جدیدترین مطالب

ناتو پس از جنگ رمضان؛ ائتلافی دچار بحران هویت و سردرگمی راهبردی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: جنگ تجاوزکارانه اخیر ایالات متحده و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران، نه تنها ناتو را تقویت نکرد، بلکه ناتوانی‌های ساختاری، شکاف‌های عمیق و بحران هویت این ائتلاف را بیش از پیش عریان ساخت.

چرخش اوراسیایی هند: چرایی اهمیت یافتن بیشتر آسیای مرکزی برای هند

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «سال‌هاست که آسیای مرکزی برای هند از نظر راهبردی اهمیت داشته، اما دسترسی به آن دشوار بوده است. پاکستان مسیرهای زمینی مستقیم را مسدود کرده، افغانستان همچنان بی‌ثبات است و اتصال ترانزیتی اوراسیا نیز محدود مانده است. سیاست «ارتباط با آسیای مرکزی» هند از همان ابتدا این محدودیت‌ها را شناسایی کرد و توسعه اتصال فیزیکی را در کانون رویکرد منطقه‌ای خود قرار داد. اما امروز، شوک‌های ژئوپلیتیکی دهلی‌نو را واداشته‌اند تا با فوریت بیشتری به اوراسیا بنگرد.»

توافق صلح لبنان؛ تثبیت‌کننده اشغال

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: توافق سه‌جانبه واشنگتن، با گره‌زدن پایان اشغال به شروط سیاسی و امنیتی، بیش از آنکه صلحی پایدار را رقم بزند، اشغال را تثبیت می‌کند.

تلاش چین برای بازآفرینی نظم جدید جهانی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: پکن برخلاف قدرت‌های کلاسیک، نظم مطلوب خود را نه با اشغال سرزمین‌ها، بلکه با فناوری، سرمایه، استانداردگذاری و حکمرانی دیجیتال پیگیری می‌کند.

Loading

أحدث المقالات

ناتو پس از جنگ رمضان؛ ائتلافی دچار بحران هویت و سردرگمی راهبردی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: جنگ تجاوزکارانه اخیر ایالات متحده و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران، نه تنها ناتو را تقویت نکرد، بلکه ناتوانی‌های ساختاری، شکاف‌های عمیق و بحران هویت این ائتلاف را بیش از پیش عریان ساخت.

چرخش اوراسیایی هند: چرایی اهمیت یافتن بیشتر آسیای مرکزی برای هند

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «سال‌هاست که آسیای مرکزی برای هند از نظر راهبردی اهمیت داشته، اما دسترسی به آن دشوار بوده است. پاکستان مسیرهای زمینی مستقیم را مسدود کرده، افغانستان همچنان بی‌ثبات است و اتصال ترانزیتی اوراسیا نیز محدود مانده است. سیاست «ارتباط با آسیای مرکزی» هند از همان ابتدا این محدودیت‌ها را شناسایی کرد و توسعه اتصال فیزیکی را در کانون رویکرد منطقه‌ای خود قرار داد. اما امروز، شوک‌های ژئوپلیتیکی دهلی‌نو را واداشته‌اند تا با فوریت بیشتری به اوراسیا بنگرد.»

توافق صلح لبنان؛ تثبیت‌کننده اشغال

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: توافق سه‌جانبه واشنگتن، با گره‌زدن پایان اشغال به شروط سیاسی و امنیتی، بیش از آنکه صلحی پایدار را رقم بزند، اشغال را تثبیت می‌کند.

تلاش چین برای بازآفرینی نظم جدید جهانی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: پکن برخلاف قدرت‌های کلاسیک، نظم مطلوب خود را نه با اشغال سرزمین‌ها، بلکه با فناوری، سرمایه، استانداردگذاری و حکمرانی دیجیتال پیگیری می‌کند.

Loading

چندجانبه‌گرایی رقابتی و آینده‌ی حکمرانی جهانی

شورای راهبردی آنلاین- رصد: در دوران پس از جنگ سرد، بین‌الملل‌گرایی لیبرال بر حکمرانی جهانی تسلط و بر همکاری بین‌المللی از طریق نهادهایی مانند سازمان تجارت جهانی، سازمان ملل و سیستم برتون وودز، با حمایت هژمونی ایالات متحده، تأکید داشته است. این چارچوب طی دو دهه گذشته، با چالش‌های قابل توجهی از جمله بحران مالی 2008، ظهور رقابت‌های قدرت‌های بزرگ به ویژه چین و روسیه و تغییرات در رهبری سیاسی آمریکا تحت ریاست جمهوری ترامپ و بایدن مواجه شد.

مقاله‌ای که به قلم سفا سکن، استادیار علوم سیاسی در وب سایت «ای.اینترنشنال ریلیشنز» منتشر شده استدلال می‌کند که اگرچه بین‌الملل‌گرایی لیبرال در حال افول است، اما این به معنای پایان چندجانبه‌گرایی نیست. در عوض، مرحله جدیدی به نام چندجانبه‌گرایی رقابتی آغاز می‌شود. در این مرحله، قدرت‌های بزرگ برای پیشبرد منافع راهبردی خود از نهادهای بین‌المللی استفاده می‌کنند که به جای تعامل همکاری‌جویانه به رقابت ژئوپلیتیک منجر  می‌شود.

این مقاله چگونگی رویکرد بازیگران اصلی مانند آمریکا، چین و اتحادیه اروپا به حوزه‌های نهادی کلیدی مانند تجارت، امنیت و امور مالی را تحلیل و  سه آینده‌ی محتمل برای حکومت جهانی را پیش‌بینی می‌کند و نشان می‌دهد که اگرچه چندجانبه‌گرایی پابرجا خواهد ماند، اما ماهیت همکاری‌جویانه‌ی آن احتمالاً با چارچوبی رقابتی‌تر و قدرت‌محور جایگزین خواهد شد.

مبانی نظری روابط بین‌الملل بر نقش نهادها در ارتقای همکاری بین دولت‌ها تأکید می‌کند. نهادگرایی لیبرال استدلال می‌کند که نهادها با کاهش هزینه‌های معاملات، تسهیل اشتراک‌گذاری اطلاعات و تقویت اعتماد، دولت‌ها را قادر می‌سازند تا بر مشکلات اقدام جمعی غلبه کنند. دهه‌ی 1990 و اوایل دهه‌ی 2000 این پتانسیل را با توافق‌نامه‌های تجاری گسترده و گسترش هنجارهای لیبرال دموکراتیک، به ویژه در دوران تک‌قطبی آمریکا، به نمایش گذاشت.

نظریه‌ی رژیم‌های بین‌المللی تأکید می‌کند که این چارچوب‌های نهادی تحت تأثیر پویایی قدرت قرار دارند. قدرت‌های نوظهور به دنبال اصلاح قوانین برای همسو شدن با منافع خود هستند و قدرت‌های رو به زوال برای حفظ ارتباط تلاش می‌کنند. نظریه‌ی گذار قدرت تأکید می‌کند که این دوره‌های تغییر با رقابت مشخص می‌شوند و خواستار ترتیبات نهادی جدید هستند.

دیدگاه‌های متضاد واقع‌گرایانی مانند جان مرشایمر استدلال می‌کنند که نهادها اغلب به جای تقویت همکاری واقعی، در خدمت منافع راهبردی قدرت‌های بزرگ هستند. علاوه بر این، نظریه‌های انتقادی و سازه‌گرایانه تأکید می‌کنند که نهادها عرصه‌های مبارزه ایدئولوژیک هستند، جایی که هنجارها و رفتارها مورد مناقشه قرار می‌گیرند. این نشان می‌دهد که زوال هنجارهای لیبرال ممکن است یک دگرگونی‌ تحت تأثیر قدرت‌ها و منافع رقیب باشد.

این مقاله در ادامه رویکردهای در حال تکامل آمریکا، چین و روسیه به چندجانبه‌گرایی را مورد بحث قرار می‌دهد. در دولت بایدن، آمریکا به سمت چندجانبه‌گرایی «باشگاهی» حرکت کرد که نمونه‌های آن ابتکاراتی مانند چارچوب اقتصادی ایندوپاسیفیک (IPEF) و شورای تجارت و فناوری (TTC) با اتحادیه اروپا است، در حالی که رقابت راهبردی با چین را حفظ کرده و از طریق اقداماتی مانند قانون چیپس (CHIPS) بر سیاست صنعتی داخلی تأکید می‌کند. این نشان‌دهنده تغییر نقش تاریخی آمریکا به عنوان معمار نظم بین‌المللی لیبرال، به ویژه پس از تغییراتی است که در دوران دولت ترامپ آغاز شده است.

از سوی دیگر، چین به طور فعال از طریق نهادهایی مانند اتحادیه بین‌المللی مخابرات (ITU) و سازمان تجارت جهانی، در حال شکل‌دهی به استانداردهای جهانی است و در عین حال نفوذ خود را از طریق ابتکارات منطقه‌ای مانند مشارکت اقتصادی جامع منطقه‌ای (RCEP) و ابتکار کمربند و جاده (BRI) اعمال می‌کند. این راهبرد دوگانه نشان می‌دهد که چین هم در ساختارهای موجود مشارکت می‌کند و هم جایگزین‌هایی برای افزایش نفوذ جهانی خود ایجاد می‌کند.

روسیه بر تقویت ارتباطات خود با کشورهای جنوب جهانی تمرکز دارد و خود را به عنوان رهبر در برابر سلطه غرب قرار می‌دهد. از نهادهایی مانند شورای امنیت برای تحقق منافع ژئوپلیتیک خود استفاده و همچنین شبکه‌های خود را ایجاد می‌کند که در اتحادیه اقتصادی اوراسیا (EAEU) و سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO) مشهود است.

به طور کلی، این متن روند چندجانبه‌گرایی گزینشی را برجسته می‌کند، جایی که قدرت‌های بزرگ منافع خود را در یک چشم‌انداز رقابتی جهانی، با اصلاح نهادهای موجود یا ایجاد نهادهایی جدید برای همسو شدن با اهداف راهبردی خود، دنبال می‌کنند.

می‌توان سه سناریوی محتمل را برای چگونگی تکامل چندجانبه‌گرایی رقابتی در دهه‌های آینده ترسیم کرد:

  1. نظم چندپاره: حکومت جهانی به بلوک‌های منطقه‌ای با همکاری محدود تقسیم می‌شود. قدرت‌های بزرگ نهادهای انحصاری ایجاد می‌کنند که منعکس‌کننده منافع راهبردی است و به رقابت و معماری امنیتی چندپاره منجر می‌شود و مشروعیت نهادهای جهانی را کاهش می‌دهند.
  2. همکاری گزینشی: قدرت‌های بزرگ علی‌رغم رقابت، منافع متقابل را در پرداختن به چالش‌های جهانی مانند تغییرات اقلیمی به رسمیت می‌شناسند. این امر منجر به همکاری محدود و خاص می‌شود، اما خطر تشدید نابرابری‌ها و پاسخگویی نامتوازن را به همراه دارد.
  3. انطباق نهادی: نهادهای جهانی موجودیت خود را با پویایی‌های قدرت معاصر وفق می‌دهند و به طور بالقوه ساختارها را اصلاح می‌کنند تا قدرت‌های نوظهور را نیز در بر بگیرند. این سناریو، نظم چندجانبه فراگیرتری را ترویج می‌دهد و در عین حال تنش‌های ژئوپلیتیک مداوم را نیز به رسمیت می‌شناسد.

در نتیجه‌گیری، این مقاله به مفهوم چندجانبه‌گرایی رقابتی می‌پردازد که بین پارادایم‌های لیبرال و واقع‌گرایانه در روابط بین‌الملل وجود دارد. نهادها در حال تکامل از تسهیل‌کنندگان همکاری به ابزارهای نفوذ و رقابت هستند و این امر مستلزم یک بازتنظیم نظری است که هم وابستگی متقابل و هم رقابت راهبردی را در بر می‌گیرد.

قدرت‌های میانی مانند هند و ترکیه این تغییر را با مشارکت در قالب‌های دوجانبه و چندجانبه نشان می‌دهند و تأکید می‌کنند که چندجانبه‌گرایی رقابتی از پویایی قدرت‌های بزرگ فراتر می‌رود. گذار از بین‌الملل‌گرایی لیبرال به معنای تبدیل آن به یک چارچوب رقابتی با هدف پیشبرد منافع راهبردی است.

این تغییر چالش‌هایی را برای حکومت جهانی ایجاد می‌کند، زیرا نهادها ممکن است به ابزارهای رقابت قدرت‌های بزرگ تبدیل شوند و ظرفیت آنها را برای رسیدگی به مسائل فراملی تضعیف کنند. با این حال، این امر همچنین امکان‌هایی را برای همکاری گزینشی در حوزه‌های حیاتی مانند حکمرانی اقلیمی و آمادگی برای همه‌گیری فراهم می‌کند. این متن خواستار درک دقیقی از تعامل بین پویایی قدرت و کارکردهای نهادی است و بر لزوم اصلاح نهادهای جهانی و بازاندیشی حکمرانی در دورانی متنوع و رقابتی تأکید می‌کند. در نهایت، چگونگی تکامل چندجانبه‌گرایی رقابتی، تأثیر قابل توجهی بر ثبات و عدالت جهانی در آینده خواهد داشت.

0 Comments