شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: وضعیت داخلی رژیم اسرائیل در جریان جنگ ۴۰ روزه را میتوان از چند جهت تحلیل کرد. میزان محبوبیت بنیامین نتانیاهو، حزب لیکود و ائتلاف حاکم به رهبری نتانیاهو تا قبل از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، تقریباً همان وضعیتی است که در طول یک سال گذشته حاکم بود. آخرین عاملی که باعث شده بود محبوبیت نتانیاهو تا حدی افزایش پیدا کند، پیشبرد جنگ ۲۰۲۴ با حزبالله لبنان بود. بعد از آن، به صورت موقتی در جنگ ۱2 روزه با ایران، محبوبیت وی بیشتر شد که البته بعد از جنگ، دوباره به همان حالت قبل بازگشت.
منصور براتی- کارشناس مسائل اسرائیل
با آغاز جنگ ۴۰ روزه در اواخر فوریه، اگرچه تا حدی محبوبیت نتانیاهو افزایش یافت و در نظرسنجیهای معتبر، کرسیهای حزب لیکود از ۲۵ به ۲۸ رسید، اما این افزایش کرسیهای حزب لیکود، از سمت رقبای حزب لیکود اتفاق نیفتاد، بلکه این کرسیها از احزاب مؤتلف لیکود به سمت این حزب آمده بودند؛ بهخصوص از حزب «قدرت یهودی» که رهبر آن بنگویر است و خودش متعلق به جناح راست افراطی و متحد نتانیاهو به حساب میآید. یعنی کرسی جدیدی به مجموعه ائتلاف حاکم اضافه نشد و صرفاً کرسیها در درون این ائتلاف جابهجا شد و از قدرت یهودی به سمت لیکود آمد. در روزهای بعد و هفتههای بعد، در این موضوع یعنی تعداد کرسیها، تغییر جدی به وجود نیامد و ائتلاف با حدود ۵۱ کرسی در نظرسنجیها جنگ را تمام کرد. این شرایط باعث شده است که جنگ دوم با ایران تقریبا هیچ آثار مثبتی برای نتانیاهو و ائتلاف حاکم به وجود نیاورد و نتانیاهو همچنان در آن بنبستِ بعد از هفتم اکتبر گرفتار است.
مسئله دیگری که حائز اهمیت است، اینکه جامعه رژیم اسرائیل در ابتدای جنگ، به شدت انتظاراتش نسبت به نتایج جنگ زیاد شد. در حقیقت در نظرسنجیهایی که در ابتدای جنگ انجام شده بود، این تصور در افکار عمومی جامعه رژیم اسرائیل ایجاد شده بود که در نتیجه این جنگ، جمهوری اسلامی ایران دچار فروپاشی خواهد شد و برنامه هستهای و موشکیاش نیز از بین خواهد رفت.
به طور مثال، اگر به نظرسنجیهای موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (چهار نظرسنجی در طول جنگ و بعد از آن برگزار کرده است) توجه شود، در ابتدای جنگ تقریباً ۷۸ درصد معتقد بودند که اساساً سرنگون کردن جمهوری اسلامی ایران با این جنگ امکانپذیر است. این نظرسنجی که در روز دوم مارس، یعنی سه روز بعد از شروع جنگ انجام شده بود حاکی از امیدواری جامعه رژیم اسرائیل به شکست قطعی ایران در جنگ بود. اما وقتی که در ۱۵ مارس نظرسنجی دوم برگزار شد، این آمار از ۷۸ درصد به ۶۵ درصد رسید و به تدریج کمتر هم شد. در پانزدهم آوریل نیز که آخرین نظرسنجی موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل برگزار شد، از 78 درصدی که در ابتدا فکر میکردند جمهوری اسلامی ایران را میتوان با جنگ از بین برد، به ۳۰ درصد رسیده و این تغییر بسیار قابل توجهی است.
یعنی تقریباً ۶۵ درصد از تعداد افرادی که در جامعه رژیم اسرائیل فکر میکردند جنگ باعث فروپاشی جمهوری اسلامی ایران میشود، کم شده است. همچنین تعداد افرادی که گمان میکردند که آسیب جدی به برنامه هستهای و موشکی ایران میخورد، به شدت کاهش پیدا کرده و امروز تنها چیزی در حدود ۳۰ درصدِ جامعه رژیم اسرائیل فکر میکنند که چنین ضربهای به ایران وارد شده است. در طول سالهای بعد از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، تقریباً جامعه رژیم اسرائیل به این نتیجه و برداشت رسیده بود که این رژیم از طریق قدرت نظامی، اطلاعاتی و فناوری و همچنین با کمک آمریکا، میتواند به هر هدفی در منطقه غرب آسیا دست پیدا کند و این منطقه را به هر شکلی که میخواهد تغییر دهد. اما در جنگ ۴۰ روزه با ایران، تقریباً این برداشت خیلی ضعیفتر شده است و بهنحوی به این نتیجه رسیدهاند که در برابر دولتهای قدرتمند و در برابر کشورهایی همچون ایران که جمعیت زیاد و ساختار محکمی دارند، نمیتوانند به اهداف خود دست پیدا کنند.
در نهایت هرچند که در ایران اعتراضات و نارضایتیهای داخلی نسبت به سیاست و وضعیت اقتصادی وجود دارد، اما با این وجود، تصور سرنگونی جمهوری اسلامی ایران در جامعه رژیم اسرائیل، تحت تأثیر نتایج جنگ ۴۰ روزه، بسیار کمرنگ شده است. ادامه این وضعیت به نفع نتانیاهو نبوده و جایگاه سیاسیاش را متزلزل خواهد کرد. چرا که او بارها و بارها وعده سرنگونی جمهوری اسلامی ایران و نابودی قدرت هستهای و موشکیاش را داده بود. و این درحالی است که امروز ایران توانسته است قدرت خود را در غرب آسیا تثبیت نماید.
0 Comments