جدیدترین مطالب

پیامدهای توافق هسته‌ای آمریکا و عربستان

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: توافق هسته‌ای جدید آمریکا و عربستان، با وجود ابهامات حقوقی و سیاسی، می‌تواند معیارهای پیشین عدم اشاعه را در غرب آسیا تغییر دهد و رقابت هسته‌ای را تشدید و وارد مرحله‌ای تازه کند.

تحلیلی بر تنش‌های اخیر ترکیه و رژیم صهیونیستی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تحولات اخیر سوریه از تشدید رقابت راهبردی میان ترکیه و رژیم صهیونیستی حکایت دارد، اما ملاحظات متقابل و نقش آمریکا احتمال جنگ مستقیم را محدود کرده است.

تجدید ساختار مسیرهای جغرافیایی چین در آسیای مرکزی

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «پس از بیش از ۲۵ سال تأخیر، راه‌آهن چین-قرقیزستان-ازبکستان (CKU) سرانجام وارد مرحله پیشرفت اساسی شده است. این بدون شک نقطه عطفی بزرگ در توسعه کریدورهای رو به غرب چین است، اما اهمیت ژئواستراتژیک عمیق‌تر این پروژه تا حد زیادی نادیده گرفته شده است.»

چشم‌انداز صلح در غزه و موانع تحقق آن

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: آینده طرح به اصطلاح صلح ترامپ برای غزه با وجود ادعای توافق بر خلع سلاح حماس، به دلیل کاستی‌های ساختاری و مخالفت بازیگران کلیدی، همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

واقعیت های پیمان سه‌جانبه مکه

شورای راهبردی آنلاین – گفتگو: امضای توافق مکه میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه، پرسش‌هایی درباره آینده ساختار امنیتی منطقه و جایگاه این کشورها در معادلات غرب آسیا ایجاد کرده است. آیا این توافق می‌تواند به یک سازوکار واقعی دفاع جمعی تبدیل شود یا بیش از آنکه ظرفیت نظامی جدیدی ایجاد کنند، کارکرد سیاسی و بازدارنده دارد؟

شکل‌گیری نظم جدید در روابط بین قدرت‌ها

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: جنگ روسیه و اوکراین و جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، با اهداف و بازیگران متفاوتی شکل‌گرفته‌اند، اما تحولات میدانی و سیاسی نشان می‌دهد که به طور کامل از یکدیگر جدا نیستند.

پیامدهای راهبردی کاهش ذخایر تسلیحاتی آمریکا

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تداوم جنگ آمریکا علیه ایران، علاوه بر افزایش هزینه‌های عملیاتی، ظرفیت واقعی زرادخانه آمریکا برای ایفای هم‌زمان تعهدات امنیتی در چند جبهه را زیر سؤال برده است؛ موضوعی که بر بازدارندگی، توان تولید دفاعی و اولویت‌بندی منابع واشنگتن اثر می‌گذارد.

Loading

أحدث المقالات

پیمان مکه؛ چرایی شکل‌گیری و چالش‌های پیش رو

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: پیمان مکه که با شعار «حمله به یکی، حمله به همه» میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه امضا شد، بیش از آنکه یک ائتلاف نظامی تمام‌عیار باشد، از نگاه برخی تحلیلگران تلاشی برای کاهش وابستگی امنیتی به یک قدرت خارجی و ایجاد سازوکار امنیت منطقه‌ای است.

پیامدهای توافق هسته‌ای آمریکا و عربستان

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: توافق هسته‌ای جدید آمریکا و عربستان، با وجود ابهامات حقوقی و سیاسی، می‌تواند معیارهای پیشین عدم اشاعه را در غرب آسیا تغییر دهد و رقابت هسته‌ای را تشدید و وارد مرحله‌ای تازه کند.

تحلیلی بر تنش‌های اخیر ترکیه و رژیم صهیونیستی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تحولات اخیر سوریه از تشدید رقابت راهبردی میان ترکیه و رژیم صهیونیستی حکایت دارد، اما ملاحظات متقابل و نقش آمریکا احتمال جنگ مستقیم را محدود کرده است.

تجدید ساختار مسیرهای جغرافیایی چین در آسیای مرکزی

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «پس از بیش از ۲۵ سال تأخیر، راه‌آهن چین-قرقیزستان-ازبکستان (CKU) سرانجام وارد مرحله پیشرفت اساسی شده است. این بدون شک نقطه عطفی بزرگ در توسعه کریدورهای رو به غرب چین است، اما اهمیت ژئواستراتژیک عمیق‌تر این پروژه تا حد زیادی نادیده گرفته شده است.»

چشم‌انداز صلح در غزه و موانع تحقق آن

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: آینده طرح به اصطلاح صلح ترامپ برای غزه با وجود ادعای توافق بر خلع سلاح حماس، به دلیل کاستی‌های ساختاری و مخالفت بازیگران کلیدی، همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

واقعیت های پیمان سه‌جانبه مکه

شورای راهبردی آنلاین – گفتگو: امضای توافق مکه میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه، پرسش‌هایی درباره آینده ساختار امنیتی منطقه و جایگاه این کشورها در معادلات غرب آسیا ایجاد کرده است. آیا این توافق می‌تواند به یک سازوکار واقعی دفاع جمعی تبدیل شود یا بیش از آنکه ظرفیت نظامی جدیدی ایجاد کنند، کارکرد سیاسی و بازدارنده دارد؟

شکل‌گیری نظم جدید در روابط بین قدرت‌ها

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: جنگ روسیه و اوکراین و جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، با اهداف و بازیگران متفاوتی شکل‌گرفته‌اند، اما تحولات میدانی و سیاسی نشان می‌دهد که به طور کامل از یکدیگر جدا نیستند.

Loading

برگزیت، ترامپ و آینده روابط آمریکا و انگلیس

۱۳۹۵/۱۰/۰۶ | نمای راهبردی

شورای راهبردی آنلاین – رسانه‌ها: پس از پاسخ مثبت انگلیس به همه پرسی خروج از اتحادیه اروپا و همچنین انتخاب دونالد ترامپ به عنوان رئیس جمهور آمریکا، آینده روابط و تعاملات میان لندن و واشنگتن در هاله‌ای از ابهام قرار گرفت.علت نیز در پیامدهای راهبردی این دو رخداد نهفته است. انگلیس به مثابه پلی میان شرق و غرب آتلانتیک بوده و به نوعی دست پنهان ایالات متحده در بوروکراسی اتحادیه نیز محسوب می شده است.

محمود جوادی*

خروج احتمالی انگلیس از اتحادیه اروپا، از اهمیت راهبردی و ذاتی انگلیس برای سیاست های فراآتلانتیکی آمریکا خواهد کاست. مضاف بر این، خروج متحد اصلی واشنگتن از اتحادیه اروپا زمینه های تاثیرگذاری این کشور در اتحادیه را نسبتا دشوار خواهد ساخت و قطعا هزینه‌های آن را در قبال رویکردهای پان اروپایی جدید اتحادیه افزایش خواهد داد. از سوی دیگر، اظهارات دونالد ترامپ در خصوص موضوعات راهبردی همچون ناتو، روسیه و توافق تجارت فراآتلانتیکی، باعث شده تا ریاست جمهوری دونالد ترامپ مطلوب هیچ یک از قدرت های اروپایی بالاخص انگلیس نباشد.

لندن قائل به تقویت ناتو، تضعیف روسیه و حمایت از توافق تجارت فراآتلانتیکی بوده، در حالیکه دونالد ترامپ، ناتو را نهادی ناکارآمد، روسیه را قدرتی قابل احترام و توافقات تجاری چندجانبه را مغایر با منافع آمریکا عنوان کرده است. فارغ از استمرار و یا تغییر این دیدگاه‌ها، «آمریکای ترامپ» مطلوب جریان های سیاسی اصلی در انگلیس نیست. در این اثنا، پرسش کلیدی آن است که این رویدادها و پیامدهای آن چه تأثیری بر حال و آینده «روابط ویژه» آمریکا و انگلیس خواهد گذاشت؟

ماهیت و آینده «روابط ویژه»

آمریکا و انگلیس دارای روابط راهبردی نیستند، بلکه روابط‌شان ویژه است. تمایز میان دو واژه «راهبردی» و «ویژه» در فهم روابط میان دو کشور حائز اهمیت است. این دو کشور الزاما در تمامی مسائل خرد و کلان، از رویه یکسانی پیروی نمی‌کنند.

در حال حاضر که قدرت متکثر شده و اولویت‌ها ماهیتی سیال دارد، به سختی می توان دو کشوری را یافت که دارای روابط راهبردی با یکدیگر باشند، چرا که شرط اصلی در شکل‌گیری روابط راهبردی، انطباق بخش وسیعی از منافع و چالش های دو یا چند کشور با یکدیگر است. با وجود فقدان روابط راهبردی، دو کشور آمریکا و انگلیس برخوردار از روابطی ویژه هستند. کارکرد روابط ویژه میان این دو کشور تماما در سطوح نظامی، امنیتی، اطلاعاتی و تا حدی دیپلماتیک قابل تعریف است. در واقع، در چارچوب «روابط ویژه»، منافع ملی، فرع بر امنیت ملی است. لذا، این موضوع نیز آشکار است که بروکراسی نظامی، امنیتی و اطلاعاتی در تمامی کشورها از جمله ایالات متحده و انگلیس از اصول مشخصی پیروی می‌کند و تغییر دولت‌ها (روی کار آمدن ترامپ) و تحولات جاری در سطح کشورها (برگزیت) تأثیری بر کارویژه و فعالیت آن ها ندارد، چرا که راهبرد امنیت ملی این دو کشور مشخص و منطبق بر یکدیگر است.

نکته حائز اهمیت در تایید این مدعا آن است که در حال حاضر، «برگزیت» عاملی در افول قدرت جهانی انگلیس تصویر و تصور شده و دولتمردان این کشور درصدد ارائه تصویری جهانی از قدرت انگلیس هستند.

یکی از ابزارهای در دسترس برای رفع این خلا و قدرت نمایی جهانی انگلیس، توسل به روابط ویژه و تقویت ارکان آن است. لذا، اولویت های امنیتی، دفاعی و اطلاعاتی «انگلیسی جهانی» در کوتاه‌مدت و میان‌مدت در کانون توجه دولت این کشور قرار خواهد گرفت. همچنین، محدودیت منابع و وحدت رویه و تصمیم‌گیری در لندن ایجاب می کند که دیگر نهادها نیز در راستای تحقق این اولویت ها اقدام کنند. در مجموع، تلاش انگلیس، ارائه تصویری سخت افزارانه و قدرت‌مابانه خواهد بود که قطعا در همسایگی جمهوری اسلامی ایران تجلی خواهد یافت.

«روابط ویژه» و جمهوری اسلامی ایران

در سطح خاورمیانه، پیوندها و روابط ویژه میان دو کشور به حدی عمیق و گسترده است که به عنوان مثال بخشی از رهبری ناوگان نظامی ایالات متحده آمریکا در خلیج فارس بر عهده فرماندهان انگلیسی است و بسیاری از خلبانان انگلیسی از جنگنده‌های آمریکایی در سطح منطقه خلیج فارس و غرب آسیا استفاده می کنند.

از سوی دیگر، تاسیس سه مرکز عظیم شنود و رصد از سوی انگلیس در کشور عمان و همچنین ارائه تمامی داده‌های رصد شده به آژانس امنیت ملی آمریکا، گویای اهمیت روابط دو کشور برای منافع و راهبردهای امنیتی یکدیگر در منطقه خلیج فارس و غرب آسیاست، به‌طوریکه هرگونه تغییر و تحول کلان درون این دو کشور مانع از ایجاد خلل در سطوح همکاری های منطقه ای ذیل «روابط ویژه» خواهد شد.

از سوی دیگر، با توجه به شرایط منطقه خلیج فارس، حداقل چهار دلیل وجود دارد که سطح روابط میان ایران و انگلیس در کوتاه و میان‌مدت بهبود نخواهد یافت:

1) انگلیس حاضر نیست روابط عمیق کنونی خود با کشورهای عربی را قربانی گسترش احتمالی تعاملات و همکاری ها با ایران نماید.

2) ایران و انگلیس فاقد هرگونه منافع – و حتی چالش های – مشترک در قبال بحران های منطقه ای هستند؛ در صورتی که منافع لندن و شورای همکاری خلیج فارس در خصوص بحران‌های منطقه ای همپوشانی دارد.

3) انگلیس ظرفیت مهار قدرت منطقه‌ای ایران را ندارد و از سوی دیگر، سیاست دفاعی-نظامی ایران در خلیج فارس و تنگه هرمز ایجاب می‌کند که بر حضور نیروهای فرامنطقه ای نظارت داشته باشد، امری که احتمالا اصطکاک و درگیری میان نیروهای نظامی ایران و انگلیس را افزایش خواهد داد.

4) بدبینی و سوء‌ظن به انگلیس در ایران امکان هرگونه اعتمادسازی در کوتاه‌مدت را از میان برداشته است.

ازاین‌رو، با توجه به همپوشانی اولویت‌های نظامی، اطلاعاتی و امنیتی میان ایالات‌متحده آمریکا و انگلیس در قالب «روابط ویژه»، بازگشت انگلیس به خلیج‌فارس در قالب راهبرد «شرق سوئز»، استمرار تخاصم میان تهران و واشنگتن به‌خصوص در سطح نظامی در منطقه و همچنین پیوندهای بسیار ضعیف و شکننده میان تهران و لندن، شرایط برای آینده قدرت‌نمایی ایران در سطح منطقه خلیج‌فارس دشوار خواهد بود، سطح اصطکاک میان ایران و انگلیس به‌مراتب افزایش خواهد یافت و قطعاً قابلیت تسری به سطوح دیپلماتیک را نیز خواهد داشت.

[*] پژوهشگر مرکز تحقیقات استراتژیک

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *