جدیدترین مطالب
سبزگرایی اقتصاد چین و تضعیف اهرم فشار اوپک
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «هنگامی که وزیران هفت کشور کلیدی عضو اوپک پلاس در دوم اوت ۲۰۲۶ اعلام کردند که تولید نفت برای ماه سپتامبر ۱۸۸ هزار بشکه در روز افزایش خواهد یافت، بازارهای مالی از لندن تا نیویورک بار دیگر به روال همیشگی بازگشتند. تحلیلگران میزان افزایش تولید، پایبندی اعضا به «بیانیه همکاری» و تاثیر این تصمیم بر قیمتهای کوتاهمدت نفت را بررسی و ارزیابی کردند که آیا این تعدیل میتواند قیمتهای آتی کوتاهمدت را تثبیت کند یا خیر؟ این رویکرد، بازار جهانی نفت را همچون ترازنامهای حساس در نظر میگیرد که در آن شیرهای عرضه، سلامت اقتصادی کشورهای صنعتی را تعیین میکنند.»
ملزومات دستیابی آمریکا و هند به توافق تجاری
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «طبق یک ضربالمثل، یکی از تعاریف دیوانگی این است که یک کار را بارها و بارها انجام دهید، اما منتظر رسیدن به نتایجی متفاوت باشید. این عبارت در مورد مذاکرات تجاری بینالمللی، بهویژه زمانی که مذاکرهکنندگان هر بار به دنبال توافق هستند، اما هیچکدام از طرفین در مورد مسائل مهم کوتاه نمیآیند، مناسب است. به عنوان مثال، اتحادیه اروپا و هند، سالها صرف مذاکره در مورد توافقنامه تجارت آزاد (FTA) کردند که به نظر میرسید به جایی نمیرسد و باعث طرح این پرسش شد که اگر هیچ چیز اساسی تغییر نکرده است، چرا باید به دنبال توافق باشیم؟
أحدث المقالات
سبزگرایی اقتصاد چین و تضعیف اهرم فشار اوپک
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «هنگامی که وزیران هفت کشور کلیدی عضو اوپک پلاس در دوم اوت ۲۰۲۶ اعلام کردند که تولید نفت برای ماه سپتامبر ۱۸۸ هزار بشکه در روز افزایش خواهد یافت، بازارهای مالی از لندن تا نیویورک بار دیگر به روال همیشگی بازگشتند. تحلیلگران میزان افزایش تولید، پایبندی اعضا به «بیانیه همکاری» و تاثیر این تصمیم بر قیمتهای کوتاهمدت نفت را بررسی و ارزیابی کردند که آیا این تعدیل میتواند قیمتهای آتی کوتاهمدت را تثبیت کند یا خیر؟ این رویکرد، بازار جهانی نفت را همچون ترازنامهای حساس در نظر میگیرد که در آن شیرهای عرضه، سلامت اقتصادی کشورهای صنعتی را تعیین میکنند.»
ملزومات دستیابی آمریکا و هند به توافق تجاری
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «طبق یک ضربالمثل، یکی از تعاریف دیوانگی این است که یک کار را بارها و بارها انجام دهید، اما منتظر رسیدن به نتایجی متفاوت باشید. این عبارت در مورد مذاکرات تجاری بینالمللی، بهویژه زمانی که مذاکرهکنندگان هر بار به دنبال توافق هستند، اما هیچکدام از طرفین در مورد مسائل مهم کوتاه نمیآیند، مناسب است. به عنوان مثال، اتحادیه اروپا و هند، سالها صرف مذاکره در مورد توافقنامه تجارت آزاد (FTA) کردند که به نظر میرسید به جایی نمیرسد و باعث طرح این پرسش شد که اگر هیچ چیز اساسی تغییر نکرده است، چرا باید به دنبال توافق باشیم؟
ترامپ راهبرد نظامی ندارد

نیویورکتایمز در این مقاله به قلم «ماکس فیشر»، این استدلال محوری را مطرح کرده که دونالد ترامپ «قدرت نظامی خام» نه وسیلهای برای رسیدن به هدف، بلکه خود هدف میبیند.
«فیشر» درباره دیدگاههای ترامپ مینویسد: «(دیدگاههای وی) نشان میدهند که وی رئیسجمهوری مجذوب توان نظامی خام است. او چنین توانی را با جایگاه آمریکا در جهان مترادف میداند و آن را ابزاری برای مهار رقیبان قدرتمندی چون چین و ایران میبیند.»
«فیشر» در ادامه از اظهارات روزهای اخیر ترامپ مبنی بر اینکه با تقویت تشکیلات نظامی آمریکا و خرید تسلیحات جدید میتوان از جنگ جلوگیری کرد و مسائل سایر کشورها را نیز سر و سامان بخشید انتقاد کرده است.
او مینویسد آقای ترامپ ظاهراً توجه چندانی به مسائل مربوط به جنگهای ادامهدار آمریکا در افغانستان، عراق و سوریه ندارد: در واقع، مسائل هیچ یک از این کشورها با خرید ناوهای هواپیمابر جدید حل نخواهند شد.
این دیدگاههای ترامپ، – به گفته فیشر- از نوعی جهانبینی ملیگرایانه نشأت میگیرند که اگرچه امروز چندان شناخته شده نیستند اما ایده مسلط بین قرنهای نوزدهم و اوایل قرن بیستم بودند.
رگههای این تفکر را شاید بتوان به وضوح در دیدگاههای آقای ترامپ درباره مفهوم پیروزی نیز مشاهده کرد.
او در سخنرانیهایش در هفتههای گذشته نقش اصلی نیروهای نظامی را پیروزی در میادین نبرد دانسته و پیروزی در میادین نبرد را برای پیروزی در جنگ کافی دانسته است – دو ایدهای که دست کم از جنگ ویتنام محبوبیتشان را از دست دادهاند. از آن زمان به بعد، اکثر ژنرالهای نظامی بر این نکته تأکید ورزیدهاند که عامل هدایتکننده جنگ درگیریهای سیاسیای هستند که به ندرت با توسل صرف به زور نظامی قابل حل هستند.
ترامپ در همین سخنرانی دو روز پیشش روی عرشه ناو فورد گفت: «ما به ارتشمان ابرازهای لازم برای پیشگیری از جنگ – و در صورت لزوم برای مبارزه در جنگ – را خواهیم داد تا تنها یک کار انجام شود. میدانید آن کار چیست؟ پیروزی. پیروزی.»
به نوشته تحلیلگر نیویورکتایمز، شاید برای قضاوت درباره اینکه آیا دیدگاههای ترامپ قابل انسجامدهی در قالب یک دکترین هستند یا خیر، اندکی زود باشد «اما دیدگاههایش نشان میدهند که او در حال پیگیری سیاستهایی است که کمتر میتوان آن را در قالب یک استراتژی – از هر نوع آن – گنجاند. بیشتر به نظر میرسد که او به مقوله قدرت نظامی به عنوان هدف غایی مینگرد.»
ترامپ اغلب تفکر نظامیاش را از رهگذر درخواستهایش برای تقویت تشکیلات تسلیحاتی اصلی آمریکا از قبیل ناوهای هواپیمابر و سلاحهای هستهای به عموم عرضه کرده است.
نگاه کهنه به مقوله جنگ
البته، این درست است که تقریباً تمامی روسای جمهوری آمریکا تلاش کردهاند برتری نظامی خود بر دشمنانشان را حفظ کنند. اما نکته درباره ترامپ آنجا است که او از لحاظ تمرکزی که بر درگیری عظیم با سایر قدرتها دارد، نگاه تک جانبهنگری دارد که از زمان جنگ جهانی دوم، کشورهای دنیا از آن دوری جستهاند.
دیدگاه ترامپ، در این زمینه به نوشته تحلیلگر نیویورکتایمز، از استراتژیست ارشد کاخ سفید «استیو بنون» نشأت میگیرد که زمانی گفته بود درگیری با قدرتهای بزرگ امری اجتنابناپذیر است و به زودی اتفاق خواهد افتاد.
بنون، مارس 2016 در یک برنامه رادیویی گفت: «ما ظرف 5 تا 10 سال آینده در دریای چین جنوبی وارد جنگ خواهیم شد. در این باره شکی نیست.»
وقتی ترامپ چند روز پیش گفت نیروی دریایی را مجهز خواهد کرد تا در جنگ پیروز شود، شاید هدفش فقط نشان دادن اعتمادش به ارتش آمریکا بود، اما این اظهارنظر موجب این برداشت هم شده که او ممکن است بر این عقیده باشد که در عصر کنونی پیروزی در جنگ در برابر یک قدرت بزرگ اساساً دست یافتنی است – ایدهای که از اولین سالهای جنگ سرد طرفدارانش را از دست داده است.
«مارک فیشر» نوشته است که بر خلاف دیدگاه ترامپ، در عصر نوین به جنگ به عنوان نوعی مشکل سیاسی نگریسته میشود که برای راه حل آن هم بایستی مشکلات سیاسی زیربنایی را حل کرد.
ترامپ در مقابل، به نظر میرسد به دیدگاهی کهنهتر اما ملیگرایانهتر گرایش دارد که در آن قدرت نظامی عامل تعیینکننده اساسی در هر درگیری دانسته میشود. او البته تا کنون هرگز توضیح نداده که این ذیدگاهش چطور میتواند در خاورمیانه به پیروزی منجر شود.
تسلیحات برای صحنهآرایی
اکثر دولتها اولویتهای بودجهبندی نظامیشان را بر اساس یک فرایند سه مرحلهای تعیین میکنند: تعیین اینکه چه مشکلاتی قرار است حل شوند، تعیین راهبردهایی که این مشکلات را حل خواهند کرد و در نهایت خرید تجهیزات برای اجرای این راهبرد.
ظاهراً ترامپ میخواهد این فرایند را به صورت سر و ته اجرا کند.
«ارین سیمپسون»، از مشاوران نظامی سابق ارتش آمریکا در افغانستان به نیویورکتایمز میگوید: «من فکر نمیکنم اقدام ترامپ برای افزایش بودجه نظامی ارتباطی با هیچ راهبرد نظامی داشته باشد.»
وی میافزاید: «او (ترامپ) وقت انجام یک بررسی راهبردی کامل را نداشته است.»
به نوشته تحلیلگر نیویورکتایمز، اکنون شاید بتوان به این سوال پاسخ داد که چرا ترامپ تا کنون راهبردهایش برای مقابله با داعش یا القاعده یا حتی مهار چین را به صراحت ابراز نکرده است: از نگاه او، توان نظامی مستقیماً به قدرت و قدرت به پیروزی ترجمه میشود.»
مارک فیشر نوشته است: «این با تأکید ترامپ روی داشتن استعداد بازیگری، صحنهآرایی و فراتر از همه اینها فن مذاکره همخوانی دارد.»
سیمسون میگوید: «به نظرم او زور را نوعی ایفای نقش هنری میبیند. سودمندی زور در نمایش آن است.»
دکترین نظامی آمریکا همواره خواستار جلوگیری از جنگ با برتری نظامی بوده است، اما ترامپ بدون اعلام یک هدف معین، خواستار گسترش بخشیدن سرمایههای نظامی گرانقیمت آمریکا شده است، موضوعی که نشان میدهد او این داراییها را به تنهایی هدف میداند.
در چننین دیدگاهی نیازی به توضیح درباره اینکه آمریکا با توسعه نیروی دریایی چه توانمندیهایی به دست خواهد آورد یا این توانمندیها را مثلاً در سومالی چطور به کار خواهد برد، نیست. ضمن اینکه نیازی هم به تدوین راهبردهایی برای جنگهای اطلاعاتی و سایبری فردا وجود نخواهد داشت.
0 Comments