جدیدترین مطالب
وخامت اوضاع در تنگه هرمز و چشمانداز مبهم برای خروج آمریکا از آن
شورای راهبردی آنلاین-رصد: با گذشت چند ماه از آغاز جنگ آمریکا و ایران، و در حالی که آتشبسی که به سختی یک ماه دوام آورده بود، در حال فروپاشی است، دلیل چندانی ندارد که باور کنیم مسیر این درگیری به زودی تغییر خواهد کرد. بازارهای نفت و مصرفکنندگان باید برای بدترین سناریوهای ممکن آماده شوند و بپذیرند که اکنون «وضعیت عادی» خیالی متعلق به گذشته است.
موازنه در زنجیره گلوگاهها؛ از بازدارندگی دریاپایه تا دیپلماسی متکثر
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تحولات اخیر در جغرافیای سیاسی غرب آسیا، از افزایش تنشها در خلیج فارس تا تحرکات موشکی و پهپادی در دریای سرخ و هشدار اخیر کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا درباره تهدید آزادی کشتیرانی، نشاندهنده یک تغییر الگوی کلیدی است؛ جنگ آمریکا و ایران از صورت یک تقابل منطقهای و محلی خارج شده و دو گذرگاه حیاتی برای اقتصاد جهان یعنی تنگه هرمز و تنگه بابالمندب را به یکدیگر پیوند داده است.
نقش هوش مصنوعی در لجستیک مشترک ارتش چین
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «متخصصان برنامهریزی نظامی در چین، چندین دهه است که لجستیک را عامل تعیینکننده در هرگونه عملیات علیه تایوان و در سراسر منطقه وسیع ایندوپاسیفیک در نظر گرفتهاند. حفظ عملیات گسترده در سراسر تنگه تایوان مستلزم جابهجایی و تأمین نیروها تحت فشار شدید خواهد بود که این امر لجستیک را هم به یک آسیبپذیری حیاتی و هم به یک اولویت برای اصلاحات تبدیل میکند.»
نتیجه معکوس راهبرد آمریکا در مهار فناوری چین
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «سه سال پیش، واشنگتن بر این باور بود که با محدود کردن دسترسی چین به نیمههادیهای پیشرفته، میتواند برتری فناوری آمریکا را حفظ کند. اما این شرطبندی آنگونه که طراحانش انتظار داشتند پیش نرفته است. صنعت تجهیزات ساخت نیمههادی چین به سطحی از بلوغ رسیده که چند سال پیش، تصور آن نیز دشوار بود.»
أحدث المقالات
وخامت اوضاع در تنگه هرمز و چشمانداز مبهم برای خروج آمریکا از آن
شورای راهبردی آنلاین-رصد: با گذشت چند ماه از آغاز جنگ آمریکا و ایران، و در حالی که آتشبسی که به سختی یک ماه دوام آورده بود، در حال فروپاشی است، دلیل چندانی ندارد که باور کنیم مسیر این درگیری به زودی تغییر خواهد کرد. بازارهای نفت و مصرفکنندگان باید برای بدترین سناریوهای ممکن آماده شوند و بپذیرند که اکنون «وضعیت عادی» خیالی متعلق به گذشته است.
موازنه در زنجیره گلوگاهها؛ از بازدارندگی دریاپایه تا دیپلماسی متکثر
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تحولات اخیر در جغرافیای سیاسی غرب آسیا، از افزایش تنشها در خلیج فارس تا تحرکات موشکی و پهپادی در دریای سرخ و هشدار اخیر کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا درباره تهدید آزادی کشتیرانی، نشاندهنده یک تغییر الگوی کلیدی است؛ جنگ آمریکا و ایران از صورت یک تقابل منطقهای و محلی خارج شده و دو گذرگاه حیاتی برای اقتصاد جهان یعنی تنگه هرمز و تنگه بابالمندب را به یکدیگر پیوند داده است.
نقش هوش مصنوعی در لجستیک مشترک ارتش چین
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «متخصصان برنامهریزی نظامی در چین، چندین دهه است که لجستیک را عامل تعیینکننده در هرگونه عملیات علیه تایوان و در سراسر منطقه وسیع ایندوپاسیفیک در نظر گرفتهاند. حفظ عملیات گسترده در سراسر تنگه تایوان مستلزم جابهجایی و تأمین نیروها تحت فشار شدید خواهد بود که این امر لجستیک را هم به یک آسیبپذیری حیاتی و هم به یک اولویت برای اصلاحات تبدیل میکند.»
نتیجه معکوس راهبرد آمریکا در مهار فناوری چین
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «سه سال پیش، واشنگتن بر این باور بود که با محدود کردن دسترسی چین به نیمههادیهای پیشرفته، میتواند برتری فناوری آمریکا را حفظ کند. اما این شرطبندی آنگونه که طراحانش انتظار داشتند پیش نرفته است. صنعت تجهیزات ساخت نیمههادی چین به سطحی از بلوغ رسیده که چند سال پیش، تصور آن نیز دشوار بود.»
رشد جنبشها و احزاب مهاجرستیز در اروپا
مهاجرت و تهدید در اروپا؛ به نام ملیگرایی و به کام سیاست

“آیزیا برلین” آغاز سرود شادکامی وحدت اروپا را ناشی از پایان کار دیگجوشان ملیگرایی تجزیه طلبانه میدانست. این وحدت، نشانههایی از بازگشت به سلامت طبیعی انسانگرایانه یهودی- مسیحی یونانی غربیها بود؛ اما با نگاهی به سیاستهای انتخاباتی این روزهای احزاب اروپایی که برای به دست آوردن آراء لازم با توجه به مهمترین مسئله روز یعنی مهاجرت و پناهندگی از طریق به رخ کشیدن میزان غلظت ملیگرایی برنامههای خود به دنبال جلب نظر افکار عمومی هستند؛ میتوان فهمید که در زمانی کمتر از 20 سال از آغاز، این سرود شادکامی در حال خاموشی است.
موضعگیری در مورد مهمترین مسئله حال حاضر اروپا؛ یعنی مهاجرت، اشکالی ندارد و بسیار طبیعی است که احزاب مختلف برنامههای خود را برای مواجهه با آن ارائه دهند؛ اما این مسئله زمانی رنگ و بوی سوءاستفاده به خود میگیرد که متوجه باشیم مهمترین استدلالها در این زمینه نه به مدیریت و برنامههایی برای ادغام و اجتماعیکردن مهاجران؛ بلکه به اسم ملیگرایی صورت میگیرد. موضعگیری با تم ملت و ملیگرایی به کام سیاست، آن چیزی است که این روزها در اروپا در حال اتفاق افتادن است؛ اما سئوال اینجاست این ملیگرایی که به شکلی در استراتژی جلب نظر افکار عمومی به کار میرود و یک معضل خوانده میشود در چه قالبی بازنمایی میشود؟
احزاب راستگرا و چپگرا بدون توجه به اندیشهها و بنیانهای فلسفی خود تلاش میکنند به شکلی مولفههای ملیگرایی را در برنامههای تبلیغاتی خود پررنگ جلوه دهند؛ اما مسئله اینجاست که این ملیگرایی در گفتمان حل مشکل احزاب اروپایی از اتریش گرفته تا لهستان، آلمان، فرانسه و بریتانیا به شکل افزایش سیم خاردارهای مرزی، کنترل هوشمند مرزها، تنظیم کنوانسیونهای سیاست مهاجرتی، محروم کردن هر نژاد، قوم و مذهبی به جز قوم و مذهب مسلط کشور از برنامههای رفاهی، تفاوت در نظام آموزشی، تفاوت در تعریف کیفیت زندگی و رفاه برای خود و دیگری، بازنمایی شده است. این نابرابری بسیار شبیه به آن چیزی است که در قرون وسطی فئودالها در مقابل رعیت برای خود قائل بودند. چیزی شبیه آنچه که به اسم ملت و در مقابل استثمارگران غربی توسط کشورهای تحت سلطه انجام میپذیرفت.
رشد جنبشها و احزاب راست گرای افراطی در اروپا مانند جبهۀ ملی در فرانسه، لیگا نُرد در ایتالیا، پگیدا در آلمان نشانگر اقبال به سیاستهای ملیگرایی و ضدمهاجرتی است. نمونه بارز این سیاستها را در انتخابات اخیر آلمان اتریش که با پیروزی این احزاب همراه بود، شاهد بودیم. احزاب حاکمی که درصد قابل توجهی از رأی خود را به سیاست احزاب رقیبی واگذار کردند و خواستار اصلاح سیاست های مهاجرتی اشتباه بودند.
معضل در پیشگرفتن این سیاست مهاجرتی در قالب ملیگرایی با دو موضوع دیگر تقویت و باعث موفقیتهایی برای این احزاب و جریانها شد:
الف- رشد عملیاتها و حرکات تروریستی گروههای افراطی؛
ب-وجود نشانههایی از ظهور یک بحران اقتصادی دیگر در کشورهای اروپایی با کاهش صادرات و لزوم در پیش گرفتن سیاستهای اقتصادی متناسب با جمعیت.
با این حال ادامه این نوع استفاده از مسئله مهاجرت و پناهندگی در کنار اتخاذ سیاستهای سخت گیرانه در قبال آنها میتواند خطراتی را برای هر دو طرف به همراه داشته باشد. برای مهاجران، سخت شدن وضعیت موجود و ابهام دو چندان در وضعیتهای پیش رو. در مورد دولت های اروپایی هم مهمترین مشکل رشد و تقویت نوعی مقاومت در میان اقلیتها و نهادهای انجمنی در این کشورها در قبال سیاست اصلی خواهد بود. این مقاومت در ادامه میتواند رنگ و بویی نژادپرستانه و حتی نئوفاشیستی به خود بگیرد. تجربههای تاریخی از چند دوره سیاستهای مهاجرتی اتحادیه اروپا از قرن 19 نشان میدهد متصور شدن این وضعیت دور از ذهن نیست. وضعیتی که با نگاهی استعمارگونه به مهاجران شناخته میشد. این در حالی است که هیچ موازنهای میان بازنمایی مهاجرت و پناهندگی به عنوان یک تهدید و ارائه یک راه حل موثر برای این موضوع در میان سیاستهای احزاب اروپایی وجود ندارد.
بازنشر مصاحبه به معنای رد یا تایید نظرات مصاحبه شونده از سوی پایگاه اینترنتی شورای راهبردی روابط خارجی نیست.
0 Comments