شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، صبح یکشنبه ۱۲ آوریل ۲۰۲۶ در پلتفرم خود با نام تروثسوشیال اعلام کرد که نیروی دریایی آمریکا تنگه هرمز را مسدود خواهد کرد. این تصمیم که در واکنش به شکست مذاکرات اسلامآباد با پاکستان اتخاذ شد، از منظر فلسفه روابط بینالملل نه یک اشتباه تاکتیکی، بلکه بازتولید همان منطق خودویرانگری است که از روزگار تاسیس دولتشهرهای یونان باستان تا امپراتوریهای مدرن، همه هژمونهای سربرآورده از «زور محض» را به ورطه نابودی کشانده است.
قاسم نوربخش – پژوهشگر فلسفه سیاسی و روابط بینالملل
در این تحلیل، با اتکا به دادههای مقاله کِلی بیوکار ولاهوس (Responsible Statecraft, April 12, 2026) و استناد به آرای فیلسوفان سیاسی از توسیدید تا میشل فوکو، نشان خواهم داد که چرا ترامپ چنین تصمیمی گرفته، چرا این تصمیم محکوم به شکست است، و چرا منطق زور ذاتاً خودویرانگر است.
چرا ترامپ چنین تصمیمی گرفت؟ (سه ریشه فلسفی)
۱. بنمایه «توماس هابز»: ترس از هرجومرج و وسوسه حاکم مطلقه
ترامپ در متن تهدید خود میگوید: «رهبران کشورها، به ویژه رهبران آمریکا، هرگز نمیتوانند تحت فشار قرار بگیرند.» این جمله یادآور فصل سیزدهم لویاتان هابز است که «وضعیت طبیعی» را «جنگ همه علیه همه» توصیف میکند. ترامپ خود را در مقام «حاکم مطلقه»ای میبیند که باید با نمایش قدرت، هرجومرج را مهار کند. اما هابز این هشدار را هم داده است که حاکمی که تنها بر «ترس» تکیه کند، نهایتاً توسط همان رعایا سرنگون میشود.
۲. منشأ نیچهای: «اراده قدرت» و تحقیر دیپلماسی
در فلسفه فردریش نیچه، «اراده قدرت» موتور محرکه تاریخ است. ترامپ با تحقیر دیپلماسی (که آن را نشانه ضعف میداند) و روی آوردن به «زور ناب» یعنی مسدودسازی تنگه هرمز، دقیقاً همان خطای نیچهای را مرتکب میشود. یعنی فراموش میکند که قدرت واقعی نیازمند «بازنمایی» و «مشروعیت» است، نه صرفاً تخریب.
۳. منطق «برد-باخت» (Zero-Sum) برگرفته از رئالیسم تهاجمی
جان مرشایمر، نظریهپرداز رئالیسم تهاجمی، معتقد است دولتها همواره در پی حداکثرسازی قدرت نسبی هستند. ترامپ نیز چنین میاندیشد: «اگر ایران تنگه را ببندد، ما هم میبندیم.» اما ترامپ فراموش میکند که در جهان به هم پیوسته امروز، «قدرت نسبی» وقتی همه بازیگران همزمان بازنده میشوند دیگر مفهومی ندارد.
چرا تصمیم ترامپ اشتباه است؟ (سه مغالطه عملی)
۱. مغالطه «خودتحریمی»: شلیک به پای خود و متحدان
مقاله ولاهوس با استناد به سارانگ شیدوره، مدیر برنامه جهانی جنوب در کوئینسی اینستیتیوت، مینویسد: «فیلیپین، متحد معاهده آمریکا، ۹۸ درصد منابع انرژی خود را از تنگه هرمز تأمین میکند.» همچنین کراتیک سانکاران هشدار میدهد: «قطعات تسلیحات آمریکا نیز در این محاصره گرفتار خواهند شد.»
به یاد بیاوریم که چگونه ایالات متحده در دهه ۱۹۷۰ با تحریم نفت عربستان، نه تنها به اتحاد جماهیر شوروی ضربه نزد، بلکه باعث شد ژاپن و اروپای غربی به دیپلماسی مستقل از واشنگتن روی آورند. این بار، مسدودسازی تنگه هرمز، چین، هند و پاکستان را مستقیماً هدف قرار میدهد. همانطور که تریتا پارسی هشدار میدهد: «این رقابت در حال تبدیل شدن به یک جنگ نیابتی آمریکا-چین است که به نفع آمریکا نیست.»
۲. مغالطه «جاه طلبی بدون پشتوانه»(Hubris) در تراژدی یونان باستان
در تراژدی سوفوکل، «آژاکس» به دلیل تکبر و غرور، خود را در برابر خدایان قرار میدهد و نابود میشود. ترامپ با تهدید «هر ایرانی که به ما شلیک کند، به جهنم منفجر خواهد شد»، همان خطای آژاکس را مرتکب میشود. یعنی قدرت نظامی ایران را دست کم میگیرد، اما هزینههای سیاسی و اقتصادی محاصره را نادیده میانگارد.
در سال ۱۹۵۶، بریتانیا و فرانسه در بحران کانال سوئز تصور کردند که با توسل به زور میتوانند کنترل کانال را بازپس گیرند. نتیجه چه شد؟ ایالات متحده و شوروی به آنها فشار آوردند و امپراتوری بریتانیا برای همیشه وجهه خود را به عنوان یک قدرت جهانی از دست داد. ترامپ نیز اگر این محاصره را اجرا کند، نه تنها ایران را مهار نمیکند، بلکه چین را به سمت «نظام پرداخت موازی» و «مسیرهای تجاری جایگزین» سوق خواهد داد.
۳. مغالطه «دور تسلسل خشونت» (میشل فوکو)
میشل فوکو در «مراقبت و تنبیه» نشان داد که خشونت دولتی نه تنها جرم را کاهش نمیدهد، بلکه آن را بازتولید و تشدید میکند. ترامپ میگوید: «اگر ایران مین گذاری کند، ما مینها را نابود میکنیم.» اما این منطق، به راحتی میتواند ایران را به مین گذاری بیشتر و پیچیدهتر تشویق کند. مسئله اینجاست که همان طور که تریتا پارسی هشدار داده، اگر آمریکا تنگه هرمز را مسدود کند، انصارالله یمن نیز حملات خود به دریای سرخ را از سر خواهند گرفت و «۱۲ درصد دیگر از نفت جهان از بازار خارج میشود و قیمت نفت به ۲۰۰ دلار در هر بشکه میرسد.» بنابراین این چرخه زورآزمایی به جای خاتمه، به سوی تشدید خواهد رفت.
نتیجه ویرانگر و خودویرانگری منطق زور
۱. کوتاهمدت: شوک نفتی و رکود جهانی
دادههای فعلی نشان میدهد، پیش از کنترل تنگه هرمز توسط ایران، «یکپنجم نفت و الانجی جهان از تنگه هرمز عبور میکرده است.» در صورت اعمال محاصره دریایی از سوی آمریکا، قیمت بنزین در آمریکا «حداقل یک دلار» افزایش میآید و کشاورزان آمریکایی قادر به تأمین کود شیمیایی نخواهند بود. کارشناسان آمریکایی تأکید میکنند: «عدم قطعیت درباره مسیر جنگ و دیپلماسی، اوضاع را بدتر خواهد کرد.»
۲. میانمدت: تغییر نظام بینالملل به سمت «بلوکبندی ارزی»
چین که ۹۰ درصد نفت ایران را خریداری میکند، انگیزههای مضاعفی برای حذف دلار از مبادلات انرژی پیدا خواهد کرد. شیدوره، کارشناس مسائل انرژی میگوید: «این محاصره به چین انگیزه تقویت امنیت ایران را میدهد.» نتیجه چنین وضعیتی ایجاد نظام مالی بینالمللی جایگزین دلار است، یعنی این نظام به سمت ارزهای دیجیتال ملی و تهاترهای دوجانبه حرکت خواهد کرد.
۳. بلندمدت: افول هژمونی آمریکا به سبک تاریخ
توسیدید، مورخ یونان باستان، در کتاب «تاریخ جنگ پلوپونز» نشان داد که چگونه آتن با تکیه بر زور و تحقیر اسپارت و متحدانش، نهایتاً خود را در جنگی فرسایشی نابود کرد. امروز نیز آمریکا با تکرار همان الگو – تحقیر دیپلماسی، تکیه بر محاصره و نادیده گرفتن وابستگی متقابل – مسیر آتن را دنبال میکند.
تریتا پارسی چشمانداز واقعبینانه از این وضعیت را این گونه تصویر کرده است: «محتملترین سناریو، وضعیت جدید بدون توافق است که ایران کنترل تنگه را حفظ میکند، آمریکا از جنگ خارج میشود، و اسرائیل ممکن است جنگ را به تنهایی ادامه دهد.» این یعنی آمریکا هیچ یک از اهداف خود را محقق نکرده و تنها هزینههای اقتصادی و سیاسی گزافی پرداخته است.
خودویرانگری به مثابه سرنوشت هژمون
گئورگ ویلهلم فریدریش هگل در «پدیدارشناسی روح» از «دیالکتیک سرور و برده» چنین سخن میگوید: سروری که تنها بر زور تکیه کند، هرگز به رسمیت شناخته نمیشود و نهایتاً به بردگی کشیده میشود. ترامپ با انتخاب محاصره دریایی، نقشی معادل «سروری» را بازی میکند که در دام وابستگی متقابل گرفتار شده است.
اما شاید عمیقترین تحلیل از آنِ هانا آرنت، فیلسوف آلمانی-آمریکایی، در کتاب «بیرحمی» است که میگوید: «بزرگترین جنایات تاریخ نه از سر «شریر بودن» عاملان، بلکه از سر «بیفکری» رخ میدهد. ترامپ به جای محاسبه پیامدهای سیستمیک محاصره دریایی بر طیف وسیعی از انسانها و کشورها، اعم از کشاورزان آمریکایی تا کارگران بنادر فیلیپین، صرفاً از روی خشم و تحقیر واکنش نشان میدهد.
بسیاری از کارشناسان آمریکایی نیز معترف هستند «هیچکس در این مسابقه مرگبار به سمت قعر، برنده نخواهد شد.» آمریکا اگر همین امروز از این مسیر بازنگردد، نه تنها ایران را شکست نخواهد داد، بلکه سرنوشت محتوم تمام هژمونهای مبتنی بر زور – از آتن تا بریتانیا – را تکرار خواهد کرد؛ سقوطی آرام، تحقیرآمیز و خودساخته.
منابع و ارجاعات:
Vlahos, Kelley Beaucar. “Trump: US to block Hormuz, shooting ourselves & allies in foot.” Responsible Statecraft, April 12, 20
Hobbes, Thomas. Leviathan (1651)
Nietzsche, Friedrich. Thus Spoke Zarathustra (1883)
Foucault, Michel. Discipline and Punish (1975)
Arendt, Hannah. Eichmann in Jerusalem (1963)
Thucydides. History of the Peloponnesian War (c. 400 BCE)
0 Comments