جدیدترین مطالب

ضربه سنگین جنگ علیه ایران به بنیان‌های اقتصادی کشورهای خلیج‌فارس

شورای راهبردی آنلاین – رصد: درگیری با ایران و ایجاد اختلال در تنگه هرمز، اگرچه از نظر مالی توسط کشورهای حاشیه خلیج فارس قابل مدیریت است، اما اعتبار ثبات و امنیت این منطقه را که پایه‌گذار برنامه‌های توسعه‌ای مانند چشم‌انداز ۲۰۳۰ است، به چالش کشیده و ترمیم آن دشوارتر از بازسازی ۲۰۰ میلیارد دلاری زیرساخت‌ها خواهد بود.

مولفه‌های قدرت بازدارندگی ایران

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: در شرایطی که معادلات امنیتی منطقه تحت تأثیر تقابل راهبردی ایران با ایالات متحده و رژیم صهیونیستی به مرحله‌ای حساس رسیده است، پرسش از ماهیت قدرت دفاعی تهران بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. در حالی که واشنگتن و تل‌آویو بر برتری تکنولوژیک خود تکیه دارند، جمهوری اسلامی ایران مدلی از بازدارندگی را ارائه کرده که فراتر از محاسبات مادی ارتش‌های کلاسیک جهان است. این قدرت که ریشه در پیوند میان «میدان» و «مردم» دارد، نه تنها توازن قوا را در نبردهای اخیر تغییر داده، بلکه محاسبات دشمنان را در مواجهه با عمق استراتژیک ایران دچار اختلال کرده است.

اعراب میان ایران و ناتو؛ بازتعریف سوال‌ برانگیز امنیت خلیج فارس

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تحرک تازه برخی اعضای شورای همکاری خلیج فارس برای حضور فعال‌تر در ترتیبات امنیتی ناتو را نباید به‌عنوان یک چرخش ناگهانی یا تغییر بنیادین در سیاست خارجی این کشورها تفسیر کرد.

خلیج فارس؛ میدان نبرد سرد پکن و واشنگتن

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: رقابت سال‌های اخیر میان آمریکا و چین هم مناطق جغرافیایی مختلف از جمله هندوپاسیفیک، غرب آسیا، قطب شمال و جنوب و آفریقا را در بر می‌گیرد و هم در حوزه‌های مختلف مانند اقتصادی و فناوری جاری است. در این میان، یک رقابت راهبردی نیز در منطقه خلیج فارس در حوزه‌های اقتصادی، فناورانه و نظامی شکل گرفته است.

تنگه هرمز و تولد ژئوپلیتیک جدید در حوزه انرژی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تنگه هرمز از یک گذرگاه انرژی به ابزاری ژئوپلیتیک بدل شده و اذعان ناخواسته غرب به توانایی ایران در ایجاد اختلال در آن، بازدارندگی تهران را تثبیت کرده است.

دستاورد نشست نمایشی سران آمریکا و چین در پکن؟

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «سفر دونالد ترامپ به چین نمایشی بزرگ بود که چیز زیادی برای نشان دادن نداشت. ترامپ که در سفری دو روزه به پکن در دیدارها و مراسمات مختلفی شرکت کرد، گفت که او و شی جین پینگ «بسیاری از مشکلات مختلف را رفع کرده‌اند» اما به نظر نمی‌رسد آنها در خصوص مسایلی که با دقت دنبال می‌شود، از تجارت و فناوری تا جنگ ایران، به توافقاتی مهم دست یافته باشند.»

وابستگی پایدار تامین انرژی اروپا به خلیج فارس

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: گفتمان رایج در حوزه امنیت انرژی اروپا طی دو دهه گذشته بر محور تنوع‌بخشی به منابع تأمین و کاهش تدریجی وابستگی به انرژی‌های فسیلی شکل گرفته است. این روایت، که به‌ویژه پس از بحران گاز اوکراین در سال ۲۰۰۶ و تشدید آن در ۲۰۱۴ و ۲۰۲۲ قوت گرفت، بر این فرض استوار بود که اروپا می‌تواند از طریق سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر، واردات گاز طبیعی مایع از منابع متنوع و ایجاد زیرساخت‌های جدید، خود را از آسیب‌پذیری‌های ژئوپلیتیک ناشی از وابستگی به تأمین‌کنندگان خاص رها سازد. با این حال، تحلیل دقیق‌تر داده‌های تجاری انرژی و بررسی ساختار زنجیره تأمین جهانی نفت و گاز، تصویری متفاوت ارائه می‌دهد. اروپا نه‌تنها نتوانسته است وابستگی خود به خلیج فارس را به‌طور معنادار کاهش دهد، بلکه در برخی بخش‌ها، به‌ویژه در واردات گاز طبیعی مایع، این وابستگی عمیق‌تر شده است. این واقعیت، که اغلب در گفتمان عمومی نادیده گرفته می‌شود، پرسش‌های بنیادینی درباره پایداری استراتژی‌های امنیت انرژی اروپا و تأثیر آن بر معادلات قدرت منطقه‌ای مطرح می‌کند.

Loading

أحدث المقالات

ضربه سنگین جنگ علیه ایران به بنیان‌های اقتصادی کشورهای خلیج‌فارس

شورای راهبردی آنلاین – رصد: درگیری با ایران و ایجاد اختلال در تنگه هرمز، اگرچه از نظر مالی توسط کشورهای حاشیه خلیج فارس قابل مدیریت است، اما اعتبار ثبات و امنیت این منطقه را که پایه‌گذار برنامه‌های توسعه‌ای مانند چشم‌انداز ۲۰۳۰ است، به چالش کشیده و ترمیم آن دشوارتر از بازسازی ۲۰۰ میلیارد دلاری زیرساخت‌ها خواهد بود.

مولفه‌های قدرت بازدارندگی ایران

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: در شرایطی که معادلات امنیتی منطقه تحت تأثیر تقابل راهبردی ایران با ایالات متحده و رژیم صهیونیستی به مرحله‌ای حساس رسیده است، پرسش از ماهیت قدرت دفاعی تهران بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. در حالی که واشنگتن و تل‌آویو بر برتری تکنولوژیک خود تکیه دارند، جمهوری اسلامی ایران مدلی از بازدارندگی را ارائه کرده که فراتر از محاسبات مادی ارتش‌های کلاسیک جهان است. این قدرت که ریشه در پیوند میان «میدان» و «مردم» دارد، نه تنها توازن قوا را در نبردهای اخیر تغییر داده، بلکه محاسبات دشمنان را در مواجهه با عمق استراتژیک ایران دچار اختلال کرده است.

اعراب میان ایران و ناتو؛ بازتعریف سوال‌ برانگیز امنیت خلیج فارس

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تحرک تازه برخی اعضای شورای همکاری خلیج فارس برای حضور فعال‌تر در ترتیبات امنیتی ناتو را نباید به‌عنوان یک چرخش ناگهانی یا تغییر بنیادین در سیاست خارجی این کشورها تفسیر کرد.

خلیج فارس؛ میدان نبرد سرد پکن و واشنگتن

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: رقابت سال‌های اخیر میان آمریکا و چین هم مناطق جغرافیایی مختلف از جمله هندوپاسیفیک، غرب آسیا، قطب شمال و جنوب و آفریقا را در بر می‌گیرد و هم در حوزه‌های مختلف مانند اقتصادی و فناوری جاری است. در این میان، یک رقابت راهبردی نیز در منطقه خلیج فارس در حوزه‌های اقتصادی، فناورانه و نظامی شکل گرفته است.

تنگه هرمز و تولد ژئوپلیتیک جدید در حوزه انرژی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تنگه هرمز از یک گذرگاه انرژی به ابزاری ژئوپلیتیک بدل شده و اذعان ناخواسته غرب به توانایی ایران در ایجاد اختلال در آن، بازدارندگی تهران را تثبیت کرده است.

دستاورد نشست نمایشی سران آمریکا و چین در پکن؟

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «سفر دونالد ترامپ به چین نمایشی بزرگ بود که چیز زیادی برای نشان دادن نداشت. ترامپ که در سفری دو روزه به پکن در دیدارها و مراسمات مختلفی شرکت کرد، گفت که او و شی جین پینگ «بسیاری از مشکلات مختلف را رفع کرده‌اند» اما به نظر نمی‌رسد آنها در خصوص مسایلی که با دقت دنبال می‌شود، از تجارت و فناوری تا جنگ ایران، به توافقاتی مهم دست یافته باشند.»

وابستگی پایدار تامین انرژی اروپا به خلیج فارس

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: گفتمان رایج در حوزه امنیت انرژی اروپا طی دو دهه گذشته بر محور تنوع‌بخشی به منابع تأمین و کاهش تدریجی وابستگی به انرژی‌های فسیلی شکل گرفته است. این روایت، که به‌ویژه پس از بحران گاز اوکراین در سال ۲۰۰۶ و تشدید آن در ۲۰۱۴ و ۲۰۲۲ قوت گرفت، بر این فرض استوار بود که اروپا می‌تواند از طریق سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر، واردات گاز طبیعی مایع از منابع متنوع و ایجاد زیرساخت‌های جدید، خود را از آسیب‌پذیری‌های ژئوپلیتیک ناشی از وابستگی به تأمین‌کنندگان خاص رها سازد. با این حال، تحلیل دقیق‌تر داده‌های تجاری انرژی و بررسی ساختار زنجیره تأمین جهانی نفت و گاز، تصویری متفاوت ارائه می‌دهد. اروپا نه‌تنها نتوانسته است وابستگی خود به خلیج فارس را به‌طور معنادار کاهش دهد، بلکه در برخی بخش‌ها، به‌ویژه در واردات گاز طبیعی مایع، این وابستگی عمیق‌تر شده است. این واقعیت، که اغلب در گفتمان عمومی نادیده گرفته می‌شود، پرسش‌های بنیادینی درباره پایداری استراتژی‌های امنیت انرژی اروپا و تأثیر آن بر معادلات قدرت منطقه‌ای مطرح می‌کند.

Loading

سناریوهای پیش‌روی گفتگوهای بین‌الافغانی

۱۳۹۹/۰۷/۲۱ | خبر تاپ, سیاسی, یادداشت

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: بعد از سال‌ها جنگ، خشونت و خونریزی، در نهایت دولت افغانستان و گروه طالبان پذیرفتند به جای کشتار یکدیگر و استفاده از ابزار نظامی و ترور، پای میز مذاکره بنشینند و از طریق کنش سیاسی و برگزاری گفتگوهای بین الافغانی به جنگ‌های چند ده ساله افغانستان پایان بدهند. سید مصطفی هاشمی – کارشناس مسائل افغانستان

گفتگوهای بین ‏الافغانی، پس از امضای توافقنامه میان آمریکا و طالبان در دوحه قطر و همچنین اجرای پیش‏ شرط ‌های گفتگوهای بین ‏الافغانی، سومین مرحله از روند صلح افغانستان محسوب می­شود که از زمان به قدرت رسیدن ترامپ در آمریکا در سال 2016 به اجرا درآمده است. در بخش اول این روند، طرفین درباره مواردی همچون تضمین‌های ضدتروریستی، خروج نیروها، گفتگوهای بین الافغانی و آتش ‏بس جامع به توافقاتی دست پیدا کردند. هر چهار مسئله مورد توافق از سوی کنشگران داخلی و خارجی افغانستان بسیار حائز اهمیت بود و هر یک از بازیگران صحنه سیاسی افغانستان در تلاش بودند با لحاظ نمودن اولویت‌های خود، روند صلح را بر اساس موضوعات مدنظرشان هدایت کنند؛ با این حال دولت افغانستان از روی ناچاری و تحت فشارهای آمریکا، با پذیرش پیش شرط ‌های آغاز گفتگوی بین الافغانی و اجابت آن‌ها؛ از جمله آزادی زندانیان دو طرف؛ نهایتاً با وقفه‌ای چند ماهه بستر لازم برای برگزاری گفتگوهای بین الافغانی را فراهم نمود و سومین مرحله کلیدی از روند صلح در روز شنبه 22 شهریور 1399 رسماً در حضور وزیر امور خارجه ایالات متحده و مشارکت وبیناریِ وزاری امور خارجه چین، پاکستان، هند، ازبکستان، ترکمنستان، نمایندگان کشورهای اروپایی و همچنین دبیرکل سازمان ملل آغاز شد.

مرحله سوم روند صلح افغانستان را می‌توان مهم‌ترین مرحله روند صلح افغانستان قلمداد کرد. در صورت توافق طرفین برای رسیدن به صلح، می‌توان چشم‌انداز مثبتی برای افغانستان قائل شد، اما در صورت عدم دستیابی به یک توافق پایدار و عبور از صلح، آینده افغانستان، دغدغه‌ای مهم برای بازیگردانان صحنه افغانستان به شمار می‌رود.

در حال حاضر، از شواهد و قرائن اینگونه پیداست که هدف اصلی ایالات متحده چیزی جز بیرون کشیدن بخشی از نیروهای نظامی آمریکا از افغانستان نیست و ترامپ درصدد است با کمترین هزینه شرایط خروج آمریکا از افغانستان را فراهم کند. با این وجود چشم‌انداز مشخصی از طرح و برنامه آمریکا برای رسیدن به این هدف در دسترس نیست. اینکه آمریکا با چه اهرمی و با چه ابزاری می‌خواهد و می‌تواند گفتگوهای بین‏ الافغانی را هدایت کند تا به هدف اصلی خود برسد کماکان موضوعی مبهم است، اما می‌توان اینگونه تصور کرد که در صورت عدم موفقیت گفتگوهای بین الافغانی، هزینه‌های خروج آمریکا از افغانستان با افزایش چشم‏گیری همراه خواهد بود.

با نگاهی به ماهیت دور اول گفتگوهای بین ­الافغانی، روشن است که گفتگوهای پیش رو، بسیار فراتر از رایزنی و گفتگو درباره پیدا کردن راه حل مسئله مناقشه برانگیز است و در آینده باید منتظر چانه زنی سخت و سطح بالا میان کنشگران داخلی و خارجی افغان باشیم، اما اینکه آیا گفتگوها و چانه زنی‌های بین الافغانی آخرین مرحله از کنش سیاسی بازیگران درگیر در افغانستان است یا مراحل دیگری نیز قابل تصور است؛ موضوعی است که به نتیجه گفتگوها پیوند خورده و قاعدتاً به آینده موکول می­شود.

با توجه به اختلافات عمیق طرفین افغان، نمی‌توان انتظار داشت که این مذاکرات در مدت زمان کوتاهی به نتیجه برسد، اما با توجه به نقش و میزان اثرگذاری ایالات متحده بر مذاکرات و نیاز ترامپ به استفاده تبلیغاتی از مذاکرات بین ­الافغانی در فرصت کوتاه باقیمانده تا انتخابات 13 آبان با جو بایدن، به نظر می‌رسد گفتگوهای بین الافغانی فعلا استمرار داشته باشد.

با توجه به مواضع طالبان که در این مدت توانسته امتیازات معتنابهی از آمریکا بگیرد و همچنین مواضع دولت افغانستان که طی مدت گذشته مجبور شده با ارائه امتیازات بی حد و اندازه، به مرحله سوم گفتگوهای بین الافغانی ورود کنند، اهمیت گفتگوهای بین ­الافغانی دو چندان شده و بر دشواری‌های آن افزوده است. در این مذاکرات، هیأت دولت افغانستان، از ضرورت حفظ جمهوری اسلامی و آمادگی برای تسهیم قدرت با طالبان صحبت به میان آورده است بطوریکه اشرف غنی در سفر خود به ولایت بامیان به مردم وعده داده با تمام توان از ارزش‌های دموکراسی و حقوق مردم در تعیین حکومت بعدی دفاع خواهد کرد. در طرف مقابل، طالبان بر ضرورت برپایی و استقرار نظام اسلامی و ضرورت مبنا قرار گرفتن فقه حنفی به عنوان دستور اجرای قوانین صحبت به میان آورده است. با توجه به شروطی که طرفین برای یکدیگر مطرح کرده اند، گفتگوهای بین الافغانی، از حالت تلاش و رایزنی برای حل مسئله اختلافی عبور کرده و تبدیل به چانه­ زنی میان طرفین شده است. موفقیت در این چانه زنی، ریشه در عوامل مختلف دارد که تعیین کننده موفقیت و یا عدم موفقیت آن می‌باشند. با این وجود پرسش اینجاست که چه سناریوهایی می‌توان برای ادامه گفتگوها متصور بود؟

یکی از سناریوهایی که می‌توان برای گفتگوهای بین الافغانی تصور کرد، شکست گفتگوها پیش از انتخابات ریاست جمهوری آمریکاست. شکست گفتگوهای بین الافغانی به معنای پایان تلاشها و خارج شدن روند صلح از مسیر سیاسی و بازگشت به مسیر جنگ است. شکست گفتگوها پیش از انتخابات، موضوعی نشدنی نیست، اما با توجه به پافشاری ترامپ در تسریع و تقویت گفتگوها، به نظر می‌رسد، احتمال وقوع آن بسیار کم باشد. به‌ویژه آنکه طالبان بسیار بیشتر از آنچه فکر می‌کرد توانسته از ترامپ امتیاز بگیرد و لذا حاضر نیست دست به اقداماتی بزند که پیش از انتخابات، پل‏ه ای پشت سر خود را خراب و مسیر پیش روی خود را ناهموار کند.

دومین سناریوی ممکن، شکست گفتگوها پس از انتخابات ریاست جمهوری آمریکاست. در صورت شکست گفتگوها، شکی نیست که میزان خشونت در افغانستان شدیدتر خواهد شد. با افزایش میزان سطح خشونت‌ها، بازگشت مجدد به میز گفتگو دشوار خواهد بود. توافق در پای میز مذاکره برای هر دو طرف مذاکرات، ارزشمندتر از ان است که بخواهند در صحنه میدانی و از طریق نظامی و با استفاده از ابزار خشونت و کشتار یکدیگر به آن دست پیدا کنند، لذا طرفین حتی المقدور بر تداوم گفتگوها پافشاری خواهند کرد و تلاش می‌کنند ترک کننده میز مذاکره لقب نگیرند. هر چند در میان مدت احتمال شکست مذاکرات وجود دارد.

سومین سناریویی که می‌توان از مذاکرات بین الافغانی متصور بود، توافق طرفین برای حرکت در مسیر مشخص برای رسیدن به هدفی است که هر یک از آن‌ها تلاش می‌کنند. آتش بس و اصلاح ساختار سیاسی دو هدف کوتاه مدتی است که طرفین گفتگوها درباره آن اتفاق نظر دارند، درحالیکه تشکیل دولت انتقالی و برگزاری انتخابات، جزء اهداف مورد اختلاف آن‌ها به شمار میرود. چانه زنی درباه اتش بس و تعیین اولویت هر یک از این اهداف، از مجموعه مسائلی است که در این سناریو درباره آن چانه زنی می‌شود. با توجه به اختلاف ماهوی در اهداف اصلی طرفین، تحقق این سناریو دشوار و زمانبر خواهد بود.

در صورت عدم دستیابی به توافق و خروج کامل نیروهای آمریکایی از افغانستان، حرکت به سمت آغاز جنگ محتمل ترین سناریویی است که می‌تواند در صحنه افغانستان پدیدار شود.

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *