شورای راهبردی آنلاین - یادداشت: جنگ اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، موازنه قدرت در خلیجفارس را دگرگون کرد و رقابت پنهان عربستان و امارات را وارد مرحلهای آشکارتر کرد.
مهدی قاسمی- کارشناس مسائل منطقه
در ادبیات رایج روابط بینالملل، کشورهای عربی خلیجفارس اغلب بهعنوان یک بلوک سیاسی و امنیتی واحد به تصویر کشیده میشوند. این تصویر اگرچه در برخی موضوعات همچون نگرانیهای امنیتی مشترک یا همکاریهای اقتصادی منطقهای بخشی از واقعیت را بازتاب میدهد، اما تحولات سالهای اخیر نشان داده است که در پشت به ظاهر همگرای شورای همکاری خلیجفارس، رقابتی عمیق و فزاینده میان دو قدرت مهم عربی منطقه در جریان است. عربستان سعودی و امارات متحده عربی اکنون بیش از آنکه شرکای راهبردی یکدیگر باشند، به رقبایی تبدیل شدهاند که برای تعیین شکل نظم آینده خلیجفارس با یکدیگر رقابت میکنند.
جنگ اخیر علیه ایران این روند را تسریع کرد. این جنگ نشان داد که هرچند ریاض و ابوظبی در برخی نگرانیهای امنیتی اشتراک نظر دارند، اما درباره آینده منطقه، نوع رابطه با قدرتهای جهانی، شیوه تعامل با ایران و حتی مدل توسعه اقتصادی خلیجفارس، برداشتهای متفاوتی دارند. در واقع، پرسش اصلی امروز دیگر این نیست که کشورهای عربی خلیجفارس چه میخواهند؛ بلکه پرسش اصلی این است که عربستان یا امارات، کدام یک موفق خواهد شد الگوی مطلوب خود را بر نظم جدید منطقه تحمیل کند؟
از اتحاد تاکتیکی تا رقابت راهبردی
در دهه گذشته، عربستان و امارات در بسیاری از پروندههای منطقهای کم و بیش در کنار یکدیگر قرار داشتند. جنگ یمن، مقابله با جریانهای اسلام سیاسی و همکاری در برخی پروندههای امنیتی منطقه، تصویری از یک مشارکت نزدیک میان دو کشور ایجاد کرده بود.
اما با گذشت زمان، اختلافات بنیادین آشکار شد. عربستان سعودی خود را قدرت تاریخی و طبیعی جهان عرب میداند و معتقد است که هرگونه نظم منطقهای باید حول محور ریاض شکل بگیرد. در مقابل، امارات تلاش کرده است با بهرهگیری از توان اقتصادی، شبکههای مالی، بنادر جهانی و دیپلماسی فعال، نقشی فراتر از وزن جغرافیایی و جمعیتی خود ایفا کند.
همین مسئله نیز موجب شده است که رقابت دو کشور از حوزه امنیتی به عرصههای اقتصادی، تجاری و ژئوپلیتیکی گسترش پیدا کند. رقابت برای جذب سرمایه خارجی، تبدیلشدن به مرکز تجارت منطقه، کنترل مسیرهای دریایی و کسب نفوذ در شاخ آفریقا و اقیانوس هند، تنها بخشی از این رویارویی خاموش را تشکیل میدهد.
جنگ علیه ایران و آشکارشدن تفاوت راهبردها
جنگ علیه ایران، تفاوت نگرش ریاض و ابوظبی را بیش از گذشته آشکار کرد. هر دو کشور بهخوبی دریافتند که هرگونه درگیری گسترده در خلیجفارس میتواند پروژههای اقتصادی بلندپروازانه آنها را با خطر مواجه کند. بااینحال، واکنش آنها کاملاً یکسان نبود.
عربستان طی سالهای اخیر تلاش کرده است اولویت را به پروژه تحول اقتصادی و چشمانداز ۲۰۳۰ بدهد. ریاض به این نتیجه رسیده است که تحقق برنامههای توسعهای بدون کاهش تنشهای منطقهای امکانپذیر نخواهد بود. از همین رو، گفتوگو با ایران و مدیریت اختلافات منطقهای به بخشی از راهبرد جدید عربستان تبدیل شده است.
امارات نیز از ثبات منطقهای حمایت میکند، اما نگاه آن بیشتر بر حفظ جایگاه خود بهعنوان مرکز مالی، تجاری و لجستیکی جهان عرب متمرکز است. ابوظبی به دنبال آن است که حتی در شرایط رقابتهای ژئوپلیتیکی نیز نقش واسطه اقتصادی و پل ارتباطی میان بازیگران مختلف را حفظ کند.
در نتیجه، اگرچه هر دو کشور خواهان ثبات هستند، اما انگیزهها و اهداف آنها یکسان نیست. عربستان به دنبال تثبیت رهبری سیاسی منطقه است، درحالیکه امارات بر تثبیت برتری اقتصادی و تجاری خود تمرکز کرده است.
رقابت برای رهبری نظم جدید خلیجفارس
تحولات اخیر نشان میدهد که خلیجفارس در حال ورود به دورهای تازه است. در این دوره، قدرت صرفاً با تعداد جنگندهها یا حجم تسلیحات سنجیده نمیشود، بلکه توانایی جذب سرمایه، کنترل زنجیرههای تأمین، مدیریت فناوری و ایجاد پیوندهای اقتصادی تعیینکننده خواهد بود.
در این میدان جدید، عربستان و امارات هر دو مدعی رهبری هستند. ریاض با اتکا به وسعت سرزمینی، منابع عظیم انرژی و جایگاه سیاسی خود تلاش میکند مرکز ثقل جدید منطقه باشد. پروژههای عظیم اقتصادی و سرمایهگذاریهای چند صد میلیارد دلاری نیز در همین چارچوب تعریف میشوند.
در مقابل، امارات از مزیتهایی برخوردار است که بعضا بهسادگی قابل جایگزینی نیستند. زیرساختهای مالی پیشرفته، بنادر بینالمللی، شبکههای حملونقل و تجربه چند دهه تعامل با اقتصاد جهانی، ابوظبی و دبی را به بازیگرانی تأثیرگذار تبدیل کردهاند.
این رقابت الزاماً به رویارویی مستقیم منجر نخواهد شد، اما بدون تردید بر تمامی معادلات منطقه اثر خواهد گذاشت. بسیاری از تصمیمهای سیاسی و اقتصادی آینده خلیجفارس در سایه همین رقابت اتخاذ خواهند شد.
برای ایران، مهمترین نتیجه این تحول آن است که دیگر نمیتوان همه کشورهای عربی خلیجفارس را بهعنوان یک مجموعه واحد تحلیل کرد. تفاوت منافع، اولویتها و محاسبات راهبردی میان ریاض و ابوظبی، فرصتهای جدیدی برای سیاست خارجی ایران ایجاد میکند.
ایران میتواند بهجای اتخاذ رویکردی یکسان در قبال همه بازیگران عربی، سیاستی ویژه برای هر کدام و مبتنی بر منافع متقابل را دنبال کند. نوع تعامل با عربستان لزوماً نباید مشابه نوع تعامل با امارات باشد. هر یک از این کشورها دغدغهها، ظرفیتها و اهداف متفاوتی دارند و سیاست خارجی موفق باید این تفاوتها را به خوبی مورد توجه قرار دهد تا امکان بهرهبرداری از شکافهای موجود در ساختار قدرت منطقهای را نیز فراهم کند.
نظم جدید خلیجفارس برخلاف تصور رایج، محصول اجماع کامل کشورهای عربی نخواهد بود. این نظم در بستر رقابت فزاینده میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی شکل خواهد گرفت. یک طرف در پی رهبری سیاسی جهان عرب است و طرف دیگر برای حفظ برتری اقتصادی و تجاری خود تلاش میکند.
جنگ اخیر علیه ایران این رقابت را آشکارتر و عمیقتر کرده است. اکنون هر دو کشور میکوشند آینده منطقه را مطابق منافع و اولویتهای خود تعریف کنند. در چنین فضایی، موفقیت دیپلماسی ایران به میزان زیادی به توانایی آن در درک تفاوتهای راهبردی میان بازیگران منطقه بستگی خواهد داشت.
برای تهران، خلیجفارس آینده نه عرصه رویارویی با یک جبهه واحد عربی، بلکه میدان تعامل با بازیگرانی است که هر یک، اهداف، نگرانیها و محاسبات متفاوتی دارند. شناخت این واقعیت میتواند یکی از مهمترین مزیتهای راهبردی ایران در سالهای پیشرو محسوب شود.
0 Comments