جدیدترین مطالب
بازآرایی نقشه ترانزیت آسیای مرکزی از طریق ایران و چین
شورای راهبردی آنلاین-رصد: تشدید تنشهای امنیتی میان پاکستان و افغانستان، اسلامآباد و کشورهای آسیای مرکزی را به سمت کریدورهای جایگزین از طریق چین و ایران سوق داده است. موفقیت مسیر جدید قرقیزستان–چین–پاکستان و توسعه مسیرهای ترانزیتی از طریق ایران، نشان میدهد که افغانستان بهتدریج در حال از دست دادن جایگاه سنتی خود بهعنوان حلقه اتصال آسیای مرکزی به آبهای آزاد است.
تاثیر رقابت در شرق آسیا بر شکلگیری نظم جدید جهانی
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «نظم جهانی معمولاً با مفاهیم مکانی و جغرافیایی توصیف میشود؛ دولتها از مرزهای خود دفاع میکنند، حوزههای نفوذ میسازند، بر سر مناطق دریایی رقابت میکنند و برای کنترل زنجیرههای تأمین و نهادهای بینالمللی تلاش میکنند. اما سیاست بینالملل تنها در فضا شکل نمیگیرد، بلکه زمان نیز در آن نقشی اساسی دارد. مفاهیمی مانند قدرت، نظم، بحران و راهبرد بر تصورات خاصی از زمان سیاسی استوارند، هرچند این تصورات اغلب نادیده گرفته میشوند.»
توقف کامل جنگ تنها راه ممکن برای عادیسازی شرایط در تنگه هرمز
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «زمانی که آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه به ایران حمله کردند، ایران با تهدید کشتیرانی در تنگه هرمز واکنش نشان داد. از آن زمان، توجه جهان به چگونگی بازگشایی این گذرگاه حیاتی معطوف شده است. دولت آمریکا حتی یک طرح بیمه برای کشتیهایی که مایل به عبور از تنگه بودند ایجاد کرد، اما تقریباً هیچ کشتیای از آن استفاده نکرد. دلیل این امر آن است که مشکل اصلی بیمه نیست، بلکه جان دریانوردان است.»
ماده ۴۲.۷ پیمان لیسبون در مورد دفاع مشترک در اتحادیه اروپا؛ مکمل ماده ۵ ناتو و نه جایگزین آن
شورای راهبردی آنلاین-رصد: مقامات اتحادیه اروپا در بروکسل در حال بررسی نحوه اجرای ماده ۴۲.۷ پیمان لیسبون هستند؛ بندی که تعهد دفاع مشترک میان اعضای این اتحادیه را پیشبینی میکند. اگرچه این بند از نظر مفهومی شباهتهایی با ماده ۵ ناتو دارد، اما تاکنون در حاشیه ناتو قرار داشته و از نظر عملیاتی توسعه چندانی نیافته است. اکنون با افزایش نگرانیهای امنیتی اروپا و تردیدها درباره میزان تعهد آمریکا به امنیت این قاره، اتحادیه اروپا درصدد فعالتر کردن این سازوکار است.
أحدث المقالات
بازآرایی نقشه ترانزیت آسیای مرکزی از طریق ایران و چین
شورای راهبردی آنلاین-رصد: تشدید تنشهای امنیتی میان پاکستان و افغانستان، اسلامآباد و کشورهای آسیای مرکزی را به سمت کریدورهای جایگزین از طریق چین و ایران سوق داده است. موفقیت مسیر جدید قرقیزستان–چین–پاکستان و توسعه مسیرهای ترانزیتی از طریق ایران، نشان میدهد که افغانستان بهتدریج در حال از دست دادن جایگاه سنتی خود بهعنوان حلقه اتصال آسیای مرکزی به آبهای آزاد است.
تاثیر رقابت در شرق آسیا بر شکلگیری نظم جدید جهانی
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «نظم جهانی معمولاً با مفاهیم مکانی و جغرافیایی توصیف میشود؛ دولتها از مرزهای خود دفاع میکنند، حوزههای نفوذ میسازند، بر سر مناطق دریایی رقابت میکنند و برای کنترل زنجیرههای تأمین و نهادهای بینالمللی تلاش میکنند. اما سیاست بینالملل تنها در فضا شکل نمیگیرد، بلکه زمان نیز در آن نقشی اساسی دارد. مفاهیمی مانند قدرت، نظم، بحران و راهبرد بر تصورات خاصی از زمان سیاسی استوارند، هرچند این تصورات اغلب نادیده گرفته میشوند.»
توقف کامل جنگ تنها راه ممکن برای عادیسازی شرایط در تنگه هرمز
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «زمانی که آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه به ایران حمله کردند، ایران با تهدید کشتیرانی در تنگه هرمز واکنش نشان داد. از آن زمان، توجه جهان به چگونگی بازگشایی این گذرگاه حیاتی معطوف شده است. دولت آمریکا حتی یک طرح بیمه برای کشتیهایی که مایل به عبور از تنگه بودند ایجاد کرد، اما تقریباً هیچ کشتیای از آن استفاده نکرد. دلیل این امر آن است که مشکل اصلی بیمه نیست، بلکه جان دریانوردان است.»
ماده ۴۲.۷ پیمان لیسبون در مورد دفاع مشترک در اتحادیه اروپا؛ مکمل ماده ۵ ناتو و نه جایگزین آن
شورای راهبردی آنلاین-رصد: مقامات اتحادیه اروپا در بروکسل در حال بررسی نحوه اجرای ماده ۴۲.۷ پیمان لیسبون هستند؛ بندی که تعهد دفاع مشترک میان اعضای این اتحادیه را پیشبینی میکند. اگرچه این بند از نظر مفهومی شباهتهایی با ماده ۵ ناتو دارد، اما تاکنون در حاشیه ناتو قرار داشته و از نظر عملیاتی توسعه چندانی نیافته است. اکنون با افزایش نگرانیهای امنیتی اروپا و تردیدها درباره میزان تعهد آمریکا به امنیت این قاره، اتحادیه اروپا درصدد فعالتر کردن این سازوکار است.
آمریکا و روند صلح افغانستان
پیرمحمد ملازهی/ کارشناس مسائل افغانستان
در رابطه با نتایج این صلح و نگاه طالبان به بحث صلح با دولت افغانستان باید به چند نکته توجه داشت؛
کنفرانس صلح ژنو درواقع دو بخش داشت؛ یک بخش مسئله صلح را شامل میشد و بخش دیگر مربوط به گزارشی بود که آقای اشرف غنی درخصوص نگرانیهای غرب(کشورهای کمککننده مالی به افغانستان) مطرح کرد. چرا که شایعاتی در خصوص فساد مالی، هدر رفتن اعتبارات و کاهش تمایل کشورهای غربی برای ادامه کمکها مطرح شده بود. لذا هدف اصلی اشرفغنی در کنفرانس ژنو مسئله صلح نبود بلکه برای او، قانع کردن کشورهای غربی کمکدهنده به افغانستان در اولویت قرار داشت که به نظر میرسد رئیسجمهوری افغانستان در رسیدن به این هدف توفیقاتی داشته و کشورهای غربی نسبت به ضرورت تداوم ارسال کمکهایشان به افغانستان قانع شدند.
اما در بخش مربوط به مذاکرات صلح باید توجه داشت که این پروسه چندین طرف را شامل میشود و فقط به دولت کابل و طالبان مرتبط نمیشود. چرا که کشورهای بزرگ، کشورهای همسایه افغانستان و کشورهای اسلامی و غیراسلامی که منافعی برای خود در افغانستان تعریف کردهاند نیز در این روند صلح دخیل هستند. لذا نمیتوان به سادگی تصور کرد که طرحی برای صلح افغانستان مطرح شود که تمام طرفین به یک جمعبندی واحد برسند و طی آن بتوان صلح را در افغانستان برقرار کرد. در کنار این، یک واقعیت را نیز نباید فراموش کرد مبنی بر اینکه طالبان اصلا در مذاکرات ژنو حضور پیدا نکردند. لذا هر تصمیمی که در آن کنفرانس اتخاذ شده باشد به طور طبیعی مورد قبول طالبان نخواهد بود. بنابراین مذاکرات صلح از طریق ژنو یا میانجیگری مجامع جهانی خیلی با واقعیتهای افغانستان همخوانی ندارد و تلاشهای صلح در جای دیگری متمرکز است. درواقع ماموریت آقای زلمای خلیلزاد به عنوان نماینده دونالد ترامپ در امور صلح افغانستان که خود افغانیالاصل و یکی از شخصیتهای مهم نئوکانها در آمریکا بهشمار میرود، در مقطع فعلی از اهمیت بالایی برخوردار است. خلیلزاد تا به امروز سه دور با حضور در منطقه مذاکراتی با طالبان، دولت افغانستان و پاکستان داشته است و در حال حاضر همچنان رایزنیهای سومین دور ادامه دارد. به این معنا که از یک طرف کمیسیون انتخابات ریاستجمهوری، زمانبندی انتخابات را اعلام کرده و قرار است درتاریخ 31 فروردین سال آینده برگزار شود و از سوی دیگر شایعاتی مطرح است مبنی بر اینکه آمریکا و نماینده آنها یعنی خلیلزاد به دنبال تعویق انتخابات هستند.طبق تحلیلها ظاهرا هدف آنها نیز این است که یک دولت انتقالی تشکیل شود که در آن، طالبان نیز شریک باشد و در نتیجه امکان برای صلح در افغانستان از طریق دور زدن سازوکارهای دموکراتیک فراهم شود.
البته یک سناریوی دیگر نیز مطرح است که شاید آمریکاییها در پی آن هستند تجربهای که در زمان جان کری، وزیر امور خارجه پیشین آمریکا داشتند در دورهای که انتخابات ریاست جمهوری میان عبدالله عبدالله و اشرف غنی به بن بست رسید را تکرار کنند؛ در آن مقطع کری، فرمولی را تحت عنوان دولت وحدت ملی مطرح کرد که در آن آقای عبدالله سمت رئیس اجرایی و اشرف غنی سمت رئیس جمهور را از آن خود کردند. در حال حاضر نیز ظاهرا آمریکاییها به دنبال این پروسه هستند که در صورت امکان یک دولت انتقالی در افغانستان تشکیل شود که در این دولت انتقالی، طالبان نیز شریک باشند تا بتوانند مذاکرات صلح را به سرانجامی برسانند. خلیل زاد اخیرا در گفتگویی ابراز امیدواری کرده که پیش از برگزاری انتخابات، شرایطی فراهم شود تا مذاکرات صلح به یک نتیجهای برسد. با توجه به شرایط و پیچیدگیهای افغانستان، این حرف بسیار حائز اهمیت و مشخص است آمریکاییها خارج از طرحهای مطرح شده در کنفرانس ژنو یا از سوی دولت افغانستان، طرحهایی را دنبال میکنند تا به نوعی یک دولت انتقالی تشکیل دهند که طالبان نیز در آن شراکت داشته باشد. همچنین طی این پروسه، احزاب سیاسی، قومی و مذهبی نیز با چنین دولتی توافق کنند. لذا در پشت پرده جریانی در حال پیگیری است که خیلی با آنچه که اعلام میشود همخوانی ندارد.
در نهایت به نظر میرسد که آمریکا دو هدف اصلی را از پیگیری این طرح دنبال میکند؛ نخست آنکه طالبان را در قدرت شریک کنند یعنی دیگر احزاب و گروههایی را که تاکنون با طالبان مخالف بودهاند در موقعیتی قرار دهند که شراکت طالبان در قدرت را بپذیرند و هدف دیگر آن است که دولتی کاملا در راستای اهداف آمریکا شکل بگیرد.
در این راستا میتوان پیشبینی کرد که آمریکاییها دیگر خیلی روی اشخاصی چون اشرف غنی یا عبدالله عبدالله حساب باز نمیکنند و به دنبال نیروهای جدیدتری هستند.
0 Comments