزارى رادیکال، غیرمتعارف و بسیار مؤثر براى تحمیل پایان خصومتها در اختیار دارد و آن توقف جمعى و کامل تمامى صادرات نفت و گاز است».
این نشان میدهد که حتی متحدان سنتی آمریکا نیز از هزینههای جنگ بیزارند و منافعشان در گرو صلح است.
علاوه بر این، گزارش اندیشکده چتم هاوس با عنوان «حملات حوثیها به اسرائیل چه معنایی برای جنگ ایران دارد؟» هشدار میدهد که راهبرد ایران برای فعالسازی محور مقاومت، «خطر گسترش جنگی را که همین حالا هم بیثباتکننده بوده است، به همراه دارد. این امر پیامدهای قابلتوجه برای ثبات منطقهای، تجارت جهانی و شرایط بشردوستانه خواهد داشت».
این بدان معناست که ایران توانایی دارد هزینه جنگ را برای زیرساختهای حیاتی اقتصادی و نظامی در سراسر منطقه خلیج فارس افزایش دهد. بنابراین، ثبات اقتصادی عربستان و امارات، در گرو مدیریت تنش با تهران است، نه تقابل با آن و هرگونه جنگی پیامدهای ویرانگری برای کل منطقه خواهد داشت.
در این میان، اروپا به گونهای دچار ضعف ساختاری و وابستگی امنیتی به آمریکا شده است که نقش آن را در عرصه روابط بینالملل کمرنگ کرده است. در گزارش «اروپا در تنگنای خاورمیانه» تصریح شده است: «اروپا نه بهعنوان بازیگر صلح متحد عمل میکند و نه بهعنوان قطب قدرت در مقابل ایالات متحده. این اتحادیه عمدتاً بهعنوان مدیر بحران امنیتمحور عمل مینماید».
آمریکا با اقدامات یکجانبه، اروپا را در ابهام نگه داشته و منافع آن را قربانی کرده است. در این گزارش تأکید شده است که پس از اقدامات آمریکا در ونزوئلا و غرب آسیا، «ناراحتی نسبت به اقدامات نظامی یکجانبه و پیامدهای آن برای اروپا در حال رشد است».
این وابستگی، نقش اروپا را در عرصه بینالملل کمرنگ کرده و آن را به دنبالهرو سیاستهای واشنگتن تبدیل نموده است؛ به گونهای که این وضعیت نتیجهای جز تورم فزاینده و بدهی دولتی برای کشورهای اروپایی نداشته است.
اروپا اکنون با خطر تشدید درگیری و تنش منطقهای، افزایش قیمت انرژی و حملات سایبری علیه زیرساختهای حیاتی خود روبروست که تابآوری اقتصادی آن را تهدید میکند و نشان میدهد که پیروی کورکورانه از آمریکا هزینهبر است.
با این حال، اروپا هنوز اهرمهایی برای جلوگیری از تشدید این جنگ تمامعیار در اختیار دارد که میتواند به نفع ثبات منطقه و ایران تمام شود. اروپا میتواند با دیپلماسی فعال و استفاده از اهرم انرژی معادله را تغییر دهد و آمریکا را مجاب به عقبنشینی کند.
همانطور که در مقاله «اقتصادهای شورای همکاری خلیج فارس با چالشهای جنگ مواجه هستند» اشاره شده، کشورهای خلیج فارس در حال «تنوعبخشى به روابط اقتصادى و دفاعى و فاصله گرفتن از اتکاى انحصارى به ایالات متحده» هستند. اروپا میتواند با همسو شدن با این جریان و به رسمیت شناختن نقش ایران، از فرو رفتن منطقه در باتلاق جنگی بیپایان جلوگیری و منافع خود را نیز حفظ کند.
مقاله «اروپا در تنگنای خاورمیانه» پیشنهاد میدهد که سیاست اروپا باید «بر مهار تشدید درگیری و تأمین پیشنیازهای اقتصادی لازم برای اقتصادهای ملی اروپا متمرکز شود».
این یعنی منافع اروپا ایجاب میکند که به جای همراهی با آمریکا، در پی کاهش تنش با ایران باشد. ایران شریان حیاتی منطقه است و هرگونه تلاش برای حذف آن از معادلات امنیت انرژی، محکوم به شکست است.
در نهایت، امنیت پایدار اروپا و خلیج فارس، نه در سایه تحریم و جنگ، بلکه در گرو پذیرش واقعیتهای ژئوپلیتیک و تعامل سازنده با ایران به عنوان قدرت مسلط منطقه است و اروپا باید این واقعیت را بپذیرد.
0 Comments