جدیدترین مطالب

چالش اتحادیه اروپا در پیشبرد سیاست واحد اروپایی در قبال چین

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: «شکل فعلی روابط تجاری و سرمایه‌گذاری میان اتحادیه اروپا و چین قابل دوام نیست.» این جمله که در پایان نشست راهبردی اخیر کمیسیون اروپا درباره چین منتشر شد، شاید مهم‌ترین توصیف از تحولی باشد که طی سال‌های اخیر در مناسبات بروکسل و پکن در حال وقوع است.

بازآرایی نقشه ترانزیت آسیای مرکزی از طریق ایران و چین

شورای راهبردی آنلاین-رصد: تشدید تنش‌های امنیتی میان پاکستان و افغانستان، اسلام‌آباد و کشورهای آسیای مرکزی را به سمت کریدورهای جایگزین از طریق چین و ایران سوق داده است. موفقیت مسیر جدید قرقیزستان–چین–پاکستان و توسعه مسیرهای ترانزیتی از طریق ایران، نشان می‌دهد که افغانستان به‌تدریج در حال از دست دادن جایگاه سنتی خود به‌عنوان حلقه اتصال آسیای مرکزی به آب‌های آزاد است.

تاثیر رقابت در شرق آسیا بر شکل‌گیری نظم جدید جهانی

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «نظم جهانی معمولاً با مفاهیم مکانی و جغرافیایی توصیف می‌شود؛ دولت‌ها از مرزهای خود دفاع می‌کنند، حوزه‌های نفوذ می‌سازند، بر سر مناطق دریایی رقابت می‌کنند و برای کنترل زنجیره‌های تأمین و نهادهای بین‌المللی تلاش می‌کنند. اما سیاست بین‌الملل تنها در فضا شکل نمی‌گیرد، بلکه زمان نیز در آن نقشی اساسی دارد. مفاهیمی مانند قدرت، نظم، بحران و راهبرد بر تصورات خاصی از زمان سیاسی استوارند، هرچند این تصورات اغلب نادیده گرفته می‌شوند.»

رقابت راهبردی ریاض و ابوظبی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: جنگ اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، موازنه قدرت در خلیج‌فارس را دگرگون کرد و رقابت پنهان عربستان و امارات را وارد مرحله‌ای آشکارتر کرد.

توقف کامل جنگ تنها راه ممکن برای عادی‌سازی شرایط در تنگه هرمز

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «زمانی که آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه به ایران حمله کردند، ایران با تهدید کشتیرانی در تنگه هرمز واکنش نشان داد. از آن زمان، توجه جهان به چگونگی بازگشایی این گذرگاه حیاتی معطوف شده است. دولت آمریکا حتی یک طرح بیمه‌ برای کشتی‌هایی که مایل به عبور از تنگه بودند ایجاد کرد، اما تقریباً هیچ کشتی‌ای از آن استفاده نکرد. دلیل این امر آن است که مشکل اصلی بیمه نیست، بلکه جان دریانوردان است.»

ماده ۴۲.۷ پیمان لیسبون در مورد دفاع مشترک در اتحادیه اروپا؛ مکمل ماده ۵ ناتو و نه جایگزین آن

شورای راهبردی آنلاین-رصد: مقامات اتحادیه اروپا در بروکسل در حال بررسی نحوه اجرای ماده ۴۲.۷ پیمان لیسبون هستند؛ بندی که تعهد دفاع مشترک میان اعضای این اتحادیه را پیش‌بینی می‌کند. اگرچه این بند از نظر مفهومی شباهت‌هایی با ماده ۵ ناتو دارد، اما تاکنون در حاشیه ناتو قرار داشته و از نظر عملیاتی توسعه چندانی نیافته است. اکنون با افزایش نگرانی‌های امنیتی اروپا و تردیدها درباره میزان تعهد آمریکا به امنیت این قاره، اتحادیه اروپا درصدد فعال‌تر کردن این سازوکار است.

تاب‌آوری راهبردی ایران در برابر تجاوزات آمریکا و رژیم صهیونیستی و بازآرایی معادلات در منطقه

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «سیاستگذاران کشورهای حاشیه خلیج(فارس) در محافل خصوصی به این نتیجه رسیده اند که ایران با وجود تمام خساراتی که در جنگ با آمریکا و اسرائیل متحمل شده، این جنگ را از نظر راهبردی نباخته است.»

Loading

أحدث المقالات

چالش اتحادیه اروپا در پیشبرد سیاست واحد اروپایی در قبال چین

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: «شکل فعلی روابط تجاری و سرمایه‌گذاری میان اتحادیه اروپا و چین قابل دوام نیست.» این جمله که در پایان نشست راهبردی اخیر کمیسیون اروپا درباره چین منتشر شد، شاید مهم‌ترین توصیف از تحولی باشد که طی سال‌های اخیر در مناسبات بروکسل و پکن در حال وقوع است.

بازآرایی نقشه ترانزیت آسیای مرکزی از طریق ایران و چین

شورای راهبردی آنلاین-رصد: تشدید تنش‌های امنیتی میان پاکستان و افغانستان، اسلام‌آباد و کشورهای آسیای مرکزی را به سمت کریدورهای جایگزین از طریق چین و ایران سوق داده است. موفقیت مسیر جدید قرقیزستان–چین–پاکستان و توسعه مسیرهای ترانزیتی از طریق ایران، نشان می‌دهد که افغانستان به‌تدریج در حال از دست دادن جایگاه سنتی خود به‌عنوان حلقه اتصال آسیای مرکزی به آب‌های آزاد است.

تاثیر رقابت در شرق آسیا بر شکل‌گیری نظم جدید جهانی

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «نظم جهانی معمولاً با مفاهیم مکانی و جغرافیایی توصیف می‌شود؛ دولت‌ها از مرزهای خود دفاع می‌کنند، حوزه‌های نفوذ می‌سازند، بر سر مناطق دریایی رقابت می‌کنند و برای کنترل زنجیره‌های تأمین و نهادهای بین‌المللی تلاش می‌کنند. اما سیاست بین‌الملل تنها در فضا شکل نمی‌گیرد، بلکه زمان نیز در آن نقشی اساسی دارد. مفاهیمی مانند قدرت، نظم، بحران و راهبرد بر تصورات خاصی از زمان سیاسی استوارند، هرچند این تصورات اغلب نادیده گرفته می‌شوند.»

رقابت راهبردی ریاض و ابوظبی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: جنگ اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، موازنه قدرت در خلیج‌فارس را دگرگون کرد و رقابت پنهان عربستان و امارات را وارد مرحله‌ای آشکارتر کرد.

توقف کامل جنگ تنها راه ممکن برای عادی‌سازی شرایط در تنگه هرمز

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «زمانی که آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه به ایران حمله کردند، ایران با تهدید کشتیرانی در تنگه هرمز واکنش نشان داد. از آن زمان، توجه جهان به چگونگی بازگشایی این گذرگاه حیاتی معطوف شده است. دولت آمریکا حتی یک طرح بیمه‌ برای کشتی‌هایی که مایل به عبور از تنگه بودند ایجاد کرد، اما تقریباً هیچ کشتی‌ای از آن استفاده نکرد. دلیل این امر آن است که مشکل اصلی بیمه نیست، بلکه جان دریانوردان است.»

ماده ۴۲.۷ پیمان لیسبون در مورد دفاع مشترک در اتحادیه اروپا؛ مکمل ماده ۵ ناتو و نه جایگزین آن

شورای راهبردی آنلاین-رصد: مقامات اتحادیه اروپا در بروکسل در حال بررسی نحوه اجرای ماده ۴۲.۷ پیمان لیسبون هستند؛ بندی که تعهد دفاع مشترک میان اعضای این اتحادیه را پیش‌بینی می‌کند. اگرچه این بند از نظر مفهومی شباهت‌هایی با ماده ۵ ناتو دارد، اما تاکنون در حاشیه ناتو قرار داشته و از نظر عملیاتی توسعه چندانی نیافته است. اکنون با افزایش نگرانی‌های امنیتی اروپا و تردیدها درباره میزان تعهد آمریکا به امنیت این قاره، اتحادیه اروپا درصدد فعال‌تر کردن این سازوکار است.

تاب‌آوری راهبردی ایران در برابر تجاوزات آمریکا و رژیم صهیونیستی و بازآرایی معادلات در منطقه

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «سیاستگذاران کشورهای حاشیه خلیج(فارس) در محافل خصوصی به این نتیجه رسیده اند که ایران با وجود تمام خساراتی که در جنگ با آمریکا و اسرائیل متحمل شده، این جنگ را از نظر راهبردی نباخته است.»

Loading

راهبرد کاهش حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه

شورای راهبردی آنلاین – رصد: باراک اوباما و دونالد ترامپ به‌ندرت اتفاق‌نظر داشته‌اند؛ اما دیدگاه مشترک آن‌ها در خصوص خاورمیانه واضح است؛ آن‌ها اساساً خواهان خروج از این منطقه بوده‌اند. به‌طور حتم، این امر برای این دو نفر معنای متفاوتی داشته است و احتمالاً برای جو بایدن هم‌معنای دیگری دارد. بااین‌حال، همه آن‌ها در این مفهوم اساسی اتفاق‌نظر دارند که آمریکا تا جای ممکن باید نیروهای خود را از این منطقه خارج کند. بیشتر آمریکایی‌ها نیز چنین دیدگاهی دارند.

بروس ریدل و مایکل هانلون در یادداشتی که وب‌سایت اندیشکده بروکینگز آن را منتشر کرد؛ نوشت: سیاست خارجی آمریکا در این منطقه افراط داشته است به‌طوری‌که حضور 60 هزار نیروی آمریکا در این منطقه در مقایسه با مأموریت‌های محوله واقعی بسیار زیاد است. اگرچه این تعداد در مقایسه با 100 هزار نیروی آمریکا در این منطقه در اوایل قرن حاضر بسیار کمتر است، اما چندین برابر تعدادی است که این کشور قبل از 1990 در این منطقه مستقر کرده بود.

بااین‌حال، خروج از خاورمیانه دارای راه‌های درست و نادرستی است. اغلب، شکست در این منطقه به شعارهایی نظیر «پایان دادن به جنگ‌های بی‌پایان» یا همان‌طور که ترامپ اخیراً در مورد افغانستان توییت کرده بود، «بازگشت نیروها به خانه تا قبل از کریسمس» تبدیل می‌شود. اگرچه این دیدگاه‌ها از شناخت کل شرایط و احساسات قابل‌درک سرچشمه می‌گیرند اما در مسیری آسیب‌زا حرکت می‌کنند.

درواقع، آمریکا می‌تواند هر وقت که بخواهد نیروهای خود را از جنگ‌های بی‌پایان به خانه برگرداند اما این کار باعث پایان این جنگ‌ها و تهدید ناشی از آن‌ها بر منافع غرب نخواهد شد. تخلیه نیروها و تجهیزات آمریکا از افغانستان تا اواخر دسامبر باعث خواهد شد که آمریکا شرکای افغان خود را در برابر افراط‌گرایی و جنگ داخلی تنها بگذارد، بسیاری از تدارکات محلی را قطع کند و فرصت جدیدی در اختیار القاعده و داعش قرار دهد تا بهشتی امن برای خود پیدا کنند آن‌هم درحالی‌که پناهگاه‌های خود در دیگر بخش‌های منطقه را ازدست‌داده‌اند. آمریکا باید تروریست‌ها را همچنان تحت‌فشار قرار دهد و این فشار را از روی آنان برندارد.

اگرچه همه آمریکایی‌ها از این جنگ‌های همیشگی خسته شده‌اند اما آن‌ها معتقدند که مأموریت اساسی پشت اعزام نیروهای آمریکا به خاورمیانه (مبارزه با تروریسم و ارتقای ثبات منطقه‌ای) همچنان ارزشمند است؛ اما سؤال این است که چطور می‌توان به تعدیل درست این نیروها پرداخت. آمریکا باید تا جای ممکن بازدهی و صرفه اقتصادی استقرار نیروها را لحاظ کند به‌طوری‌که از قدرت نظامی ضروری کاسته نشود و دوست و دشمن آمریکا احساس نکنند که این منطقه دیگر برای آمریکا حائز اهمیت نیست.

ازاین‌رو، آمریکا به‌جای اینکه با حکم و دستور به دنبال پایان دادن به این جنگ‌ها باشد، باید با اتخاذ رویکردی هوشمندانه به کاهش نقش خود در این جنگ‌ها ادامه دهد. چنین اقدامی باید از موجودی فرماندهی مرکزی یعنی دو فرماندهی متمرکز در خلیج‌فارس آغاز شود. مهم‌ترین حلقه مرکزی نیروهای آمریکا در این منطقه عبارت است از: 7000 تا 15000 سرباز در قطر، بحرین و کویت و همچنین، 3000 تا 5000 نیرو در امارات، عربستان سعودی و عراق. حلقه دوم عبارت است از چند صد تا چند هزار نیرو و تجهیزات در افغانستان، اردن، سوریه، مصر، ترکیه و جیبوتی در شاخ آفریقا و همچنین، راه‌های دریایی شمال دریای عرب که در آن، آمریکا معمولاً به استقرار یک گروه رزم-ناو هواپیمابر (متشکل از 75 جنگنده) یا گروه آبی- خاکی (متشکل از 2 هزار نیروی دریایی و پشتیبانی هوایی) می‌پردازد.

سربازان آمریکا در هیچ جای این منطقه در حال جنگ بزرگ زمینی نیستند. تعهد آمریکا در هیچ کشوری بیش از 15 هزار پرسنل نظامی نیست و وابستگی سیاسی آمریکا بر دولت یا رژیم خاص به‌واسطه تنوع نیروی زمینی کلی آمریکا در این منطقه محدود است و همه این‌ها مطلوب هستند.

 

لزوم تخلیه یگان‌های نظامی عملیاتی آمریکا از عربستان

بااین‌وجود، فضا برای تجدیدنظر و تعدیل زیاد است. نخست، با توجه به کاهش تنش بین ایران و عربستان و مداخله وحشیانه و بیهوده عربستان در جنگ داخلی یمن، وقت آن است که آمریکا یگان‌های نظامی عملیاتی خود را از عربستان تخلیه کند. سپس، حضور سنگین آمریکا در کویت عمدتاً میراث اقدام قبلی آمریکا برای پشتیبانی از حمله نظامی گسترده به عراق است؛ اما آن روزها دیگر سپری شده است. اگرچه حفظ دسترسی به یک پایگاه هوایی و بندر معقول است اما وضعیت فعلی تعدیل چشمگیری را طلب کرده و می‌توان آن را به نصف کاهش داد. به همین ترتیب، اگرچه حفظ مرکز فرماندهی ناوگان پنجم در بحرین مطلوب به نظر می‌رسد اما در سال‌های اخیر، حضور آمریکا در آنجا ازلحاظ تعداد نفرات افزایش قابل‌توجهی داشته و نیازمند تعدیل است.

با این سه تعدیل، می‌توان بیش از 10 هزار نفر از حدود 60 هزار پرسنل نظامی آمریکا در گستره خاورمیانه کاست. پیام چنین اقدامی این خواهد بود که آمریکا به دنبال نظامی زدایی از راهبرد امنیت ملی کلی خویش بوده و این بخش از دنیا لزوماً در کانون سیاست خارجی آمریکا نیست.

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *