جدیدترین مطالب
بحران آب در آسیای مرکزی؛ تهدیدی برای امنیت منطقه
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «کمبود آب در پنج کشور آسیای مرکزی همچنان رو به تشدید است. این بحران اکنون به مرحلهای رسیده که حتی دو کشور بالادست، یعنی قرقیزستان و تاجیکستان که پیشتر از آنها بهعنوان کشورهای دارای «مازاد آب» یاد میشد، دیگر آب کافی برای انتقال بیشتر به سه کشور پاییندست، یعنی قزاقستان، ترکمنستان و ازبکستان که با کمبود آب مواجهاند، در اختیار ندارند.
چرخش اوراسیایی هند: چرایی اهمیت یافتن بیشتر آسیای مرکزی برای هند
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «سالهاست که آسیای مرکزی برای هند از نظر راهبردی اهمیت داشته، اما دسترسی به آن دشوار بوده است. پاکستان مسیرهای زمینی مستقیم را مسدود کرده، افغانستان همچنان بیثبات است و اتصال ترانزیتی اوراسیا نیز محدود مانده است. سیاست «ارتباط با آسیای مرکزی» هند از همان ابتدا این محدودیتها را شناسایی کرد و توسعه اتصال فیزیکی را در کانون رویکرد منطقهای خود قرار داد. اما امروز، شوکهای ژئوپلیتیکی دهلینو را واداشتهاند تا با فوریت بیشتری به اوراسیا بنگرد.»
أحدث المقالات
بحران آب در آسیای مرکزی؛ تهدیدی برای امنیت منطقه
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «کمبود آب در پنج کشور آسیای مرکزی همچنان رو به تشدید است. این بحران اکنون به مرحلهای رسیده که حتی دو کشور بالادست، یعنی قرقیزستان و تاجیکستان که پیشتر از آنها بهعنوان کشورهای دارای «مازاد آب» یاد میشد، دیگر آب کافی برای انتقال بیشتر به سه کشور پاییندست، یعنی قزاقستان، ترکمنستان و ازبکستان که با کمبود آب مواجهاند، در اختیار ندارند.
چرخش اوراسیایی هند: چرایی اهمیت یافتن بیشتر آسیای مرکزی برای هند
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «سالهاست که آسیای مرکزی برای هند از نظر راهبردی اهمیت داشته، اما دسترسی به آن دشوار بوده است. پاکستان مسیرهای زمینی مستقیم را مسدود کرده، افغانستان همچنان بیثبات است و اتصال ترانزیتی اوراسیا نیز محدود مانده است. سیاست «ارتباط با آسیای مرکزی» هند از همان ابتدا این محدودیتها را شناسایی کرد و توسعه اتصال فیزیکی را در کانون رویکرد منطقهای خود قرار داد. اما امروز، شوکهای ژئوپلیتیکی دهلینو را واداشتهاند تا با فوریت بیشتری به اوراسیا بنگرد.»
درسهایی از شکست نظامی قدرتهای مختلف در افغانستان

وبسایت اندیشکده آمریکایی رند در یادداشتی نوشت: اگرچه مشابهتهایی بین افغانستان و ویتنام وجود دارد، اما از مداخلات گذشته دیگر قدرتها میتوان درسهایی آموخت. جنگهای متعدد بریتانیا در افغانستان نه به دلیل شباهت تمدنی آن به ایالاتمتحده، بلکه به دلیل اعتمادبهنفس بیشازحد آنها به پیروزی، بسیار آموزنده است.
انگلیسیها اولین بار در سال 1839 با هدف برکناری حاکم افغان که با روسیه همکاری میکرد، به افغانستان حمله کردند و یک دولت حائل تحت تسلط بریتانیا بین قلمرو روسیه و هند ایجاد کردند؛ اما در طی دو سال بعدی، افغانهای ناراضی از اشغالگران خارجی، بهصورت دورهای به آنها حمله کرده و درنهایت، علیه آنها اعلان جهاد کردند که درنتیجه آن، گروهی از افغانها، مقامات و سربازان انگلیسی کشته شدند. تلاش اولیه برای مذاکره با رهبر شورشیان منجر به قتل مذاکرهکنندگان بریتانیایی شد و اجساد آنها در خیابانها کشیده شدند. پسازآن نیروهای انگلیسی با بالا بردن پرچم سفید شهر را تخلیه کردند.
انگلیسیها 40 سال بعد دوباره به افغانستان حمله کردند اما باز هم شکست خوردند.
بهطور خلاصه، در یک دوره 80 ساله، انگلیسیها بارها و بارها علیه ارتش افغانستان جنگ کردند. آنها همواره فکر میکردند که این کشور را فتح کردهاند، اما با نتیجهای غیرازاین مواجه میشدند. چنانکه آنها در مقایسه با ایالاتمتحده چندین برابر بیشتر تلفات داشتهاند. برخی از دلایل این ناکامیهای مکرر بریتانیا در افغانستان توسط یک خبرنگار به نام وینستون چرچیل که در برخی از این درگیریها حضور داشت، شرح دادهشده بود. گزارشهای او از مناطق مرزی حاوی توصیفات جالبی بود. علیرغم تعصبات قرن نوزدهمی، وی به مردم افغانستان بهعنوان «مردمی مقاوم، جنگجو، شجاع و توانمند» احترام گذاشت و خاطرنشان کرد که «هر مرد افغانی یک سرباز است».
چرچیل معتقد بود که وحشیگری آنها بیانتها نبوده و قدرت جنگی آنها که با شور و حرارت مذهبی نیز آمیخته فقط و فقط علیه بیگانگان است. او همچنین به توانایی شگفتآور آنها در استفاده مؤثر از سرزمینها و استحکامات طبیعی و همچنین بهرهگیری از آخرین سلاحهای آن زمان اشاره کرده بود.
مداخله ایالاتمتحده و متحدانش در افغانستان، ازجمله مداخلات بریتانیا در سالهای 1839-1919، اکنون تبدیل به تاریخ شده است. ایالاتمتحده که به نظر میرسید طی چند ماه افغانستان را فتح کرده است، در طول دو دهه نتوانست این کار را انجام دهد. مردان عصبانی و کینهتوز، با شور و اشتیاق مذهبی خود با تمام توان در برابر آنها ایستادگی کردند که نتیجه آن، مرگ هزاران نفر از نظامیان آمریکایی، متحدان آن و افغانها، بوده است. بدون شک درسهای این شکست 20 ساله مانند جنگ ویتنام برای دههها موردبحث قرار خواهد گرفت. بااینحال، شاید اولین درس ساده این باشد که با بهرهگیری از تجربیات بریتانیاییها، شوروی و آمریکا، دیگر نباید در امور افغانستان دخالت کرد.
0 Comments