جدیدترین مطالب

رد تحریم‌های آمریکا توسط چین؛ تقویت‌کننده اهرم ژئوپلیتیک ایران

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: همزمان با آغاز رسمی جنگ اقتصادی ایالات متحده در قبال کشورمان با تمرکز بر ابزارهای تحریم، منزوی ساختن و فشار اقتصادی، اکنون آنچه بیش از پیش اهمیت یافته عدم همراهی دیگر قدرت‌های بزرگ جهانی به ویژه چین با این سیاست است.

راهکارهای اساسی مقابله با نسخه جدید جنگ اقتصادی ترامپ

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: ترامپ پس از ناکامی نظامی، از اجرای تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی قدیمی با اسم جدید «بی‌سابقه‌ترین عملیات اقتصادی» علیه ایران خبر داده است؛ اما تهران با چهار راهکار مشخص می‌تواند این محاصره را خنثی کند.

کاهش ذخایر تسلیحاتی آمریکا؛ آزمونی برای اعتبار راهبردی واشنگتن

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «جنگ علیه ایران از ماه فوریه تا کنون، تا سه‌پنجم ذخایر موشک‌های رهگیر پاتریوت آمریکا و حدود نیمی از ذخایر موشک‌های ضدبالستیک تاد را مصرف کرده است. کارشناسان برآورد می‌کنند که ممکن است بازسازی کامل این ذخایر سال‌ها طول بکشد.»

آسیب‌پذیری حاکمیت ملی در خاورمیانه

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «پیش‌بینی‌های برخی مبنی بر اینکه جنگ آمریکا علیه ایران می‌تواند خطر شعله‌ور شدن یک درگیری فراگیر در سراسر منطقه را به دنبال داشته باشد، اکنون پیشگوهایی دوراندیشانه به نظر می‌رسند.»

ترامپ و افول جایگاه آمریکا در نظام بین‌الملل

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: دو روایت متضاد از سیاست خارجی ترامپ، یکی «بحران به‌مثابه دکترین» و دیگری «دکترین منسجم»، تصویری پیچیده از تلاش آمریکا برای بازتعریف نقش خود در نظام بین‌الملل ارائه می‌دهند.

پیمان مکه؛ چرایی شکل‌گیری و چالش‌های پیش رو

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: پیمان مکه که با شعار «حمله به یکی، حمله به همه» میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه امضا شد، بیش از آنکه یک ائتلاف نظامی تمام‌عیار باشد، از نگاه برخی تحلیلگران تلاشی برای کاهش وابستگی امنیتی به یک قدرت خارجی و ایجاد سازوکار امنیت منطقه‌ای است.

پیامدهای توافق هسته‌ای آمریکا و عربستان

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: توافق هسته‌ای جدید آمریکا و عربستان، با وجود ابهامات حقوقی و سیاسی، می‌تواند معیارهای پیشین عدم اشاعه را در غرب آسیا تغییر دهد و رقابت هسته‌ای را تشدید و وارد مرحله‌ای تازه کند.

Loading

أحدث المقالات

رد تحریم‌های آمریکا توسط چین؛ تقویت‌کننده اهرم ژئوپلیتیک ایران

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: همزمان با آغاز رسمی جنگ اقتصادی ایالات متحده در قبال کشورمان با تمرکز بر ابزارهای تحریم، منزوی ساختن و فشار اقتصادی، اکنون آنچه بیش از پیش اهمیت یافته عدم همراهی دیگر قدرت‌های بزرگ جهانی به ویژه چین با این سیاست است.

راهکارهای اساسی مقابله با نسخه جدید جنگ اقتصادی ترامپ

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: ترامپ پس از ناکامی نظامی، از اجرای تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی قدیمی با اسم جدید «بی‌سابقه‌ترین عملیات اقتصادی» علیه ایران خبر داده است؛ اما تهران با چهار راهکار مشخص می‌تواند این محاصره را خنثی کند.

کاهش ذخایر تسلیحاتی آمریکا؛ آزمونی برای اعتبار راهبردی واشنگتن

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «جنگ علیه ایران از ماه فوریه تا کنون، تا سه‌پنجم ذخایر موشک‌های رهگیر پاتریوت آمریکا و حدود نیمی از ذخایر موشک‌های ضدبالستیک تاد را مصرف کرده است. کارشناسان برآورد می‌کنند که ممکن است بازسازی کامل این ذخایر سال‌ها طول بکشد.»

آسیب‌پذیری حاکمیت ملی در خاورمیانه

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «پیش‌بینی‌های برخی مبنی بر اینکه جنگ آمریکا علیه ایران می‌تواند خطر شعله‌ور شدن یک درگیری فراگیر در سراسر منطقه را به دنبال داشته باشد، اکنون پیشگوهایی دوراندیشانه به نظر می‌رسند.»

ترامپ و افول جایگاه آمریکا در نظام بین‌الملل

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: دو روایت متضاد از سیاست خارجی ترامپ، یکی «بحران به‌مثابه دکترین» و دیگری «دکترین منسجم»، تصویری پیچیده از تلاش آمریکا برای بازتعریف نقش خود در نظام بین‌الملل ارائه می‌دهند.

پیمان مکه؛ چرایی شکل‌گیری و چالش‌های پیش رو

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: پیمان مکه که با شعار «حمله به یکی، حمله به همه» میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه امضا شد، بیش از آنکه یک ائتلاف نظامی تمام‌عیار باشد، از نگاه برخی تحلیلگران تلاشی برای کاهش وابستگی امنیتی به یک قدرت خارجی و ایجاد سازوکار امنیت منطقه‌ای است.

پیامدهای توافق هسته‌ای آمریکا و عربستان

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: توافق هسته‌ای جدید آمریکا و عربستان، با وجود ابهامات حقوقی و سیاسی، می‌تواند معیارهای پیشین عدم اشاعه را در غرب آسیا تغییر دهد و رقابت هسته‌ای را تشدید و وارد مرحله‌ای تازه کند.

Loading

چندقطبی‌گرایی به‌مثابه دکترین راهبردی: منطق شراکت روسیه و چین در بحبوحه یک بحران سلطه‌طلبی

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «روابط روسیه و چین صرفاً یک نزدیکی مصلحتی نیست؛ هرچند مصلحت نیز در آن نقش دارد. این روابط در واقع همگرایی چشم‌اندازهای بلندمدت درباره نحوه سازمان‌دهی نظام بین‌الملل است.»

والدیر دا سیلوا بزارا در تحلیلی که در وب سایت «باشگاه والدای» منتشر شد، نوشت:

شکل گیری رابطه در گذر زمان

قرن‌ها پیش از آنکه آرایش ژئوپلیتیک کنونی شکل بگیرد، الکساندر نوسکی، شاهزاده و فرمانده نظامی روس (۱۲۲۱–۱۲۶۳) هم‌میهنان خود را به یافتن دوستانی در شرق و احتیاط در برابر غرب فراخواند. آن توصیه که مدت‌ها به‌عنوان عمل‌گرایی قرون‌وسطایی نادیده گرفته می‌شد، به‌طرزی چشمگیر آینده‌نگرانه از آب درآمده است.

البته، جدا  از توصیه نوسکی، شراکت کنونی روسیه و چین را نمی‌توان بدون اشاره به آشتی دو کشور پس از شکاف چین و شوروی به‌درستی ارزیابی کرد؛ آشتی‌ای که با سفر میخائیل گورباچف به پکن در سال ۱۹۸۹ آغاز شد و دنگ شیائوپینگ را بر آن داشت تا خواستار «بستن پرونده گذشته و گشودن راه آینده» شود. تحریم‌های غرب علیه چین پس از سرکوب میدان تیان‌آن‌من، این روند ازسرگیری روابط را تسریع کرد، زیرا زمینه نارضایتی مشترکی در برابر فشار خارجی فراهم آورد. همکاری‌های نظامی از سر گرفته شد، تجارت دوباره رونق گرفت و در سال ۱۹۹۷، نخست‌وزیر جیانگ زمین و رئیس‌جمهور بوریس یلتسین بیانیه‌ای را در مسکو امضا کردند که تقریبا بدون جلب توجه در آن زمان، به‌طور رسمی از جهان چندقطبی و نظم بین‌المللی عادلانه‌تر حمایت می‌کرد. آن سند که در کوتاه‌مدت تاثیر چندانی نداشت، بعدها به یکی از اسناد بنیادین مباحث مربوط به حکمرانی جهانی تبدیل شد؛ مباحثی که اکنون نشست‌های بریکس، مجمع عمومی سازمان ملل و گفت‌وگوهای گروه ۲۰ را شکل می‌دهند.

در آغاز قرن بیست‌ویکم، ولادیمیر پوتین و جیانگ زمین با امضای «پیمان حسن همجواری، دوستی و همکاری» در سال ۲۰۰۱، به فصل تازه‌ای از این رویکرد شرق‌گرایانه رسمیت بخشیدند؛ دو کشور در همان سال در تأسیس سازمان همکاری شانگهای (SCO) برای رسیدگی به چالش‌های امنیتی سراسر اوراسیا نیز مشارکت داشتند. سه سال بعد، مسکو و پکن از طریق امتیازدهی متقابل، اختلاف مرزی چندین دهه‌ای خود را حل‌وفصل کردند و نشان دادند که این شراکت بر اعتماد نهادی استوار است، نه صرفاً بر مصلحت.

همگرایی اقتصادی نیز به دنبال نزدیکی سیاسی با سرعتی پیوسته پیش رفت. در سال ۲۰۰۹، روسیه و چین به‌طور مشترک راه‌اندازی گروه بریک (BRIC) را در یکاترینبورگ هدایت کردند. تا سال ۲۰۱۰، چین به بزرگ‌ترین شریک تجاری روسیه تبدیل شده بود. قرارداد گاز طبیعی سال ۲۰۱۴ که تا سال ۲۰۱۹ با خط لوله «قدرت سیبری» عملیاتی شد، وابستگی متقابل انرژی را در مقیاسی نسل‌محور تثبیت کرد. تا سال ۲۰۲۳، حجم تجارت دوجانبه برای نخستین بار از ۲۰۰ میلیارد دلار آمریکا فراتر رفت و هم‌زمان، دلارزدایی از مبادلات تقریبا به‌طور کامل محقق شد. امضای یک یادداشت تفاهم الزام‌آور حقوقی برای خط لوله «قدرت سیبری ۲» با ظرفیت پیش‌بینی‌شده ۵۰ میلیارد متر مکعب در سال، نشان داد که معماری اقتصادی این شراکت همچنان در حال گسترش است.

شراکتی در اوج تاریخی

شی جین‌پینگ و ولادیمیر پوتین در ۲۰ مه ۲۰۲۶، پس از گفت‌وگوهای مفصل، در تالار بزرگ خلق در پکن در برابر رسانه‌ها حاضر شدند. این گفت‌وگوها به صدور یک بیانیه مشترک درباره هماهنگی راهبردی جامع و بیانیه‌ای جداگانه درباره چندقطبی‌گرایی و الگوهای جدید روابط بین‌الملل انجامید. رئیس‌جمهور شی اشاره کرد که این بیست‌وپنجمین سفر پوتین به چین بوده است؛ رقمی که خود به‌خوبی بیانگر عمق و تداوم روابط دوجانبه آنهاست. این مناسبت همچنین هم‌زمان با بیست‌وپنجمین سالگرد پیمان حسن همجواری و همکاری دوستانه بود که هر دو رهبر با تمدید آن موافقت کردند. سی سال پس از آنکه نخستین شراکت راهبردی رسمیت یافت، شی این رابطه را «در بالاترین سطح تاریخی» توصیف کرد؛ یک شراکت راهبردی جامع برای عصر جدید که «نمونه‌ای برجسته از نوع جدید روابط میان قدرت‌های بزرگ» به‌شمار می‌رود.

شاخص‌های اقتصادی ارائه‌شده در این نشست نیز این ارزیابی را تقویت کردند. تجارت دوجانبه برای سومین سال متوالی از ۲۰۰ میلیارد دلار آمریکا فراتر رفته بود و تنها در چهار ماه نخست سال ۲۰۲۶، حجم تجارت دو کشور نزدیک ۲۰ درصد افزایش یافت. شی از برنامه‌هایی برای تعمیق هم‌راستایی میان پانزدهمین برنامه پنج‌ساله چین و راهبرد توسعه روسیه تا سال ۲۰۳۰ خبر داد و همکاری اقتصادی را نه صرفا تجارت، بلکه توسعه هماهنگ ملی توصیف کرد. همچنین ابتکار جدید «سال‌های آموزش چین و روسیه» اعلام شد که تبادل دانشجو و پژوهش‌های مشترک علمی را گسترش می‌دهد؛ این یک سرمایه‌گذاری‌ در زیرساخت اجتماعی و فکری یک شراکت بلندمدت است.

با این حال، مهم‌ترین بعد سفر اخیر پوتین به چین، در واقع جنبه ایدئولوژیک آن بود. بیانیه مشترک رهبران درباره چندقطبی‌گرایی و روابط نوین بین‌المللی صرفاً یک متن دیپلماتیک نیست؛ بلکه بیان یک دکترین راهبردی پایدار و منسجم است. از نگاه پکن و مسکو، چندقطبی‌گرایی موضعی واکنشی در برابر فشارهای غرب نیست، بلکه چشم‌اندازی ایجابی از نظم بین‌المللی است که در آن هیچ قدرت واحدی هنجارها، نهادها یا نتایج را دیکته نمی‌کند. این چشم‌انداز، همان‌گونه که پیش‌تر اشاره شد، نخستین بار در سال ۱۹۹۷ اعلام شد و از آن زمان از یک آرمان حاشیه‌ای به اصل سازمان‌دهنده بلوک نوظهوری از کشورها، از جمله بریکس، تبدیل شده است.

علاوه بر این، شی در نشست سال ۲۰۲۶ به‌صراحت یک‌جانبه‌گرایی و سلطه‌طلبی را تهدیدهایی دانست که خطر بازگرداندن نظام بین‌الملل به «قانون جنگل» را در پی دارند. او استدلال کرد که چین و روسیه، به‌عنوان اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل، مسئولیتی ویژه برای دفاع از اقتدار سازمان ملل، مخالفت با تلاش‌ها برای زیر سؤال بردن نتایج جنگ جهانی دوم و مقاومت در برابر کوشش‌ها برای احیای فاشیسم یا نظامی‌گری دارند. پوتین نیز همین چارچوب را تکرار و تأکید کرد که شراکت روسیه و چین بر پایه منطقی درونی، احترام متقابل، برابری و همگرایی واقعی راهبردی استوار است، نه اینکه واکنشی به تحولات ژئوپلیتیک خارجی یا متوجه طرف ثالثی باشد. در مجموع، این مواضع چالشی منسجم و روزبه‌روز نهادینه‌تر را در برابر نظم بین‌المللی لیبرال، آن‌گونه که از سوی قدرت‌های غربی تعریف و مدیریت می‌شود، شکل می‌دهند.

آیا این شراکت قابل لغو است؟

تا امروز، برخی راهبردشناسان غربی این طور گمانه‌زنی کرده‌اند که ممکن است دولت ترامپ این بار با نزدیک شدن به مسکو برای منزوی کردن پکن، درصدد تکرار دیپلماسی مثلثی کیسینجر برآید. با این حال، شرایط ساختاری امروز اساسا متفاوت است. در سال ۱۹۷۲، شکاف چین و شوروی به خصومت واقعی میان دو طرف انجامیده بود. اما امروز، روسیه و چین نه تنها منافع مکمل یکدیگر را دارند، بلکه معماری اقتصادی آنها به طور فزاینده‌ای یکپارچه شده، واژگان دیپلماتیک مشترک و حضور نهادی مشترک در چارچوب بریکس گسترش‌یافته و سازمان همکاری شانگهای تقویت‌شده دارند. عمق درهم‌تنیدگی کنونی آنها، از خطوط لوله انرژی و ترتیبات ارزی گرفته تا تبادل دانشجو و رزمایش‌های مشترک نظامی، در دوران شوروی هیچ سابقه‌ای نداشته است.

علاوه بر این، هر دو پایتخت سرمایه‌گذاری گسترده‌ای بر روایت مشارکت خود به‌عنوان الگویی برای نظم بین‌المللی پساغربی انجام داده‌اند. کنار گذاشتن این روایت، هزینه‌های داخلی و دیپلماتیک عظیمی در پی خواهد داشت. بنابراین، رابطه روسیه و چین اساسا یک نزدیکی مصلحتی نیست، هرچند مصلحت نیز در آن نقش دارد. بلکه این رابطه همگراییِ چشم‌اندازهای بلندمدت درباره نحوه سازمان‌دهی نظام بین‌الملل است. برای آمریکا و غرب، وظیفه سازنده‌تر این نیست که چگونه آنها را از هم جدا کنند، بلکه این است که چگونه با جهانی تعامل کنند که در آن مشارکت روسیه و چین نماد آرمان‌های بسیاری از کشورها، یعنی ایجاد و تثبیت یک نظم جهانی عادلانه و ضد هژمونی است.

0 Comments