شورای راهبردی آنلاین – رصد: مدافعان جهانی شدن حتی پیش از آنكه ویروس کرونا جهان را فرا بگیرد، در حال دفاع از آن بودند. در واقع، برخی از ناظران بر این باورند که حرکت آزاد مردم و کالاها به آن سوی مرزها، یک ضربه همیشگی از این بحران متحمل خواهد شد. رافائل کوهن کارشناس موسسه رند، این ادعا را پذیرفته و منطق خود را اینگونه استدلال میكند كه جهانی شدن با وجود ویروس کرونا و سایر چالشها به حیات خود ادامه خواهد داد.
دنیل بایمن در یادداشتی که وب سایت آمریکایی لافربلاگ آن را منتشر کرد؛ نوشت: از آنجایی که کشورها یکی پس از دیگری مرزهای خود را به دلیل شیوع کرونا ویروس بستهاند، تعداد زیادی از تحلیلگران طیفهای سیاسی مختلف پیش بینی کردند که شیوع این ویروس باعث میشود که ما به چگونگی انتقال جریان مردم و کالاها از طریق مرزها بیاندیشیم و دنیای کاملاً متفاوت را با این ویروس تجربه کنیم. رسانههای راست گرا و چپ گرا، پیش بینی کردهاند که کرونا ویروس، پایان قریب الوقوع جهانی شدن را محقق خواهد کرد. اگرچه ممکن است جهانی شدن رو به زوال باشد، اما هنوز احتمال وقوع آن خیلی زود است. بیماری همه گیر کرونا ویروس مطمئناً یک ضربه جدی برای سیستم بین المللی است. گفته می شود، دلیل اینکه این ویروس، جهانی شدن را از بین خواهد برد، بر سه استدلال استوار است که هیچکدام از این موارد مورد بررسی قرار نگرفته اند. بنابراین در حالی که این ویروس عملکرد جهانی شدن را عوض خواهد کرد، اما جهانی شدن را متوقف نمیکند.
اولین استدلال برای سقوط قریب الوقوع جهانی شدن این است که جهانی شدن قبلاً هم به نقطه شکست رسیده بود. حتی قبل از شیوع ویروس کرونا، جهانی شدن با موج فزاینده پوپولیسم که بر اثر نارضایتی اقتصادی در اروپا، ایالات متحده، آمریکای لاتین و مناطق دیگر به وجود آمده بود به چالش کشیده شده است. علاوه بر این، این بیماری همه گیر در دورهای از رقابت استراتژیک بین المللی و جنگهای تجاری به وجود آمده است و اعتماد را که به عنوان بستر جهانی سازی است از بین می برد. از این منظر شیوع این ویروس ضربه نهایی به جهانی شدن است.
به رغم این استدلال، جهانی شدن همواره با نارضایتیهایی همراه بوده و بحرانهای جدی دیگری را نیز پشت سر گذاشته است. این روند علیرغم دو جنگ جهانی یعنی جنگ سرد و جنگ جهانی علیه تروریسم ادامه داشته است. جهانی شدن همچنین از بیماریهای همه گیر دیگری نیز جان سالم به در برده است، از جمله بیماری آنفولانزای اسپانیایی در سال 1918، سارس در سال 2003، آنفولانزای H1N1 در سال 2009 و ابولا در سال 2010 از جمله این موارد هستند. واکنش اخیر علیه جهانی شدن نیز پدیده جدیدی نیست. جهانی سازی برای چندین دهه اعتراضات گسترده را به وجود آورده است، اما جهانی سازی هنوز ادامه دارد. حتی مشکلات اخیر جهانی شدن – مانند تلاش سه و نیم ساله انگلیس برای خروج از اتحادیه اروپا که دو نخست وزیر را هم از مسئولیت برکنار کرد – نشان از تداوم جهانی سازی در عین شکنندگی آن است.
استدلال دوم منتقدان درباره سقوط جهانی شدن این است که جهانی شدن تا حدی مسئول ایجاد این بیماری همه گیر است. این واقعیت که ویروس میتواند در چین شروع شده و سپس به سرعت در سراسر جهان گسترش یابد، به دلیل سهولت در سفرهای بین المللی و در سطح عمیقتر متاثر از جهانی شدن است.
این استدلال هم مردود است؛ چرا که ویروسها بخشی از دنیای طبیعی هستند. بیماریهای همهگیر مدتها قبل از دوره کنونی جهانی شدن نیز وجود داشتند و احتمالاً بعد از آن نیز برای مدتهای طولانی وجود خواهند داشت. دقیقاً همانطور که حملات تروریستی یازده سپتامبر تقریباً دو دهه قبل مجبور به بازنگری در امنیت فرودگاه ها شدند، میتوان به راحتی تصور کرد که چگونه بحران کرونا ویروس، ایالات متحده و دیگران را وادار به تجدید نظر در مورد غربالگری سلامت در بنادر ورودی میکند. با این حال، چنین اقداماتی باید در چشم اندازهای آینده پیش بینی شود. یک قرن پیش، ایالات متحده به دلیل نگرانیهای بهداشتی، مهاجرانی که در حال سفر به جزیره الیس بودند را غربالگری میکرد و حتی قبل از شیوع بیماری همه گیر کرونا ویروس، در پروازهایی که از بعضی مناطق آسیا، خاورمیانه و کشورهای دیگر بودند دمای بدن مسافران را قبل از ورود به برخی کشورها اندازه گیری میکردند. در هیچ یک از موارد فوق، تدابیر غربالگری و بهداشتی به معنای پایان سفرهای بین المللی نبود، بلکه فقط یک مرحله غربالگری به پروتکلهای بهداشتی اضافه شد.
استدلال سوم و شاید بارزترین بحث برای از بین رفتن جهانی شدن در اثر کرونا ویروس، شکست اولیه چشم انداز بین المللیگرایی در مواجهه با بحران است. ایالات متحده، چین، روسیه و سایر کشورها به سرعت درگیر انتقامجویی از یکدیگر شدند و به دنبال این هستند که چه کسی را به عنوان مقصر این بحران معرفی کنند. کمکهای پزشکی حتی در نهادهای فراملی مانند اتحادیه اروپا با توجه به اینکه هر کشوری به دنبال تأمین نیازهای مردم خود متمرکز شده بود، متوقف شد. برخی دولتها حتی سعی داشتند پروازهای برگشتی به کشورشان را محدود کنند.
این استدلال نیز در حالی مطرح می شود که دلیل اصلی تداوم جهانی شدن – شاید شکل اصلاح شده آن – این است که محرکهای اصلی این روند دست نخورده باقی ماندهاند. کشورها هنوز هم دقیقاً مانند هزاران سال گذشته به کالاها و خدمات یکدیگر نیاز دارند. برخی از دولتها هنوز به منابع طبیعی احتیاج دارند و برخی دیگر نیز به دسترسی به نیروی کار ارزان نیاز دارند. هنوز برخی دیگر از کشورها به استعدادها، مهارتها و سرمایه هایی که در خارج از مرزهای خود ساکن هستند نیاز دارند. آنها باید مانند آنچه در گذشته تجارت میکردند، به تجارت خود ادامه دهند.
نهایتاً، همکاریهای بین المللی همچنان ادامه خواهد یافت. اگر دنیا همیشه امیدوار باشد بیماریهای همه گیر را شکست دهد، در نهایت کشورها برای مبارزه با بیماریها باید با یکدیگر همکاری کنند. درغیر این صورت بعد از شکست بیماری در یک کشور، اگر بین کشورها همکاری نباشد این بیماری دوباره به آن کشور برخواهد گشت.
0 Comments