شوراي راهبردي آنلاين – گفتگو: یک کارشناس مسائل غرب آسیا گفت: دیدار وزیر خارجه بحرین و يک مقام صهیونیستی براي حل مشکل وضعيت اين روزهاي رژيم صهيونيستي به ويژه با شکست خوردن اوليه معامله قرن بود؛ باید عصایی مثل آشکارسازی روابط عربی با صهيونيستها زیربغل اين رژيم میگذاشتند.
سعدالله زارعی با اشاره به دیدار وزیرخارجه بحرین با وزیر صهیونیستی گفت: رابطه صهیونیستها با برخي دولتهاي عربی موضوع جدیدی نیست و حتی به پیش از تاسیس رژیم صهيونيستي در سال 1327، يعني حدود بیست سال قبل از سال تاسيس رژيم صهيونيستي برمیگردد. برای نمونه انگلیسیها نامهای از ملک عبدالعزیز – که آن زمان امیر نجد بود – گرفتند مبنی بر اینکه که او به نیابت از جهان اسلام – که البته نیابتی خودساخته بود – اعلام کرد ما داشتن سرپناه، کار، آسایش و یک کشور را برای یهودیان بیچاره و آواره لازم میدانیم و حاضریم برای تشکیل چنین دولتی در سرزمین فلسطین با آنها همکاری کنیم.
وی افزود: این واقعه به حدود سالهای1920 که ماجرای اعلامیه بالفور پیش آمده بود، مربوط میشود. در آن زمان میان کشورهای پیروز در جنگ جهانی اول این مباحث مطرح بود و عبدالعزیز خدمت بزرگی به صهیونیستها انجام داد. بعد از آن هم روابط آل سعود و اردن با صهیونیستها ادامه پیداکرد.
این تحلیلگر مسائل غرب آسيا اضافه کرد: آنها دست نشانده انگلیس و درنتیجه دستنشانده رژيم صهيونيستي بودند و جالب این است که زمان روی کارآوردن خاندان هاشمی از سوی انگلیسیها در اردن و زمان روی کارآوردن خانواده دیگری از هاشمیها در عراق که خانواده ملک فیصل است و همچنین زمان روی کارآوردن دستهای از صهیونیستهای اروپایی به رهبری بن گوریون در فلسطین که منجر به تاسیس رژیم صهیونیستی شد، همزمان است و حتی همزمان کشوری به نام عربستان سعودی در سال 1932 اعلام موجودیت کرد. بنابراین همه اینها از ابتدا درهم تنیده بودند؛ یک پدر، یک سرگذشت مشترک و یک دلیل موجوديتي مشترک داشتند و هیچ کدامشان هم ربطی به ملتهای مسلمان یا عرب نداشتند.
زارعی افزود: به هر حال از آنجا که مسلمانان در همه جای دنیا تحت هر مذهبی، شیعه یا سنی، تحت هر گرایشی، مذهبی یا سکولار باشند نسبت به فلسطین و قدس حساسیت به حق و ویژهای دارند؛ تاکنون این روابط حالت محرمانه و مخفیانه داشته و توسط دولتهای عربی معمولا انکار میشده است؛ اخیرا گامهایی در حال برداشته شدن است تا روابط عربی – اسراییلی از این حالت مبهم، رازآلود و توام با شرمندگی خارج و آشکار شود.
وی با بیان اینکه هدف از دیدار وزیر خارجه بحرین و مقام رژیم صهیونیستی نیاز رژيم صهيونيستي به این ارتباطات است، توضیح داد: صهيونيستها در موقعیت ضعیف امنیتی قرار گرفته بودند. روابط صهيونيستها با اروپاییها به هم ریخته بود و جنبشهای ضدصهیونیستی حتی به درون دولتهای اروپایی هم راه پیدا کرده بودند. عملا رژيم صهيونيستي خاصیت خود را برای اروپا و آمریکا از دست داد و دیگر نمیتوانست به عنوان پایگاه اول و مستحکم غرب در قاره آسیا عمل کند، لذا آنها برای اینکه هنوز پیش برندگی و حیات رژيم صهيونيستي را به اثبات برسانند و به رخ بکشند به این نتیجه رسیدند که این روابط محرمانه و مخفیانه تبدیل به روابط آشکار شود.
این کارشناس مسائل منطقه یادآور شد: در این صحنه طبیعتا باید کشورهایی از میان اعراب جلو میافتادند تا خواسته رژيم صهيونيستي محقق شود. دولتهای عربی ضمن اینکه بعضا وابستگیهای شدیدی به آمریکاییها و یا حتی به صهیونیستها دارند، اما درعین حال به شدت نگران واکنشهای مردم خودشان هستند. با توجه به اینکه واکنشهای مردمی در مصر، عربستان، الجزایر، سودان و کشورهای دیگر عربی قطعی است؛ معلوم است که ملتها واکنش نشان میدهند و ممکن است دولتهایی به خاطر مسئله فلسطین در این کشورها از حیات ساقط شوند. در این میان تنها دولتی که چنین نگرانیهایی نداشت، دولت بحرین بود.
وی توضیح داد: دولت بحرین قبل از این هم با مردمش رابطهای نداشت. گرایش و خواسته اکثریت مردم بحرین با گرایش و خواسته دولتشان کاملا متفاوت است. حاکمیت بحرین کشورش را به طور رایگان در اشغال عربستان قرار داده و امروزعربستان است که در آنجا فرمانروایی میکند.
زارعی با اشاره به اعتراضات مستمر مردم بحرین علیه سیاستهای آل خلیفه ادامه داد: به طور دائم مسلمانان بحرینی علیه دولت آل خلیفه تظاهرات و اعتراض میکنند، مرتب به زندان میافتند، شهید میشوند و از حقوق اجتماعی محرومشان میکنند. حتی بزرگانشان مانند آیت الله شیخ عیسی قاسم را تبعید میکنند. رهبران احزاب شیعه مانند آقای شیخ سلمان را به حبس بردند. کارگران شیعه شاغل در کارخانه آلومینیوم بحرین را اخراج کردند. با تمام قوت و شتاب مردمشان را زیر فشار قرار داده اند و کشور را تحت اشغال عربستان گذاشته اند. چنین دولتی اصلا دغدغه مردم ندارد.
وی با بیان اینکه بحرین کشور بسیار کوچکی است و از حدود 144 جزیره اش تنها 13جزیره قابليت سکونت دارد، خاطرنشان کرد: نیمی از این جزایر در اشغال آمریکاست. پایگاه پنجم شکاری آمریکا در منامه است و نیمی دیگر هم در اشغال عربستان قراردارد. اساسا پادشاهي بحرین هویتی ندارد. اسمی گذاشته اند به عنوان پادشاه بحرین و این کلمه از جانب بحرینیها حرف میزند و با صهيونيستها رابطه میگیرد!
زارعی تاکیدکرد: هدف آنها این است که مشکل صهيونيستها را حل کنند. رژيم صهيونيستي در مواجهه با حزب الله لبنان، جهاد اسلامی، حماس و ایران و کشورهای پیرامونی مانند سوریه و لبنان دچار ضعف امنیتی شده بود و باید به گونهای عصایی زیر بغل او میگذاشتند. عصایش هم آشکارسازی روابط عربی بود. رژيم صهيونيستي به این نتیجه رسید که باید خود را قدرتمند نشان دهد و باید نشان میداد که حتي با علامتهای دروغین، در حال طراحیهای جدیدی است. بنابراین بحث روابط محرمانه عربی که بیش از 80 سال از آن میگذشت را علنی کردند و پرچم اول را هم دست بی هویتترین دولت عربی دادند.
وی با بیان اینکه دیدار وزیرخارجه بحرین با مقام صهیونیستی کاملا در راستای همان طرح معامله قرن است، افزود: کلمات مختلفی کنار معامله قرن گذاشته شده است؛ مسائلی مانند تبادل اراضی فلسطینی اردنی، اسکان فلسطینیها در اردوگاهها و کشورهایی که این اردوگاهها در آنجا هست، حمایت مالی و …، اما طرح معامله قرن در عین حال یک قلب هم دارد. قلب آن عادی سازی روابط رژيم صهيونيستي با کشورهای حوزه عربی است. از نظر رژيم صهيونيستي اگر روابط عادی سازی شود اولا مسلمانان آخرین امیدشان را از دست میدهند و دیگر مقاومت در برابر رژيم صهيونيستي تمام میشود و از سوی دیگر آنها امکان پیدا میکنند به سرعت وارد بازارهای مالی منطقه شوند و اگر نتوانستند با توسعه اراضی از نیل تا فرات را بگیرند با توسعه اقتصادی و سیاسی از نیل تا فرات را تسخیر کنند. این هدف اصلی معامله قرن بوده است.
وی افزود: سوال این است که آیا این طرح موفق بوده است یا خیر؟ باید گفت این طرح به طور نسبی موفق بوده، اما این کار با کندی تمام پیش رفته است. یعنی اینکه ما الان فقط از طرف بحرینیها انجام این دیدارها را میشنویم. فقط آنها وسط صحنه هستند، رفت وآمد میکنند و کنفرانس در منامه برگزار میکنند. بقیه کشورهای عربی هنوز چراغ هایشان خاموش است، اگرچه جسته و گریخته حرفهایی هم زده میشود که فلان کشور به زودی روابط خود را علنی میکند و حتی گفته شده سفارتش را به بیت المقدس منتقل میکند.
زارعی ادامه داد: زمزمه هایی هست، اما هنوز صورت عملی به خود نگرفته؛ بنابراین میتوانیم بگوییم از این زاویه که قلب معامله قرن عادی سازی روابط رژيم صهيونيستي با حوزه عربی است، این طرح به طور نسبی موفق بوده، اما نتوانسته آن طور که باید پیش برود.
این تحلیلگر مسائل غرب آسیا درخصوص چشم انداز آینده روابط اعراب و رژیم صهیونیستی نیز گفت: اگر ماشینی که پادشاه بحرین و وزیرخارجه عریض و طویلش پشت آن نشسته اند به مقصد برسد، دولتهای دیگری هستند که به این صف بپیوندند، اما مگر چند دولت به آن میپیوندند!؟ این سوال بزرگی است که درباره آن اختلاف نظر وجود دارد.
وی توضیح داد: بعضیها معتقدند درنهایت جز چهار یا پنج کشور، کشور دیگري به این طرح نمیپیوندند و در نهایت بیشتر از این محدوده جلو نمیآیند. بعضیها اینگونه تحلیل میکنند که اگر اینها جلو بروند و آمریکاییها واقعا بتوانند منافعی به اعضا برسانند، این مسئله میتواند مقدمه پیوستن برخی دیگر از کشورهای عربی به این طرح باشد؛ اما حال هر چه هست همه در حد احتمالات و گمانه زنی است و هنوز موضوع روشن و قطعی در این پرونده وجود ندارد.
0 Comments