جدیدترین مطالب
رزمایش مشترک چین و روسیه و تبادل تجربیات جنگ اوکراین؛ پیامی راهبردی برای آمریکا و متحدین آن
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: اعلام برگزاری رزمایش سالانه مشترک دریایی چین و روسیه در اقیانوس آرام، در نگاه نخست خبری تکراری به نظر میرسد؛ زیرا دو کشور طی سالهای اخیر بهطور منظم چنین تمرینهایی را برگزار کردهاند. با این حال، اهمیت این رزمایش نه در اصل برگزاری آن، بلکه در جایگاهش در روندی بلندمدت نهفته است؛ روندی که از تعمیق همکاریهای نظامی مسکو و پکن، تغییر الگوهای بازدارندگی و حرکت تدریجی نظام بینالملل به سوی ساختاری چندقطبی حکایت دارد. از این منظر، این رزمایش بیش از آنکه تمرینی عملیاتی برای یک مأموریت مشخص باشد، ابزاری برای ارسال پیامهای راهبردی به ایالات متحده و متحدان آن محسوب میشود.
أحدث المقالات
رزمایش مشترک چین و روسیه و تبادل تجربیات جنگ اوکراین؛ پیامی راهبردی برای آمریکا و متحدین آن
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: اعلام برگزاری رزمایش سالانه مشترک دریایی چین و روسیه در اقیانوس آرام، در نگاه نخست خبری تکراری به نظر میرسد؛ زیرا دو کشور طی سالهای اخیر بهطور منظم چنین تمرینهایی را برگزار کردهاند. با این حال، اهمیت این رزمایش نه در اصل برگزاری آن، بلکه در جایگاهش در روندی بلندمدت نهفته است؛ روندی که از تعمیق همکاریهای نظامی مسکو و پکن، تغییر الگوهای بازدارندگی و حرکت تدریجی نظام بینالملل به سوی ساختاری چندقطبی حکایت دارد. از این منظر، این رزمایش بیش از آنکه تمرینی عملیاتی برای یک مأموریت مشخص باشد، ابزاری برای ارسال پیامهای راهبردی به ایالات متحده و متحدان آن محسوب میشود.
تحولات قیمت نفت و پیامدهای آن برای اقتصاد ایران

این توافق در حالی اتفاق افتاد که طی دو هفته گذشته، نگرانی از بابت شروع موج سوم شیوع ویروس کرونا در کشورهای اروپایی، قیمت نفت را کاهش داده بود. روند افت قیمت در طی چند هفته پیشین در محدوده 10 دلار بوده است. اگرچه پیشازاین افت قیمت، آژانس بینالمللی انرژی گزارش داده بود که حتی رسیدن به قیمت 70 دلار برای هر بشکه به معنای یک شوک نفتی دیگر نیست و در ربع چهارم سال 2021، تقاضای روزانه جهانی نفت، فقط 1.4 میلیون بشکه بیشتر از سطح تقاضای سال 2019 خواهد بود. میتوان بر این اساس، سناریوهای متفاوتی را متصور شد و پیامدهای آن را برای اقتصاد ایران، ارزیابی کرد.
سناریوهای محتمل میتواند بهصورت استمرار وضعیت موجود در محدوده قیمتی 50 تا 60 دلار، افزایش قیمت نفت به بالاتر از 70 دلار و کاهش قیمت به زیر 50 دلار باشد. در قالب سناریوی اول که احتمال بیشتری نیز دارد، عرضه ارز، تفاوت چشمگیری با عرضه کنونی ارز نخواهد داشت. با توجه به لحاظ قیمت 40 دلار برای هر بشکه نفت ایران در بودجه 1400 و احتساب سقف 800 هزار بشکه تولید روزانه در مقایسه با 1.5 میلیون بشکه مدنظر دولت، حتی استمرار وضعیت موجود نیز بدین معناست که عرضه ارز در حد برآوردها میماند.
البته با توجه به مقدار تقریبی روزانه 600 تا 650 هزار بشکه فروش نفت ایران در شرایط جاری، کاهش عرضه ارز، احتمال دارد، اما به نظر میرسد که میزان این کاهش به توان چین در پیشبرد توافق 25 ساله و خرید نفت از یکسوی و لغو احتمالی تحریمهای ایران از جانب آمریکا یا چراغ سبز برای فروش نفت ایران از سوی دیگر، بستگی داشته باشد. در همین حال در سناریوی کاهش قیمت جهانی نفت به زیر 50 دلار، با توجه به تخفیف ایران به چین در خرید نفت، به معنای کاهش بیشتر عرضه ارز، افزایش نرخ ارز و فشار تورمی مجدد در اقتصاد ایران است که با توجه به انباشته تورمی سال 1399 و ضعف در فضای کسبوکار، احتمال تشدید چالشهای اقتصادی را تقویت میکند.
سناریوی خوشبینانه قیمت بالاتر از 70 دلار، کمترین احتمال وقوع را دارد، اما عرضه ارز را به میزانی بیش از پیشبینی افزایش میدهد و میتواند نرخ ارز در بازار غیررسمی ارز ایران را بکاهد که به کاهش فشارهای تورمی میانجامد. ترکیب این سناریو با لغو احتمالی تحریمهای آمریکا علیه ایران به معنای شرایط رو به بهبود برای اقتصاد ایران خواهد بود.
بهعنوان یک ملاحظه مهم دیگر در این سناریوهای قیمتی، دورنمای تقاضای تابستانی نفت نیز عامل مهم دیگری است. چنانچه موج سوم شیوع کرونا در کشورهای اروپایی شروع شود و محدودیتهای سفر و سایر محدودیتهای فاصلهگذاری، شدیدتر شود آنگاه احتمال افزایش تقاضا برای نفت در تابستان، بهشدت کمتر میشود و وزن سناریوی کاهش بیشتر قیمت نفت را بالاتر میبرد.
افزون بر این، احتساب عوامل سیاسی در کنار عوامل اقتصادی نیز اهمیت دارد و در صورت لغو تحریمهای آمریکا علیه ایران، نگرانی از بابت کاهش عرضه نفت یا تنش در خاورمیانه نیز کاهش مییابد که اثر کاهشی روی قیمت نفت دارد. هرچه وزن سناریوهای کاهش قیمت نفت، بیشتر باشد اقتصاد ایران از محل افزایش کسری بودجه و احتمال تشدید تورم، ضربههای بیشتری میخورد که پیامدهای منفی اقتصادی گستردهای دارد. مهمترین کانال اثرگذاری نیز از طریق عرضه ارز و بازار غیررسمی ارز است که در کنار معضل شاخصبندی دلبخواهی در نزد برخی از کسبوکارها برای تطبیق با نرخ ارز جدید، علاوه بر طرف مصرف، بهواسطه نوسانها و شیوع دوباره رفتارهای سفتهبازانه در بازار ارز و طلا، بهطرف تولید در اقتصاد ایران نیز بهشدت آسیب میزند.
0 Comments