اریک والبرگ، روزنامهنگار و تحلیلگر برجسته کانادایی، در مصاحبه با سایت شورای راهبردی روابط خارجی به موضوع بحران امنیتی اروپا و دلایل اثرگذار بر امنیت این قاره پرداخت.
والبرگ در این مصاحبه براین مساله تاکید داشت که اروپا هیچ دشمن خارجی که امنیت آن را تهدید کند در پیرامون خود ندارد، اما اما خود اروپا، با دنبال کردن کورکورانه اهداف آمریکا در خصوص سرنگونی رژیم سوریه به ایجاد بحران پناهندگان و برهم خوردن نظم امنیتی اروپا دامن زد.
آنچه در پی می آید؛ متن کامل این گفتگوست:
پرسش: امروز نظم امنیتی اروپا با چه چالشهایی مواجه بوده و در حال حاضر جدیترین تهدیدهای داخلی و خارجی پیش روی این قاره کدامند؟
پیروزی باورنکردنی همه پرسی خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، بر خلاف تبلیغات فراگیر علیه آن، نهایتاً وضعیت موجود اروپا را وادار به مواجهه با حقیقتی جدید در این قاره نمود. واقعیتی مبنی بر آنکه اتحادیه اروپا تنها در صورت وجود یک حس تعلق معنوی معنا پیدا می کند.
در حالیکه ملی گرایی، روشی سنتی بود که به رغم نابرابری و بی عدالتی مانند یک زنجیر بین مردم اتحاد ایجاد می کرد. اما اینک اتحادیه اروپا فاقد چنین زنجیری است. همچنانکه بحران یونان این مقوله را به وضوح نشان داد. پول رایج مشترک نیز ثابت کرد که با واقعیات زندگی شهروندان فاصله زیادی دارد.
حرکت های فزاینده داخلی در تقابل با نئولیبرالیسم ضعیف شده، مرزها را درنوردیده و به خصیصه مشترک میان یونانی ها، ایرلندی ها، فرانسوی ها و ایتالیایی ها تبدیل گردیده است. در این میان فقط آلمان است که همچنان قدرتمند باقی مانده است، آلمانی که در جنگ جهانی دوم ویران گردید، اما به سرعت بازسازی شد تا به عنوان یک قطب صنعتی مطرح گردد. در حال حاضر نیز، این اقتصاد قدرتمند آلمان است که آن را مصون و امن نگه داشته است.
در حالیکه امروز امنیت به معنای ثبات زندگی است، اتحادیه اروپا چنین امنیتی را متضمن نمی گردد. و در وهله اول آنچه به عنوان تهدید در قبال امنیت شهروندان مطرح می گردد، همین نئولیبرالیسم است.
سیل پناهندگان به سمت کشورهای اروپایی نیز تهدید دیگری علیه امنیت اروپا است که به واسطه سیاست اتحادیه اروپا در تخریب سوریه به وجود آمد.
در حقیقت، اروپا دشمنان خارجی ای که امنیت آن را تهدید کنند در پیرامون خود ندارد. اما خود اروپا، با دنبال کردن کورکورانه اهداف آمریکا در خصوص سرنگونی رژیم سوریه به ایجاد بحران پناهندگان دامن زد. تهدید تروریسم نیز که از تراژدی سوریه برخاسته است سالها اروپا را تسخیر خواهد کرد. تلاش احمقانه برای براندازی رژیم امن و عاری از تهدید سوریه همچون تیر رها شده ای ست که دیگر به کمان بر نمی گردد.
همچون حمله به عراق در سال 2003 و سرنگونی قذافی در لیبی در سال 2011، تلاش برای ایجاد بحران در سوریه نیز همه و همه محصول غرور امپریالیسم به رهبری آمریکا است. حال آنکه هیچ کدام از این برنامه ها به غایت مدنظر خود که همانا افزایش قدرت جهانی ایالات متحده بود دست نیافت.
پرسش: ابعاد بازگشت شبهنظامیان اروپایی از عراق و سوریه به سرزمینهای خود و آغاز موج حملات تروریستی در این قاره تا چه میزان امنیت اروپا را دچار چالش خواهد کرد؟
ابعاد این این مساله هنوز مشخص نیست، چرا که آمار دقیقی از تعداد شبه نظامیان اروپایی که در جریان جنگ عراق و سوریه درگیر بوده اند، در دست نیست. احتمالاً در جهت تلاش برای مقصر جلوه دادن جبهه مسلمانان ناراضی در ایجاد تروریسم فزاینده و از سوی دیگر سرپوش گذاشتن بر سیاست های غلط اروپایی-آمریکایی و پیامدهایی نامطلوب آنها در اعلان آمار این شبه نظامیان اغراق شده باشد.
تروریسم چیز جدیدی نیست. موج کنونی تروریسم از منابع آمریکایی و اسرائیلی در تخاصم علیه جهان اسلام نشات می گیرد. این سیاست، با تهاجم علیه فلسطینی ها در طول 50 سال گذشته شروع شد و در افغانستان در دهه 1980 به اوج خود رسید، و مادامی که جهان عرب از تهاجمات دوگانه رنج می برد این روند همچنان ادامه خواهد داشت. ممکن است عدهای شورشی عامل برخی از طغیان های هیجانی گاه و بیگاه بوده باشند، اما اینها نیز فی الواقع عارضه ای از مشکلات زیربنایی هستند. صلح هرگز برقرار نخواهد شد؛ مگر آنکه اعاده حیثیت در خاورمیانه محقق گشته و ایالات متحده از شهوت های امپریالیستی خود دست بردارد.
پرسش: آینده روابط امنیتی اروپا و آمریکا در دوران ترامپ چگونه خواهد بود؟
ترامپ هنوز حکم یک جعبه سیاه را دارد. تصویری که او از خود ارائه داده است ” گاوی خشمگین در فروشگاهی چینی (استعاره از فردی بسیار متخاصم در مکانی بسیار ظریف و شکننده)” را به ذهن متبادر می سازد که به وضعیت اسفبار دموکراسی و اقتصاد ایالات متحده می تازد.
تنها پیام روشتی که ترامپ بروز داده است رویکرد برقراری صلح با روسیه می باشد که از طریق معرفی رکس تیلرسون، تاجر طرفدار روسیه به عنوان وزیر امور خارجه به منصه ظهور درآمده است. اگر این فرد توسط سنا تایید گردد، همین امر به تنهایی به منزله انقلابی در تفکر آمریکایی خواهد بود. چنین امری به سمت سیاست خارجی جدید و منطقی تری که مطلوب همه کشورها است، رهنمون می گردد، اگرچه این موضوع مسلماً رهبری سیاسی کنونی میهن پرست متعصب اسرائیل را خشنود نخواهد کرد.
در شرایط کنونی واقعا نیازی به مداخله ایالات متحده در مسائل اروپا نیست. چرا که اروپا به همان میزان که آمریکا امن است دارای امنیت می باشد.
پرسش: راهبردهای احتمالی اروپا برای مقابله با تهدیدهای امنیتی چه چیزهایی هستند؟
دخالت اروپایی – آمریکایی در خاورمیانه موجبات نا امنی زیادی را بوجود آورده است. سیاست ترامپ در اتکاء به خود، برای خلق دوباره آمریکای بزرگ، در اروپا انعکاس خواهد داشت؛ چرا که پایه های اتحاد جعلی آنها در جنگ سرد (علیه روسیه) را به لرزه در می آورد.
اروپا به سمت سیاست (ناسیونالیستی) ملی گرایانه تری در حال حرکت است. جوامع اروپایی ترامپ را دوست دارند و متمایل به تحولات نوین هستند. تنها راه ارتقاء امنیت داخلی (هیچ تهدید خارجی علیه اروپا وجود ندارد) بازگشت از راه رفته در قبال سوریه و اسرائیل است. سیاست های غربی برای براندازی سوریه و عدم دستیابی به توافق در فلسطین، عوامل اصلی تهدیدهای تروریستی برای اروپا است.
0 Comments