جدیدترین مطالب
خلیج فارس؛ میدان نبرد سرد پکن و واشنگتن
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: رقابت سالهای اخیر میان آمریکا و چین هم مناطق جغرافیایی مختلف از جمله هندوپاسیفیک، غرب آسیا، قطب شمال و جنوب و آفریقا را در بر میگیرد و هم در حوزههای مختلف مانند اقتصادی و فناوری جاری است. در این میان، یک رقابت راهبردی نیز در منطقه خلیج فارس در حوزههای اقتصادی، فناورانه و نظامی شکل گرفته است.
دستاورد نشست نمایشی سران آمریکا و چین در پکن؟
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «سفر دونالد ترامپ به چین نمایشی بزرگ بود که چیز زیادی برای نشان دادن نداشت. ترامپ که در سفری دو روزه به پکن در دیدارها و مراسمات مختلفی شرکت کرد، گفت که او و شی جین پینگ «بسیاری از مشکلات مختلف را رفع کردهاند» اما به نظر نمیرسد آنها در خصوص مسایلی که با دقت دنبال میشود، از تجارت و فناوری تا جنگ ایران، به توافقاتی مهم دست یافته باشند.»
وابستگی پایدار تامین انرژی اروپا به خلیج فارس
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: گفتمان رایج در حوزه امنیت انرژی اروپا طی دو دهه گذشته بر محور تنوعبخشی به منابع تأمین و کاهش تدریجی وابستگی به انرژیهای فسیلی شکل گرفته است. این روایت، که بهویژه پس از بحران گاز اوکراین در سال ۲۰۰۶ و تشدید آن در ۲۰۱۴ و ۲۰۲۲ قوت گرفت، بر این فرض استوار بود که اروپا میتواند از طریق سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، واردات گاز طبیعی مایع از منابع متنوع و ایجاد زیرساختهای جدید، خود را از آسیبپذیریهای ژئوپلیتیک ناشی از وابستگی به تأمینکنندگان خاص رها سازد. با این حال، تحلیل دقیقتر دادههای تجاری انرژی و بررسی ساختار زنجیره تأمین جهانی نفت و گاز، تصویری متفاوت ارائه میدهد. اروپا نهتنها نتوانسته است وابستگی خود به خلیج فارس را بهطور معنادار کاهش دهد، بلکه در برخی بخشها، بهویژه در واردات گاز طبیعی مایع، این وابستگی عمیقتر شده است. این واقعیت، که اغلب در گفتمان عمومی نادیده گرفته میشود، پرسشهای بنیادینی درباره پایداری استراتژیهای امنیت انرژی اروپا و تأثیر آن بر معادلات قدرت منطقهای مطرح میکند.
چالش پهپادهای ارزان قیمت “FPV” حزبالله برای رژیم صهیونیستی
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: در جنگهای مدرن، همیشه تصور بر این بوده است که هرچه سلاح گرانتر و پیشرفتهتر و متعلق به شرکتهای معروف و نامدار باشد، پیروزی قطعیتر خواهد بود. اما تحولات جبهه شمالی فلسطین اشغالی در ماههای اخیر، این باور قدیمی را به چالش کشیده است. جایی که ارتش رژیم صهیونیستی با داشتن پیشرفتهترین سامانههای پدافندی همچون گنبد آهنین، داوود و فلاخن و نیز جنگندههای نسل پنجم اف-۳۵ و تانکهای مرکاوا و سایر تجهیزات مدرن که در کمتر کشوری در جهان وجود دارند، در مقابل پهپادهای چندصد دلاری حزبالله لبنان عملاً درمانده شده است. اعتراف تلخ بنیامین نتانیاهو درباره ناتوانی در مقابله با این تهدید و دستور او برای تخصیص بودجهای نامحدود به منظور یافتن راهحل، نمایانگر این واقعیت است که دوران برتری محض فناوریهای گرانقیمت به پایان رسیده است.
أحدث المقالات
خلیج فارس؛ میدان نبرد سرد پکن و واشنگتن
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: رقابت سالهای اخیر میان آمریکا و چین هم مناطق جغرافیایی مختلف از جمله هندوپاسیفیک، غرب آسیا، قطب شمال و جنوب و آفریقا را در بر میگیرد و هم در حوزههای مختلف مانند اقتصادی و فناوری جاری است. در این میان، یک رقابت راهبردی نیز در منطقه خلیج فارس در حوزههای اقتصادی، فناورانه و نظامی شکل گرفته است.
دستاورد نشست نمایشی سران آمریکا و چین در پکن؟
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «سفر دونالد ترامپ به چین نمایشی بزرگ بود که چیز زیادی برای نشان دادن نداشت. ترامپ که در سفری دو روزه به پکن در دیدارها و مراسمات مختلفی شرکت کرد، گفت که او و شی جین پینگ «بسیاری از مشکلات مختلف را رفع کردهاند» اما به نظر نمیرسد آنها در خصوص مسایلی که با دقت دنبال میشود، از تجارت و فناوری تا جنگ ایران، به توافقاتی مهم دست یافته باشند.»
وابستگی پایدار تامین انرژی اروپا به خلیج فارس
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: گفتمان رایج در حوزه امنیت انرژی اروپا طی دو دهه گذشته بر محور تنوعبخشی به منابع تأمین و کاهش تدریجی وابستگی به انرژیهای فسیلی شکل گرفته است. این روایت، که بهویژه پس از بحران گاز اوکراین در سال ۲۰۰۶ و تشدید آن در ۲۰۱۴ و ۲۰۲۲ قوت گرفت، بر این فرض استوار بود که اروپا میتواند از طریق سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، واردات گاز طبیعی مایع از منابع متنوع و ایجاد زیرساختهای جدید، خود را از آسیبپذیریهای ژئوپلیتیک ناشی از وابستگی به تأمینکنندگان خاص رها سازد. با این حال، تحلیل دقیقتر دادههای تجاری انرژی و بررسی ساختار زنجیره تأمین جهانی نفت و گاز، تصویری متفاوت ارائه میدهد. اروپا نهتنها نتوانسته است وابستگی خود به خلیج فارس را بهطور معنادار کاهش دهد، بلکه در برخی بخشها، بهویژه در واردات گاز طبیعی مایع، این وابستگی عمیقتر شده است. این واقعیت، که اغلب در گفتمان عمومی نادیده گرفته میشود، پرسشهای بنیادینی درباره پایداری استراتژیهای امنیت انرژی اروپا و تأثیر آن بر معادلات قدرت منطقهای مطرح میکند.
چالش پهپادهای ارزان قیمت “FPV” حزبالله برای رژیم صهیونیستی
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: در جنگهای مدرن، همیشه تصور بر این بوده است که هرچه سلاح گرانتر و پیشرفتهتر و متعلق به شرکتهای معروف و نامدار باشد، پیروزی قطعیتر خواهد بود. اما تحولات جبهه شمالی فلسطین اشغالی در ماههای اخیر، این باور قدیمی را به چالش کشیده است. جایی که ارتش رژیم صهیونیستی با داشتن پیشرفتهترین سامانههای پدافندی همچون گنبد آهنین، داوود و فلاخن و نیز جنگندههای نسل پنجم اف-۳۵ و تانکهای مرکاوا و سایر تجهیزات مدرن که در کمتر کشوری در جهان وجود دارند، در مقابل پهپادهای چندصد دلاری حزبالله لبنان عملاً درمانده شده است. اعتراف تلخ بنیامین نتانیاهو درباره ناتوانی در مقابله با این تهدید و دستور او برای تخصیص بودجهای نامحدود به منظور یافتن راهحل، نمایانگر این واقعیت است که دوران برتری محض فناوریهای گرانقیمت به پایان رسیده است.
نگرانی مسکو از گسترش همکاری نظامی باکو و همسایگانش

«موسسه مطالعات راهبردی هند» در تحلیلی که در وبسایت این موسسه منتشر شد، نوشت: با این حال، جمهوریهای استقلال یافته از شوروی به طور فزایندهای از سازمان پیمان امنیت جمعی خارج شده یا از میزان اهمیت و توجه به آن در مقایسه با سایر روابطشان کاستهاند. افول این سازمان (که ابتدا 9 عضو داشت و اکنون تنها ۶ عضو دارد که بسیاری از آنها غیرفعالند یا تهدید به جدایی میکنند) در مقایسه با تغییرات مشارکتی رخ داده در سازمان کشورهای مستقل مشترک المنافع (CIS) ، معیاری بهتر برای سنجش کاهش نفوذ روسیه در سراسر فضای شوروی سابق محسوب میشود. هیچ کشوری به اندازه جمهوری آذربایجان در این مسیر پیش نرفته است. جمهوری آذربایجان در سال ۱۹۹۹ از سازمان پیمان امنیت جمعی خارج شد، با ترکیه متحد است و با پاکستان و چین پیوندهای امنیتی دارد، همچنین با دو کشور دیگر در حاشیه دریای خزر، یعنی قزاقستان و ترکمنستان، روابط نظامی نزدیکی برقرار کرده است.
این تغییرات به ویژه در منطقه خزر از اهمیت برخوردار است. قزاقستان و جمهوری آذربایجان نه تنها در توسعه نیروی دریایی خود، بلکه در همکاری با یکدیگر و کشورهای ثالث غیر از روسیه ( در درجه اول ترکیه و همچنین چین) پیشگام بودهاند. حتی ترکمنستان، سومین کشور حاشیه خزر، که مدتها با تعهد به بیطرفی، خود را منزوی کرده بود، نیز به دنبال جبران عقبماندگی خود در این زمینه نسبت به دو کشور دیگر است. این تغییرات به نزدیکی هرچه بیشتر میان دیگر کشورهای حاشیه خزر یعنی روسیه و ایران کمک کرده است. با این حال، جمهوری آذربایجان برای تقویت نیروی دریایی خود و توسعه پیوندهای امنیتی جدید هم با دیگر کشورهای غیرروسی حاشیه خزر و هم با قدرتهای خارجی مانند ترکیه، چین و سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) بیشترین گامها را برداشته است.
این تحولات به گفته یکی از مفسران قزاقستان به این معناست که دریای خزر، که در گذشته اغلب «یک دریاچه روسی» خوانده میشد، به یک «منطقه امنیتی مورد مناقشه» تبدیل شده است. اکنون سه بلوک مجزای چندکشوری در این دریا در حال ظهور است که در رزمایشهای مشترک و اشکال دیگر همکاری شرکت میکنند و این امر تزلزل کنترل مسکو را برجسته و در نتیجه «ریسک درگیری» را واقعی میکند. به گفته آندری ماتوِیِف، اولین بلوک، شامل روسیه، ایران و یک کشور غیرحاشیهای خزر یعنی چین است؛ اگرچه چین در دو بلوک دیگر نیز حضور دارد. بلوک دوم شامل جمهوری آذربایجان، ترکمنستان و سایر اعضای سازمان دولتهای ترک به رهبری ترکیه است؛ ناتو نقش فزایندهای در آن ایفا میکند و چین هم مشارکت دارد. در نهایت، بلوک سوم مبتنی بر همکاری نزدیک میان قزاقستان و جمهوری آذربایجان است که روابط آنها عمدتاً به لطف تلاشهای جمهوری آذربایجان ، به سرعت در حال گسترش است. ماتویف میگوید که این گروهها سیال و در حال تغییرند و گاهی میان اعضای یک بلوک با اعضای بلوک دیگر همکاری صورت میگیرد، اما روندی آشکار به سمت رسمیسازی سازمانهای جداگانه وجود دارد. ماتویف قطعاً به روندی اشاره دارد که طی چهار سال گذشته از زمان حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ تشدید شده است. این روند بر پیچیدگی درگیریها در دریای خزر و کشورهای حاشیه آن خواهد افزود و برای روسیه که خواهان بازگرداندن سلطه خود بر آن منطقه است، و نیز برای سایر کشورهایی که میخواهند از منطقه خزر به عنوان منطقه ترانزیتی یا محلی برای گسترش نفوذ خود استفاده کنند، چالشهای جدیدی را ایجاد خواهد کرد.
این تحولات بسیار فراتر از منطقه خزر، طنینانداز شده است و بر کشورهای ساحلی و همچنین کشورهای ذینفع در کریدورهای تجاری شمال-جنوب (روسیه، ایران و هند) و شرق-غرب (چین، اتحادیه اروپا و آمریکا) تأثیر میگذارد. تمام این کشورها در حال بررسی چگونگی واکنش به قدرت رو به رشد کشورهای غیرروسی حاشیه خزر هستند. با این حال، بزرگترین تأثیر آنها احتمالاً در سایر نقاط فضای شوروی سابق خواهد بود. ادغام روزافزون باکو با کشورهای آسیای میانه به جمهوری آذربایجان کمک میکند تا روابط امنیتی را نه تنها میان آنها و باکو، بلکه حداقل به طور بالقوه میان این کشورها و ترکیه نیز ارتقاء دهد؛ هدفی که آنکارا مدتهاست دنبال میکند و در صورت تحقق، نفوذ روسیه را در آن منطقه به شدت کاهش خواهد داد. در سایر نقاط فضای شوروی سابق، دیگران میتوانند آنچه را که در حال وقوع است ببینند و درباره چگونگی اقدامات خود نتیجهگیری کنند؛ این واقعیتی است که منعکس میکند چطور از میان کشورهای باقیمانده در سازمان پیمان امنیت جمعی به جز روسیه، تنها یک کشور از حمله پوتین به اوکراین پشتیبانی کرده است.
بزرگترین تأثیر همه این امور در خود روسیه رخ داده است. تحلیلگران، نخبگان و مردم عادی میتوانند ببینند که ادامه جنگ پوتین (که برای بازگرداندن نفوذ روسیه در سراسر فضای شوروی سابق انجام شد)، دقیقاً برعکس هدف خود عمل میکند، اگرچه بیشتر مفسران هنوز در تلاشند تا این وضعیت را خوب جلوه دهند. اما این چیزی است که همه به راحتی میتوانند مشاهده کنند، زیرا جنگ بدون هیچ چشماندازی از پیروزی ادامه دارد. با توجه به اخبار سراسر این منطقه، تعداد کسانی که به خط مشی کرملین اعتقاد دارند، در حال کاهش است. یکی از تحلیگران در باکو استدلال میکند که کشورش که در سال ۱۹۹۹ از سازمان پیمان امنیت جمعی خارج شد، به زودی و «به ناچار» از سازمان کشورهای مستقل مشترک المنافع نیز خارج خواهد شد. این نتیجهگیری به دنبال تصمیم مولداوی برای خروج از سازمان کشورهای مستقل مشترک المنافع و گمانهزنیهایی در این باره صورت میگیرد که ارمنستان که سطح حضورش را در آن سازمان کاهش داده، ممکن است به زودی از آن خارج شود. در زمانی که تعداد روسهایی که سیاستهای پوتین را زیر سوال میبرند رو به افزایش است، اقدامات جمهوری آذربایجان و دیگر جمهوریهای استقلال یافته از شوروی احتمالاً باعث خواهد شد تا شمار بیشتری از روسها و اعضای کلیدی نخبگان روس به این نتیجه برسند که اقدامات پوتین در اوکراین غیرموثر است و چیزی باید تغییر کند.
0 Comments