شورای راهبردی آنلاین-رصد: جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، روسیه را در برابر مجموعهای از فرصتها و مخاطرات قرار داده است. مسکو در حالی از افزایش قیمت نفت سود میبرد که ناچار است میان ایران، کشورهای عربی حاشیه خلیج (فارس)، اسرائیل و آمریکا موازنه برقرار کند؛ موازنهای که حفظ آن در شرایط بحران، دشوارتر از همیشه شده است.
ایوان بوچاروف در تحلیلی که در وبسایت اندیشکده شورای امور بینالملل روسیه منتشر شد، در این باره نوشت: جنگ خاورمیانه در کوتاهمدت برخی منافع اقتصادی را برای روسیه به همراه داشته است. افزایش قیمت نفت و عبور بهای نفت برنت از ۱۱۸ دلار در هر بشکه، درآمدهای نفتی مسکو را افزایش داد و درآمد صادرات نفت و فرآوردههای نفتی روسیه در ماه مارس به ۱۹ میلیارد دلار رسید. همچنین آمریکا برای جلوگیری از بیثباتی بازار انرژی، بخشی از محدودیتهای مربوط به معاملات نفتی روسیه را بهطور موقت تعدیل کرد.
با این حال، این مزایا عمدتاً موقتی هستند. افزایش نوسان در بازار انرژی، استمرار رژیم تحریمها، رشد هزینههای حملونقل و بیمه، افزایش ریسک سرمایهگذاری در خاورمیانه و بروز اختلافات در چارچوب اوپک پلاس، چشمانداز بلندمدت همکاریهای اقتصادی روسیه در منطقه را با چالش مواجه میکند. از این رو، در کنار افزایش درآمدهای نفتی، روسیه با کاهش سرمایهگذاری و افزایش هزینههای تجاری و لجستیک نیز روبهرو خواهد شد.
ساختار منافع روسیه در خاورمیانه
روسیه همواره تلاش کرده است روابط متوازنی با بازیگران اصلی منطقه، از جمله کشورهای عربی، ایران، ترکیه و اسرائیل حفظ کند. با این حال، جنگ اخیر حفظ این موازنه را دشوارتر کرده است.
کشورهای عربی، بهویژه پادشاهیهای خلیج)فارس(، از مهمترین شرکای روسیه در منطقه محسوب میشوند. روابط نزدیک سیاسی با عربستان، امارات، قطر، بحرین و عمان، همکاری در قالب «روسیه–شورای همکاری خلیجفارس»، مشارکت در بریکس و تعامل در سازمان همکاری شانگهای، بخشی از این پیوندها را تشکیل میدهد.
اهمیت این روابط بیش از هر چیز در حوزه اقتصادی نمایان است. حجم تجارت روسیه و امارات در سال ۲۰۲۵ از ۱۲ میلیارد دلار فراتر رفت و امارات را به بزرگترین شریک عرب روسیه تبدیل کرد. علاوه بر تجارت، همکاریهای نفتی در چارچوب اوپک پلاس و پروژههای سرمایهگذاری مشترک با عربستان و قطر نیز برای مسکو اهمیت راهبردی دارند.
در مقابل، همکاریهای نظامی و امنیتی روسیه با کشورهای عربی محدودتر است. هرچند مسکو با برخی کشورهای منطقه مانند مصر رزمایش مشترک برگزار میکند، اما سطح این همکاریها با روابط امنیتی روسیه و ایران قابل مقایسه نیست.
جایگاه ایران در سیاست منطقهای روسیه
روابط روسیه و ایران ماهیتی متفاوت از روابط روسیه با کشورهای عربی دارد. حجم تجارت دو کشور در سال ۲۰۲۵ بیش از ۴.۸ میلیارد دلار بود که در مقایسه با روابط روسیه و کشورهای عربی رقم نسبتاً محدودی به شمار میرود. افزون بر این، برخی پروژههای مهم مانند کریدور بینالمللی شمال–جنوب به دلیل مشکلات زیرساختی و تکمیل نشدن مسیر راهآهن رشت–آستارا هنوز بهطور کامل عملیاتی نشدهاند.
با وجود این محدودیتها، ایران برای روسیه از منظر نظامی و امنیتی اهمیت ویژهای دارد. همکاریهای نظامی، انتقال فناوری و تسلیحات، برگزاری رزمایشهای مشترک و عضویت هر دو کشور در بریکس و سازمان همکاری شانگهای، جایگاه تهران را در محاسبات امنیتی مسکو تقویت کرده است.
کشورهای عربی برای روسیه عمدتاً از منظر اقتصادی اهمیت دارند، در حالی که ایران بیشتر از منظر همکاریهای امنیتی و نظامی اهمیت پیدا میکند. سطح همکاری امنیتی مسکو و تهران بهمراتب عمیقتر از همکاری روسیه با کشورهای عربی است.
روابط دو کشور ماهیتی عملگرایانه دارد، نه ائتلافی. همکاریهای نظامی بر پایه خریدوفروش تسلیحات و همکاری فناورانه است و شامل تعهدات دفاعی متقابل نمیشود.
سیاست موازنهگری روسیه
یکی از مهمترین ویژگیهای سیاست منطقهای روسیه تلاش برای حفظ توازن میان بازیگران مختلف است. این موازنه تنها میان ایران و کشورهای عربی نیست، بلکه روابط با اسرائیل و آمریکا را نیز دربرمیگیرد.
روابط روسیه و اسرائیل، با وجود اختلافات، همچنان در سطحی قابل مدیریت باقی مانده است. مسکو توجه ویژهای به مواضع اسرائیل در قبال جنگ اوکراین دارد و از اینکه تلآویو از ورود گسترده به همکاری نظامی با کییف خودداری کرده، رضایت نسبی دارد. وجود جامعه بزرگ روسزبان در اسرائیل نیز به حفظ این روابط کمک میکند.
در سطحی دیگر، روسیه همچنان کانالهای ارتباطی خود با آمریکا را حفظ کرده است. مسکو امیدوار است واشنگتن در نهایت در روند حلوفصل جنگ اوکراین نقشی ایفا کند و به همین دلیل تمایلی به تشدید تقابل مستقیم با آمریکا بر سر بحران ایران ندارد.
جنگ اخیر تمامی این ملاحظات را پیچیدهتر کرده است. روسیه نمیتواند روابط خود را با ایران، کشورهای عربی، اسرائیل یا آمریکا بهطور جدی تخریب کند. از همین رو، حتی زمانی که لحن روسیه در محکومیت حملات آمریکا و اسرائیل به ایران تند است، در عمل میکوشد مانع تبدیل بحران به یک رویارویی گسترده شود.
رفتار روسیه در شورای امنیت
مواضع روسیه در شورای امنیت بازتابی از همین سیاست موازنهگرایانه است. مسکو حملات آمریکا و اسرائیل به ایران را محکوم و پیشنویس قطعنامهای در این زمینه ارائه کرد، اما این قطعنامه با وتوی آمریکا به نتیجه نرسید.
اگرچه هنگامی که بحرین پیشنویس قطعنامهای برای محکومیت حملات ایران به کشورهای عربی ارائه کرد، روسیه و چین مانع تصویب آن نشدند اما روسیه قطعنامه پیشنهادی بحرین درباره بازگشایی تنگه هرمز را وتو کرد. مسکو معتقد بود تصویب این قطعنامه میتوانست فشار بیشتری بر ایران وارد کند و حتی بهانهای برای استفاده از زور و تشدید بحران فراهم آورد. از دید روسیه، جلوگیری از افزایش تنش در آن مقطع اهمیت بیشتری داشت.
ریسکها و رویکرد راهبردی
در کنار منافع کوتاهمدت اقتصادی، جنگ ریسکهای مهمی برای روسیه ایجاد کرده است. در چنین شرایطی، راهبرد روسیه را میتوان «صبر، انتظار و واکنش» توصیف کرد. مسکو تلاش میکند از ورود مستقیم به جنگ اجتناب کند، نقش دیپلماتیک خود را حفظ نماید و در عین حال میان بازیگران مختلف منطقه تعادل برقرار سازد. ایفای نقش میانجی و کانال ارتباطی میان طرفهای درگیر نیز بخشی از این رویکرد است.
چشمانداز بلندمدت
روسیه همچنان بر ضرورت ایجاد یک نظام امنیتی پایدار در خلیج فارس تاکید دارد. طرح «امنیت جمعی خلیج فارس» که پیشتر از سوی مسکو مطرح شده بود، احتمالاً کنار گذاشته نخواهد شد، اما متناسب با واقعیتهای جدید منطقه مورد بازنگری قرار میگیرد.
همچنین روسیه بر حلوفصل جامع مسئله ایران تاکید دارد و معتقد است که حل پایدار بحران مستلزم پرداختن به مسائل ریشهای، از جمله برنامه هستهای ایران و مسئله تحریمهاست؛ رویکردی که با تمرکز آمریکا بر مدیریت مقطعی بحران تفاوت دارد.
روسیه بحران کنونی را تحولی نامطلوب میداند؛ زیرا حفظ موازنه میان بازیگران مختلف را دشوارتر کرده است. با این حال، مسکو همچنان میکوشد ضمن حفظ روابط با همه طرفها، نقش میانجی و متوازنکننده را در خاورمیانه ایفا کند و از فروپاشی موازنه قدرت در منطقه جلوگیری نماید.
0 Comments