جدیدترین مطالب
تحلیلی بر شراکت راهبردی آمریکا و هند
شورای راهبردی آنلاین-رصد: توافق هستهای غیرنظامی سال ۲۰۰۸ میان آمریکا و هند روابط دو طرف را از سطح سنتی به مشارکت راهبردی و تحولآفرین تبدیل کرد. این توافق نشان داد که حل حساسترین اختلافات دوجانبه امکانپذیر است و اعتماد را در بالاترین سطوح رهبری ایجاد نمود. کارشناسان هشدار میدهند که احیای شتاب این رابطه، نیازمند پروژههای همکاری جسورانه جدید در فناوریهای راهبردی و توافق تجاری جامع و بازسازی اعتماد در سطوح بالاست.
نگاهی به سیاست جدید ترامپ در قبال بالکان غربی
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «گزارش جدید دولت ترامپ درباره سیاست آمریکا در قبال بالکان غربی با این جمله آغاز میشود: «ارتقاء، ثبات و پیشبرد منافع اقتصادی آمریکا در بالکان غربی، آمریکا را امنتر، قویتر و مرفهتر میکند.» این گزارش هفت صفحهای ضمن حمایت از این دیدگاه جدید که کشورهای این منطقه برای انجام کارهای بیشتر برای خودشان تلاشکنند، بر ادامه بسیاری از جنبههای تعامل آمریکا در این منطقه تأکید میکند، به مسائل محلی، مانند جرایم سازمانیافته، میپردازد و در عین حال چشمانداز ژئوپلیتیک بزرگتری را ترسیم میکند که شامل روسیه و چین است.»
معنای توافقات دفاعی اخیر کشورهای عرب خلیج فارس با اوکراین برای روسیه و منطقه چیست؟
شورای راهبردی آنلاین-رصد: « اوکراین از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، تلاش کرده است تجربه میدانی خود را به یک دارایی در سیاست خارجی تبدیل کند. اعزام تیمهای نظامی به کشورهای خلیج(فارس) برای کمک به رهگیری پهپادها و ارائه مشاوره پدافند هوایی، همراه با توافقهای دفاعی با قطر، عربستان و امارات، این تصور را در برخی محافل غربی ایجاد کرده که کشورهای خلیج(فارس) در حال فاصله گرفتن از روسیه و نزدیک شدن به اوکراین هستند. اما آنچه در حال رخ دادن است، نه یک تغییر ژئوپلیتیک علیه مسکو، بلکه یک راهبرد تنوعبخشی عملگرایانه است. پادشاهیهای خلیج(فارس) در حال جایگزین کردن اوکراین به جای روسیه نیستند، بلکه اوکراین را به مجموعه رو به گسترش گزینههای امنیتی، فناوری و دیپلماتیک خود اضافه میکنند.»
أحدث المقالات
تحلیلی بر شراکت راهبردی آمریکا و هند
شورای راهبردی آنلاین-رصد: توافق هستهای غیرنظامی سال ۲۰۰۸ میان آمریکا و هند روابط دو طرف را از سطح سنتی به مشارکت راهبردی و تحولآفرین تبدیل کرد. این توافق نشان داد که حل حساسترین اختلافات دوجانبه امکانپذیر است و اعتماد را در بالاترین سطوح رهبری ایجاد نمود. کارشناسان هشدار میدهند که احیای شتاب این رابطه، نیازمند پروژههای همکاری جسورانه جدید در فناوریهای راهبردی و توافق تجاری جامع و بازسازی اعتماد در سطوح بالاست.
نگاهی به سیاست جدید ترامپ در قبال بالکان غربی
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «گزارش جدید دولت ترامپ درباره سیاست آمریکا در قبال بالکان غربی با این جمله آغاز میشود: «ارتقاء، ثبات و پیشبرد منافع اقتصادی آمریکا در بالکان غربی، آمریکا را امنتر، قویتر و مرفهتر میکند.» این گزارش هفت صفحهای ضمن حمایت از این دیدگاه جدید که کشورهای این منطقه برای انجام کارهای بیشتر برای خودشان تلاشکنند، بر ادامه بسیاری از جنبههای تعامل آمریکا در این منطقه تأکید میکند، به مسائل محلی، مانند جرایم سازمانیافته، میپردازد و در عین حال چشمانداز ژئوپلیتیک بزرگتری را ترسیم میکند که شامل روسیه و چین است.»
معنای توافقات دفاعی اخیر کشورهای عرب خلیج فارس با اوکراین برای روسیه و منطقه چیست؟
شورای راهبردی آنلاین-رصد: « اوکراین از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، تلاش کرده است تجربه میدانی خود را به یک دارایی در سیاست خارجی تبدیل کند. اعزام تیمهای نظامی به کشورهای خلیج(فارس) برای کمک به رهگیری پهپادها و ارائه مشاوره پدافند هوایی، همراه با توافقهای دفاعی با قطر، عربستان و امارات، این تصور را در برخی محافل غربی ایجاد کرده که کشورهای خلیج(فارس) در حال فاصله گرفتن از روسیه و نزدیک شدن به اوکراین هستند. اما آنچه در حال رخ دادن است، نه یک تغییر ژئوپلیتیک علیه مسکو، بلکه یک راهبرد تنوعبخشی عملگرایانه است. پادشاهیهای خلیج(فارس) در حال جایگزین کردن اوکراین به جای روسیه نیستند، بلکه اوکراین را به مجموعه رو به گسترش گزینههای امنیتی، فناوری و دیپلماتیک خود اضافه میکنند.»
اتحاد شیطانی برای راه اندازی جنگی منطقه ای

دکتر محمد مهدی مظاهری – استاد دانشگاه
بعد از اینکه پروژه «پیمان ابراهیم» برای عادی سازی روابط رژیم اسرائیل با کشورهای عربی و به اصطلاح محصور و منزوی کردن ایران و گروههای مقاومت با حمله هفت اکتبر و پس از آن جنگ ویران گر این رژیم در غزه ناکام ماند، مقامات اسرائیلی به این جمع بندی رسیدند که باید راهبرد جدیدی برای امنیت خود تعریف کنند. در حالی که پیمان ابراهیم بر استفاده از ابزارهای اقتصادی و فناورانه برای تضعیف دشمن تأکید داشت، راهبرد جدید عبارت بود از نابودی فیزیکی زیرساختها، حامیان و نخبگان دشمن در رده فرماندهی. بر پایه این راهبرد، جنگ فراگیر منطقه ای بهترین گزینه برای مقامات صهیونیست است تا بتوانند بدون محدودیت و در زیر سرپوش شرایط جنگی، به مواضع، افراد و اهداف مختلف در کشورهای هدف به ویژه جمهوری اسلامی ایران حمله کنند و اگر بتوانند ریشه همه تهدیدات منطقه ای علیه خود را بخشکانند. قطعا مقامات اسرائیلی می دانند که به تنهایی قادر به جنگ در چندین جبهه مختلف نیستند، اما تجربه حمله موشکی ایران به رژیم اسرائیل(بعد از حمله موشکی این رژیم به بخش کنسولی سفارت ایران در سوریه) به آنها نشان داد حامیان غربی و عربی شان آنها را تنها نمی گذارند و هر گاه بحث مواجهه با ایران باشد؛ سیل کمکها و حمایتهای مالی، نظامی و لجستیکی است که روانه سرزمینهای اشغالی می شود!
در این چهارچوب است که می توان انگیزه حمله پیجری و بعد از آن حملات موشکی رژیم اسرائیل به لبنان را درک کرد؛ واقعیت این است که در مقطع کنونی تداوم جنگ در منطقه منافع بازیگران متعددی را تأمین می کند و در نتیجه با چراغ سبز آنها مواجه است. در داخل خود رژیم اسرائیل، نتانیاهو برای سرپوش گذاشتن بر فاجعه انسانی بی دستاوردی که در غزه داشته، ناچار است با برخی اقدامات نمایشی، دولت خود را دولتی موفق و کارامد معرفی کند که با اقدامات حساب شده و بهره گیری از فناوریهای نوین به دنبال تأمین امنیت برای ساکنان سرزمینهای اشغالی است. بعد از کشته شدن تعدادی از گروگانهای اسرائیلی در هفته های اخیر، سیل اعتراضات داخلی علیه نتانیاهو بالا گرفت و بسیاری از تحلیلگران از لزوم کناره گیری وی از قدرت سخن گفتند؛ بنابراین لازم بود با ایجاد یک شوک خارجی، اوضاع داخلی مهار و کنترل شود. ضمن اینکه نتانیاهو به روی کار آمدن مجدد ترامپ و حمایتهای بیشتر وی از دولت خود امیدوار است و برای تحقق این آرزو به مقداری وقت کشی و حفظ خود در قدرت تا زمان انتخابات آمریکا نیاز دارد.
از سوی دیگر، کشورهای غربی و به ویژه آمریکا نیز هر چند نگران وجهه و اعتبار خود در حمایت از نسل کشی ها و جنایات جنگی رژیم اسرائیل هستند؛ اما در عین حال نمی توانند از منافع کارخانه جات اسلحه سازی خود چشم بپوشند. ضمن اینکه تضعیف ایران و جبهه مقاومت در راستای منافع آنها نیز هست.
برخی کشورهای عربی منطقه به ویژه بعضی شیوخ خلیج فارس هم در سکوت در حال جشن گرفتن تضعیف حماس و حزب الله هستند و از هر اقدامی که به کاهش قدرت و توان عملیاتی ایران منجر شود، به ویژه هدف قرار گرفتن سایتهای موشکی و هسته ای کشورمان توسط رژیم اسرائیل و همپیمانانش استقبال می کنند، هر چند در سیاستهای اعلامی از لزوم کنترل تنشها در منطقه سخن می گویند.
بنابراین آنچه شرایط فعلی منطقه را خطرناک کرده و آینده ای مبهم و تیره را برای آن به تصویر می کشد، اتحاد پنهان بازیگران مختلف غربی- عربی- عبری برای گسترش دامنه جنگ است؛ هر چند سخنرانیها و موضع گیریهای آنها عکس این را نشان می دهد. در چنین شرایطی راهکار هوشمندانه ایران باید تضعیف این اتحاد شیطانی علیه کشور و گروههای مقاومت در منطقه باشد. مقامات تصمیم گیر و دیپلماسی شایسته ایرانی باید با اتخاذ تدابیری هوشمندانه، حلقه های این اتحاد را یکی یکی سست و آنها را از جرگه دشمنی با ایران خارج کنند. استفاده از برگهای چانه زنی کشور از جمله روی میز بودن گزینه انتقام سخت از ترور هنیه در ایران، پیشنهاد احیای برجام در دوره بایدن به عنوان امتیازی در سیاست خارجی وی به شرط مهار رژیم اسرائیل و پایان جنگ در غزه و لبنان، هشدار و تشریح برخی از تبعات جنگ فراگیر منطقه ای با حضور ایران، برای امنیت آمریکا و سایر حامیان رژیم اسرائیل در اروپا و منطقه در این زمینه راهگشا باشد.
در این راستا سخنرانی سنجیده رئیس جمهور کشورمان در سازمان ملل و تأکید وی بر اهمیت صلح در منطقه و جهان و تلاش ایران برای شروع دوران جدید در مراودات بین المللی و هشدار او نسبت به جنگ افروزی رژیم صهیونیستی و به آتش کشیدن منطقه وتبعات آن برای همه به جا و حائز اهمیت بود.
0 Comments