شورای راهبردی آنلاین – گفتگو: یک تحلیلگر مسائل غرب آسیا درباره نقش دیپلماسی هوشمند ایران و تبدیل بحرانهای منطقهای به فرصتهایی برای تقویت نفوذ و جایگاه کشورمان در منطقه گفت: سیاست خارجی چندجانبه ایران میتواند جایگزینی مؤثر برای مداخلات نظامی غرب باشد، بهویژه در شرایطی که ناکامیهای آمریکا و رژیم اسرائیل، اعتماد کشورهای غرب آسیا به آنها را کاهش داده است، تهران با بهرهبرداری آگاهانه از ظرفیتهای منطقهای و تقویت همکاریها، میتواند نقش محوری در ایجاد ثبات پایدار در منطقه ایفا کند.
جعفر قنادباشی در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی اظهار داشت: جمهوری اسلامی ایران، با بهرهمندی از هوشمندی تاریخی، جایگاه عمیق ژئوپلیتیک و سرمایه اجتماعی مقاوم، بارها در بزنگاههای حساس منطقهای، از تبدیل بحران به جنگ فراگیر جلوگیری کرده و معادلات بازی دشمنان را بر هم زده است. این توانایی که ریشه در تلفیق دیپلماسی هوشمند و قدرت بازدارندگی دفاعی دارد، ایران را به بازیگری کلیدی در منطقه تبدیل کرده است. در شرایط پس از جنگ ۱۲ روزه تحمیلی علیه ایران، عقلانیت راهبردی تهران و تحرکات قوی دستگاه سیاست خارجی، همراستا با ارتقای قدرت بازدارندگی دفاعی، دیپلماسی چندجانبه را تقویت کرده است. ایران با اتکا به نفوذ منطقهای و روابط راهبردی، ذیل این دیپلماسی هوشمند توانسته است بحرانهایی نظیر جنگ یمن و سوریه را به فرصتهایی برای تثبیت جایگاه خود در منطقه تبدیل کند. تقویت سازوکارهای منطقهای، گسترش همکاریهای اقتصادی و بهرهگیری از اهرمهای فرهنگی، ایران را قادر میسازد تا ضمن حفظ استقلال، معادلات دشمن را خنثی کرده و صلح پایدار را ترویج دهد.
بهرهبرداری هوشمندانه ایران از بحرانهای منطقهای
جعفر قنادباشی در خصوص ظرفیتهای ایران برای مواجهه با بحرانهای منطقهای اظهار داشت: «دستگاه دیپلماسی ایران باید شناسایی، دستهبندی و اولویتبندی ظرفیتهای کشورمان را در دستور کار قرار دهد تا با تدوین راهبردهای مرحلهبندیشده، به بهرهبرداری صحیح از آنها دست یابد و درنهایت، به شکلی دقیقتر یک دیپلماسی هوشمندانهتر را پیش ببرد.»
وی ادامه داد: «ایران از نظر ظرفیتهای راهبردی، چه در حوزه قدرت نرم و چه قدرت سخت، از کشورهای منطقه پیشی گرفته است. این برتری، ناشی از حمایت گسترده افکار عمومی ملتهای منطقه است که به اهرمی برای فشار بر دولتهای متخاصم تبدیل شده است.»
قنادباشی خاطرنشان میکند: «ایران با حمایت از جنبش انصارالله یمن، توانسته معادلات قدرت در دریای سرخ را تغییر دهد و آسیبپذیری سیاستهای آمریکا و متحدانش به خصوص رژیم صهیونیستی را آشکار سازد. در سوریه نیز، با روی کار آمدن حکومت جدید و تداوم آشوب و بیثباتی و نیز تجاوزات مکرر رژیم صهیونیستی به این کشور، خلاء جایگاه ایران بهعنوان یک بازیگر کلیدی نمایان شده است».
تحلیلگر حوزه غرب اسیا تأکید دارد: «بازدارندگی ایران به عنوان مکمل دیپلماسی هوشمند، بهویژه پس از جنگ ۱۲ روزه، دشمنان را ناگزیر به محدود کردن اقدامات خود کرده است. این بازدارندگی، که ریشه در قدرت نرم و ظرفیتهای راهبردی ایران دارد، از سوی رهبران غربی بهعنوان تهدیدی جدی تلقی میشود که تاکنون بهطور کامل از آن بهرهبرداری نشده است».
نقش گفتگوهای راهبردی با همسایگان در کاهش تنشها
قناد باشی در ادامه به گفتگوهای راهبردی ایران با کشورهای همسایه، بهویژه عربستان سعودی و ترکیه اشاره دارد که نقش مهمی در کاهش تنشهای منطقهای ایفا کرده است.
این کارشناس معتقد است: «اقدامات دیپلماتیک اخیر این کشورها، مانند تلاشهای میانجیگرانه عربستان و میزبانی ترکیه از اجلاس سازمان همکاری اسلامی در میانه تجاوزات رژیم صهیونیستی به خاک ایران، با تأثیرات غیرمستقیم قدرت نرم تهران مرتبط است. این تأثیرات، که ریشه در نفوذ فرهنگی و سیاسی ایران دارد، کشورهای منطقه را به سمت اتخاذ مواضع متعادلتر سوق داده است.»
وی تصریح میکند: «در این راستا عربستان و ترکیه با وجود جهتگیریهای متفاوت در سیاستهای کلان خود، گامهایی مثبت در مسیر کاهش تنشها برداشتهاند.».
تحلیلگر مسائل غرب آسیا معتقد است: «ایران باید با تقویت فضای جدید همسایگی، از ظرفیتهای دیپلماتیک کشورهای همسایه برای پیشبرد اهداف خود بهره ببرد. این رویکرد میتواند به تحقق خواستههایی منجر شود که در فرایندهای تقابلی، دشوارتر به دست میآیند.»
دیپلماسی چندجانبه ایران جایگزینی موثر برای مداخلات نظامی غرب
قنادباشی بر این باور است که «دیپلماسی چندجانبه ایران میتواند بازدارندهای مؤثر برای مداخلات نظامی غرب در خاورمیانه باشد.» وی اشاره میکند: «پروژههایی مانند ناتوی عربی یا پیمان ابراهیم، که با حمایت آمریکا و رژیم اسرائیل طراحی شده بودند، عملاً به دلیل ناکامیهای راهبردی به حاشیه رانده شدهاند. به عنوان مثال، طرح ناتوی عربی تنها روی کاغذ باقی مانده و کشورهایی مانند عربستان، قطر و امارات اکنون به دنبال مناسبات نوین و بلندمدت با ایران هستند.»
کارشناس حوزه غرب آسیا تأکید دارد: «کشورهای منطقه، در یک سردرگمی راهبردی قرار دارند و هنوز تصمیم قطعی برای انتخاب مسیر خود برای پیوستن به پیمان ابراهیم نگرفتهاند که این وضعیت نتیجه تحولات سریع منطقهای، آسیبپذیریهای داخلی و خارجی این کشورها و کاهش اعتماد آنها به حمایتهای آمریکا است.»
قنادباشی به ناکامیهای آمریکا در یمن و دریای سرخ اشاره میکند، جایی که ضعفهای واشنگتن در اجرای سیاستهای خود، از جمله تأمین امنیت انتقال نفت و گاز، آشکار شده است. همچنین، امنیت رژیم اسرائیل، که بهعنوان یکی از اولویتهای اصلی آمریکا در منطقه مطرح بوده، در دو سال گذشته به شدت تضعیف شده و این رژیم به یکی از ناامنترین نقاط جهان تبدیل شده است، ضمن آنکه با حملات متقابل ایران در جنگ 12 روزه، عملا ناامنی در سراسر فلسطین اشغالی به شکل بی سابقهای تشدید شد.»
قنادباشی به اظهارات بنیامین نتانیاهو در کنگره آمریکا اشاره میکند که صراحتاً اعلام کرده بود رژیم اسرائیل حافظ منافع غرب در منطقه است. با این حال، ناکامیهای این رژیم در غزه و نیاز به حمایت مستقیم نظامی آمریکا، فلسفه وجودی آن بهعنوان “محافظ منافع غرب” را زیر سؤال برده است.
وی این وضعیت را به استخدام محافظی تشبیه میکند که به جای حفاظت، خود نیازمند کمک است. این ناکامیها، کشورهای عربی و غیرعربی متحد آمریکا را به بازنگری در اتکای کامل به واشنگتن واداشته و نگرانیهای آنها را از سیاستهای تهاجمی رژیم اسرائیل افزایش داده است.
به گفته تحلیلگر مسائل غرب آسیا، «این خلاء راهبردی، فرصتی برای ایران فراهم کرده تا با دیپلماسی چندجانبه، جای خالی حمایتهای غربی از متحدین خود را پر کند. ایران با تقویت روابط با کشورهای منطقه، بهویژه از طریق همکاریهای اقتصادی و سیاسی، میتواند جایگزینی پایدار برای مدلهای مداخلهجویانه غرب ارائه دهد. این رویکرد نهتنها به کاهش تنشها کمک میکند، بلکه جایگاه ایران را بهعنوان یک قدرت مسئول و باثبات در منطقه تقویت میکند.»
0 Comments