شورای راهبردی آنلاین-رصد: گزارشهای اخیر درباره اعزام نیروهای کره شمالی برای کمک به روسیه در اوکراین را باید به دیده احتیاط نگریست، اما اتحاد نظامی کره شمالی و روسیه تحولی نگرانکننده از تحکیم روابط بین دشمنان آمریکا است.
هال برندز، پژوهشگر ارشد موسسه امریکن اینترپرایز در یادداشتی که در وب سایت این موسسه منتشر شد، با ذکر این که دروغ و شایعات فراوانی درباره کره شمالی وجود دارد، نوشت: اگرچه باید به این شایعات که پیونگ یانگ نیروهایی را برای کمک به روسیه به اوکراین میفرستد، با دیده تردید نگاه کرد، اما نشستی که به آن شایعات دامن زد و ائتلاف نظامی کره شمالی و روسیه را ایجاد کرد، بخشی از چیزی بسیار واقعی و نگران کننده است: تحکیم روابط میان دشمنان آمریکا.
این روابط به شکلی در حال پیشروی است که چند سال پیش تقریباً هیچکسی آن را پیشبینی نمیکرد. آمریکا باید خود را برای جهانی آماده کند که در آن (دشمنانش) به روشهایی غافلگیر کننده و نگران کننده در حال پیشروی هستند.
شایعات درباره اعزام نیرو و تجهیزات از کرهشمالی به اوکراین بازتابی از نشستی قابل توجه در پیونگ یانگ بود. ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه و کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی متعهد شدند به ایجاد رابطهای ادامه دهند که بر اساس آن روسیه در ازای کمک به برنامههای تسلیحاتی کره شمالی و حمایت دیپلماتیک از آن در رویارویی با جامعه بینالمللی، خمپاره، موشک و گلوله برای استفاده در اوکراین دریافت میکند.
دو رهبر همچنین با امضای یک معاهده دفاعی متقابل که متعهد میشود در صورت حمله به یک کشور، طرف دیگر باید به آن کمک کند، اکثر تحلیلگران امور خارجی را شوکه کردند.
کیم جونگ اون گفت: «روابط بین کشورهای ما به سطح جدید و بالایی از اتحاد ارتقا یافته است.» پوتین هم ضمن موافقت با او گفت این واقعاً سندی قابل توجه است که روابط را «به سطح کیفی جدیدی ارتقا میدهد.»
شرایطی که در آن ممکن است به مقررات دفاع متقابل استناد شود مبهم است اما به نظر میرسد این پیمان طوری نوشته شده که مداخله کره شمالی در اوکراین را الزامی نمیکند.
با این وجود این اتحاد جدید تجلی آشکار مهمترین پدیده راهبردی امروز یعنی ظهور یک محور جدید از قدرت های تجدیدنظرطلب و یادآوری این است که توسعه اخیر آن چقدر حیرتآور بوده است.
سه سال پیش، چه کسی میتوانست پیشبینی کند که روسیه و چین یک شراکت راهبردی بدون محدودیت و «بدون مناطق ممنوعه» را اعلام کنند که پوتین از آن به عنوان پوششی دیپلماتیک برای حمله به اوکراین استفاده کند و ارتش پوتین با مقادیر زیادی خمپاره، پهپادها و موشکهای ایران و کره شمالی و حمایتهای اقتصادی و فناوری پکن پشتیبانی شود؟ یا اینکه پوتین آنچه را که مقامات آمریکایی «شراکت دفاعی تمام عیار» با ایران مینامند توسعه دهد و یک پیمان دفاعی رسمی با کره شمالی امضا کند؟
این معاملات دارای ابعادی بیشتر از چیزی است که به نظر میرسد. روسیه و چین در پروژههای دفاعی-فناوری پنهانی همکاری دارند که شامل توسعه بالگردها، موشکهای تاکتیکی، و سیستمهای هشدار سریع پرتاب موشک، در کنار دیگر قابلیتهایی است که باعث نگرانی مقامات آمریکایی است زیرا میتواند توسعه نظامی پکن را تسریع کند.
همچنین کره شمالی میتواند تعدادی از کارگران اضافی خود را به خطوط تولیدات نظامی روسیه اعزام کند.
اگرچه در پیوندها و همکاریهای بین کشورهای فوق الذکر اعتماد کمی وجود دارد اما نباید آسیبی را که میتواند ایجاد کند، دست کم گرفت. کسانی که این ایده را به سخره میگیرند که ایران، کره شمالی، چین و روسیه یک ائتلاف معنادار را تشکیل میدهند باید به این مساله توجه داشته باشند: همکاری این کشورهای تجدیدنظر طلب از نظر دفاعی-فناوری و دیپلماتیک از همکاری قدرتهای تجدیدنظرطلب در اواخر دهه 1930 مستقیمتر است.
آوریل هاینز، یک مقام ارشد اطلاعاتی آمریکا، هشدار داده است که روسیه میتواند به چین در جنگ با آمریکا در غرب اقیانوس آرام به صورت مستقیم یا غیرمستقیم کمک کند.
شاید ایران در بحران هستهای با غرب از حمایت بیشتر روسیه برخوردار شود. ممکن است روسیه فناوری دفاعی پیشرفتهتری را در ازای دریافت کمک در اوکراین مبادله کند. یا شاید حرکت بعدی بار دیگر بسیاری از ناظران را غافلگیر کند.
در هر صورت، واشنگتن باید چالشهایی را که این همسویی ایجاد میکند، جدی بگیرد. اسناد راهبردی کنونی پنتاگون اصرار دارند که تهدیدهای ناشی از رقبای آمریکا متمایز است و واشنگتن باید تمرکزش را بر رقیب اصلی خود، یعنی چین حفظ کند. اما این بدان معناست که آمریکا در حال حاضر واقعاً توجه چندانی به مشکل بیثباتی که هر سه منطقه کلیدی اوراسیا را متشنج کرده، نداشته است؛ چه رسد به توجه به این مساله که دشمنانش، به دور از رعایت دقیق مرزهای منطقهای، راههای خلاقانهتری را برای کمک به یکدیگر پیدا میکنند.
آمریکا با یک مجموعه تصادفی از چالشها روبرو نیست، بلکه با یک لیگ منسجم از دشمنان مواجه است. این واقعیت راهبردی اساسی است که هر کسی که در ماه نوامبر پیروز انتخابات ریاست جمهوری این کشور شود باید با آن روبرو شود.
0 Comments