شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: درحالیکه دولت ترامپ از نخستین دقایق برقراری آتشبس دو هفتهای با ایران، از طریق جنگ شناختی و فضاسازی گسترده روانی، بهدنبال ارائه یک تصویر برنده از خود و شکست خورده از ایران در جنگ بوده است، اما به اذعان بسیاری از کارشناسان و ناظران برجسته بینالمللی، آمریکا و نیروی نیابتی آن یعنی رژیم صهیونیستی در جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران، به هیچ یک از اهداف اعلامی و اعمالی خود دست نیافتند.
حمید خوشآیند – کارشناس مسائل منطقه
اگرچه آتشبس معمولاً بهعنوان توقف تنش و کاهش فعالیتهای خصمانه در میدان جنگ تعریف میشود، اما تجربه بسیاری از جنگهای معاصر نشان میدهد که در همین دوره، شدت جنگ شناختی، عملیات روانی و فضاسازی رسانهای افزایش مییابد. در این مرحله، اگرچه درگیری نظامی با توافق طرفین، متوقف یا محدود میشود، اما رقابت بر سر کنترل و مدیریت افکار عمومی، تثبیت روایت برتر و شکلدهی به ادراکات داخلی و بینالمللی وارد مرحلهای حساستر و پرشتابتر میگردد.
فرض مسلم این است که در دوره آتشبس، خلأ ناشی از توقف اخبار میدانی و کاهش تحولات سریع، فضای رسانهای را آماده روایتسازی میکند. طرفهایی که در میدان به نتایج مطلوب دست نیافتهاند، بیش از دیگران تلاش میکنند با استفاده از ابزارهای شناختی، زمینههای روانی و رسانهای را به نفع خود مدیریت نمایند. این تلاشها معمولاً با برجستهسازی دستاوردهای ادعایی، کوچکنمایی شکستها و انتقال مسئولیت بحران همراه است.
همچنین دوره آتشبس، فرصتی طلایی برای بازسازی مشروعیت سیاسی و اجتماعی است. حتی اگر هیچ تغییر واقعی در میدان رخ نداده باشد، مدیریت برداشت و ارزیابی عمومی میتواند در سرنوشت مرحله بعدی نبرد تاثیرگذار باشد. به همین دلیل، عملیات روانی در تلاش است این برداشت را ایجاد کند که آتشبس، نتیجه فشار یا برتری یک طرف بوده است، نه فرسایش یا توافق متقابل. در چنین وضعیتی، هر پیام، تصویر یا گزارش رسانهای به ابزار چانهزنی راهبردی تبدیل میشود.
این دقیقاً همان روندی است که دولت ترامپ در روزهای اخیر دنبال کرده است و از نخستین دقایق برقراری آتشبس دو هفتهای با ایران، از طریق جنگ شناختی و فضاسازی گسترده روانی، بهدنبال ارائه یک تصویر برنده از خود و شکست خورده از ایران در جنگ بوده است، درحالیکه به اذعان بسیاری از تحلیلگران خارجی، آمریکا و نیروی نیابتی آن یعنی رژیم صهیونیستی، به هیچ یک از اهداف اعلامی و اعمالی خود در این جنگ دست نیافتند.
علاوه بر وضعیت میدان که کاملاً به نفع ایران است، تمام کارشناسان و ناظران برجسته بینالمللی حتی در داخل آمریکا و رژیم صهیونیستی بر این نکته متفقالقولاند که آنها بعد از چهل روز جنگ تمام عیار علیه ایران، در نهایت با ناکامی مواجه شدند. بلینکن وزیر خارجه سابق آمریکا در گفتگویی که اخیراً انجام داده، روی این نکته تأکید کرده است که «در جنگ با ایران چیزی بهدست نیاوردیم و با شکست استراتژیک روبرو هستیم». دنیا این واقعیت را پذیرفته است که جنگ با ایران در همه جبههها با شکست مواجه شده است، حتی اگر ترامپ اعلام پیروزی کند.
اگر جنگ دوباره آغاز شود، باز هم هیچ تغییری در معادلات میدان رخ نخواهد داد و فضا بیشازپیش به ضرر متجاوزان تغییر خواهد یافت؛ این همان نکتهای است که بهشدت باعث خشم و به هم ریختن تعادل روحی و روانی ترامپ، رئیس جمهور آمریکا شده و نمیتواند و نمیخواهد قبول کند که قمار جنگ با ایران را به مفتضحانهترین شکل ممکن باخته است.
رئیس جمهور خودشیفته و متوهم آمریکا برای غلبه بر فضای خفتباری که در نتیجه شکست در جنگ ایران، علیه دولت او شکل گرفته است، به حربه جنگ شناختی و فضاسازی روانی و رسانهای روی آورده است. با مروری بر اظهارات و توییتهای ترامپ و اطرافیان او به خوبی میتوان به این مسأله پی برد که دولت آمریکا در دوره آتشبس، با بهرهمندی از امکانات گسترده رسانهای که در اختیار دارد، تلاش میکند نقش برنده یا طرف برتر جنگ را برای خود در افکار عمومی به نمایش بگذارد.
به زعم ترامپ، آنچه در فضای نظامی، قابل دستیابی نیست را میشود با سازوکارهای روانی و رسانهای در میدان افکار عمومی بهدست آورد. برای همین است که او با توییتهای پی در پی و اظهارات پراکنده و فرافکنیهای رسانهای، برخلاف آنچه که در میدان رخ داد و نتیجه آن، در صدد روایتسازی پیروزمندانه، پنهانسازی ضعفها و انتقال مسئولیت بحران اقتصادی ناشی از جنگ و کنترل تنگه هرمز به ایران است.
علاوه بر شخص ترامپ و تیم امنیتی و سیاسی او، جریانهای رسانهای و اتاقهای عملیات روانی وابسته به او نیر فعالیت خود را تشدید کردهاند تا تصویر مطلوبتری از وضعیت جنگ به نفع خود ارائه دهند. دولت ترامپ، دوره کوتاه آتشبس را به فرصتی برای ارزیابی دوباره نیروها و سنجش نقاط ضعف و قوت ایران تبدیل کرده است. جنگ شناختی و عملیات روانی و رسانهای دولت او در این دوره، نقش «رصد و نفوذ» به خود گرفته است تا از طریق بررسی واکنش افکار عمومی جهانی ازجمله در داخل آمریکا و ایران، ظرفیتهای ایران در کنترل اطلاعات را بسنجد و بهعنوان یک تاکتیک نخنماشده، شکافهای اجتماعی و سیاسی در وحدت و یکپارچگی ملت و حاکمیت و دولت ایران ایجاد کند.
اگرچه جنگ شناختی و روانی دولت ترامپ در نهایت نمیتواند راه بهجایی ببرد و موازنهای که در میدان به نفع ایران برقرار شده است را تغییر دهد، لیکن نباید از عملیات روانی و جنگ شناختی کاخ سفید و شخص ترامپ غفلت کرد.
برای مقابله با اقداماتی که دولت ترامپ در فضای رسانهای دنبال میکند و خنثیسازی یا کماثر کردن آنها، حتماً باید تمهیداتی در نظر گرفت که ازجمله مهمترین آنها عبارتند از: تثبیت روایت واحد و منسجم از پیروزی ایران و شکست آمریکا در جنگ، جلوگیری از چندصدایی و تناقض پیامها در فضای افکار عمومی و دستگاههای حاکمیتی، رصد لحظهای رسانهها و شبکههای اجتماعی با هدف شناسایی سریع موجهای رسانهای و تحلیل الگوهای انتشار دشمن و استخراج موضوعات حساس قبل از تبدیل شدن به بحران، پاسخگویی سریع، دقیق و بدون هیجان به ابهامات و شبهاتی که دشمن به آنها دامن میزند، جلوگیری از سکوت طولانی که فضا را برای جا افتادن روایت دشمن آمریکایی و صهیونیستی باز میگذارد، تقویت استحکام روانی مخاطبان و افکار عمومی داخلی در مورد واقعیات جنگ و شکست آمریکا و در نهایت مدیریت و تلاش برای خنثی کردن شایعات و اطلاعات جعلی.
0 Comments