شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: روز جمعه ۲۰ تیر ۱۴۰۴ برابر با ۱۱ جولای ۲۰۲۵ میلادی، در تاریخ تحولات منطقه یک نقطه عطف به حساب میآید، چرا که سرانجام، موضوع خلع سلاح نیروهای پ.ک.ک، متعاقب فراخوان و پیام ویدیویی رهبر (آپو) زندانی آنها، عبدالله اوجالان (که بیست و شش سال است در زندانی در نزدیکی استانبول به سر میبرد)؛ عملیاتی شد و طی یک مراسم نمادین در سلیمانیه، ۱۵ جنگجوی زن و ۱۵ جنگجوی مرد، سلاحهای خود را به آتش سپرده و منهدم کردند.
محمد مهدی ملکی – کارشناس مسائل منطقه
در مراسم مشابه دیگری نیز تعدادی از نیروهای پ.ک.ک در غار جاسنه در سلیمانیه در برابر دیدگان جمعی از مدعوین و سیاسیون ترک و کُرد، سلاحهای خود را امحاء کردند.
به قول دولت باغچهلی، رئیس حزب حرکت ملی ترکیه (MHP) تا این مرحله از فرایند خلع سلاح و در راستای گفتوگوهای مستمر و متعدد صورت گرفته؛ اوجالان رهبر و بنیانگذار پ.ک.ک با صداقت به تعهدات خود عمل نمود و تهدیدهای منطقهای و بینالمللی را به موقع درک کرده است.
در ارزیابی کلی از فرایندی که البته نهایی و ثمربخش شدن آن میتواند زمانبر باشد، مقامات ترکیه نیز تا کنون تلاشهای مثبتی در این ارتباط داشتهاند. واقعیت این است که گامهای دو طرف تا این مرحله اگرچه کوچک و کم، اما اثرگذار بوده است.
در خصوص دلایل تصمیم دولت ترکیه برای حرکت به سمت صلح و توجه به نقش کُردها در این کشور، اگرچه موارد متعددی وجود دارد، اما یکی از استدلالهای آنکارا نیاز دولت فعلی به اتحاد و نزدیکی به کُردها جهت تداوم سیاستهای مدنظرشان در ترکیه است و دیگری تحولات اخیر منطقه به خصوص در سوریه و البته آینده شرایط شمال و شرق آن کشور است که در اختیار نیروهای «قسد» و نزدیک به پ.ک.ک میباشد.
در این ارتباط به صورت شفافتر باید گفت که نگرانی اصلی مقامات آنکارا، نزدیکی قامیلشو و تلآویو به یکدیگر بود. موضوعی که میتواند در صورت تحقق، کفه ترازوی نفوذ رژیم اسرائیل در سوریه را به نسبت ترکیه سنیگنتر کند.
با این همه باید منتظر ماند و دید که فرایند تاریخی آغاز شده جهت دستیابی به صلحی پایدار و جامعهای دموکراتیک از سوی ترکیه و نیروهای موسوم به پ.ک.ک که اخیرا نام خود را به گروه “آشتی و جامعه دموکراتیک” تغییر دادهاند تا چه اندازه میتواند ابعاد جدیتری به خود گیرد. ضمن آنکه باید به این پرسشهای اساسی و مهم نیز پاسخ روشن و مستدل داده شود که آیا خلع سلاح پ.ک.ک مشمول شاخههای دیگر آن نیز میشود؟ و آیا این صلح و خلع سلاح صورت گرفته به معنای پایان فعالیت و خط مشی مسلحانه شاخههای دیگر پ.ک.ک میشود یا آنکه میتواند منجر به افزایش نظامیگری ی.پ.گ در سوریه و پژاک در مرزهای ایران و عراق گردد؟
علاوه بر آن، با بررسی سوابق تاریخی و کارنامه عملکرد پ.ک.ک نیز برخی تردیدها نسبت به آینده فرایند مذکور قابل تصور است که در این ارتباط هم باید منتظر ماند و شاهد بود که تا کجا این گروه میتواند به تعهداتش پایبند باشد.
نکته دیگر که میتوان به آن اشاره داشت آنکه گروههای زیر مجموعه پ ک ک تا کنون موارد ناقض حقوق بشری بسیاری را نسبت به اعضا و نیروهای خود و البته خانواده آنها مرتکب شدهاند که در تضاد با کلیه کنوانسیونهای حقوق بشری و قواعد و حقوق آمره بینالملل به حساب میآید. باتوجه به اهمیت این موضوع بهتر آن است که ذیل تحقق اهداف فرآیند «صلح و جامعه دموکراتیک» و ابعاد گستردهای که دارد، رسیدگی شود. کسانی که حقوق آنها با استفاده از زور و خشونت سلب شده است؛ اعم از کودکان (افراد زیر ۱۸ سال) و زنان به طور خاص و سایر نیروهای این تشکلیلات به نوبه خود باید به حقوق حقه خود دست یابند و کسانی هم که با سوءاستفاده از موقعیت و جایگاه سازمانی خود مرتکب نقض این حقوق شدهاند، باید محاکمه شده و در دادگاه، پاسخگوی ارتکاب اقدامات خود باشند.
اینکه در این سالها، سران شاخههای مختلف پ.ک.ک به بهانه احقاق حقوق قومیت کُردی، نوجوانان و جوانان را به طرق مختلف (تهدید؛ فریب و حتی ربایش) جذب کردهاند تا کسری نیروی انسانی شاخههای خود را جبران کنند و از آنها در مسیر مبارزه علیه دولت ترکیه و در جنگهایی که به آنها هیچ ارتباطی نداشته استفاده ابزاری کرده و منجر به کشته شدن بسیاری از آنها شدند و خود در کشورهای اروپایی به زندگی راحت مشغول بودند؛ امری است که به نظر نباید از کنار آن ساده عبور کرد.
در سالهای اخیر، خانواده آسیب دیدگان از نقض حقوق بشر توسط این گروهها به ویژه پژاک به عنوان شاخه ایرانی پ.ک.ک به عنوان شاکیان خصوصی از سران گروههای نامبرده شکایت کرده و امیدوارند که با آغاز روند کنار گذاشتن سلاح از سوی تشکیلات پ.ک.ک و با فراهم کردن شرایط لازم از سوی دولت ترکیه؛ آنها نیز به حقوق خود رسیده و بتوانند در صورت زنده بودن اعضای خانوادهاشان در آن گروهها بار دیگر آنها را به آغوش خود بازگردانند. تحقق این موضوع به ظاهر ساده، امری محال برای خانوادههای اعضای این گروهها طی سالهای گدشته بود، به نحوی که آن اعضا از حقوق ابتدایی خود مبنی بر حق تماس و ارتباط با خانواده و دوستان و حتی در اختیار داشتن گوشی تلفن همراه محروم بودند و در شرایط سخت اردوگاههای نظامی، این گروه ها مجبور به آموزش نظامی؛ انجام کارهای دشوار و البته پاک کردن زندگی گذشته خود بودند.
به همین ترتیب لازم است که در این فرآیند، تسهیلات و تمهیدات لازم جهت «بازگشت امن نیروهای پ.ک.ک و البته بازپروری آنها در زندگی جدیدشان» نیز لحاظ شود تا در زمینه اصلاحات حقوق بشری نیز این مکانیسم کارآیی داشته باشد.
در خاتمه روشن است که باتوجه به نقش و دامنه فعالیت و بازیگری پ.ک.ک در ابعاد منطقهای و بینالمللی، نمیتوان در فرایند اجرایی شدن این مسیر نقش قدرتهای جهانی به خصوص آمریکا، روسیه و فرانسه را نادیده گرفت. ضمن اینکه بعدا مشخص خواهد شد که بازیگران مذکور چه نقشی را برای پ.ک.ک در نظر گرفتهاند؟ آیا این گروه از ابزاری نظامی به ابزاری اطلاعاتی یا سیاسی در اختیار آمریکا یا حتی ترکیه بدل میشود؟ گذر زمان بسیاری از ابعاد این فرایند مهم و البته مبهم را روشن خواهد کرد.
0 Comments