شورای راهبردی آنلاین-رصد: «از آنجا که آسیا همسایهی جدانشدنی چین است، مسلما منطقهای است که تغییرات عمده در سیاست خارجی آمریکا و سیاست متحدانش در رابطه با آن میتواند بیشترین پیامد را برای آیندهی نظم بینالمللی به همراه داشته باشد. دولت چین این باور را که باید قدرت بزرگ مسلط در آسیا باشد، جانداخته، در حالی که آمریکا معتقد است آسیا باید آزاد و باز (به عبارت دیگر: بدون سلطهی چین) باقی بماند.»
میرا راپ.هوپر در تحلیلی که در وب سایت «موسسه هوور» منتشر شد، نوشت: انتخاب اصلی پیش روی آمریکا این است که میخواهد چه چیزی را در قبال چین محقق و از چه چیزی جلوگیری کند. این مسئله در هیچجایی به اندازه آسیا حیاتی نیست. دولت ترامپ در یک سال گذشته علاقه خود را به توافقات تجاری و بازرگانی کوتاهمدت با چین، حتی به قیمت موضوعات سنتی امنیت ملی، مانند برتری آمریکا در حوزه نیمهرساناها و احتمالا تایوان نشان داده است. مقامات ارشد دولت میگویند رویکردی را دنبال میکنند که در کوتاهمدت به دنبال تثبیت روابط میان قدرتهای بزرگ و در میانمدت و بلندمدت در پی تقویت توانایی آمریکا برای رقابت است.
این امر سوالاتی را مطرح میکند، از جمله اینکه به خاطر ثبات کوتاهمدت چه چیزی ممکن است قربانی شود و این امتیازات چگونه بر ظرفیت بلندمدت آمریکا برای رقابت تاثیر میگذارند. هرچند ثبات میان قدرتهای بزرگ هدفی مطلوب است، اما تلاشهای گذشته چین برای تعریف چنین ترتیباتی همواره مستلزم فدا کردن منافع دیرینه آمریکا بوده است. سخنان وزیر خارجه چین درباره توافق آمریکا و چین برای احترام به «منافع اصلی» یکدیگر به معنای مماشات آمریکا در برابر ادعاهای دریایی و سرزمینی چین در دریای چین شرقی و جنوبی و بر سر تایوان خواهد بود.
پاسخ به پرسشها درباره ثبات یا سازش، به تعیین رویکرد متحدان در قبال چین کمک خواهد کرد. تاکنون، متحدان ایندوپاسفیک اغلب تاکید کردهاند که در برابر غیرقابلپیشبینی بودن آمریکا «برنامه جایگزین ندارند». اگر به نظر برسد آمریکا منافع چین را به قیمت منافع متحدانش میپذیرد، آنها شروع به تنوعبخشی خواهند کرد. احتمالا استرالیا و کره جنوبی از نظر اقتصادی به چین نزدیکتر خواهند شد. ژاپن احتمالا سرمایهگذاری دفاعی را برای آمادگی در برابر بحران تایوان و حفاظت از جزایر سنکاکو تسریع خواهد کرد.
رویکرد در قبال تایوان
راهبردهای آمریکا و متحدانش درباره تایوان به تعیین موضع چین نسبت به این جزیره و شکل آینده منطقه کمک خواهد کرد. اقدامات اخیر چین و آمریکا باعث بیثباتی بیشتری در رابطه با سرنوشت تایوان شده است. شمار اندکی از ناظران نظامی چین معتقدند که این کشور تا سال ۲۰۲۷ برای حمله به تایوان آماده خواهد بود. این امر، از نظر تئوری، فرصتی برای آمریکا فراهم میکند تا بازدارندگی را در منطقه تقویت کند.
با این حال، آمریکا عدمقطعیت قابلتوجهی در رویکرد خود داشتهاست. اظهارات ترامپ درباره بررسی توقف فروش تسلیحات به تایوان به درخواست چین و نگاه او به تایوان بهعنوان یک ابزار چانهزنی با چین، تغییری چشمگیر در سیاست آمریکا در قبال چین است. تصمیم آمریکا میتواند تاثیری عمیق بر سرنوشت تایوان داشته باشد. اگر حمایتش را محدود کند، نهتنها تایوان در توانایی دفاعی عقب خواهد ماند، بلکه تصور غیرقابلاعتماد بودن ائتلاف میتواند باعث تضعیف حمایت سیاسی شکننده از رئیس جمهور تایوان در تایپه شود.
در حالی که تهاجم چین به تایوان در میانمدت همچنان ممکن است، اما در کوتاهمدت سناریوهای دیگری محتملترند. شی جینپینگ راهبردی را دنبال میکند که هدفش تغییر وضعیت تایوان از طریق مداخله سیاسی است. او احتمالا بر تاثیرگذاری بر انتخابات ۲۰۲۸ تایوان تمرکز خواهد کرد. ترکیب سه عامل حیاتی (انتخابات ۲۰۲۸ تایوان، انعطافپذیری جدید آمریکا در سیاست تایوان و فرصت شی برای پیشرفت در مسئله تایوان) مجموعهای جدید از پویاییها را ایجاد کرده است. اهمیت فزاینده شرکت تولید نیمهرسانای تایوان (TSMC) برای برتری آمریکا در هوش مصنوعی نیز باعث شده اهمیت مناقشه دو سوی تنگه با گذشت زمان افزایش یابد.
میزان سرمایهگذاری دفاعی؟
آمریکا تا چه حد در موقعیت دفاعی خود در ایندوپاسیفیک سرمایهگذاری خواهد کرد؟ این موقعیت عقبتر از چیزی است که برای حمایت از یک منطقه ایندوپاسیفیک آزاد و باز در برابر افزایش قدرت و فشار چین لازم است: حضور آمریکا در جنوبشرق آسیا محدود است، استحکامبخشی پایگاهها باید تسریع شود و تجهیزات از پیش مستقرشده و ذخایر مهمات ناکافی هستند. اگر آمریکا مانع سلطه چین بر دریای چین جنوبی نشود، دفاع از فیلیپین دشوار است.
متحدان ایندوپاسیفیک نیز در فاصله ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵ هزینههای دفاعی خود را بین ۲۰ تا ۴۰ درصد افزایش دادهاند. ژاپن آماده است این تلاشها را بیشتر کند. آیا متحدان این تلاشها و همچنین طرحهای تولید مشترک دفاعی با آمریکا و با یکدیگر را تسریع خواهند کرد؟
در برخی موارد، نگرانی در مورد قابل اعتماد بودن آمریکا ممکن است تمایل یک متحد برای هزینه کردن را کاهش دهد؛ یا در موارد دیگر آن را تسریع کند. اگر قرار است متحدان به روشهایی هزینه کنند که مکمل موضع، نیروها و برنامههای آمریکا باشد، باید باور داشته باشند که آمریکا برای دفاع از آنها حساس خواهد بود.
شبکه سازی و رویکردهای دوجانبه
متحدان با این پرسش روبهرو هستند که تا چه اندازه و با چه سطحی از هماهنگی میتوانند بر تلاشهای گذشته آمریکا برای افزایش شبکهسازی میان خود، بهویژه در حوزه دفاع و امنیت، تکیه کنند. منطقی است که متحدان آمریکا در برابر تهدید چین و غیرقابلپیشبینی بودن آمریکا، به یکدیگر نزدیکتر شوند. متحدان آسیایی سازوکارهای امنیت جمعی یا ادغام اقتصادی لازم برای جبران حمایت آمریکا را ندارند و همچنان عمیقا به نظام «مرکز و پرههای» متکی بر آمریکا وابستهاند.
هرگونه عقبنشینی آمریکا، متحدان آسیایی را با کسری بودجه مواجه میکند، اما کمبودهایی را که در صورت همکاری موثر میتوانند کاهش دهند، میتوان جبران کرد. با این حال، بدون رهبری آمریکا، متحدان و شرکا فاقد سازوکارهای خاص خود برای ایجاد چنین کنسرسیومی هستند. برای ایجاد تعادل معنادار قدرت، هرگونه ائتلاف شبکهای باید هند را نیز در بر بگیرد.
انتخابهای هستهای
سوالات مربوط به اطمینان امنیتی و رویکرد آمریکا در قبال چین، همراه با اضطراب متحدان و ظرفیت هستهای نهفته، شرایطی را ایجاد میکند که در آن یک یا چند متحد آمریکا میتوانند ظرف یک دهه هستهای شوند. با این حال، در حال حاضر، شرایط برای هیچ کشور کاندیدی برای گریز هستهای آماده نیست.
ژاپن کوتاهترین زمان را تا گریز هستهای دارد. نخبگان ژاپنی در صحبت درباره شرایطی که باید دستیابی به سلاحهای هستهای را در نظر گرفت، بسیار راحتتر شدهاند. آنها دو مقطع حساس را به عنوان عوامل بالقوه رفع این محدودیت در نظر دارند: اول، یک بحران تایوان که در آن آمریکا پاسخ کافی نمیدهد و این تصور گسترده را ایجاد میکند که ژاپن باید از خودش مراقبت کند، و دوم، تصمیم کره جنوبی برای دنبال کردن قابلیت گریز هستهای. ممکن است نخست وزیر ژاپن بحث عمومی در مورد سه اصل غیرهستهای ژاپن را آغاز کند، که میتواند منجر به تعدیل افکار عمومی مخالف شود.
اما در کره جنوبی حداقل دو سوم مردم از دستیابی به یک بازدارندگی مستقل یا میزبانی از سلاحهای هستهای مستقر در خط مقدم آمریکا حمایت میکنند. جدول زمانی کره برای توسعه اولیه هستهای سه سال یا بیشتر ذکر شده است. به نظر میرسد دولت فعلی سیاستهایی را دنبال میکند که زمان دستیابی به سلاح هستهای را بدون شروع جدی این بازی کوتاه میکند. احتمالا برای تغییر این محاسبه، بازگشت به یک دولت محافظهکار، کاهش قابل توجه نیروهای آمریکایی و یا یک بحران جدی با پیونگیانگ ضروری خواهد بود.
هیچ منبع معتبری در مورد جدول زمانی تایوان برای دستیابی به سلاحهای هستهای وجود ندارد، اما منطقی است حدس بزنیم که این امر در اثر حمله چین خواهد بود.
با توجه به عدم قطعیت شدید حاکم بر روابط بین دو قدرت بزرگ و رویکرد آنها نسبت به سایر بازیگران منطقهای، این ملاحظات تو در تو پتانسیل ایجاد نظمهای منطقهای و جهانی بسیار متفاوتی را دارند و با توجه به ظهور یک انقلاب فناوری جهانی بیسابقه در قالب مسابقه هوش مصنوعی در کنار این پویاییهای منطقهای، چالشهای پیش رو قابل توجه هستند.
0 Comments