شورای راهبردی آنلاین-رصد: «برای بسیاری از آمریکاییها شگفتآور خواهد بود که ترامپ و تیمش با انبوهی از باورهای کهنه غلط فضا را اشباع میکنند تا از وحشت و مخالفت با جنگ جلوگیری کنند.»
رزماری کلانیک در تحلیلی که در وبسایت “Responsible Statecraft” وابسته به اندیشکده کویینسی منتشر شد، نوشت: دونالد ترامپ و اعضای دولتش بارها ادعا کردهاند که تولید عظیم نفت در آمریکا، این کشور را در برابر شوکهای قیمتی ناشی از بستن تنگه هرمز توسط ایران مصون میکند.
مشخص نیست که آنها مانند احمقها رفتار میکنند یا شبیه آدمهای خیانتکار؛ اما به هر حال، اشتباه میکنند.
تولید نفت آمریکا مصرفکنندگان این کشور را در برابر نوسانات قیمت نفت که بر اساس اصل عرضه و تقاضا در بازار جهانی تعیین میشود، مصون نمیکند. برعکس، چون اقتصاد آمریکا به ازای هر واحد تولید اقتصادی، نسبت به کشورهای همتراز خود نفت بیشتری میسوزاند، این کشور از شوک قیمتی ناشی از جنگ با ایران بیشتر از چین، روسیه یا اتحادیه اروپا آسیب خواهد دید.
این حقایق برای بسیاری از آمریکاییها شگفتآور خواهد بود، زیرا افسانهها و باورهای غلط درباره نفت مدتهاست که بر بحثهای سیاسی آمریکا سایه افکنده و دلایل این آسیبپذیری برخلاف تصور عموم است.
شوکهای قیمت نفت به دلیل ماهیت عمیقاً جهانیشده بازارهای نفتی، بر همه کشورها، صرف نظر از اینکه چقدر نفت تولید میکنند، تأثیر میگذارد. اقتصاددانان اغلب بازار جهانی نفت را به یک وان حمام بزرگ با شیرهای ورودی و خروجی بسیار تشبیه میکنند. شیرهای ورودی نمایانگر کشورهایی است که نفت را به میزان تجاری تولید میکنند و شیرهای خروجی نمایانگر کشورهایی است که نفت را مصرف میکنند و این یعنی همه کشورهای جهان.
به طور کلی مهم نیست که کدام مولکول از کدام ورودی به کدام خروجی میرود. آنچه قیمتها را تعیین میکند، سطح کلی نفت در وان حمام (که نشاندهنده عرضه جهانی نفت است) و انتظارات بازار، یا پیشبینیها درباره قیمتهای آتی نفت است که میتواند از طریق پیشگوییهای خودتحققبخش بر قیمتهای واقعی تأثیر بگذارد.
به طور معمول، بازار جهانی روزانه حدود ۱۰۰ میلیون بشکه نفت تأمین میکند، اما بسته شدن تنگه هرمز که در پی جنگ فاجعهبار ترامپ علیه ایران رخ داد، ناگهان حدود ۱۰ میلیون بشکه در روز را حذف کرده است. این امر سطح نفت داخل وان را کاهش داده و قیمت را برای همه کشورهای متصل به بازار جهانی نفت، از جمله آمریکا، صرف نظر از اینکه مستقیماً نفت خلیجفارس را مصرف میکنند یا نه، افزایش داده است.
این بحران با یک تأخیر زمانی در حال وقوع است و آسیا به دلیل نزدیکی به خلیجفارس (محل اختلال فیزیکی) نخستین قارهای است که تحت تأثیر آن قرار میگیرد اما نه بدترین تأثیر. بدترین اثرات هنوز در سراسر وان منتشر نشده، اما رسیدن آنها به نیمکره غربی قریبالوقوع است.
جالب اینکه، همان جریان نفتکشهای خالی که برای بارگیری نفت آمریکا از اقیانوس اطلس عبور میکنند؛ یعنی همان چیزی که ترامپ در ۱۱ آوریل در شبکه اجتماعی «تروث» درباره آن لاف زد، دقیقاً همان مکانیسم انتقالی است که این شوک از طریق آن گسترش مییابد.
آن نفتکشها هماکنون عرضه آمریکا را به آسیا منحرف میکنند، جایی که قیمتها بالاتر است، و این به نوبه خود قیمت نفت را در آمریکا افزایش میدهد. دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا برای هفته منتهی به ۲۴ آوریل نشاندهنده کاهش عظیم ۶.۲ میلیون بشکهای از ذخایر نفتی آمریکاست که تأیید میکند این انحراف از هماکنون آغاز شده است. اداره اطلاعات انرژی اکنون تخمین میزند که میانگین قیمت بنزین در آمریکا در آوریل به ۴.۲۴ دلار در هر گالن رسیده است، در حالی که در مارس ۳.۷۷ دلار و در فوریه، پیش از آغاز جنگ، ۳.۰۳ دلار بوده است.
حتی اگر تنگه هرمز از فردا با ظرفیت کامل بازگشایی شود، بدون شک قیمت بنزین در آمریکا به دلیل اثرات تأخیری نفت خلیج فارس که قبلاً از بازار خارج شده است، در ماه مه حتی از ماه آوریل هم بالاتر خواهد بود.
اگر بگوییم نتیجه این وضعیت میتواند یک فروپاشی اقتصادی جهانی باشد، اغراق نکردهایم. شوکهای قیمت نفت با رکودهای اقتصادی مرتبط هستند؛ از ۱۲ رکود پس از جنگ جهانی دوم در آمریکا، ۱۰ رکورد بلافاصله با جهش قیمت نفت همراه بوده است. تنها استثناها رکود 1960و همهگیری کووید هستند.
مصرف نفت یک ضرورت است که نمیتوان به سرعت آن را کاهش داد. بنابراین قیمت بالای بنزین، خانوارهای آمریکایی را مجبور میکند هزینههای خود را در همه چیز دیگر کاهش دهند و این منجر به شوک تقاضای عظیم برای همه کالاهای دیگر میشود. افزایش هزینههای حملونقل برای اقلامی مانند غذا و پوشاک نیز باعث جهش قیمت شده و تورم در آمریکا را تشدید میکند.
این منطقِ نحوه تأثیر شوکهای قیمت نفت بر مصرفکنندگان است، اما درد واقعی که آمریکاییها احساس میکنند به طور نسبی بدتر از وضعیت چین، روسیه و اتحادیه اروپا خواهد بود. اقتصاد آمریکا به شدت نفتبر است، به این معنا که برای تولید هر واحد تولید ناخالص داخلی، نفت بیشتری نسبت به همه این کشورها میسوزاند و این اختلافی قابل توجه است. به ازای هر دلار تولید اقتصادی، اقتصاد آمریکا دو برابر اتحادیه اروپا، ۴۰ درصد بیشتر از چین و ۲۰ درصد بیشتر از روسیه نفت مصرف میکند که این شگفتآور است زیرا روسیه خود یک کشور نفتی محسوب میشود.
دو عامل زمینهای توضیح میدهد که چرا تولید آمریکا اینقدر به نفت وابسته است. اول، آمریکا فرهنگی دارد که عاشق ماشین است و سیستم حملونقل آن همواره بیشتر از دیگر قدرتهای بزرگ به خودرو متکی بوده است. دوم، آمریکا در گذار به خودروهای برقی که میتوانند توسط شبکههای برق تقریباً کاملاً مستقل از نفت تغذیه شوند، عقب مانده است. چین به ویژه از دیرباز به دلایل راهبردی، خودروهای برقی و ریل برقی را ترویج کرده و مزایای امنیتی جداسازی سیستم حملونقل خود از بازار جهانی نفت که مستعد شوکهای قیمتی است را درک کرده است.
در بلندمدت، آمریکا باید از راهبرد چین نسخهبرداری کند و از طریق سیاستهای دولتی که گذار از خودروهای نفتسوز را تشویق میکند، ریسک خود را در برابر نفت کاهش دهد.
اما در کوتاهمدت، تنها راه حل این است که با ایران توافق کرده و تنگه هرمز را بازگشایی کند؛ هرچه زودتر، بهتر. با شدت گرفتن اختلال و جهش قیمتها در آمریکا، قدرت چانهزنی ترامپ در برابر ایران سقوط خواهد کرد. هر هزینهای که آمریکا باید به ایران بپردازد تا هرمز بازگشایی شود، با بدتر شدن بحران نفت، فشار روی آمریکا افزایش مییابد. زمان به نفع ترامپ نیست.
0 Comments