جدیدترین مطالب
وخامت اوضاع در تنگه هرمز و چشمانداز مبهم برای خروج آمریکا از آن
شورای راهبردی آنلاین-رصد: با گذشت چند ماه از آغاز جنگ آمریکا و ایران، و در حالی که آتشبسی که به سختی یک ماه دوام آورده بود، در حال فروپاشی است، دلیل چندانی ندارد که باور کنیم مسیر این درگیری به زودی تغییر خواهد کرد. بازارهای نفت و مصرفکنندگان باید برای بدترین سناریوهای ممکن آماده شوند و بپذیرند که اکنون «وضعیت عادی» خیالی متعلق به گذشته است.
موازنه در زنجیره گلوگاهها؛ از بازدارندگی دریاپایه تا دیپلماسی متکثر
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تحولات اخیر در جغرافیای سیاسی غرب آسیا، از افزایش تنشها در خلیج فارس تا تحرکات موشکی و پهپادی در دریای سرخ و هشدار اخیر کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا درباره تهدید آزادی کشتیرانی، نشاندهنده یک تغییر الگوی کلیدی است؛ جنگ آمریکا و ایران از صورت یک تقابل منطقهای و محلی خارج شده و دو گذرگاه حیاتی برای اقتصاد جهان یعنی تنگه هرمز و تنگه بابالمندب را به یکدیگر پیوند داده است.
أحدث المقالات
وخامت اوضاع در تنگه هرمز و چشمانداز مبهم برای خروج آمریکا از آن
شورای راهبردی آنلاین-رصد: با گذشت چند ماه از آغاز جنگ آمریکا و ایران، و در حالی که آتشبسی که به سختی یک ماه دوام آورده بود، در حال فروپاشی است، دلیل چندانی ندارد که باور کنیم مسیر این درگیری به زودی تغییر خواهد کرد. بازارهای نفت و مصرفکنندگان باید برای بدترین سناریوهای ممکن آماده شوند و بپذیرند که اکنون «وضعیت عادی» خیالی متعلق به گذشته است.
موازنه در زنجیره گلوگاهها؛ از بازدارندگی دریاپایه تا دیپلماسی متکثر
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تحولات اخیر در جغرافیای سیاسی غرب آسیا، از افزایش تنشها در خلیج فارس تا تحرکات موشکی و پهپادی در دریای سرخ و هشدار اخیر کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا درباره تهدید آزادی کشتیرانی، نشاندهنده یک تغییر الگوی کلیدی است؛ جنگ آمریکا و ایران از صورت یک تقابل منطقهای و محلی خارج شده و دو گذرگاه حیاتی برای اقتصاد جهان یعنی تنگه هرمز و تنگه بابالمندب را به یکدیگر پیوند داده است.
سیاست پیچیده روسیه در بحرانهای بلاروس و قرهباغ

وب سایت شورای روابط خارجی اروپا در یادداشتی نوشت: با این حال، بررسی رفتار روسیه در تحولات کنونی خلاف آن را نشان میدهد. روسیه در بحران های قره باغ و بلاروس براساس اصول خود عمل میکند. ضمن آنکه، غرب نیز فاقد هر گونه اهرم کارآمد برای تاثیرگذاری بر این دو بحران است.
ممکن است این تصور غلط شکل گرفته باشد که روسیه در جنگ قرهباغ بدون هیچ شرطی از ارمنستان حمایت میکند. همچنین تصور اینکه در بلاروس، مسکو برای همیشه از الکساندر لوکاشنکو حمایت خواهد کرد، کاملا اشتباه است. در واقع، مسکو از رفتار دوگانه لوکاشنکو خسته شده و به دنبال ایجاد تغییرات جدید در مینسک است. همچنین ممکن است مسکو برخی تغییرات در قره باغ را نیز بپذیرد.
هدف روسیه در تحولات همسایگی خود حمایت از طرفها یا شخصیتهای خاص نیست، بلکه دفاع از اصولی است که برای آن ها ارزش قائل است. مسکو میخواهد انقلابهای از پایین به بالا، به عنوان ابزاری برای انتقال قدرت را غیرقانونی کند. مسکو همچنین میخواهد نشان دهد مداخله غرب به بهانه ترویج دموكراسی به ویژه در کشورهای پیرامونی روسیه قابل قبول نیست. فلسفه این رویکرد نیز همان چیزی است که باعث مداخله روسیه در سوریه شد.
به عنوان مثال، در بلاروس اگرچه مسکو در حال حاضر از لوکاشنکو حمایت کند، اما در واقع انتخاب جایگزینی برای وی را در دستور کار دارد. البته این فرایند مدتی طول خواهد کشید. لوكاشنكو نیز درباره شرایط خروج خود از قدرت با مسکو رایزنی خواهد كرد. جلسهای که وی اخیرا با شخصیتهای مخالف در زندان برگزار کرد، احتمالاً بخشی از این روند بود.
در عین حال، مسکو از همه درخواستهای اروپا برای انجام اصلاحات، احترام به حقوق بشر و میانجیگری سازمان همکاری و امنیت اروپا اجتناب کرده است. ولادیمیر پوتین اخیرا موضع خود را بیان کرد و گفت: «روسیه در آنچه اتفاق میافتد دخالت نکرد و انتظار داریم که هیچ کس دیگری نیز در این امر دخالت نکند. هیچ کس نباید برای افزایش منافع خود درگیری در بلاروس را تشدید کند.»
مناقشه قرهباغ از نوع قومی – سرزمینی بوده و درگیریهای جدید حاکی از آن است که روسیه در همسایگی خود با یک قدرت رقیب یعنی ترکیه روبروست که آشکارا از جمهوری آذربایجان حمایت میکند. با این وجود، بسیاری از سیاستگذاران روسی همچنان معتقدند که رقابت با ترکیه بهتر از حضور غرب در منطقه است. مسکو آنکارا را خوب میشناسد و کار با آن را آموخته است. اگرچه احتمال اتحاد دو کشور بسیار کم است و اهداف آنها در خاورمیانه اغلب در تقابل مستقیم با یکدیگر قرار دارد، اما هر دو کشور میدانند كه به یكدیگر احتیاج دارند، زیرا بدون كمك دیگری نمیتوانند به اهداف خود برسند. مهمتر از همه، دولت ترکیه به دنبال اهدافی است که از نظر کرملین منطقی هستند. همچنین ترکیه دارای یک جهان بینی مشترک با مسکو است.
جمهوری آذربایجان نیز سیاست خارجی خود را بدون به چالش کشیدن موضع فلسفی یا روایتهای تاریخی روسیه دنبال کرده است. به همین دلیل روسیه حتی با وجود در خطر بودن متحد ارمنی خود، آرامش خود را حفظ کرده است. روسیه ممکن است دلایلی برای کمک به متحد خود ارمنستان داشته باشد، اما به هیچ وجه دلیلی برای مجازات آذربایجان ندارد.
اروپایی ها روش های مختلفی برای تأثیرگذاری بر وضعیت بلاروس امتحان کردهاند. به عنوان مثال، لیتوانی، خود را در بالاترین سطح اخلاقی قرار داده، همبستگی عمومی با مخالفان بلاروس نشان داده و خواستار تحریمهای شدید علیه لوکاشنکو شده است. فرانسه گفتگوها با پوتین را آغاز کرده و به موازات آن در تلاش بوده تا سازمان امنیت و همکاری اروپا را به عنوان میانجی وارد کند. در مجموع، رهبران اتحادیه اروپا تلاش زیادی کرده اند تا خویشتن داری خود را به مسکو نشان داده و از تبدیل بحران بلاروس به یک مسئله «ژئوپلیتیک» احتناب کنند، به این امید که بتوانند مقامات کرملین را با خود همراه کنند.
اما هیچ کدام از این اقدامات نتیجه ای نداشت. چرا که مسکو فعلا تصمیم خود برای حمایت از لوکاشنکو را گرفته است. تصمیمی که اهرم قدرت روسیه در این کشور را عمیقتر میکند؛ رهبری مطلوب مسکو را در بلاروس به قدرت میرساند، غرب و سازمان امنیت و همکاری اروپا را از صحنه تحولات دور نگه میدارد و از همه مهمتر، نشان میدهد که انقلاب مردمی راهی موثر برای انتقال قدرت نیست.
این درس برای غرب به اندازه کافی روشن است؛ برای تاثیرگذاری در بحرانهای کشورهای پسا شوروی باید از اهرم فشار استفاده کرد که لازمه آن افزایش نفوذ اروپا در سطح منطقه ای و جهانی است تا در بستر آن بتواند نفوذ خود در همسایگی روسیه را افزایش دهد.
0 Comments