جدیدترین مطالب
واقعیت های پیمان سهجانبه مکه
شورای راهبردی آنلاین – گفتگو: امضای توافق مکه میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه، پرسشهایی درباره آینده ساختار امنیتی منطقه و جایگاه این کشورها در معادلات غرب آسیا ایجاد کرده است. آیا این توافق میتواند به یک سازوکار واقعی دفاع جمعی تبدیل شود یا بیش از آنکه ظرفیت نظامی جدیدی ایجاد کنند، کارکرد سیاسی و بازدارنده دارد؟
ناکارآمدی رزمایش منطقهای شرق آسیا به رهبری آمریکا در برابر چین
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «سفر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، به مانیل برای گفتوگوهای دیپلماتیک منطقهای که در اواسط ژوئیه انجام گرفت، بهعنوان نشانهای مستقیم از تعهد آمریکا به امنیت اقیانوس آرام معرفی شد. اما پیش از پایان همان هفته، یک افسر گارد ساحلی چین در جریان یک رویارویی در منطقه «سکند توماس شول»، یک ملوان فیلیپینی را مجروح کرد و به یک قایق نیروی دریایی فیلیپین آسیب رساند. این ماجرا در حالی رخ داد که نشستهای دیپلماتیک سطح بالا در پایتخت در جریان بود.»
أحدث المقالات
واقعیت های پیمان سهجانبه مکه
شورای راهبردی آنلاین – گفتگو: امضای توافق مکه میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه، پرسشهایی درباره آینده ساختار امنیتی منطقه و جایگاه این کشورها در معادلات غرب آسیا ایجاد کرده است. آیا این توافق میتواند به یک سازوکار واقعی دفاع جمعی تبدیل شود یا بیش از آنکه ظرفیت نظامی جدیدی ایجاد کنند، کارکرد سیاسی و بازدارنده دارد؟
ناکارآمدی رزمایش منطقهای شرق آسیا به رهبری آمریکا در برابر چین
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «سفر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، به مانیل برای گفتوگوهای دیپلماتیک منطقهای که در اواسط ژوئیه انجام گرفت، بهعنوان نشانهای مستقیم از تعهد آمریکا به امنیت اقیانوس آرام معرفی شد. اما پیش از پایان همان هفته، یک افسر گارد ساحلی چین در جریان یک رویارویی در منطقه «سکند توماس شول»، یک ملوان فیلیپینی را مجروح کرد و به یک قایق نیروی دریایی فیلیپین آسیب رساند. این ماجرا در حالی رخ داد که نشستهای دیپلماتیک سطح بالا در پایتخت در جریان بود.»
تعارض سیاستهای آمریکا با اجتنابناپذیری سرمایهگذاری در انرژی پاک

آرمان کاظمی در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی اظهار داشت: «بازار جهانی انرژی در حال پوستاندازی مجدد است و شرکتهای آمریکایی نمیتوانند عقب بمانند، حتی اگر دولت ترامپ، سیاست حمایتگرانهای را دنبال کند. این وضعیت، تضادی آشکار میان منافع اقتصادی کوتاهمدت و ضرورت اقدامات اقلیمی بلندمدت ایجاد کرده و نشان میدهد که آینده انرژی پاک، صرفاً محصول تصمیمات سیاسی نیست، بلکه نتیجه تعامل میان اقتصاد، فناوری و فشارهای جهانی خواهد بود.
کارشناس مسائل آمریکا، معتقد است: «تصویر واقعی پیچیدهتر است، چون بسیاری تصور میکنند که عقبنشینی دولت دوم ترامپ از تعهدات جهانی، فرصتی طلایی برای شرکتهای آمریکایی است، اما واقعیت این است که بازار جهانی انرژی در حال تغییر است و شرکتها نمیتوانند از گرایش به صنایع سبز عقب بمانند.» وی تاکید میکند: «سیاستهای دولت ترامپ، از خروج از توافق پاریس تا کاهش حمایت از انرژیهای تجدیدپذیر، در کوتاهمدت ممکن است صنایع خاصی را حمایت کند، اما در بلندمدت هزینههای سنگینی برای اقتصاد آمریکا به همراه خواهد داشت. شرکتها به خوبی میدانند که سرمایهگذاری در انرژی پاک، حتی در شرایط کاهش حمایت دولتی، ضروری است. کسی نمیتواند بازار جهانی انرژی را نادیده بگیرد.»
به گفته این کارشناس، «تضاد میان سیاست رسمی دولت و رفتار بخش خصوصی در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر نمایان است. مؤسسات مالی بزرگ مانند مورگان استنلی و جیپی مورگان چیس به جای تمرکز بر انرژی پاک، سرمایهگذاری در صنایعی مانند سیستمهای تهویه مطبوع را در اولویت قرار دادهاند.» کاظمی، «این تغییر رویکرد را نشاندهنده تضادی عمیق میان منافع اقتصادی کوتاهمدت و تعهدات اقلیمی میداند. چون این نهادها اکنون به جای حمایت از انرژی پاک، به دنبال سودآوری در جهانی با دمای بالاتر هستند. واقعیت این است که سرمایهگذاری در فناوریهای سبز تنها زمانی گسترده میشود که بازده اقتصادی قابل توجهی داشته باشد.»
تحلیلگر حوزه بینالملل همچنین درباره وضعیت پیمان پاریس توضیح میدهد: «هدف این توافق محدود کردن گرمایش زمین به زیر ۲ درجه سانتیگراد بود، اما پژوهشهای اخیر نشان میدهد که جهان، نه تنها از مرز 1.5 درجه عبور کرده، بلکه با سرعت به سمت مرز ۲ درجه حرکت میکند. این وضعیت نشان میدهد که بسیاری از پیشبینیها درباره آینده انرژی پاک به آرزویی دستنیافتنی تبدیل شده و کشورها باید راهبردهای عملیتری طراحی کنند.»
از نگاه کاظمی، «حتی در سطح سیاست داخلی آمریکا، دولتها همچنان به انکار تغییرات اقلیمی ادامه میدهند. دولت ترامپ بهطور آشکار از توافق پاریس خارج شد و سیاست ضد انرژیهای تجدیدپذیر اتخاذ کرد. برخی مقامات نیز تغییرات اقلیمی را به عنوان تغییری مثبت مطرح کردهاند. اگرچه ممکن است این سیاستها در کوتاهمدت منافع سیاسی یا اقتصادی داشته باشد، اما در بلندمدت پیامدهای مخربی برای صنایع و اقتصاد آمریکا به همراه خواهد داشت.»
او با اشاره به نقش شرکتهای بیمه و چالشهای ناشی از گرمایش زمین میگوید: «این شرکتها با افزایش هزینهها و خطرات زیستمحیطی مواجه شدهاند و بسیاری از آنها، پوشش بیمه در مناطق پرخطر مانند کالیفرنیا و فلوریدا را متوقف کردهاند. این اقدامات، نمونهای از تضاد آشکار میان منافع اقتصادی و مسئولیتهای زیستمحیطی است که در دولت دوم ترامپ پررنگ تر شده است.» کاظمی خاطر نشان می کند: «شرکتها و نهادهای مالی ترجیح میدهند با تعدیل مقررات و کمکهای دولتی، سود کوتاهمدت را حفظ کنند، حتی اگر این تصمیمات منجر به افزایش مخاطرات برای جامعه و محیط زیست شود.»
با وجود تمام این چالشها، کاظمی معتقد است: «بخش خصوصی در آمریکا همچنان به اهمیت سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر پی برده است». او توضیح میدهد: «شرکتهای فعال در حوزه انرژی پاک میدانند که اگر در مسیر انرژیهای تجدیدپذیر حرکت نکنند، رقبای جهانی جای آنها را خواهند گرفت. این نشان میدهد که آینده انرژی پاک تنها محصول تصمیمات سیاسی نیست؛ بلکه تعامل میان بازار، فناوری و فشارهای جهانی تعیینکننده خواهد بود.»
این کارشناس تاکید میکند: «واقعیت اقتصادی و جهانی باعث شده بخش خصوصی به رغم کاهش حمایت دولت، همچنان سرمایهگذاری در انرژیهای پاک را ادامه دهد. این روند نشان میدهد که نهادها و شرکتها نمیتوانند بدون توجه به تغییرات جهانی انرژی، استراتژیهای خود را طراحی کنند. بازار جهانی انرژی در حال شکلگیری مجدد است و حتی سیاستهای محافظهکارانه داخلی نمیتوانند جلوی این تغییر را بگیرند.»
او همچنین به اهمیت نگاه بلندمدت در تصمیمگیریهای اقتصادی اشاره میکند: «تضاد میان سیاستهای کوتاهمدت دولت و اقدامات بلندمدت بخش خصوصی، چالشی اساسی برای آمریکا در دهههای پیش رو ایجاد خواهد کرد. شرکتها و نهادهای مالی میدانند که آینده انرژی پاک اجتنابناپذیر است و برای حفظ رقابت در بازار جهانی، باید سرمایهگذاری در فناوریهای تجدیدپذیر را ادامه دهند.»
کاظمی در ادامه تحلیل خود خاطرنشان میکند که «وضعیت کنونی ایالات متحده نمادی از تضاد میان منافع اقتصادی کوتاهمدت و ضرورت اقدامات اقلیمی بلندمدت است. در دنیای امروز، ثروتمندان و شرکتها منابع طبیعی را استخراج میکنند، زبالههای صنعتی و الکترونیکی افزایش یافته است و نهادهای مالی ترجیح میدهند سود کوتاهمدت را دنبال کنند. با این حال، واقعیت بازار جهانی و فشارهای بینالمللی، بخش خصوصی را مجبور به پذیرش و سرمایهگذاری در انرژیهای پاک میکند، حتی اگر دولت حمایت نکند.»
از نظر کاظمی، «شرکتها و نهادهای مالی در آمریکا به این نتیجه رسیدهاند که آینده انرژی پاک قابل اجتناب نیست و سرمایهگذاری در فناوریهای تجدیدپذیر تنها راه حفظ رقابت و بقای اقتصادی در دهههای پیشرو است. این تضاد میان سیاست رسمی و منطق بازار، چالشی اساسی برای کشور و جهان خواهد بود و نشان میدهد که تصمیمات سیاسی تنها یکی از عوامل شکلدهنده مسیر انرژی آینده هستند.»
0 Comments